مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

نگاه مختصری به تاریخ معاصر افغانستان (۲) - مجله سرگرمی ژولیت

نگاه مختصری به تاریخ معاصر افغانستان (۲) ۱۰ دی ۱۳۹۵

 

 

 

۳-  درباروکابینه حبیب الله (بچه سقاو):

 

حبیب الله درارگ نیزنشست اما نشستگاه آنان شکل دربار را نداشت بیشتر اوقات که انسان صحنه های این دربار کاریکاتوری را میدید فکرمی کرد که یک پارچه تمثیلی کمیدی را تماشا می کند.

فرق بین افسران بزرگ وعادی درین بود که صاحب منصبان بزرگ وزنه قطارهای زیادی را برشانه ها،کمروبازوی خود پیچیده وحاضرباشان درعقب آنان روان بودند افراد ساده نیزبه

مانند افسران لباس می پوشیدند ولی وزنه قطارآنان کم می بودند. درینجا ازحاضرباش نام برده شد درآن روزها حاضرباش یک کلمه پرازوحشت وهیبت بود حاضرباش یک فرد استخوان شکن را باخود میداشت وبه هرکه قهرمیشد اورا بسیارلت وکوب می نمود.وقتی مردم حاضرباش را می دیدند هرطرف می گریختند . درارگ هیچگونه قیوداتی نبود،هرکسی میتوانست به حضورامیرجدید برود ولی ازترس حاضرباش ها کسی جرئت نمیکرد که حتی به دیوارارگ نگاه کند.

صفحه 275:

دروقت پیش شدن به حضورامیردرعوض سلام کلمه “چشمت صدقه” گفته میشد وامیرعرض مردم را شفاهی میشنید زیرا عریضه تحریری را خوانده نمی توانست اینکه اوشفاهی امرمیداد وامرشفاهی چگونه تا مرجع می رسید این یک ماجرای دیگربود.

بعدازچندی این مخلوق بدوی تا اندازه ای شهری شد دربارنیز تا اندازه رونق پیدا کرد بعد ازآن امیردردرباربالای چوکی وزمانی بالای میزمی نشست وحکمی را که امیر برعریضه مردم صادر می کرد منشی او را می نوشت وسپس به مرجع آن فرستاده می شد.

هنگامی که عنصرشهریت دراین جریان بدوی وروستائی جا گرفت درباربه دوجبهه تقسیم شد. دریک طرف افراد نسبتاً معتدل وباسواد مانند عطاء الحق وزیرخارجه شیرجان وزیردربار،کریم خسرو رئیس ضبط احوالات ودیگران قرارداشتند آنان حبیب الله را تشویق می نمودند تا با مناسبات شهری خود را عیارسازد زیرا آنان می دیدند که دربدویت بقای آنان نیست وشاید با عواقب بدی دچاروازبین بروند ودرمقابل آنان جبهه جاهلان مطلق،وحشی،دزدان وآشوپگران وغیره قرارداشتند آنان ازطرف یک فرد مجهول هندوستانی محمد محفوظ خان که معاون وزارت حربیه بودحمایه می شدند(درمورد محمد محفوظ خان شک نزدیک به یقین وجود دارد که وی جاسوس انگلیس بود درباررا بدورخود میچرخانید. وی فرزند حکیم محمد جان خان هندی است،پدروی نیزشخص مرموزبود) اگرچه جبهه تهذیب پذیری کامیاب شده حبیب الله ریش کوتاه ودریشی سیاه به تن کرده وزن محمد زائی نکاح نمود ولی جبهه مخالف به زدن کشتن چوروچپاول دوام دادند وحبیب الله نیزدرمقابل آنان موقف “بنده بی دخل است” را اختیارنمود.

صفحه 276:

والیان ولایات نیزچنین افراد بودند هریک چنین می اندیشیدند که حبیب الله همسنگر آنان بود وامروز حق حکم کردن را ندارند بلکه هرکدام به اختیارخودکارمی کردند.

صفحه 277:

حکومت حبیب الله محض بنام بود با گذشت هرروز مشکلات او بیشترمی گردید حساب محصولات ومالیات بکلی ازبین رفته بود وهرافسرسقاوی که برزمین ،باغ،دوکان وسرای برابرمیشد بنام مالیه آنرا چوروچپاول می کرد هریک ازین صحرائی های بدوی درشهرکابل خانه های مردم را به زورگرفتند افسران آنان درخانه های سرداران رهایش پذیرگردیده ودختران کابل را برای خود نکاح نمودند.

۴-  تکفیرنمودن امان الله خان:

–         وجود امان الله خان درقندهارهمه سقاوی ها را به تشویش ساخته بود مخصوصا زمانی که مردم قندهارامارت حبیب الله بچه سقاو را رد واورا باغی خوانده وجنگ درمقابل اورا فریضه هرمسلمان دانستند علما مذهبی این فتوا را دراخیر۱۹۲۸ م صادر وسپس مردم دورامان الله خان جمع شدند تا به کابل رفته وازآنجا بچه سقاو را رانده وشاه امان الله را دوباره پادشاه سازند سقاو نیزدرهمین وقت یک فتوای ۱۹ فقره ای طبع شده را برضد امان الله خان نشرواورا تکفیرنمود.

–         نکات برجسته این فتوای ۱۹ فقره ای این بود:

–         سلام شفاهی را منع وباشاره سرتبدیل کرده عوض دستارکلاه مقرر کرده لباس جدید (دریشی) را عوض لباس قدیم معین نموده ریش تراشی را رواج داده مکاتب زنانه تاسیس کرده برقع (چادری چین دار) را برانداخته متعلمات (بخاطرتعلیم) بخارج فرستاده،باعلمای دین مخالفت داشته،محصلین درمکاتب انگلیسی تحصیل کرده درشرع فساد روا داشته سنه قمری را به شمس مبدل ساخته تاریخ وسنه انگلیسی را اعلان کرده رخصتی جمعه را به پنجشنبه تخصیص داده معاش ملا امام ها وموزن ها را موقوف کرده حضرات مجددی( محمدصادق خان ومحمدمعصوم خان) را محبوس کرده وقاضی عبدالرحمن ملاامام حضرت صاحب را اعدام نموده امرمعروف ملاها را منع کرده بت پرستی و شراب خوری را ترویــج نموده مــــــلاعبدالله خان وعلما واکابرجنوبی راعدام کرده.اعمال او(امان الله خان) خلاف شرع بوده است لهذا بیعت خودرا با وساقط نموده وبه حبیب الله خان بیعت نمودیم.

صفحه 280:

درجریان سقاوی هرافسروهرفرد به شکل مستقل تمثیل قدرت می نمود به لحاظ زمانی هرافسر در یک لحظه بشکل فردی ازقوه های مقننه،مجریه وقضائیه برخورداربود.به شکلی که اگر اسلحه سرد یا ناریه را بلند نموده کسی را به قتل میرسانید این حق اجرائی او بود و اینکه او این مرگ را در حق مقتول لازم دید این حق قانونی او بود. و اینکه این حق را برای خود عدالت میخواند این خصلت قضائی او بود.

صفحه 281:

–         بهترین مثال وفیگر(اکت) قاطع این قضیه ملک محسن والی کابل بود که پروای هیچکس رانداشت حتی حبیب الله نیزازوی حذرمی نمود اما ملک محسن وحشی عمل خود را رنگ مذهبی داده وهمیشه این سخن برزبان وی بود که ما طبق شریعت کارمی کنیم لاتی ها وکافران دوره امانی را نمیگذاریم .

–         طی ۹ ماه مردم غرق دریای خون وکباب وشعله های آتش بودند برای هیچکس یک لحظه مصوونیت وجود نداشت این یک جریان عبوری ولی بسیارمخرب بود که علایم وشواهد زیاد قرون وسطی را باخود داشت.

–         چون یک جریان بی نظم وبی لجام بود بناءً کشور شکل مجمع الجزایر را بخود گرفت که هرولایت علیحده بود وبچه سقا با حاضر باشان خود برمرکز نیز تسلط کافی نداشت راه ها مسدود وتجارت معطل گردید وچنان انفلاسیونی دامنگیر کشور شد که حتی سقاوی ها را نیز وارخطا ساخت دراخیرفکرنمود که این آتش ذریعه یک شخص سپه سالارمحمد نادرخان خاموش میگردد بناءً سرداراحمدشاه خان پسرکاکای نادرخان را که درنزدش زندانی بود نزد نادرخان فرستاد “ازوی خواهش شده بود” تا به کشور برگشته وتمام امور نظامی برایش سپرده خواهد شد این شخص ساده چنین فکر میکرد که نادرخان به نزد او خواهد آمد، نادرخان آمد ولی هنگامی که سودای سراو درسرش بود وبا آمدن خود امیر و بقیه سرکردگان این گروه را به داربست وبه این فاجعه خاتمه داد.

صفحه 282:

اکثرکسانی را که حبیب الله بقتل رسانیده با امان الله خان عقده های شخصی داشتند وبخاطر بقدرت رسانیدن سقاو زمینه سازی نموده بودند ولی سقاو بمانند مار از هوده برآمده اکثرمارگیران خود را گزید.

حبیب الله علی احمد ومولوی عبدالواسع را به توپ پراند. نباید فراموش کرد که مولوی یک عالم روشنفکر بود، او را شهید گفته میتوانیم.

–         شخص مشهور سومی فیض محمد(هزاره) کاتب نویسنده سراج التواریخ بود که حبیب الله اورا با محمد عظیم کوهستانی میرآقاخان مجتهد وخلیفه غلام حسن به هزاره جات فرستاد تا بیعت هزاره ها را بگیرد ولی هیات ناکام به کابل برگشت.بچه سقاو میرزا فیض محمد را چنان لت وکوب نمود که ازاثرآن مریض شده ووفات نمود.

صفحه 283:

–         سردارانی که بخاطر آوردن بچه سقاو فعالیت نموده ودرراس آنان سردارمحمد عثمان خان قرارداشت بعدها دراثرفشاروحرکات وحشیانه سقاوی ها به این فیصله رسیدند تا حبیب الله را تـــرور نمایند ولــی حبیب الله ازپـــــلان آنـــها خبرشـــده ســـرداران

–         مذکورراگرفتارکرد.سردارمحمد عثمان خان را دریک صندوق گذاشته زنده دفن نمود وبالای آن شلغم کاشت .سردارعبدالمجید خان وسردارحیات الله خان پسران امیرحبیب الله عبدالحمید خان توخی وقاضی محمد اکبرخان را اعدام نمود. قاضی عبدالرحمن خان را درپلخشتی بندبند جدا ساخته سراو را درهمانجا آویزان کرد.

–         همه روزدستها،پاها وسرهای مردم درسرچوک کابل بردیوارها آویزان می بود وملک محسن اعلان میکرد که حکم شریعت را بجا نموده است.

–         روزها مردم درین ترس بودند که مورد خشم حاضرباشها قرارنگیرند وشبها ازترس چپاولگران سیدحسین وملک محسن خواب ازچشمان آنان پریده بود.

–         حبیب الله درابتدا برکشتن بسیارمتکی بود ولی بعدها حکم اعدام را صادرنمی کرد ولی به سید حسین وملک محسن نیزتوصیه نمیکرد تا دستهای خود را ازقتل بازدارند.

–         صفحه 284:

–         سید مهدی فرخ که دراواخرعهد امان الله خان سفیر ایران درکابل بود میگوید: (بدون تردید شورش ۱۳۰۷ نقشهء پختهء انگلیس بود. این طرح دردفتر اطلاعات مخفی هند ارایه شد وانگلیس ها آنرا با چابکی زیرعمل گرفتند وامان الله خان را ازصحنه خارج ساختند) مهدی فرخ می افزاید که: ( انگلیس به مانند یک شطرنج بازماهرچال خود را {بازی} نمود.)

–         و یا اینکه حبیب الله درجنگ شهرآرا زخمی شده وبه سفارت انگلیس برده شد ودرآنجا تداوی گردید، آیا این خودش یک قرینه نیست که انگلیس قویاً نیت نصب کردن حبیب الله را نموده بود؟

–         نقش حضرت محمد صادق درطرد امان الله و آوردن سقاو اندک نبود مخصوصاً حضرت فضل عمرنورالمشایخ برادر او که در دیره غازی خان جان گرفته وبه کوچی ها تبلیغ می نمود تا برضد امان الله خان قیام نمایند روابط وی با بچهء سقاو آنقدر نزدیک بود که بنا به دعوت او (کلکانی) به کتواز آمده و در آنجا قرارگاه گرفت ودریک مرتبه چهارهزار سلیمانخیل را برضد امان الله فرستاد سپس امارت سقاو را شرعاً تائید نمود. درلنگر او همه روزه ۱۵ راس گاو و ۳۰ راس گوسفند ذبح می شد روغن،برنج،چای وشکر آنرا نیزهمین طورقیاس کنید،این همه را کی میداد؟ مردم منطقه این توان را نداشت وخود حضرت صاحب چیزی نداشت،شما قضاوت کنید که او ازکجا تمویل می شد؟

–         سقاو شخص ساده بود او انگلیسها را کفار دانسته وروسها را دشمنان بخارا می شمرد ولی استادان مخفی به او گفته بودند تا احترام همفریز سفیرانگلیس را نماید.

صفحه 285:

–         افواه مشهورکه شاید حقیقت هم نداشته باشد ولی بدون هیچ هم نیست که دریک مجلس گفته بود من ازسفیر انگلیس بسیار راضی هستم،هم معاش او را زیاد بسازید وهم رتبه،اورا بلند گردانید (بیچاره به این نمیدانست که رتبه ومعاش سفیر به او تعلق ندارد.)

–         انگلیس تا وقتی او را استعمال نمود که بقایای دوره امانی را ذریعه او سرکوب نمود،سپس اورا با لگد به دورانداخت،زیرا دیگربه وجودش ضرورت نداشت.

صفحه 435:

ببرک کارمل که بود؟

ببرک اصلاً ازقریه کمری واقع درجنوب شهرکابل بود. پدراو {حسین خان} افسرنظامی بود که بعدها تا رتبه جنرالی رسید. گفته میشود که خانواده وی اصلاً از کشمیر هستند که به کابل آورده شده بودند، پدر کلان او هاشم خان نام داشت که در جنگ دوم افغان و انگلیس، انگلیس ها او را به حیث یک محاسب نظامی با خود آورده بودند، چون در کشف اطلاعات دسترسی داشت، بنابر این هنگامیکه قوت های انگلیس خارج میگردیدند او را در نزد امیر عبدالرحمن خان گذاشتند تا در تاسیس دفتر از وی کار بگیرد، چون امیر از حساب انگلیس آگاه بود برای هاشم خان گفت ( از منزلت خارج مشو و تنخواه خود را بگیر و او هم در هیچ چیز مداخله نکرد).

از تاسیس جمهوریت با داوود خان همکار بود،تا اینکه فتنه انگیزی اش ثابت شد ودرجریان تصفیه پرچمی ها او را نیز از خود راند.

صفحه 457:

سقوط شهر مزار شریف که درمارچ سال ۱۹۹۲ م بسر رسید. این شهر توسط گروه پرچم که رهبر آن کارمل ودر اطراف رئیس جمهور قرارداشتند سقوط نمود وظاهرگردید که برگهای حکومت نجیب زرد گردیده اند.

داکترنجیب الله بخاطر خاموش ساختن آتش شمال جنرال نبی عظیمی را بطور مسلسل به شمال می فرستاد ولی او که زیر تاثیر کارمل، کاویانی،فرید مزدک واحمدشاه مسعود قرارداشت به داکترنجیب خیانت می ورزید ولی نجیب نمیدانست وتکیه او برخارج وبر بینن سیوان نماینده خاص سرمنشی موسسه ملل متحد بود،که او {بینن سیوان} تحت رهنمائی نوازشریف وخاطر خواهی مجاهدین پلان ازبین بردن نجیب را زیرکار گرفته بود.

یک ونیم هفته قبل ازسقوط کابل،چهاریکار سقوط نمود قوت های مسعود درآنجا جابجا شدند ازهمینجا کودتای فرید مزدک،کاویانی،نبی عظیمی وعبدالوکیل سروصورت گرفت وبرای اولین بارعبدالوکیل درچاریکار با مسعود دیدارنمود زمانی که به کابل برگشت نجیب الله را خاین ملی خواند ونجیب الله نیز در فکرقرارگرفت.

سقوط چهاریکاریک حرکت قاطع بود. یکنیم هفته بعدکابل سقوط نمود مجاهدین داخل کابل گردیدند شهرزیرتهدید شدید واقع شد وداکترنجیب الله درنمایندگی ملل متحد پناهنده شد.

–         کودتای برضد نجیب وسقوط رژیم:

–         بعد ازکودتای تنی فعالیت ها برضد نجیب درحزب و دولت آغازگردید تمام مراکز مخفی سابقه جناح های خلق وپرچم درحزب فعال بودند.

–         ببرک کارمل بازی خطرناکی را آغاز نموده بود، اعضای غیرپشتون حزب را بر اساس روحیه ستمی که داشت با همدیگر نزدیک می ساخت رهبری این حرکت خطرناک در دست محمود بریالی، کاویانی و فرید مزدک بود.

–         داکترنجیب میدانست که خطر ازکدام راه ها درکمین او است ولی با آن هم به کاویانی وفرید مزدک موقع بسیار میداد البته این کاربه میل نجیب صورت نمیگرفت بدون شک مشاورین شوروی وبصورت خاص ایجنت های “کا.جی.بی” بر این آتش تیل می افروختند.

–         ازطرف جناح پرچمی کارملی یک کودتای چند مرحله یی برضد نجیب الله زیرکار گرفته شد.

–         صفحه 459:

–         نجیب اداره مزار را به جمعه اخک که یک جنرال پشتون بود سپرد رشید دوستم (ازبک) درجوزجان ومزارخود را مرجع قدرت می شمرد درقدم نخست روابط جمعه احک ودوستم تیره گردید اداره حیرتان که به جنرال مومن (تاجک) سپرده شده بود او هم از اوامرجمعه احک اطاعت نمیکرد نجیب بجای مومن “دگروال ستاربشرمل” را به حیرتان فرستاد ولی جنرال مومن او را گرفتار و زندانی نموده و گارنیزیون حیرتان را سنگر بندی نمود.

–         نجیب امرنمود تا مومن به کابل بیاید،نامبرده به جنرال دوستم مراجعه نمود دوستم گفت نجیب باید جمعه احک را ازمزارشریف خارج سازد.

–         این زخم وسیله خوب برای زهرکارمل گردید وبه دوستم ومومن گفت تا مقاومت نمایند.

–         این مرحله اول کودتا بود،درمرحله دوم داکترنجیب به نبی عظیمی معاون وزارت دفاع وظیفه داد تا به مزار رفته مومن ودوستم هردو را به کابل بیاورد.

–         چون جنرال نبی عظیمی با گروپ کارمل مرتبط بود درمزارشریف به مومن ودوستم اصرار ورزید تامقاومت خود را درمقابل رئیس جمهور بیشترسازند.

–         از آغازسال ۱۹۹۲ م اوضاع شمال رو به خرابی نهاد اما هنگامی که پای نبی عظیمی درمیان آمد آنگاه احتمال سقوط عمومی به یقین نزدیک شد.

–         داکترنجیب،جنرال رفیع وزیردفاع سابقه ورئیس ارکان شورای دفاع از وطن را به مزار فرستاد چون درآنجا گروپ ستمی پرچمی فعالیت نموده بود بناءً رفیع ناکام برگشت ونجیب برای گروپ مرموز شمال که دوستم ومومن در راس آن قرارداشت این پیغام را فرستاد:

–         جنرال جمعه احک قوماندان گروپ اوپراتیفی شمال از وظیفه سبکدوش وبه کابل خواسته شود.

–         به جنرال دوستم وظیفه داده میشود تا جنرال مومن را ازحیرتان به کابل بیاورد تا مورد عفو رئیس جمهور قرارگیرد.

–         ازجانب شمال برای نجیب این پیغام فرستاده شد:

–         جنرال تاج محمد که ازجمله محرکین است به کابل خواسته شود.

–         جنرال دوستم بحیث قوماندان عمومی اوپراتیفی شمال تعین گردد.

–         کادرهای نظامی شمال ازطرف جنرال دوستم وکدر های مسلکی ازطرف نجم الدین کاویانی،فرید مزدک،پیگیر ومحمود بریالی پیشنهاد ومنظورگردند.

–         جنرال مومن به وظیفه خود ادامه دهد.

–         این مرحله دوم کودتا بود اعضای کودتا که تاکنون مخفی بودند چهره های شان آشکار گردید.

–         ارتباط احمد شاه مسعود با این گروپ ستمی پرچمی نیزدرهمان لحظات افشا گردید اکنون آنها یک گروپ مستقل بودند که توسط فعالیت های ببرک کارمل به احمدشاه مسعود دربسته سپرده شدند ولی یک پرزه آن جنرال نبی عظیمی بود تا اکنون مخفی واز اعتماد رئیس جمهور برخوردار بود همچنان علومیان (جنرال نورالحق وجنرال عبدالحق) ازاعضای عمده کودتا بودند.

–         درماه فبروری گردباد سقوط درکابل وزیده بود رئیس جمهور نیز میدانست که فتنه انگیزی جناح ستمی پرچمی چنان عمیق است که خنثی نمودن آن کارآسان نیست.

–         ازاینکه وکیل وزیرخارجه با کارمل مخالف بود مورد اعتماد داکترنجیب قرار داشت واین نیزیک اشتباه دیگرنجیب بود چنانچه برنبی عظیمی اعتماد نموده بود وکیل با چشم سفیدی زیاد با اعضای کودتا همراه شد.

–         نجیب به وسیله عبدالحمید محتاط با احمدشاه مسعود ارتباط گرفت ولی محتاط هرباری که پیام نجیب را به مسعود می رسانید درآنجا به مانند جاسوس در مورد اوضاع عمومی کابل به وی اطلاع میداد.

–         رهبران مجاهدین درپشاور وگروپ کودتا جناح ستمی پرچمی که اکنون رهبری آنانرا احمدشاه مسعود بدوش داشت درکابل وچهاریکارهرکدام تلاش می ورزیدند تا قدرت را بدست آورند.

–         آمدن قوت های مسعود ازشمال به کابل بکلی ثابت بود نجیب برای اینکه یک قوت تدافعی درکابل داشته باشد امر داد تا چهار طیاره افراد جبار قهرمان را از قندهار به کابل انتقال دهند درگارنیزیون کابل نبی عظیمی بود بنا به امرمخفی او این طیارات به مزار رفتند وازآن طرف ملیشه های ازبک مربوط دوستم را به کابل آوردند این مرحله سوم کودتا بود.

–         کودتا چیان میدان هوایی کابل را تحت نظارت گرفته بودند.ساعت ۹ شب دو طیاره ملیشه های ازبک را به کابل رسانید،مجید روزی نیز با آنان بود. این ملیشه ها به چهارآسیاب می رفتند ولی با مکر وحیله درمیدان باقی ماندند درهمین شب یعقوبی وزیرامنیت بطور مرموزی خودکشی نمود. داکترنجیب درارگ زیرنظارت بود وحسین اوغلی معاون بینن سیوان به نبی عظیمی قوماندان گارنیزیون خبرداد که بینن سیوان شب به کابل میرسد.

–         شب ۱۶ اپریل سال ۱۹۹۲ م یک طیاره کوچک ملل متحد برمیدان کابل نشست یک ساعت بعد سه موترفلکس واگون درسه راهی نزدیک میدان ازطرف محافظین توقف داده شد. ستار نورستانی قوماندان گارنیزیون میدان به نبی عظیمی خبرداد که دریکی ازین سه موتر داکترنجیب،احمدزی وجفسر نشسته اند ومیخواهند داخل ترمینل گردند.

–         نبی عظیمی جواب نمیدهد،نیم ساعت بعد باز به وی تیلفون میشود که موترها دوباره به شهررفتند.

–         کودتا چیان میخواستند نجیب را گرفتارنمایند ولی او برفت ودرد فترملل متحد پناهنده شد. وبه این ترتیب ریاست جمهوری نجیب به پایان رسید. رژیمی که در۲۷ اپریل سال۱۹۷۸ م بمیان آمده بود ازبین رفت وحکومت های تنظیمی برکابل سایه افگندند.

–         این کودتا خیلی دلخراش بود. کمال احمدشاه مسعود درین بود که هم نجیب را ازمیان برداشت ومناطق ستراتیژیک کابل را متصرف شد وهم به دوستم فهماند که مرجع قدرت او است.

–         صفحه ۴۷۲

–         هنگامیکه که ربانی برای تاسیس شورای جهادی وارد کابل میگردید گلبدین سه روز جنگ را متوقف ساخت.

–         سه روز بعد یکبار دیگر جنگ بین مسعود و گلبدین آغاز و دامنه جنگ از میدان هوائی تا تپه بی بی مهر، وزیر اکبر خان، ارگ، چهار راه پشتونستان و دارالامان کشانیده شد مسعود بر کوه تلویزیون (آسمائی) بالا شده و از آنجا کابل را هدف توپ و راکت قرار داد در این روز هزاران نفر به قتل رسیده خانه ها ویران گردید.

صفحه 492:

ربانی درتخارکانتینرهای را گذاشته بریکی نوشت وزارت معارف درلوحه کانتینردیگرنوشته بود وزارت داخله به همین شکل وزارت های دیگروبردروازه فرسوده یک خانه کهنه نوشته بود مقام ریاست جمهوری افغانستان.درمورد این صحنه اخبارهای خارجی نوشته بودند که (حکومت کانتینری استاد ربانی) به این ترتیب حکومت بار اول ربانی بپایان رسید.

صفحه 496:

مسعود که تاجیک است درسال۱۹۵۳ م درپنجشیربه دنیا آمد او تعلیمات ابتدائی را درمحل تولد به پایان رسانیده سپس شامل لیسه استقلال گردید تحصیلات عالی را درپولی تخنیک آغازکرد که آنرا تمام نکرد سپس درراس یک گروپ وارد میدان جنگ گردید اویک ستمی بود وتحت نفوذ طاهربدخشی قرارداشت (احمدشاه مسعود با انجینرحبیب الرحمن یکی ازپیشتازان نهضت اسلامی همکاری داشت وخود نیزعضو آن بود- م)

مسعود برضد داوودخان فعالیت هایی را براه انداخت سپس به پاکستان فرارنمود درآنجا ذوالفقارعلی بوتو به آنان پول واسلحه داد وازهمان وقت درپنجشیرمستقرگردید.

ازسال۱۹۸۰ م برفابریکه های نساجی گلبهاروجبل السراج حمله نمود او با حملات چریکی اکثراً راه سالنگ را برکاروان های مسلح شوروی می بست.

مسعود یک قوماندان جمعیت اسلامی به رهبری برهان الدین رببانی بود.وی مخالف شدید حکمتیار بود که درجنگهای آنان ده ها هزار انسان کابل بقتل رسیده و خانه ها ویران گردید. در مصاحبه با ژورنالیستان خود را شدیداً مردم دار و دموکرات جلوه میدهد، چنانچه با سندیگال ژورنالست مشهور انگلیس خودرا معتقد به انتخابات دموکراتیک جلوه داده ولی حقیقت این است که او یک شخص مخرب وجنگجو است.

مسعود برعکس گلبدین یک شخص آزاد وعیاش است میگویند که وی جام سکندر را ازموزیم کابل برده ودرآن آب می نوشد.

صفحه 497:

موصوف دراثنای جنگ آرام بوده عصبانی نمیگردد ولی مردم اززبان همکاران او نقل می کنند هنگامی که اوازکوه تلویزیون جاده میوند را با راکت هدف قرارمیداد اکثراً خودفیرنموده وسپس می خندید یعنی ازمرگ انسان وتخریب آبادی لذت می برد. اوحالا نیزیک قوماندان نیرومند است وتاکنون کابل را هدف راکت ها قرارمیدهد “این اثردرهنگامی نوشته شده که فرمانده احمدشاه مسعود درقید حیات بود- م”.

صفحه 502:

مطبعه دولتی باماشین های آن منهدم گردید ماشین آلات فابریکه جنگلک را افراد گلبدین توسط لاری ها به پاکستان بردند درین کارخانه موترها مونتاژمی شدند لابراتوارکیمیا که درپاکستان،ایران وجمهوریت های آسیای مرکزی مانند نداشت ذریعه انجنیران پاکستانی که افراد مسعود آنان را آورده بودند با احتیاط کشیده شده وبه پاکستان برده شد.

همچنان تمام لابراتوارهای اکادمی علوم به پاکستان انتقال داده شدند که مسوول آن شورای نظارمسعود بود.

صفحه 503:

اخبارشهاد درشماره (۹۳۱) خویش نوشت: تا اخیردوره حکومت نجیب مجموعاً ۱۶۰ ملیارد نوت افغانی درشوروی چاپ شده بودولی اداره ربانی درظرف بیست ماه پنج هزارملیارد نوت افغانی چاپ کرده است. ربانی ذریعه پرزه به مردم (قوماندانان) پول میداد یک نویسنده ظریف نوشته است:” ربانی تا پایان “حکومت” ازپرزه به حواله نرسید.”

تفنگداران شورای نظارکتابخانه عامه را چور و آثارقیمتی آنرا به پول ناچیز فروختند. کتابخانه پوهنتون ذریعه هزاره های حزب وحدت ربوده شد. بقیه کتابخانه های شهرنیزچوروچپاول شدند، موزیم کابل،آرشیف ملی وگالری ملی نیزسرقت شدند.

صفحه 504:

موزیم کابل اگرچه ازنگاه کمیت موزیم بزرگ نبود ولی ازنگاه آثار ارزشمند خصوصاً آثاربودای درمنطقه مقام اول را داشت.

درین موزیم آثارگرانبها جمع آوری شده بود ولی درسال ۱۹۹۲ م زمانی که حاکمیت تنظیمی بمیان آمد موزیم تحت حاکمیت شورای نظارقرارگرفت که آثارسره آن سرقت شدند درمرتبه دوم تحت حاکمیت حزب وحدت درآمد که آنان بیخ وریشه آنرا “ازبنیاد”کشیدند.

درهمین وقت تاجران پاکستانی دراطراف موزیم آثارروم،یونان،مصر،چین،هند وآسیای مرکزی را باپول ازتفنگداران خریدند . ۲۱ هزاراثرتمدن باختری که جام سکندرنیزشامل آن بود دزدیده شدند.

طی یک راپور که سهواً ازنزد غارتگران بجا مانده بود ۱۳ هزارعدد آثارقبل التاریخ،چهل هزارسکه،هشتصد مجسمه برونزوعاج،ظروف چینی باستانی وظروف بلوری که ازموزیم دزدیده شده بود درآن درج بود.

صفحه 505:

به یونسکو اطلاع داده شده بود تا خرید وفروش آثارموزیم افغانستان را ممنوع قراردهد ولی یونسکو درین مورد اقدام جدی نکرد ومن (نویسنده این سطور) که رئیس میراث های فرهنگی بودم ازطرف برخی ازسران جمعیت مورد انتقاد قرارگرفتم که چرا به یونسکو خبرداده اید زیرا مجاهدین را دزد معرفی نموده اید درحالیکه درین کار به راستی چهره آنان رسوا میشد .به همین شکل درآرشیف ملی اسناد قیمتی خطی وجود داشت که اعضای شورای نظارجمعیت آنرا نیزبالای تاجران پاکستانی بفروش رسانیدند دیگرموزیمی که قیمت آن بیشترازملیارد دالربود وجود ندارد ونه هم آثار”سرقت شده” آنرا دوباره کسی به افغانستان میدهد.

صفحه 516:

درین وقت عبدالعلی مزاری رهبرحزب وحدت (شیعه) مستقردرغرب کابل طالبان را دعوت داد تا درمقابل مسعود با اوهمکاری نمایند وقتی مسعود مطلع گردید آن منافق را شدیداً مورد حمله قرارداد هزاره های زیادی بقتل رسیدند یکتعداد زنان اسیروبرناموس آنان تجاوزصورت گرفت.

صفحه 517:

سقوط هرات وعکس العمل شدید استاد ربانی:

هرات ازنگاه سیاسی وستراتیزیکی یک منطقه بسیارمهم میباشد والی هرات اسماعیل خان یک قوماندان مهم جمعیت ربانی بود زمانیکه فشارطالبان برکابل بیشترگردید ربانی به اسماعیل خان دستورداد تا ازجانب غرب برقندهارحمله نماید اسماعیل خان نیزبا غرورخاص ترتیبات این حمله را گرفت مسعود ازکابل چندصد نفرتفنگداران شورای نظاررا آنجا فرستاد به آنان گفته شد به هراندازه چورکه درراه نمودند اموال آنان ذریعه طیاره ازشنیدند به کابل نقل داده خواهد شد.

افراد اسماعیل خان وبصورت خاص سپاهیان شورای نظارمنازل مردم گرشک را چورنموده واموال آنان را درلاری های حمل نمودند. آنان میخواستند این لاری ها را به شیندند بفرستند وخود برقندهارحمله نمایند

که قوت های طالبان بطورناگهانی رسیدند پس ازیک جنگ شدید که هیچ کس انتظارآنرا نداشت لشکراسماعیل خان شکست خورده بسوی هرات رونمودند .آنان راه شیندند را درپیش گرفته بودند ولی طالبان برق آسا آنان را تعقیب وازهرطرف برآنان حمله مینمودند وچنان معلوم می شد که طالبان به آنها موقع داده بودند تا برگرشک برسند درچهارطرف درکمین بودند.

این لشکر شکست خورده که درفصل تابستان دردشت سوزان گیرشده بود تا دلارام خیلی ازافراد آنان بقتل رسید . درمیان کشته شدگان افراد لشکرکابل زیاد بود طالبان لاری های اموال چورشده را دوباره به گرشک فرستادند وخودرپی تعقیب لشکراسماعیل خان گردیدند.

یاد ناچیز از استاد برهان الدین ربانی با اخذ لقب ویران الدین تباهی و گروهی ویران گر و چپاول گر آن:

استاد برهان الدین ربانی در دهه هفتاد زمان جنگ های تنظیمی در شهر کابل از سوی مردم بنام استاد ویران الدین تباهی مشهور و مسمی گردیده بود نامبرده با ولاد میرپوتین رئیس جمهور روسیه بسیار روابط حسنه داشت در زمان رهبری جمعیت در شهر کابل تماماً اختیارات آن با خانمش بی بی حاجی بود و فعلاً نیز بعد از فوت آن نیز رهبری تنظیم جمعیت از سوی خانم آن به پیش برده میشود در دوران حکومت انتقالی در سال ۱۳۸۱ در مکرویان اول داماد خود را به شهادت رسانیده است.

پسر استاد ربانی مرقد پدرش را بالای تپه واقع در شهر کابل اعمار نموده که نامبرده با استفاده از نام مرقد پدر خود اضافه از دوصد جریب زمین را غصب و احاطه نموده است.

یادی از داکتر عبدالله:

داکتر عبدالله، محمد یونس قانونی وغیره اعضای شورای نظار تماماً مربوط جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق میباشند که مذکورین در دوران تحصیل اولاً به جناح پرچم و بعداً به شبکه استخباراتی (KJB) شوروی وقت جذب گردیده به جبهات جمعیت اسلامی که به دستور اتحاد شوروی وقت فعالیت داشت و دارد به پنجشیر فرستاده شده اند که از آن زمان تا اکنون به شبکه (KJB) روسیه فعالیت مینمایند.

در سال ۱۳۸۱ خواهر زاده داکتر عبدالله جیحون نام یک تن محصل را به نام حیدری که در فلم ها کار مینمود و مو های کلان داشت در صحن پوهنتون کابل با بسیار بی رحمی به شهادت رسانید که داکتر عبدالله خواهر زاده قاتل خود را به اروپا روان نمود.

تماماً درختان شفاخانه علی آباد، پوهنتون کابل، کابل ننداری، فرقه هشت قرغه را از سال ۱۳۷۱ الی ۱۳۷۵ افراد شورای نظار پنجشیر بی رحمانه قطع نموده به فروش رسانیدند چوب های کلکین ها، دروازه ها دستک های خانه های مردم و دوایر دولتی را افراد شورای نظار پنجشیر در پنج سال اول دهه هفتاد را موتر بست قطع و غارت نموده و در خیرخانه طور سیرانه به فروش میرسانیدند.

در جدی سال 1372 زمانیکه دوستم با حکمتیار  شورای هماهنگی را ایجاد نمود و در شهر کابل با شورای نظار مسعود در گیر نبرد گردید. مارشال فهیم بار اول تماماً سرای شهزاده و زرگری های کنار دریا و شهر را چور و چپاول نمود و بار دوم نیز زمانیکه سروبی از سوی تحریک طالبان اشغال گردید مارشال برای بار دوم نیز سرای شهزاده و زرگری های لب دریا و شهر را چور و چپاول کرده و فرار نمود که در آن زمان توسط ژورنالستان (BBC) مفصل گزارش داده شد حالا مطبوعات باید از دکانداران سرای شهزاده و زرگری ها معلومات کنند که دکاکین شان را که چوروچپاول کرده است.

پاکستان خواهان تکرار سال ۱۳۷۱ جنگ های داخلی در افغانستان است. سفیر پاکستان با جمعیت اسلامی و داکتر عبدالله ملاقات های متعدد را نموده که سفیر پاکستان به داکتر عبدالله تعهد نموده تا توسط غلامان خود در ایام بار دوم انتخابات در مناطق پشتونها وحشت و نا امنی را دامن زند و پشتونها به انتخابات اشتراک نتوانند. که چندی قبل جنرال حمید گل دشمن مردم افغانستان اقرار نمود که در انتخابات از داکتر عبدالله حمایت نموده که در مطبوعات انتشار یافته است این نهایت خیانت و وطن فروشی عبدالله را نشان میدهد.

منبع : taand.com

 

zhuliet.com

بیوگرافی نویسنده

مشاهده تمامی 227 پست

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها
زیورآلات به روز گردنبند ویتامین دی المپیک فوتبال داخلی انگشترلطیفه داستان کوتاه اخبار هنرمندان مطالب جالب و خواندنی جوش کلسترول ماه رمضان مجله س تفریحی ژولیت بازیگر کودکان کربوهیدرات فیتنس بیوگرافی عباس کیارستمی فشارخون فضانورد خواننده کالری سس ماه اخبارهنرمندان ازدواج کفش پیاده روی خواب یبوست جوش شیرین دسر تلگرام مجله ژولیت مرغ شیر دندان ناخن ترامپ اشعار مینا آقازاده بیماری قلبی بخش روانشناسی کودک ژولیت عکس، بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی شکر پوست ومو غذا سردرد فلفل جالبیجات ماهی افسردگی لاغر شدن پیاز پوست و مو رژیم غذایی شهاب حسینی فیلم وسینما بخش اخبار سلامت ژولیت اکران اخبار فوتبال داخلی، اخبار ژولیت، گیاه شناسی مریخ چربی مجله ی زولیت انگشتر رمضان روان شناسی آنتی اکسیدان مطالب جالب سایت تفریحی سرگرمی زنجبیل تغذیه کودک بخش تکنولوژی ژولیت فرهنگ، اخبار علمی، گوشت اخبار فوتبالی اینترنت مواد غذایی عسل پوکی استخوان فال و طالع بینی سیب زمینی مو مجله سرگرمی ژولیت بیماری جغرافیا سلامت مو داعش لباس گردشگری دانستنی نوزاد اخبار فرهنگی، پروتئین مجبه ژولیت، اقتصاد، هنر، بخش بیماری کودکان ژولیت طالع بینی فال روزانه اخبار تکنولوژی پوست غذای اصلی نوشیدنی فوتبال فیبر ویتامین کلسیم سبزیجات اخبارسلامت طب سنتی تخم مرغ خودرو کارگردان بروزترين اخبار ايران و جهان لاغری سايت مفيد و خبري سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي بخش نجوم ژولیت دیابت پزشکی سینما اخبار هنری، اخبار اقتصادی، چاقی سرطان فال کاهش وزن سلامت ناسا روانشناسی آشپزی سلامتی روانشناسی کودک نوزاد اخبار سیاسی اخبار استرس اخبار ورزشی تغذیه اخبار اقتصادی آموزش آشپزی فضا تناسب اندام اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت ورزش مجله ی تفریحی ژولیت علمی مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، نجوم مذهب، تکنولوژی اخبار سیاسی، اخبار مذهبی، کودک سیاسی، اخبار سلامت و تندرستی اخبار ایران و جهان سایت بروز شده جدید ترین مطالب روز ایران سایت جدید سرگرمی جدید ترین مطالب روز جهان مجله ی تفریحی سرگرمی سرگرمی اخبار سلامت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس بخش علمي تفريحي ژوليت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر فرهنگ مجله ی ژولیت فوتبال، اخبار فوتبالی، اخبار ورزشی، ورزش، zhuliet بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ژولیت، بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي اخبار، ژولیت، مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت