مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

داستان های ملانصرالدین - مجله سرگرمی ژولیت

داستان های ملانصرالدین ۲۰ دی ۱۳۹۵

 

 

arianagroup-catdastan

داستان کوتاه جایگاه رفیع

یک روز ملا نصر الدین برای تعمیر بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختمانی را برپشت الاغ بگذارد و به بالای پشت بام ببرد.

الاغ هم به سختی از پله ها بالا رفت. ملا مصالح ساختمانی را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پایین هدایت کرد. ملا نمی دانست که خر از پله بالا می رود، ولی به هیچ وجه از پله پایین نمی اید.

هر کاری کرد الاغ از پله پایین نیآمد. ملا الاغ را رها کرد و به خانه آمد. که استراحت کند. در همین موقع دید الاغ دارد روی پشت بام بالا و پایین می پرد .

وقتی که دوباره به پشت بام رفت ، می خواست الاغ را ارام کند که دید الاغ به هیچ وجه آرام نمی شود. برگشت .

 بعد از مدتی متوجه شد که سقف اتاق خراب شده و پاهای الاغ از سقف چوبی آویزان شده، بالاخره آلاغ از سقف به زمین افتاد و مرد.

ملا نصر الدین گفت لعنت بر من که نمی دانستم که اگر خر به جایگاه رفیعی برسد  هم آنجا را خراب می کند و هم خودش را می کشد…


داستان کوتاه رشد قد انسان

 

از ملا نصر الدین پرسیدند : به عقیدۀ تو قد انسان که بلند می شود از طرف پایین بلند می شود یا از طرف بالا ؟!

ملا جواب داد در این مسئله من و زنم با هم اختلاف عقیده داریم . 

زنم می گوید : انسان از طرف پایین بلند می شود و دلیلش هم این است وقتی شلوار ده سال قبل خود را می پوشد تا کاسۀ زانویش بیشتر نیست و لذا از طرف پا بلند شده !

اما من می بینم ، وقتی مردم توی خیابان راه می روند ،  سطح

پاهایشان روی زمین همه مساوی و هم سطح است ، ولی سرهایشان کوتاهتر و بلند تر است و فکر می کنم که انسان از بالا تنه رشد می کند !!  

 


داستان کوتاه استراتژی اشتباه

 

روزی ملانصرالدین در فصل تابستان به مسجد رفت و پس ار نماز و استماع موعظه در گوشه ای از مسجد خوابید و کفشهای خود را روی هم گذاشته زیر سرنهاد. همینکه به خواب رفت و سرش از روی کفشها رد شده و به روی حصیر افتاد و کفشها از زیر سرش خارج شدند. دزد آمد و کفشها را برداشت و برد. وقتی ملا بیدار شد و کفشها را ندید دانست مطلب ازچه قرار است. پس برای فریب دادن و به چنگ آوردن دزد تدبیری اندیشید و پیش خود خیال کرد که لباس هایم را ازتنم بیرون میآورم و آنرا تا نموده و زیر سر میگذارم و خود را به خواب میزنم و سرم را از روی لباسها پایین میاندازم دراین موقع دزد میآید و دست دراز میکند که لباسها را ببرد ومن مچ او را فورا میگیرم. و همین کار را کرد اما از قضا درخواب عمیقی فرورفت! وقتی ازخواب بیدار شد دید لباسهارا هم برده اند!


داستان کوتاه ملانصرالدین

ملانصرالدین روزی به مسجد رفت و از ترس آن که مبادا کفش هایش را بدزدند یا با دیگری عوض شود ، آنها را زیر لباد ه اش پیچید و در گوشه ای نشست. شخصی که کنارش بود چون بر آمدگی زیر بغل اورا دید گفت: به گمانم کتاب پر قیمتی در بغل داری؟ چه نوع کتابی است ملانصرالدین گفت : کتاب فلسفه . غربیه پرسید: از کدام کتاب فروشی خریده ای؟ 
ملانصرالدین گفت: از کفاشی خریده ام  .


داستان کوتاه کودکانه

ملانصرالدین  روزی عده ای از مردم رادید که به بیابان می روند تا از خداوند طلب باران کنند، چونکه چند سالی بودباران نیامده بود. مردم عده ای از اطفال مکتب را همراه خود می بردند.ملانصرالدین پرسید که اطفال را کجا می برید؟ 
درجواب گفتند:چون اطفال گناهکار نیستند، دعای آنها حتما مستجاب خواهد شد .ملانصرالدین  گفت: اگر چنین است،پس نباید هیچ مکتبداری تا کنون زنده باشد …


داستان کوتاه سکه و سیلی

یک روز یک نفر سر بگو مگو به ملا نصر الدین سیلی میزنه ، ملا هم اونو به دادگاه می کشه و دیّه ی سیلی رو می خواهد .
قاضی از مرد می خواهد که یک سکه به ملا بده . مرد به بهانه ی آوردن سکه از دادگاه فرار میکنه . ملا که متوجه فرار اون میشه ، یه سیلی به قاضی می زنه  و به قاضی میگه : وقتی اومد ، سکّه رو خودت بردار …


سه حکایت شیرین

 

 – محاصره ی روباه 
شخصی با تیر و کمان و نیزه و یک سگ و یک قبضه تفنگ و یک جوال کاه در حرکت بود .
رفیقش پرسید : کجا می روی ؟
گفت : به شکار 
پرسید : این همه وسایل چیست ؟
گفت : اول تیر و کمان را به کار می برم ، اگر موفق نشدم تفنگ را به کار می اندازم . اگر نشد سگ را رها می کنم ، در صورتی که روباه از دست سگ رها شده و در لانه ای وارد شد با نیزه حمله می کنم و اگر لانه اش طولانی بود کاه را در مقابل لانه اش آتش می زنم ، تا مجبور به خروج شود .
رفیقش گفت : از این قرار عاقبت کار روباه با خداست !

منبع : http://choulab.persianblog.ir/

 

منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم

zhuliet.com

 

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 83 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها
سایت ژولیت قهوه ویتامین D نمک ضد آفتاب رژیم دندان شکلات تلخ آرایش و زیبایی اپل قارچ داستان ژولبت اصفهان فست فود رژیم چاقی لاغری روغن زیتون گوشی فضای مجازی ماه رمضان عشق کفش معما موز حکمت تست هوش بادمجان خندوانه مجله ی زولیت ماهی فوتبال داخلی پرسپولیس میگرن سر درد انگشتر زیبا کبد افطاری جوش سوپ آرایش خواب داستان کوتاه بدلیجات هویج پیتزا مرغ شیر زندگی بهتر سیب جعفری بازیگر زن ایرانی اینترنت موبایل اجتماعی گناه اشعار مینا آقازاده مجله ی تفریحی بیماری بخش سلامت مجله ی ژولیت منیزیم فیلم مشتری آرامش طلاق ادویه ویتامین c فلفل پوست ترانه علیدوستی مجله س تفریحی ژولیت بیوگرافی انگشترنقره فضانورد مریخ روان شناسی سیب زمینی کالری پیاز مجله ژولیت جوش شیرین اخبار هنرمندان سردرد خواننده پوکی استخوان سرطان سینه اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت مینا آقازاده زولیت خستگی فشارخون کربوهیدرات فیتنس فناوری روز تلگرام نقره جات عسل جالبیجات اخباراقتصادی تاریخ معاصر ایران گوجه فرنگی رژیم لاغری گردنبند شهاب حسینی المپیک انگشترلطیفه کلسترول پوست و مو دسر ناخن اخبار ورزشی زیورآلات به روز عباس کیارستمی رمضان بازیگر بیماری قلبی ازدواج پیاده روی مو طالع بینی سس رژیم غذایی اخبارهنرمندان آنتی اکسیدان سایت تفریحی سرگرمی یبوست گردشگری گوشت پوست ومو ویتامین مواد غذایی سبزیجات لاغر شدن نوشیدنی چربی مطالب جالب انگشتر سلامت مو تخم مرغ فال و طالع بینی غذای اصلی طب سنتی فیلم وسینما اکران افسردگی دیابت زنجبیل فضا تکنولوژی اخبار تکنولوژی مجله سرگرمی ژولیت سلامت فال روزانه چاقی فال داعش فیبر پروتئین کودک لاغری روانشناسی کلسیم سرطان سلامتی سینما کاهش وزن کارگردان اخبارسلامت اخبار سیاسی استرس آموزش آشپزی تغذیه ناسا ورزش اخبار اقتصادی نجوم تناسب اندام بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس مجله ی تفریحی ژولیت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو بخش آشپري مجله ي ژوليت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح اخبار سلامت بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر فرهنگ zhuliet مجله ی ژولیت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژولیت