مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

سیاسی بایگانی - صفحه 4 از 5 - مجله سرگرمی ژولیت


در ادامه روند صدور احکام قضایی خصمانه بر ضد کشورمان، دستور مصادره اموال ایران در کانادا به نفع قربانیان تروریسم صادر شد.

ه گزارش افکارنیوز، دادگاهی در کانادا دستور مصادره دارایی های ایران در این کشور را «به نفع خانواده قربانیان تروریسم،» که علیه ایران اقامه دعوی کرده بودند، صادر کرد.

گفته می شود یک خانه، که در خیابان شپرد غربی در  تورنتو واقع است و به نظر مخروبه و خالی از سکنه می رسد، یکی از دارایی های متعلق به جمهوری اسلامی ایران در کانادا است.
 
دادگاهی در انتاریو اعلام کرد این خانه و همچنین چندین ملک دیگر و  دو حساب بانکی، متعلق به جمهوری اسلامی ایران است.
هفته گذشته، یک قاضی در تورنتو حکمی صادر کرد که بر اساس آن مجوز دست اندازی به اموال ایران در کانادا صادر شد. با ادعای حمایت ایران از تروریسم، این اموال به نفع خانواده های قربانیان حملات تروریستی مصادره می شود.
قانون «عدالت برای قربانیان تروریسم،» در زمان دولت سابق ایران وضع شد و بنابر این قانون، در حال حاضر ایران و سوریه به عنوان دولت های حامی تروریسم شناخته می شوند.
ده ها قربانی آمریکایی و خانواده های آنها با استناد به این قانون در دادگاه های آمریکا علیه ایران اقامه دعوی کردند و سپس توانستند مجوز مصادره اموال ایران در کانادا را به نفع خود کسب کنند.
این حکم در حالی صادر شده است که (به ادعای نگارنده مطلب) دولت آمریکا سعی دارد روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران بهبود بخشد. 
نزاع بر سر این خانه در تورنتو و دیگر اموال و دارایی های ایران در کانادا، از دو سال پیش آغاز شد. ایران معتقد است این خانه ها متعلق به شرکت ها و موسسات ایرانی است. 
این خانه در سال ۲۰۰۵ به ارزش ۸۲۷ هزار دلار از سوی شرکت فرهنگ ایران، که – بر اساس اسناد — مدیریت آن بر عهده فاضل لاریجانی است، خریداری شده است. این خانه در حال حاضر بیش از ۱٫۳ میلیون دلار ارزش دارد.
ساختمان دیگری در اتاوا نیز به ارزش ۱٫۶ میلیون دلار در سال ۱۹۹۸ از سوی یک موسسه فرهنگی ایرانی خریداری و در سال ۲۰۰۱ به بنیاد مبین واگذار شد. گفته می شود مدیر این بنیاد سید محمد حسین عادلی است، که از سفیران سابق ایران در کانادا بوده است. ارزش این ساختمان در حال حاضر نزدیک به ۳ میلیون دلار است.
همچنین ایران دو حساب غیردیپلماتیک در کانادا دارد که یکی در بانک «اسکوشیابانک» با موجودی ۱۶۵۱۹۴۲ دلار و دیگری در «رویال بانک کانادا» با موجودی ۳۳۳۴۴۵٫۲۳ یورو است.
درحال حاضر این حساب ها مسدود شده اند تا بعدا به نفع شاکیان مصادره شود
منبع:

 

 

 

 


 


مصطفی در ایام حضورش در آمریکا با زنی به نام تامسن آشنا می‌شود که بعدا نامش به پروانه تغییر پیدا می‌کند. از تامسن اطلاع زیادی در دست نیست. جز اینکه ازدواج آنها به تاریخ ١٣۴٠ بوده است. مسلمان و صاحب سه فرزند شده است به نام‌های روشن، رحیم و داریوش (در برخی منابع جمال)
یکی از فرزندان چمران در کودکی در استخر خانه پدر همسر مصطفی غرق شد. فرزندان دیگر او اکنون هرکدام در شهری در کناره غربی آمریکا زندگی می‌کنند. فرزندانی که برخلاف پدرشان در زمره دانشمندان و پژوهشگران آمریکا قرار نگرفتند. سایت امام موسی صدر در مطلبی، از یکی از یادداشت‌های سارا، نوه دختری مصطفی، نوشته بود که می‌خواسته بداند پدربزرگش کیست. در این یادداشت به این بهانه، به زندگی تامسن و فرزندان چمران پرداخته بود.

براساس این یادداشت، پسران چمران در آتش‌نشانی و شرکت صنایع چوب مشغول به کار بودند. نویسنده به نقل از مطالب سارا، دختر روشن، چنین برداشت کرده بود: «نوشته‌های سارا- که پس از جدایی مادر و پدرش با پدرش زندگی می‌کرد- نشان می‌داد که دایی‌ها‌ش حاضر نیستند درباره پدرشان صحبت کنند و با مرگ مادربزرگ راز بزرگی از دسترس او پنهان مانده است».

مصطفی با عشق با تامسن ازدواج می‌کند.چمران بعد از ماجرای جنگ ١٩۶٧ اسرائیل تصمیم به ترک آمریکا می‌گیرد. تامسن به همراه سه فرزندش هم او را همراهی می‌کنند؛ اما زندگی آنها دوام نمی‌آورد. خودش دراین‌باره می‌گوید: «تا اینکه تصمیم گرفتم از آمریکا خارج شوم به‌ویژه بعد از جنگ ١٩۶٧ بین اعراب و اسرائیل. شاید بدانید که تهمت و افترا و سرشکستگی عرب و اسلام به‌طورکلی به حدی بود که برای من قابل تحمل نبود. بنابراین تصمیم گرفتم آمریکا را ترک کنم».

آن‌طور که همه روایت‌ها قرائت می‌کنند، ظاهرا پروانه اول با مصطفی به مصر و بعد به لبنان می‌رود اما شرایط جنگی لبنان و فعالیت چریکی مصطفی او را وادار می‌کند که به همراه سه فرزندش به آمریکا بازگردد. در سایتی به نام «باز چمران»، مطلبی به نقل از ربابه صدر، خواهر امام موسی‌صدر، دراین‌باره آمده است که صحت و سقم آن نیاز به تأیید دارد. در این مطلب آمده است: «روزی که چمران خانواده‌اش را به فرودگاه می‌برد، من همراهشان بودم. چمران در تمام طول مسیر گریه می‌کرد. یعنی درنهایت عشقی که به همسر و فرزندانش داشت، آنها را ترک کرد. اما مسئله مبارزه آن‌قدر برایش مهم بود که راضی به این جدایی شد. پس از مدتی همسر چمران تلاش کرد تا وی را وادار کند تا هر از گاهی به دیدن آنها برود، اما چمران گفت دیگر تمام شد». چمران همسر و سه فرزندش را به‌این‌ترتیب ترک می‌کند و تا زمانی که در قید حیات است آنها را نمی‌بیند.


 

 

 

 

 

نماینده مردم تهران در مجلس نهم در صفحه شخصی خود نوشت: فاجعه آزمندی بیشرمانه مدیرانی که راضی به حرامخواری شدند و هر یک به اندازه حدودا حقوق ۱۰۰ کارمند ساده یا کارگر ساده را ماهانه از بیت المال دریافت می کردند، مانند یک زلزله جامعه گرفتار سختی معیشت را لرزاند.

 احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس نهم در صفحه شخصی خود مطلبی در خصوص حقوق های نجومی برخی مدیران دولتی مطلبی نوشت.

متن کامل این مطلب به شرح زیر است:

دکتر هاشمی عزیز! شفافیت از فساد باز میدارد

فاجعه آزمندی بی‌شرمانه مدیرانی که راضی به حرامخواری شدند و هر یک به اندازه حدودا حقوق ۱۰۰ کارمند ساده یا کارگر ساده را ماهانه از بیت المال دریافت می کردند، مانند یک زلزله جامعه گرفتار سختی معیشت را لرزاند و ضربه شدیدی به سرمایه اجتماعی و اعتماد بین مردم و حکومت زد. گر چه بخشی از وقت توجه منتقدانش صرف نسبت دادن این پدیده شوم به آن دولت و این دولت صرف شد، ولی یک ئفاقی در حال سرکشیدن است که در برخورد با این فاجعه ملی همه باید پشت هم باشیم.

چنان که در جای دیگر گفته ام وقتی سیل بیاید به فکر نجات باید بود، بعدا برای شناسایی کسانی که سیل بند نزده بودند یا در آن رخنه ایجاد کرده بودند، وقت هست. برای جبران بخشی از تبعات این سیلی که به خانه اعتماد ملی سرازیر شده است باید دولت به سرعت و با پشتیبانی دو قوه دیگر مرتکبان آزمند و زیاده خواه را شناسایی و عزل کند، برداشت های اضافی را به بیت المال برگرداند و بدون تبعیض به مجازات مناسب مانند خیانت در امانت یا قانون‌شکنی یا تنبیهات انضباطی، حسب مورد، محکوم گردند. با مواضع اخیر دولت عزمش آشکارتر شده است. انتظار سرعت و قاطعیت داریم.

در این میان، زیاده خواهی برخی پزشکان متخصص و دریافت های ناعادلانه آن ها نیز موضوع اعتراض به حق مردم شد. گرچه از نظر ماهیت این دو قدری متفاوت اند، ولی در ظالمانه بودن و آزمندی اگر به پای مورد مدیران نرسد، چون از پزشکان است، زشت تر است. متاسفانه مقامات وزارت بهداشت و درمان واکنش های نامناسبی نشان داده اند. به موضعگیری سبک و سست سخنگو این وزارتخانه نمی‌پردازم. از دکتر هاشمی تعجب میکنم که چرا مواضع غیرقابل دفاع گرفته است. به یک نمونه نگاه کنید:

"فیش حقوقی افراد را با شماره ملی و مشخصات آنها منتشر می‌کنند بدون آنکه در هیچ دادگاهی بررسی شده باشد اقدامی غیر اخلاقی، غیر انسانی و غیراسلامی است"! دکتر عزیز! امری که قانونی است نه غیرانسانی است چون خیلی سخت است که مجلس را به تصمیمی غیرانسانی متهم کنید، و غیراسلامی هم نیست، چون شورای نگهبان قانون مربوط را تأیید کرده است. اتفاقا قانون بسیار مترقی و مبتنی بر سلوک حکمرانی امیر مومنان علی علیه السلام است که حکمرانی تجربی بشر هم به آن رسیده و آن را بسیار ارج میگذارد: قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب ۱۳۸۸ .

این قانون که اجرای آن شفافیت زیادی را در فضای عملکرد حاکمان سیاسی و اداری فراهم میسازد یکی از بهترین ابزارهای پیشگیری از فساد است که البته مکمل آن آزادی مشروع رسانه و شرح صدر مسئولان است. بر اساس این قانون " هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را دارد" (ماده ۲) و دستگاه ارائه کننده اطلاعات حق ندارد " از متقاضی دسترسی به اطلاعات هیچ گونه دلیل یا توجیهی" درخواست کند(ماده ۷).

اگر در ارائه اطلاعات درخواستی بیش از ۱۰ روز معطل کند مسئول دستگاه مجرم است و مشمول مجازاتهای مذکور در ماده ۲۲ این قانون میشود. پس اینکه مردم بخواهند بدانند که مدیرانشان چقدر حقوق میگیرند، حقشان است و نه تنها غیرانسانی و غیر اسلامی نیست بلکه باعث میشود که چنین فجایعی در جمهوری اسلامی و به نام دین و اسلام رخ ندهد. لطفا نگویید دریافتی مدیران و پزشکان محرمانه است. چون تبصره ماده ۵ نه تنها دسترسی به " اطلاعاتی که متضمن حق و تکلیف برای مردم است" را حق مردم میداند، بلکه انتشار آن را وظیفه دستگاه ها می‌شمارد. مردم حق ندارند بدانند که مالیات پرداختی آنها یا ثروت ملی نفت کجا و چگونه خرج میشود؟

در فصل سوم قانون مترقی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، با عنوان ترویج شفافیت در بند د ماده ۱۰ انتشار " انواع و اشکال اطلاعاتی که در آن مؤسسه نگهداری می شود و آیین دسترسی به آنها" را الزامی میکند. تنها اسرار دولتی از این حکم نیستند. و طبق ماده ۱۱ " مصوبه و تصمیمی که موجد حق یا تکلیف عمومی است قابل طبقه بندی به عنوان اسرار دولتی نمی باشد و انتشار آنها الزامی خواهد بود."

آقای وزیر!

از شفافیت گله نکنید. شفافیت از فساد باز میدارد. مدیران، چه سیاسی چه اداری، در هر بخشی که کار کنند و کارمندان با هر تخصص یا فوق تخصصی که باشند مردم باید بدانند تا این خیانت ها رخ ندهد.

منبع: گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو،

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این روزها سکوت معنادار عارف به مسئله ای برای تخریب و تشویق برخی رسانه ها تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار مجلس گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، سکوت عارف و عدم تمایل وی برای بدست آوردن ریاست کمیسیون آموزش و تحقیقات موضوعی است که این روزها پیرامون سرلیست امید را از حاشیه پر کرده است.

*تحت لوای عارف

ماجرا از جایی شروع شد که برای باز کردن راه ورود به مجلس  اصلاح‌طلبها و اعتدالیونی  که تایید صلاحیت شده بودند زیر پرچم رییس بنیاد امید ایرانیان لیستی را تشکیل دادند اما اختلاف ها پیرامون مسایل مختلف پس از ورود به مجلس آغاز شد.

برخی اصلاح طلب‌ها معتقد بودند که برای دلجویی از مرد انصراف سال ۹۲ این بار باید از ریاست عارف در مجلس حمایت کنند تا در نهایت مجلسی کاملا همسو با دولت یازدهم تشکیل شود. اما روز رای گیری برای هیات رییسه مجلس همه چیز آن طور که قبلا وعده داده شده بود پیش نرفت و با اکثریت آرا علی لاریجانی بر کرسی ریاست نشست.
تنها چند روز بعد موضوع ریاست بر کمیسیون ها مطرح شد که این بار انتظار می رفت حداقل عارف برای ریاست کمیسیون آموزش و تحقیقات کاندیدا شود اما پا پس کشید و جلو نیامد. در این میان رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا هرکدام دلیلی را برای این کار مطرح می کنند.
رسانه های  اصولگرا معتقدند کاندید شدن ریاست جمهوری سال آتی از برنامه های محمدرضا عارف دور نیست زیرا این چهره مطرح در سالهای گذشته تجربه ورود به چنین عرصه ای را داشته است.

از سویی دیگر اعتدالیون و حامیان اصلاح طلبان بر این باورند که عارف برای موضوع ریاست مجلس با طناب پوسیده برخی افراد که قول حمایت از وی را داده بودند به شرایط فعلی دچار شده است.حالا شاید چهره برتر لیست امید چنان اعتماد به نفس خود را از دست داده است که حتی حاضر نشد برای ریاست کمیسیون ها کاندیدا شود و یا شاید هم وعده های بهتری به وی داده شده است.

اما در همهمه اخبار گوناگون، شنیده شده بود که لاریجانی برای عرض تشکر و تقدیر از عارف به منزل ایشان رفته و از نزدیک مبادرت به قدردانی کرده است اما قطعا در اینگونه دیدارها سیاستمداران در مورد مسائل مهمتری هم بایکدیگر صحبت می کنند و شاید هم در این دیدار قول ریاست مرکز پزوهش ها به عارف  داده شده است.

البته در نهایت خبرهایی از بهارستان شنید که کاظم جلالی در سمت مرکز پژوهش‌ها باقی ماند و تمام حدس و گمان ها از میان رفت.

* سکوتی معنادار…

محمد رضا عارف سه سال گذشته بر سر موضوع ریاست جمهوری سکوت کرد و کنار کشید که سکوت این چهره در آن زمان به خاطر کسب رای بیشتر روحانی بود اما در حال حاضر باید منتظر ماند و دید این سکوت چه زمانی می‌شکند؟


سیاست > رهبری – تسنیم ،مصاحبه ای از مقام معظم رهبری در سال ۱۳۶۰ در باره دکتر شریعتی را منتشر کرده است.
 

بخشهایی از این مصاحبه را می خوانید:

*شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفداران و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و این ظلمی به اوست.

*مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند.

*بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمی کنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی می توانیم نام گذاریم، چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبایی ها هم برخوردار بود.پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او، برجستگی های او را نبینیم.


*من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیل های مربوط به شریعتی محسوب می شد، امام در ضمن صحبتی بدون اینکه نام از کسی ببرند، اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هایی که در اطراف او هست. نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود.

در آنجا امام بدون اینکه اسم شریعتی را بیاورند اینجور بیان کرده بودند: (چیزی نزدیک به این مضمون) بخاطر چهار تا اشتباه در کتابهایش بکوبیم، این صحیح نیست این دقیقا نشان می داد موضع درست را در مقابل هر شخصیتی و نه تنها شخصیت دکتر شریعتی.

*ممکن بود او اشتباهاتی بعضا در مسایل اصولی و بنیانی تفکر اسلامی داشته باشد مثل توحید، یا نبوت و یا مسایل دیگر اما این نباید موجب می شد که ما شریعتی را با همین نقاط منفی فقط بشناسیم.

* ظلم طرفداران شریعتی به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او بجای اینکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند، در مقابل مخالفان صف آرایی هایی کردند و در اظهاراتی که نسبت به شریعتی کردند سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند.سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهاتی را از او نپذیرند. یعنی سعی کردند هرگز اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از شریعتی بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه بنیانی و فلسفی اسلام.

*متاسفانه به نام رساندن اندیشه های او یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پیگیری خط و راه او، فجایعی در کشور صورت می گیرد. فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست بنام «فرقان ها» خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستند.آیا شریعتی براستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیتی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خودش را همواره علاقه مند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد. من خودم از او این مطلب را شنیده ام.

*در یک سطح دیگر، کسانی که امروز در جنبه های سیاسی و در مقابل یک قشری یا جریانی قرار گرفته اند، خودشان را به شریعتی منتسب می کنند از آن جمله هستند بعضی از افراد خانواده شریعتی.این ها در حقیقت از نام و از عنوان و از آبروی قیمتی شریعتی دارند سوءاستفاده می کنند برای مقاصد سیاسی و این طرفداری و جانبداری است که یقینا ضربه اش به شخصیت شریعتی کمتر از ضربه مخالفان شریعتی نیست.

*مخالفان را می شود با تبیین و توضیح روشن کرد. می شود با بیان برجستگی های شریعتی، آنها را متقاعد کرد و اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد او را منزوی کرد اما اینگونه موافقان را به هیچ وسیله ای نمی شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور کرد.

* من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینی که با او داشتم و حتما ابایی ندارم.

*شریعتی یک چهره پرسوز پیگیر برای حاکمیت اسلام بود، از جمله منادیانی بود که از طرح اسلام به صورت یک ذهنیت و غفلت از طرح اسلام به صورت یک ایدئولوژی و قاعده نظام اجتماع رنج می برد و کوشش می کرد تا اسلام را به عنوان یک تفکر زندگی ساز و یک نظام اجتماعی و یک ایدئولوژی راهگشای زندگی مطرح کند.این بُعد از شخصیت شریعتی آنچنان که باید و شاید شناخته نشده است و روی این بخش وجود او تکیه نمی شود.
 
*شریعتی یک آغازگر بود، در این شک نباید کرد. او آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ جدید نسل بود.قبل از او بسیاری بودند که اندیشه مترقی اسلام را آنچنان که او فهمیده بود فهمیده بودند. بودند کسانی اما هیچکدام این موفقیت را پیدا نکردند که آنچه را فهمیده بودند در قالب واژه ها و تغییراتی که برای نسل امروز ما و یا بهتر بگویم نسل آن روز شریعتی، نسلی که مخاطبین شریعتی را تشکیل می داد گیرایی داشته باشد مطرح کنند.

*شریعتی آغازگر طرح جدیدترین مسایل کشف شده اسلام مترقی بود به صورتی که برای آن نسل پاسخ دادن به سوال ها و روشن کردن نقاط ،مبهم و تاریک بود اما اینکه او را با سیدجمال یا با اقبال مقایسه کنیم، نه. اگر کسی چنین مقایسه ای بکند ناشی از این است که اقبال و سیدجمال را به درستی نشناخته است.

*اتفاقا در یکی از جلسات یادبود مرحوم دکتر، شاید چهلم او بود -یکی از آقایان- در مشهد سخنرانی کرد و او را حتی از سیدجمال و از کواکبی و از اقبال و اینها هم برتر هم خواند، بلکه با آنها غیرقابل مقایسه هم دانست.همان وقت هم این اعتراض در ذهن کسانی که شریعتی را به درستی می شناختند پدید آمد، زیرا تعریف از شریعتی به معنای این نیست که ما پیشروان اندیشه مترقی اسلام را تحقیر کنیم.

*در سال ۱۳۴۹ در مشهد، در یک مجمعی از طلاب و فضلای مشهد، من درس تفسیر می گفتم در این درس تفسیر یک روز راجع به روحانیت صحبت کردم و نظراتی را که درمورد بازسازی روحانیت یعنی جامعه روحانیت وجود داشت به صورت فرض و احتمال مطرح کردم، گفتم چهار نظر وجود دارد.

یک: حذف روحانیت به کلی، یعنی اینکه اصلا روحانیتی نمی خواهیم.

دو: قبول روحانیت به همین شکلی که هست با همین نظام و سازمان کنونی قبولش کنیم و هیچ اصلاحی را در آن ندانیم.

سه: تبدیل به کلی، یعنی اینها و روحانیت کنونی را برداریم یک روحانیت جدید بیاوریم و بجای این روحانیت، با شرایط لازم و مقرری که برایش می پسندیم روحانیت جدید بنیانگذاری کنیم.

و چهار: اصلا همان چیزی که هست، بحث کردم روی مساله و صحبت کردم. البته طبیعی است که من آن سه نظر اول را رد می کردم و با ارایه دلیل و به نظر چهارم معتقد بودم.

همان اوقاتی بود که تازه زمزمه هایی علیه دکتر شریعتی بلند شده بود و گفته می شد که دکتر شریعتی راجع به افکار شریعت کم عقیده است یا بی عقیده است یا نسبت به روحانیت علاقه ای ندارد و از این قبیل تعبیرات. جلسه ای داشتیم همان روزها با دکتر شریعتی من برای او نقل کردم که من در جلسه درسمان این مطلب را بیان می کردم، با علاقه فراوانی گوش می داد. من برایش گفتم. گفتم بله، یکی اینکه نفی روحانیت بکلی، که گفت این غلط است.
دوم اثبات همین روحانیت موجود به کلی، که هیچ تغییری در او وارد نکنیم. گفت: این هم که غلط است.

سوم اینکه تبدیل کنیم روحانیت را باز به کلی، یعنی این روحانیت را کلا برداریم یک روحانیت دیگر جای او بگذاریم، با شرایط لازم. تا این قسمت سوم را گفتم شریعتی ناگهان گفت: اوه، اوه، این از همه بدتر است. توجه می کنید؟ گفت این از همه بدتر است. از همه خطرناکتر است، این از همه استعماری تر است و رسیدیم به نظر چهارم که آن اصلاح روحانیت موجود بود گفت بله این نظر خوبی است.

*شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند، نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود، او می گفت که روحانیت یک ضرورت است، یک نهاد اصیل و عمیق و غیرقابل خدشه است، و اگر کسی با روحانیت مخالفت بکند یقینا از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود، این ها اعتقادات او بود در این هیچ شک نکنید این از چیزهایی بود که جز معارف قطعی شریعتی بود اما درمورد روحانیت او تصورش این بود که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد بطور کامل عمل نمی کنند.

* یک خاطره ای نقل می کنم از سال ۴۷ یعنی سال آخر عمر جلال آل احمد.مرحوم آل احمد آمد مشهد، یک جلسه مشترکی داشتیم، من بودم، آل احمد بود، مرحوم شریعتی بود و عده ای هم از دوستان مشهدی ما بودند. بحث درباره روحانیون شد، به مناسبت حضور من در جلسه شاید هر کسی یک چیزی می گفت شریعتی یک مقداری انتقاد کرد. مرحوم آل احمد به شریعتی گفت شما چرا (البته با تعبیر حوزه علمیه می گفتند نه روحانیت) از حوزه علمیه اینقدر انتقاد می کنی بیا از روشنفکران خودمان انتقاد کن و مرحوم آل احمد یک دو سه جمله درباره انتقاد و تعرض به روشنفکران گفت، مرحوم دکتر شریعتی پاسخی داد که از آن پاسخ هم می شود درست نقطه نظر او را نسبت به روحانیت و روحانیون فهمید.

او گفت علت اینکه من از روحانیت انتقاد می کنم، از حوزه علمیه انتقاد می کنم این است که ما از حوزه علمیه انتظار و توقع داریم، از روشنفکر جماعت هیچ توقعی نداریم، نهادی که ولادتش در آغوش فرهنگ غربی بوده این چیزی نیست که ما در او انتظار داشته باشیم اما روحانیت یک نهاد اصیلی هست و ما از روحانیت زیاد انتظار داریم و چون آن انتظارات عمل نمی شود به همین دلیل است که انتقاد می کنم.

او معتقد بود که روحانیون به آن رسالت بطور کامل عمل نمی کنند. بر این اعتقاد بود تا سال حدود ۵۱ و نزدیک ۵۲ از آن سال در اثر تماس هایی که دکتر با چهره هایی از روحانیت به خصوص روحانیون جوان گرفت، کلا عقیده اش عوض شد. یعنی ایشان در سال ۵۴ و ۵۵ معتقد بود که اکثریت روحانیت به آن رسالت عمل می کنند و لذا در این اواخر عمر دکتر شریعتی نه فقط معتقد به روحانیت، بلکه معتقد به روحانیون نیز بود و معتقد بود که اکثریت روحانیت در خط عمل به همان رسالتی هستند که بر دوش روحانیت واقعا هست.

البته با روحانیونی که می فهمید که در آن خط نیستند با آنها خوب نبود و شخصا به امام خمینی بسیار علاقمند و ارادتمند بود.

*آن روزی که مجاهدین تغییر ایدئولوژی دادند و کتاب مواضع ایدئولوژیک تازه شان چاپ شد و در اختیار این و آن قرار گرفت، که هم من دیده بودم و هم مرحوم دکتر جلسه ای داشتیم در مشهد یک نفری از مواضع جدید مجاهدین که مارکسیستی بود دفاع می کرد.شریعتی آن شخص را چنان کوبید در آن جلسه ای که برای من حتی تعجب آور بوده که شریعتی اینقدر ضد چپ است و شما آثارش را بخوانید، مقابله و مخالفت او را با اندیشه چپ و مارکسیستی و اصول تعلیمات مارکسیستی به روشنی در می یابید. بنابراین هرکس و هر چپ گرایی (اگرچه زیر نام اسلام) اگر امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است. همچنین مجاهدی که امروز شریعتی را از خودش بداند یقینا گزافه ای بیش نگفته است.

*همین مجاهدین که امروز طرفداری از دکتر شریعتی می کنند. اینها در سال ۵۱ و ۵۲ جزو سخت ترین مخالفین شریعتی بودند. خوب امروز چطور می توانند شریعتی را قطب خودشان بدانند.
اما لیبرال ها، البته عده ای از عناصر وابسته به نهضت آزادی یا عناصر سیاسی میانه، که خیلی اهل خطرکردن و در مبارزات جدی وارد شدن، نبودند، این ها به خاطر امکاناتی که داشتند خانه ای داشتند، باغ بیرون شهری داشتند ،تشکیلاتی داشتند و شریعتی را دعوت می کردند و عده ای را هم با او دعوت می کردند.

*ایشان هم در اوقاتی که سخنرانی نداشت در منزل این ها و با استفاده از امکانات این ها برای ۵۰ نفر، ۱۰۰ نفر، کمتر یا بیشتر جلسه داشت و صحبت می کرد این ارتباطات را شریعتی با این لیبرال ها داشت. البته بیشتر امکانات را بعضی از بازاریان وابسته به این جریان سیاسی به اصطلاح لیبرال فراهم می کردند و بهره برداری های جمعی و سیاسی و فکری را خود آن سیاسی های لیبرال انجام می دادند.

 

به گزارش نامه نیوز، گزیده اظهارات این مجری تلویزیون را به نقل از کانال تلگرامی «دید در شب» در ادامه می‌خوانید:

* اینکه کسی مجری خوبی است یا نه را مردم تعیین می‌کنند. مردم همیشه نسبت به من لطف داشته‌اند.

* مردم کسی را دوست دارند که روی آنتن با آنها صادق باشد.

* نباید روابط شخصی را جلوی دوربین آورد. این اشتباه است. برای همین مردم فکر می‌کنند برخی مجری‌ها لوس هستند.

* میرفخرایی و شهیدی‌فر و خیلی‌های دیگر در مجری‌گری از من بهتر هستند.

* از سال ۷۲ شروع به اجرا کردم و الان ۲۳ سال است که عشقم سلام کردن به مردم است.

* اطلاعاتتان در مورد حضور من در دولت قبل اشتباه است. من نه ارادتی به دولت قبل داشتم و نه خواهم داشت.

* بسیار خوشحالم که در دولت حاضر حضور رسانه‌ای داشته‌ام.

* مراسم ده‌نمکی را حضور داشتم چون هر کسی را با هر تفکری وارد میدان هنر شود باید ارج نهاد.

* کارگردانی و خلبانی را از روی علاقه شخصی دنبال کردم و تحصیلاتم مهندسی سازه است.

* توجه و نگاه مردم بسیار مهم است و گاهی سبب حاشیه می‌شود.

* من هر جا احساس کنم حقی دارد ضایع می‌شود سعی می‌کنم جواب بدهم.

* وصعیت مالی من بد نیست و درآمد ماهانه‌ام ۲۰ میلیون تومان است.

* کمترین درامد من از اجراست.

* عاشق دخترم هستم و تمام زندگی‌ام را حول محور دخترم می‌چرخانم.

* بزرگ‌ترین احساس شکست را زمانی دارم که مردم بدون آگاهی قضاوت می‌کنند.

* شکست عشقی نداشته‌ام.

* مردم من را با چالش می‌شناسند و خانواده‌ام با احساسات.

* من چون مردم را دارم میلیاردرم.

* تاکنون با ۳۰۰ نفر از شخصیت‌های مطرح گفت‌وگو داشته‌ام؛ از دکتر ظریف تا محمدرضا گلزار. هیچ کس بعد از پایان گفت‌وگو از مصاحبه‌اش ناراضی نبوده است.

منبع: ایسنا

 

 

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان، صفحه کاربری "جهان اسلام" با انتشار نقشه ای جامع محل استقرار گروه های مختلف در سوریه را نشان داد

 


 

کاهش چشمگیر حضور داعش در سوریه + نقشه
نقشه سوریه در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۴

 
کاهش چشمگیر حضور داعش در سوریه + نقشه
نقشه سوریه در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۹۵

 

 

 

 

 

راهنمای نقشه:

قرمز: نیروهای مردمی و ارتش سوریه
سبز: گروه های مسلح، ارتش آزاد سوریه، جبهه النصره
مشکی: گروه تروریستی داعش
زرد: نیروهای کرد


 

 

گروه تروریستی داعش چند تن از کودکان عضو این گروه را در فلوجه اعدام کرد.

به گزارش شریان نیوز،یک منبع امنیتی در استان الانبار روز پنجشنبه به شبکه السومریه گفت: داعش ۹ تن از کودکان عضو این گروه را که ۸ تا ۱۳ ساله بودند اعدام کرد.
این منبع خاطرنشان کرد: اعدام این کودکان به دلیل فرار آنان از صحنه‌های درگیری اخیر در منطقه "نزال" در شهر فلوجه صورت گرفت.
به گفته این منبع، پس از فرار و یا کشته شدن شمار قابل توجهی از جنگجویان داعش در فلوجه، این گروه تروریستی در حال استفاده از کودکان در نبردها است.
ستاد اطلاع رسانی جنگ دیروز (چهارشنبه) از آزادسازی روستاهای "الطالعه"، "بستان التکریتی" و "ریکان" خبر داد. نیروهای عراقی همچنین سد الهیتاوین در جنوب شرقی فلوجه را تحت کنترل درآوردند.

 

فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به اینکه مرزهای کشور برای ورود جریان‌های داعشی و تکفیری ناامن است، گفت: شب گذشته با تلاش نیروهای سپاه پاسداران گروهک پژاک در مرزهای غربی متلاشی شد.

به گزارش افکارنیوز، سردار سرتیپ پاسدار حسین اشتری دقایقی پیش در حاشیه مراسم تودیع و معارفه فرمانده انتظامی مازندران در جمع خبرنگاران اظهار داشت: گروهک پژاک در مرزهای غربی کشور شب گذشته توسط نیروهای سپاه پاسداران شناسایی شد و از اعضای این باند به هلاکت رسیدند. از این گروه تروریستی مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف و ضبط شده است.

فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به اینکه مرزداران نیروی انتظامی نیز در تمام مرزهای کشور استقرار دارند، گفت: در روزهای گذشته نیز در درگیری نیروهای انتظامی با یک گروهک تروریستی در خاش ۵ نفر به هلاکت رسیدند و یک نفر از نیروهای انتظامی به شهادت رسیده است.

سردار اشتری با بیان اینکه نظم و امنیت مطلوبی در مرزهای کشور وجود دارد، بیان داشت: مرزهای کشور از حیث تجهیزات الکترونیکی و اپتیکی مجهز بوده و برای ورود جریان‌های ضد انقلاب، داعشی و تکفیری ناامن است و نفوذ گروه‌های ضدانقلاب در ورودی مرزهای کشور میسر نیست.

وی با اشاره به اجرای طرح‌های دریا در سواحل مازندران از اوایل تابستان با حضور نیروی انتظامی گفت: با تلاش مسئولان استانی سال گذشته آمار غریق در استان ۶۰ درصد کاهش یافته و مردم و خانواده‌ها باید در این زمینه اقدام جدی صورت دهند.

فرمانده نیروی انتظامی وضعیت شاخص‌های امنیتی و اجتماعی مازندران را در سطح مطلوبی عنوان کرد و گفت: نقش مدیریت ارشد استان در ارتقای شاخص‌های امنیت اجتماعی بسیار مطلوب بوده است.

 

به گزارش افکارنیوز،  «آلن درشوئیتز،» یک وکیل لیبرال دموکرات آمریکایی و استاد سابق دانشگاه هاروارد با اشاره به اینکه رژیم صهیونیستی از هیچ اقدامی برای حفظ امنیت خود فروگذار نخواهد کرد، اظهار داشت اسرائیل ممکن است بدون در نظر گرفتن توافق هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی، به طور خودسرانه به ایران حمله کند. 

درشوئیتز همچنین افزود: در صورتی که «بنیامین نتانیاهو،» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، بر اساس اطلاعات موثق به این نتیجه برسد که ایران در تلاش برای دست‌یابی به سلاح هسته‌ای است، هرگز اجازه نخواهد داد چنین اتفاقی بیفتد. این وکیل لیبرال دموکرات که از طرفداران رئیس‌جمهور آمریکا به‌‍شمار می‌رود بر سر توافق هسته‌ای ایران اختلافات شدیدی با وی پیدا کرد
مؤسسه صهیونیستی «امت،» (EMET) هفته گذشته به این استاد سابق حقوق که از طرفداران سرسپرده اسرائیل است، نشان افتخار «صدای حقیقت» اعطا کرد. پیش از این نیز محافظه‌کاران تندرویی از قبیل «تد کروز،» سناتور جمهوری‌خواه ایالت تگزاس، «تام کاتن،» سناتور جمهوری‌خواه ایالت آرکانزاس، «لوئی گومرت،» نماینده حوزه انتخابیه اول تگزاس و «مایک هاکبی،» فرماندار سابق آرکانزاس و نامزد انصرافی حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، به دریافت این نشان «به اصطلاح افتخار» نائل آمده‌اند. این در حالی است که درشوئیتز به عنوان یک دموکرات این جایزه سرسپردگی به صهیونیست‌ها را دریافت می‌کند. شمار دموکرات‌هایی که تاکنون نشان افتخار این مؤسسه صهیونیستی را دریافت کرده‌اند در مقایسه با تعداد جمهوری‌خواهان بسیار پایین است
راحیل رضا،» نویسنده زن مسلمان و پاکستانی‌تبار مقیم کانادا نیز از جمله افرادی است که نشان افتخار مؤسسه صهیونیستی امت را دریافت کرده‌اند
درشوئیتز در پاسخ به پرسش «آیا اوباما درخصوص امنیت رژیم صهیونیستی مسامحه می‌کند؟» اظهار داشت دولت کنونی آمریکا در بسیاری موارد گام‌های مهمی برای تضمین امنیت اسرائیل برداشته است. وی افزود: تنها نقطه اختلاف فاحش میان آمریکا و اسرائیل درباره ایران است که مسئله‌ای امنیتی محسوب می‌شود. دولت اوباما تصور می‌کند با حمایت از توافق هسته‌ای ایران در واقع امنیت اسرائیل را تا ۱۰ سال آینده تضمین می‌کند. البته من با آن‌ها موافق نیستم. نتانیاهو هم همینطور

 

 

Page 4 of 512345


برچسب ها
غلات دندان سرماخوردگی نوزاد شکلات تلخ فست فود اپل آرایش و زیبایی قارچ ژولبت قهوه داستان ضد آفتاب روغن ماه رمضان سایت ژولیت رژیم اصفهان نمک استقلال علی کریمی ویتامین D افطاری مجله ی زولیت انگشتر زیبا کبد سر درد فیلم شیر زندگی بهتر میگرن سوپ جوش آرایش طلاق داستان کوتاه بدلیجات پیتزا مرغ هویج پرسپولیس بخش سلامت مجله ی ژولیت موبایل سیب اجتماعی سکه تروریست روانشناسی کودک اشعار مینا آقازاده جعفری مجله ی تفریحی آرامش منیزیم بازیگر زن ایرانی ادویه ویتامین c بیماری مشتری آب فوتبال داخلی ماهی فضانورد کالری خواب مریخ مجله ژولیت خواننده اخبار هنرمندان پیاز جوش شیرین ترانه علیدوستی انگشترنقره پوست فیتنس خستگی سردرد اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت مینا آقازاده گناه فلفل سرطان سینه فناوری روز زولیت تلگرام کربوهیدرات فشارخون رژیم لاغری اخباراقتصادی بیماری قلبی پیاده روی عباس کیارستمی عسل بازیگر ازدواج اینترنت تاریخ معاصر ایران گوجه فرنگی جالبیجات پوکی استخوان نقره جات سس انگشترلطیفه شهاب حسینی کلسترول ناخن سیب زمینی دسر مجله س تفریحی ژولیت گردنبند زیورآلات به روز طالع بینی رمضان بیوگرافی اخبار ورزشی المپیک رژیم غذایی اخبارهنرمندان مو پوست و مو یبوست گردشگری روان شناسی گوشت پوست ومو بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی مواد غذایی ویتامین فال و طالع بینی لاغر شدن چربی سایت تفریحی سرگرمی انگشتر غذای اصلی مطالب جالب نوشیدنی فیلم وسینما افسردگی سبزیجات طب سنتی آنتی اکسیدان اکران اخبار تکنولوژی زنجبیل سلامت مو تخم مرغ فال روزانه دیابت علمی فضا فال فیبر چاقی مجله سرگرمی ژولیت داعش لاغری سلامت پروتئین روانشناسی کلسیم سلامتی سینما سرطان کاهش وزن کارگردان اخبار سیاسی اخبارسلامت استرس آموزش آشپزی تکنولوژی تغذیه ناسا کودک ورزش اخبار اقتصادی نجوم تناسب اندام بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس مجله ی تفریحی ژولیت تاريخ جملات آرام بخش بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت آرام روح هنر فرهنگ zhuliet اخبار سلامت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت مجله ی ژولیت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژولیت