مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

💙 سرگرمی بایگانی - صفحه 5 از 18 - مجله سرگرمی ژولیت

Untitledttr

 

 

اغلب مردم بر این باور هستند که استرس مخرب است با این حال شاید شما هم شنیده‌ باشید که استرس دو نوع دارد: استرس خوب و استرس بد. آیا می‌دانید منظور از این حرف چیست؟ به ندرت پیش می‌آید بشنویم کسی بگوید: «من خیلی نگرانم…‌ فوق‌العاده نیست؟» ولی واقعیت این است که اگر مقداری استرس، از نوعِ خوب، در زندگی ما وجود نداشته باشد، وجود ما آکنده از سرگشتگی و اندوه خواهد شد. اگر استرس را به عنوان عاملی تعریف کنیم که تعادل حیاتی ما را بهم می‌زند، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی، می‌توان مدعی شد که اَشکال مختلف استرسِ خوب، برای بهره‌مندی از یک زندگیِ سالم ضروری است. در این مقاله خواهید خواند که چه نوع استرسی برای شما مفید است.

 

البته استرس خوب می‌تواند به استرس بد تبدیل شود و برعکس. در این مقاله می‌خواهیم همه‌ی نکاتی را که باید در مورد استرسِ خوب بدانید با شما در میان بگذاریم.

 

استرس خوب در برابر استرس بد

 

bv

 

 

استرس خوب یا همان فشار روانی که روان‌شناسان از آن به عنوان استرس مفید (eustress) نام می‌برند، نوعی از استرس است که هر وقت هیجان‌زده هستیم، به سراغمان می‌آید. در این مواقع، بدون آنکه خطر یا تهدیدی در میان باشد، ضربان قلبمان بالا می‌رود و میزان ترشح هورمون‌ها‌ی بدنمان تغییر می‌کند. ما این نوع استرس را زمانی که سوار ترن هوایی می‌شویم، در مواقعی که برای گرفتن ترفیع شغلی به سختی تلاش می‌کنیم و وقتی که برای اولین بار،‌سرِ قراری حاضر می‌شویم، احساس می‌کنیم. محرک‌های زیادی وجود دارند که این نوع استرس را فعال می‌کنند و به احساس سرزندگی منجر می‌شوند و ما را نسبت به زندگی هیجان‌زده می‌کنند.

نوع دیگری از استرس، استرسِ حاد (acute stress) است. منشأ این استرس، اتفاقات غیرمنتظره و ناگهانی هستند که نیازمند واکنش هستند. استرس حاد، موجب تحریکِ بدن به واکنش‌های استرسی نیز می‌شود، ولی محرک‌ها لزوما شاد و هیجان‌انگیز نیستند. ما معمولا همین استرس حاد را به عنوان استرس تلقی می‌کنیم. در مواقع مواجهه با این نوع فشار روانی، اگر بتوانیم سریعا راهی برای آرام کردن خود پیدا کنیم، استرس حاد به تنهایی مشکلی ایجاد نخواهد کرد. هنگامی که عامل به وجود آورنده‌ی استرس را از میان برداشتیم، از نقطه نظرِ سلامتی و شادکامی لازم است بدنمان را به حالت هِموستاز (homeostasis) یا همان وضعیت پیش از استرس برگردانیم.

اما آن نوع استرسی که واقعا باید نگرانش باشیم، استرس مزمن (chronic stress) است. این نوع استرس زمانی به وجود می‌آید که ما دائما در معرض عوامل استرس‌زا قرار داشته باشیم که اثرات مخربی داشته باشند و گریزی از آنها نباشد. یک شغل پر استرس یا یک زندگی خانوادگی دلسردکننده می‌تواند به بروز استرس مزمن منجر شود. این نوع استرس همان فشار روانی است که ما معمولا آن را با عنوان استرس جدی مشخص می‌کنیم. از آن جایی که بدن ما برای رویارویی با استرس‌های مزمن طراحی نشده است، اگر به طور مستمر در معرض این نوع استرس باشد با آسیب‌های جدیِ جسمی و روحی مواجه خواهد شد.

 

منشأ استرس خوب

 

خب برگردیم به همان استرس خوب. برای اینکه استرس خوب بیشتری وارد زندگی‌تان شود، به نفعتان است ابتدا بیشتر در مورد انواع استرس بدانید. از آن جایی که استرس، حتی از نوع خوبش،‌ زیاد که شود، ضرر خواهد داشت؛ باید فعالیت‌هایی را در زندگی خود انتخاب کنید که شما را خوشحال می‌کنند و حس خوبی نسبت به زندگی در شما ایجاد می‌کنند. همچنین بهتر است، تمام کارها و فعالیت‌هایی که انرژی و رمق شما را می‌گیرند یا شما را دچار استرس مزمن می‌کنند، کنار بگذارید.

یک راه خوب برای آنکه متوجه شوید آیا فعالیت خاصی، ارزش وقتی که برایش می‌گذارید را دارد یا نه، این است که ببینید وقتی به آن فکر می‌کنید چه حسی پیدا می‌کنید. آیا از فکر کردن به آن احساس هیجان می‌کنید؟ آیا کاری است که «دوست دارید انجام دهید» یا «باید انجام دهید»؟ مطمئن شوید کارهایی که در دسته‌ی «دوست دارم انجام دهم» قرار می‌گیرند کارهایی هستند که واقعا دوستشان دارید و آنهایی که در دسته‌ی «باید انجام دهم» قرار می‌گیرند، کارهایی هستند که انجامشان ضروری است.

 

چگونه استرس خوب می‌تواند به استرس بد تبدیل شود؟

 

پیش‌تر، دوبار به این مسئله اشاره شد: اگر بیش از از حد در معرضِ استرس خوب باشید، این استرس می‌تواند به استرس بد تبدیل شود (این مسئله در مورد ماجراجویان و افراد هیجانی، به خوبی قابل لمس است). علت این است که فرقی نمی‌کند در حال تجربه‌ی استرس خوب باشید یا بد، وقتی در معرض فشار روانی زیادی قرار بگیرید، عکس‌العمل بدن شما نسبت به استرس فعال می‌شود و اگر به این فشارها، استرس مزمن و یا فشارهای مختلف دیگری هم اضافه شود، با انبوهی از استرس مواجه می‌شوید که حاصل جمعی جز استرس زیادتر نخواهد داشت! به همین دلیل، مهم است که تعادل را رعایت کنید و مراقب زیاده‌روی باشید. ممکن است، نتوانید تمام استرس خود را از بین ببرید، ولی راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید به کمک آنها فشارهای روانی را به حداقل برسانید و یا حتی از بعضی از استرس‌های زندگی اجتناب کنید تا راحت‌تر بتوانید با سایر آنها کنار بیایید. مخصوصا اگر بتوانید از استرس‌های طاقت‌فرسا و سخت دوری کنید، در برابر انواع دیگر استرس که در زندگی غیرقابل اجتناب هستند، قدرت و استقامت بیشتری خواهید داشت.

 

چگونه استرس بد می‌تواند به استرس خوب تبدیل شود؟

 

البته همه‌ی استرس‌های بد قابل تبدیل به استرس خوب نیستند، با این حال می‌توانید دید خود را نسبت به بعضی از موارد استرس‌زا در زندگی تغییر دهید و این تغییر در ادراک می‌تواند منجر به تغییر در تجربه‌ی شما از استرس بشود! چرا که بدن ما در برابر آنچه که تهدید تلقی شده است، واکنش شدیدی نشان می‌دهد و در این مواقع به شدت استرسی می‌شود. در عوض، اگر در برابر تهدیدی، بی‌خیال باشید، استرسی هم به سراغتان نخواهد آمد. اگر شما پدیده‌ای را به عنوان یک چالش و نه تهدید تلقی کنید، ترسی که ممکن است از آن داشته باشید،‌ می‌تواند به هیجان، انتظار و یا لااقل به عزمی راسخ تبدیل شود. شما اغلب می‌توانید با تمرکز بر روی امکانات و مشاهده‌ی مزایای‌ بالقوه‌ی هر فرصتی، احساسات و درک خود را از آن تغییر دهید و توانایی‌هایتان را به خود یادآوری کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید و موقعیت‌های دشوار را به چشم چالش نگاه کنید، در این کار مهارت بیشتری پیدا کرده و بعد از مدتی حتی بدون آنکه متوجه شوید، آن را انجام خواهید داد.

 

چگونه می‌توان استرس خوب بیشتری را وارد زندگی کرد؟

 

,,;

 

 

آیا راهکاری برای تزریق آگاهانه‌ی استرس خوب در شریان زندگی وجود دارد؟ در جواب باید گفت بله، در این قسمت می‌خواهیم شما را با روش‌هایی ‌آشنا کنیم که به کمک آنها می‌توانید استرس خوب بیشتری را وارد زندگی‌تان کنید.

 

۱. معاشرت کنید

 

شما می‌توانید با رفت‌وآمد کردن با دیگران و ایجاد روابط سالم، استرس خوب برای خود ایجاد کنید. در حقیقت ارتباطات، با توجه به اینکه چگونه آنها را مدیریت کنید، می‌توانند سطح استرس شما را افزایش دهند و یا آن را تخفیف دهند. عاشق شدن، ایجاد روابط مستحکم با دوستان و اعضای خانواده و خوش گذراندن با کسانی که برای‌تان مهم هستند، همگی راه‌هایی برای تزریقِ استرس خوب به زندگی هستند.

 

۲. برای خود هدف تعیین کنید

 

استرس خوب می‌تواند از دنبال کردن یک هدف و یا یک رؤیا نیز ناشی شود. همه‌ی ما روزانه مسئولیت‌هایی داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم، ولی اگر در کنار آنها هدف مشخصی برای خود تعیین کرده و دنبال کنیم، حتی اگر آهسته به سمت آن هدف قدم برداریم، چشم‌اندازی در اختیار داریم که می‌تواند در زندگی ما هیجان، انرژی مثبت و استرس خوب تولید کند. چنانچه این هدف‌ها در جهت بهبود سلامت تعیین شوند، فواید بیشتری نیز خواهند داشت.

 

۳. به دنبال کسب دانش باشید

 

بیشتر ما از مدرسه و دانشگاه خوشمان نمی‌آید، ولی تقریبا همه دوست دارند چیزهای جدیدی که برایشان جالب است را یاد بگیرند. گسترده کردن دامنه‌ی اطلاعاتتان یا دنبال کردن تحصیلات و سرگرمی‌های جذاب می‌تواند یک تجربه‌ی هیجان‌انگیز باشد. با یادگیری یک مبحث جدید علاوه بر اینکه می‌توانید استرس خوب در زندگی خود به وجود آورید، مهارت‌هایی نیز کسب می‌کنید که می‌توانید آنها را در زندگی به کار ببندید.

 

۴. عوامل خشنود‌کننده

 

یکی از منابع مؤثرِ استرس خوب متغیرهایی است که در روانشناسی مثبت‌گرا از آن به عنوان عوامل خشنودکننده یاد می‌شود،‌ این کارها معنا و لذت به زندگی می‌بخشند. در واقع کارهایی که در شما حس خوبی از به مبارز طلبیدن به وجود می‌آورد و لازم است از مهارت‌های شخصی‌مان در این کارها استفاده کنیم. در واقعیت امر، دست‌یابی به عوامل خشنودکننده (gratification) در مقایسه با لذت‌ها‏ (pleasure) نیاز به تلاش بیشتری دارد، تلاشی که ارزشش را دارد. بیشتر سرگرمی‌های ما مثل عکاسی، باغبانی، نواختن موسیقی و… در این دسته از کارها قرار می‌گیرند که می‌توانیم آنها را در زندگی روزمره‌ی خود بگنجانیم و در واقع آنها را به مولدی برای استرس خوبی که به آن نیاز داریم، تبدیل کنیم.

در کل باید گفت داشتن استرس خوب در زندگی مهم است. هرچقدر بتوانید استرس مزمن را از زندگی خود حذف کنید، دیدگاه خود را نسبت به استرس تغییر دهید و فعّالیت‌های مثبت را در کارهای خود بگنجانید، می‌توانید استرس خوب را به شکل متعادلی در زندگی‌تان برقرار کنید.

 

برگرفته از: verywell.com

 

 

gf

 

دانشمندان از شناسایی زنی خبر دادند که نوع کاملا جدیدی از سلولهای مخروطی در چشمانش دارد.

چشمان ویژه یک زن

دانشمندان علوم عصبی در بریتانیا از شناسایی زنی خبر داده اند که در چشمانش نوع کاملا متفاوتی از سلول مخروطی وجود دارد. این سلولها در واقع سلولهای دریافت کننده ای محسوب می شوند که به تشخیص رنگ به ما کمک می کنند.
محاسبات صورت گرفته نشان می دهد که این زن ۹۹ میلیون رنگ بیشتر از سایرین می بیند. از این نظر می توان گفت این زن قدرت بینایی ماورای تصور دارد.

دانشمندان از عنوان tetrachromats برای این زن استفاده می کنند. این دسته از افراد که به تعداد بسیار اندکی در دنیا وجود دارند چهار نوع سلول مخروطی در چشمانشان دارند حال آنکه انسانهای عادی trichromats نامیده می شوند که این یعنی سه نوع سلول مخروطی در چشمانشان دارند.

 

هر نوع از این سلولها قادر به تشخیص حدود ۱۰۰ سایه رنگ هستند بنابراین عملکرد این سلولها با یکدیگر ترکیب می شود و توانایی مشاهده یک میلیون رنگ مختلف را پیدا می کنیم.

اکثر افرادی که دچار کوررنگی هستند تنها دارای دو نوع سلول مخروطی در چشمانشان هستند و به همین دلیل آنها تنها می توانند نهایتا حدود ۱۰ هزار سایه رنگ را درک کنند. اکثر پستانداران از جمله سگها و میمونهای امروزی در این ردیف قرار می گیرند.
حالا اما پزشکی در شمال انگلیس شناسایی شده که در چشمش چهار سلول مخروطی وجود دارد. بدین ترتیب می توان حساب کرد که نزدیک به ۱۰۰ میلیون رنگ را تشخیص می دهد. در واقع او رنگهایی را می بیند که حتی سایر انسانها رؤیای آن را هم نمی توانند تصور کنند.

این زن دو سال پیش شناسایی شد و حالا تحقیقات رسمی درباره وضعیت خاص چشمانش منتشر شده است. البته دانشمندان یک ربع قرن به دنبال چنین موردی بوده اند. آنها مطمئن هستند که افراد بیشتری هم مانند این زن در دنیا وجود دارند.

۳۰۸

 

برای شاد بودن، انرژی مثبت بودن، رد کردن انرژی های منفی و استرس و تنش های روزانه که همه با آن رو به رو هستیم، تنها شرکت در کلاس های سخنرانی انرژی مثبت و مشاوره های گران قیمت یا کورس های مختلف کفایت نمی کند. شاید روش شاد بودن خیلی ساده تر از آن چیزی هست که مشاوران و روان شناسان و جامعه شناسان و فعالان این عرصه صبح تا شب از طریق رسانه ها و کتاب ها منتشر می کنند.

خیلی از کسانی که در روستا ها و برخی از نقاط شهری قرار دارند، حتی ۱ دقیقه از این سخنرانی ها و ۱ صفحه از کتاب ها هنر شاد زیستن و زندگی مثبت و آدم با حال بودن و عناوین پر طمطراق کنونی را مطالعه نکردند. اما خیلی از عاشقان انرژی مثبت و شاد زیستن، به حال ساعت های عمر شاد و راحت و امیدوار آن ها غبطه می خورند. به نظر شما علت چیست؟ آیا کم سواد بودن و کم انتظار بودن از زندگی و مسائلی از این دست سبب شده تا این افراد شاد و انرژی مثبت و سر حال باشند؟

راه حل هایی برای انرژی مثبت بودن ، باید مکتوب و مشخص و بر اساس توانمندی های شما باشد. اگر فکر می کنید که خیلی آدم تند مزاجی هستید و این تند مزاجی سبب شده تا انرژی های منفی را بیش از انرژی مثبت جذب کنید و همواره در رانندگی استرس داشته باشید، تلاش کنید بر اساس مقتضیات روحی و جسمی خود، راه حل های ممکن را فهرست بندی کنید.

از این فهرست، راه حل های اجرایی تر و کاربردی تر را انتخاب و سپس جدا کنید.

مثلا گوش گردن روزانه یه چند دقیقه موسیقی جذاب شاد آرام، خیلی تاثیر زیادی در کاهش تند مزاجی شما دارد. یا این که هر ۱ ساعت یک بار، عطر خود را تجدید کنید  و بو های خوب استشمام کنید. بعید است شما بوی خوب را استشمام کنید و لذت ببرید و لحظاتی بعد تند خو و ترش مزاج شوید!

اگر طبع شعر و شاعری هم دارید، بیت های زیبا و خاطر انگیز را در ماشین یا روی میز محل کار خود قرار دهید تا هر از گاهی چشم شما به این نوشته های زیبا بیفتد و ذهن زیبای شما را کمی قلقلک بدهد! بعضی ابیات، امیدوار کننده، الهام بخش، نیرو ده، هیجان بخش و محرک هستند که برای تجدید خاطره و تجدید روحیه در طول روز، بسیار حیاتی هستند.

بعضی ها نوستالژی باز هستند. یعنی دنیای آن ها نوستالژی هایی هست که در زمان کودکی و جوانی با آن رو به رو بودند. مثلا کارتون بامزی یا پینوکیو، عشق آن ها حتی از زمان کودکی تا ۵۰ سالگی بوده و است. خوب چه خوب است که شما عروسک های کوچیکی از این شخصیت های کارتونی یا پرینت تصاویر آن ها را بعضا همراه داشته باشید تا در ماشین یا سر کار یا خانه یا هر جای دیگر، به طور نا خود آگاه ذهن شما و چشم شما، این تصاویر خاطره انگیز را ببیند و خنده بر لبان شما بیافتد. این همان مقوله ای است که روان شناسان  زنده نگهداشتن کودک درون می نامند.

همواره در ذهن داشته باشید که برای شاد بودن و انرژی مثبت بودن و شاد زیستن، باید برنامه امیدوارانه طراحی کرد و عاشقانه برای نیل به آن فعالیت کرد و حرکت کرد و در این مسیر غم و انرژی منفی را از خود دور نگهداشت. خیلی از کسانی که مدام از تنش های روزانه و انرژی های منفی گله می کنند و تند مزاج  هستند، به این مقوله توجه ندارند که عاشقانه زیستن و امیدوارنه زندگی کردن و غم امروز را نخوردن، یک هنر است و این هنر را باید آموخت. خیلی وقت ها پیش آمده که خود را بخاطر تند مزاجی، واکنش سریع به یک موضوع، پرخاشگری های بی جا و رفتار های ناپسند، آخر شب ها مخصوصا سرزنش کردیم!

با این مقدمه با ما همراه باشید با ۳۰ نکته خوب برای انرژی مثبت های خوب.
۱- ببخشید! معذرت میخواهم! این دو جمله کوتاه، بین انگلیسی ها خیلی شهرت دارد. انگلیسی ها چه کار مثبت برای شما انجام بدهندو چه احیانا رفتار منفی از ان ها سر بزند، همواره می گویند: excuse me!. همواره حالت مهربانی داشتن و تکریم طرف مقابل با بیان ادبیات گفتاری محترمانه و مودبانه، می تواند روشی برای افزایش انرژی مثبت باشد.

۲- برای کار های مثبت خود، به دنبال پاداش گرفتن نباشید. هر چقدر کار ها را برای دل خود و راضی نگه داشتن وجدان خود انجام بدهید، در واقع تلاشی مهمی برای شاد بودنتان کرده اید. پس، کادو دادن و هدیه دادن و خیرات کردن و خیر بودن و منش و مسلک لوطی گری و مشتی گری را فراموش نکنید. لوطی ها و مشتی ها و پهلوانان، افراد انرژی مثبت هستند. . . پهلوان زندگی خود باشید!

۳- خیلی از روان شناسان معتقدند که برای کاهش استرس و شاد بودن و شاد زیستن و به قولی انرژی مثبت بودن، باید همواره از دیگران به خاطر لطف های مستقیم و غیر مستقیم شان به خودمان قدردان باشیم. بد نیست که آخر هفته ها که فرصت بیش تری دارید، فهرستی از افرادی که در طول هفته آینده باید به واسطه خدماتی که ازشان دریافت کرده اید، قدردانی کنید آماده نمایید. این لیست، کمکی برای نشان دادن چهره شجاع و قدردان شما است که هم تاثیر انرژی مثبت روی خودتان و هم دیگران خواهد داشت.

۴- با گل دادن و گل گرفتن آشتی کنید! گل همین چند روز و شش باشد، اما دل شما را شاد و دل طرف مقاابل را خوشحال می کند. با گل و بوییدن گل، همواره عجین باشید.

۵- ورزش کردن به مدت نیم ساعت در روز، توصیه همیشگی پزشکان بوده و هست. ورزش، سبب باز شدن عضلات و خلل و فرج های روحی و جسمی شما شده و همان طور که ذهن سالم در بدن سالم است، بدن سالم نیز مدیون ورزش است.

۶- آخر هر روز، به آن چه در طول روز بر شما گذشت، فکر کنید. سعی کنید فرهنگ اندیشه کردن در سبک زندگی دیجیتالی و ماشینی شده امروزی شما جلوه بیش تری داشته باشد. بعضی وقت ها زمانی که به رویداد های در طول روز فکر می کنید، می بینید برای فلان موضع و یا فلان موقع یا فلان برخورد با فلان موضوع، می توانستید بهتر عمل کنید و شاید نیاز به تند خویی و تند مزاجی و پر خاشگری و . . ..   نبود! حالا با این درک، سعی کنید فردا، ناهنجاری هایی که سبب شده تا شما دیروز انرژی منفی باشید را نداشته باشید. هر روز، بهتر از دیروز بودن، عملی است  .

۷- برای شاد بودن و انرژی مثبت بودن، نمی توان ادبیات زشت و ناپسند گفتاری و نوشتاری داشت. سعی کنید، فرهنگ صحبت کردن شما شبیه فرهنگ صحبت کردن فردی فرهیخته باشد. حتی در بدد ترین شرایط که گستاخی یا سخن ناپسند و رکیکی به شما گفته می شود ، برای احترام به وجدان خود و تلاش برای حفظ روحیه آرام و صبور انرژی مثبت خود، تامل کرده و با ادبیات شایسته و فاخر، پاسخ طرف مقابل را بدهید. خیلی اوقات، پاسخ محترمانه و فاخر، طرف مقابل را از رفتار ناهنجارش، پشیمان می کند.

۸- نوشته های مثبت بخوانید و بنویسید و جملات قشنگ را همواره در ذهن خود مرور کنید.

۹- اینستاگرام و فیس بوک و اینترنت مملو از مطالب نامطلوب است. با خواندن محتواهایی که به درد شما نمی خورد و کمکی به رشد علمی و جسمی و روحی شما و تقویت ذهن زیبای شما نمی کند پرهیز کنید. شما هیچ وظیفه ای برای خواندن همه مطالب با ربط یا بی ربط به زندگی خودتان ندارید. به ذهن خود آرامش دهید.

۱۰- همراهی با دوستان و وقت گذاشتن با خانواده، راه حلی برای شاد زیستن است. فرار از افسردگی که بیماری هزاره سوم شده است، با تعامل بیش تر با خانواده و دوستان و اقوام، به دست خواهد آمد. به این موضوع توجه کنید.

 

انرژی مثبت تنها خلاقیت و فکر باز و عاشقانه دیدن دنیا را طلب می کند

 

۱۱- غربی ها عادت دارند روزی نیم ساعت تا ۱ ساعت پیاده روی کنند. برای انرژی مثبت بودن، این روش بهینه است.

۱۲- خندیدن معقول در طول روز را فراموش نکنید. نرم افزارهایی است که برای شما هر روز لطیفه ها و مطالب و تصاویر خنده دار ارسال می کند. مثل دوربین مخفی های جالب یا صحنه های زیبایی که آرامش بخش و خنده دار هست. دیدن این مطالب در طول روز ، خیلی به ذهن مثبت اندیش و روحیه شاد زیستن شما کمک می کند.

۱۳- یک قضیه را حتی بی ارزش و کوچک ، ان قدر در بوق و کرنا نکنیم . مسائل مهم، برای شما مهم باشد. مسائل کوچک را کوچک برخورد کنید. مثلا برای پرت کردن آدامس روی گل های پارک، تا چند روز غذاب وجدان نگیرید و درباره اش با همه صحبت نکنید. سعی کنید دیگر این کار ناپسند را تکرار نکنید.

۱۴- آدم های انرژی مثبت و شاد، مصداق زوال پرستان متوهم الکی خوش نیستند. پس، آرزو های فانتزی و شایعات غیر مستند و مستدل را از ذهن دور کنید. برای حال زندگی کنید با نگاه خوش بینانه به آینده.

۱۵- برای آن چه هستید احترام بگذارید و تلاش کنید امیدوارانه برای خواسته های آینده خود گام بردارید. آدم های انرژی مثبت، برای رسیدن به خواسته های خود، به نقض خواسته ها و زندگی دیگران دل نمی بندند.

۱۶- اگر شما پزشک هستید و مدتی هم ورزشکار، اصلا بد نیست که درباره نجوم و آشپزی و تاریخ هم کتاب بخوانید یا هیچ کس نگفته که استاد ریاضیات محض یا یک جوشکار، تا ابد نباید بهترین داستان های دنیا را که برنده جوایز ادبی معتبر شده اند را نخواند یا از فلسفه علم و  تماشای فیلم های مستند زیبای خلقت، بی بهره باشد. همواره خرق عادت کنید!‌خرق عادت کردن یعنی آن که به دنبال چیزهایی برای خواندن و تماشا کردن باشید که در زندگی تان تا حالا سابقه نداشته است.

۱۷- کار هایی که شادی آفرین نیستند را بدون رو در وایسی کنار بگذارید. مثلا پنهان کردن پلاک خودرو برای گذر از جایی که قانونا اجازه انجامش را ندارید! یا خارج از نوبت یا صف، خدمتی را دادن یا گرفتن و . . . . کاری شادی آفرین است که اول به  وجدان شما و سپس به کل جامعه سود برساند. اگر کاری این دو خصیصه را نداشت، فورا کنار بگذارید که مغایر با اصول انرژی مثبت است.

۱۸- بیتی بود که می گفت: چو خواهی که نامت رود در جهان . . . . مکن نام نیک بزرگان نهان. . . . خوب! برای انرژی مثبت بودن، باید با انرژی مثبت ها گام بردارید و هم نشین شوید. شناخت انرژی مثبت ها در پیرامون شما سخت نیست. وقت زیاد تری را با آن ها سپری کنید.

۱۹- برای انرژی مثبت بودن، نباید ۲۰ ساعت در روز کار کنید. کار و استراحت و تفریح و مطالعه و تغذیه، ۵ عنصر حیاتی برای حیات انرژی مثبت هاست. به هر کدام سر جای خود احترام بگذارید.

۲۰- انرژی مثبت ها، به دنبال این نیستند که صبح تا غروب به این فکر کنند که دیگران درباره آن ها چه فکری می کنند. به دنبال این هستند که ببیند چه گونه می توانند عنصر خوبی در خلقت باشند.

۲۱- برای انرژی مثبت بودن و شاد زیستن، اونی که باید باشی باش! اگر  میخواهید فضا نورد و مهندس و پزشک و جراح و وزیر و استاد و مدیر کل و سردار و تاجر و میلیاردر و . . . باشید و نمی توانید مهم نیست اما می توانید  در کلاس یک فضا نورد و مهندس و پزشک و جراج و وزیر و استاد و مدیر کل و سردار و تاجر و میلیاردر فکر کنید و گام بردارید و الگو های خوب را در این عرصه ها شناسایی و مطالعه کنید.

۲۲- یکی از عادت های نادرست که افیون مثبت اندیشی است، تسلیم مرجعیت شدن به شمار می رود. چون همه از فلان دارو و فلان کتاب و فلان فیلم و فلان ورزش و فلان طبیب و فلان رشته و فلان شهر یا فلان منظره بد می گویند ، پس حتما بد است! نه!‌ مرجعیتی که مستند و مستدل و منطقی نیست را کنار گذاشته و به جای تبعیت کور کورانه، اگاهانه و عاقلانه فکر کنید.

۲۳- انرژی مثبت ها، هیچ کاری را بر اساس نتایجش قضاوت نمی کنند. این که دوست شما با فلان خودرو در فلان جاده در فلان روز به واسطه بارندگی در مسیر تصادف کرد، دلیل خوبی برای این نیست که حتما شما نیز فردا در آن مسیر پر باران، رانندگی نکنید!

۲۴- ذهن مثبت را باید هر از گاهی از اندیشه های منفی و پلید و نامطلوب و خسته کننده زدود و پستی زدایی و گندی زدایی کرد. ذهن هم برای مثبت اندیشی و مثبت نگری، نیازمند فراهم شدن چنین بستری هست.

۲۵- توقع خود را از دیگران کاهش دهید. برای شاد بودن و شاد زیستن و انرژی مثبت بودن، به خود متکی باشید تا به ظرفیت های دیگران. این گونه استرس در شما کاهش می باید و می توانید برای برخورد با چالش ها، همواره دنبال راه حل های خلاقانه باشید.

۲۶- برای شاد بودن، باید خلاق بود. اگر فلان رییس نیست، دنیا به آخر نمی رود، یا فردا به اداره مراجعه کنید یا از ییس کل بخش بخواهید به جای فرد مربوطه تقاضا یا برگه شما را بررسی و امضا کند. شاید دو ساعت وقت شما گرفته شود برای مراجعه به اداره جایگزین تا فلان برگه یا درخواست مهر و امضا شود، اما کار شم به هر حال انجام شده است و شما بدون استرس، راضی هستید. نوآورانه زندگی کردن، عاملی برای ترغیب مثبت اندیشی است.

۲۷- آدم های انرژی مثبت همان اندازه که می گویند ببخشید، معذرت می خواهم،‌همان اندازه هم می گویند نمی دانم. از به کار بردن کلمه نمی دانم وحشت به خود راه ندهید. بعضی وقت ها به کار بردن کلمه نمی دانم، از دانسته های غیر مستند و نامطلوب بهتر است.

۲۸- همه افراد دوست دارند از آن ها تعریف بشود. تعریف کردن با غلو کردن متفاوت است. در طول روز، در برخورد با افراد مختلف، سعی کنید چند ثانیه ای از خصوصیت های مثبت آن ها صحبت کنید و سپس گفتار را آغاز کنید. مثلا سلام بر خانم مهندس . . . . استاد طراحی نقشه های . . .  یا سلام بر آقای . . .  مرد همیشه خندان . . . یا سلام بر حاج آقا . . .. یاور ارباب رجوع یا سلام بر خانم . . .  خوش برخورد  . . . .

انرژی مثبت و مثبت اندیشی، هزینه زیادی نمی خواهد، تنها خلاقیت و فکر باز و عاشقانه دیدن دنیا را طلب می کند . 

 

منبع: روزیاتو

 



 

 

۳۰۷

 

هر یک از ما هر روز تقریبا ۱۰ تا ۱۲ ساعت از زندگی خود را به کار اختصاص می‌دهیم. زمان آن است که از خود بپرسیم «آیا این همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم یا کاری است که باید انجام دهم؟» ما هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح از خواب بیدار می‌شویم، همه روز کار می‌کنیم. به سر کار می‌رویم و برمی‌گردیم و این پروسه همچنان تکرار می‌شود. از خودمان یک سوال ساده بپرسیم «آیا من در کنترل زندگی هستم یا زندگی در کنترل من است؟» زمان آن است که از روزمرگی رها شوید و به خود قدرت دهید تا به آنچه می‌خواهید برسید.

انجام فعالیت‌های زیر باعث بهتر شدن روز کاری شما می‌شود و در کار و زندگی‌تان پیشرفت حاصل خواهد شد تا بتوانید از طریق ایجاد تعادل، راندمان کاری بهتری نیز داشته باشید.

هفت اصل مهم که به شما قدرت می‌دهند کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرید عبارتند از:

استعداد: به معنی استعدادی است که در شخصیت شما وجود دارد یا به عبارتی نیروی درونی که شما را به حرکت وا می‌دارد و سرعت زندگی. این اصل یک پرسش را مطرح می‌کند «چقدر فشار را بر خود تحمل می‌کنید؟» شاید به شما گفته باشند که از لحاظ رفتاری «نوع A» هستید. این یعنی احتمال دارد که زیر فشار دائمی باشید و کل زندگی را در رقابت ببینید و اینکه باید نسبت به خودتان و دیگران سختگیر باشید. اگر از «نوع A» هستید، می‌خواهید همه کارها را سریع و به شکل وظیفه‌گر اتمام کنید و در این حالت کار برای شما با سرعت و انرژی بالایی مدیریت می‌شود. در این صورت با توجه به وسواسی که برای انجام کارها وجود دارد شاید وقتی برای تفکر و تعمق و اینکه به کجا می‌خواهیم برسیم، وجود نداشته باشد.

تناسب اندام: این اصل به شرایط کلی سلامت بدنی شما می‌پردازد و اینکه رژیم غذایی‌تان چقدر به این سلامتی و تناسب‌اندام کمک می‌کند. همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید. بالاخص اگر از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر پشت میز می‌نشینید. در این صورت کمتر احتمال دارد که زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهید یا پیاده‌روی کنید. برای آنکه تعادل میان کار و زندگی وجود داشته باشد به این موضوع فکر کنید که چگونه می‌توانید گام‌های مستحکم‌تری در جهت سلامت و تناسب اندام خود بردارید و دست‌کم حداقل‌ها را انجام دهید تا قوی و سالم بمانید. رژیم‌های تناسب اندامی را انتخاب کنید که در آن ورزش هفتگی گنجانده شده باشد.

تغذیه و رژیم غذایی: چه می‌خورید و آنچه می‌خورید چقدر سالم است. آیا یک رژیم سالم و مغذی دارید؟ بیشتر افراد از نیازهای کلی و خاص خود درباره رژیم غذایی‌شان آگاه نیستند و فقط غذاهایی را می‌خورند که از آن لذت می‌برند، بدون توجه به تاثیر آن بر بدنشان. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی باید در رژیم غذایی هم تعادل وجود داشته باشد. پس روی این مساله برنامه‌ریزی و سازماندهی داشته باشید. درباره آن مطالعه کنید و یک رژیم سالم را انتخاب کنید که بتوانید آن را ادامه دهید و به عادت غذایی شما تبدیل شود.

 

همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید ‎

 

سلامت فردی: ممکن است به‌عنوان فردی که زیاد کار می‌کند بدن خود را نادیده بگیرید و آن قدر به وضعیت خود بی‌توجه باشید تا تبدیل به یک مشکل جدی شود. ممکن است به وزن، رژیم غذایی و سلامت فیزیکی خود کم‌توجهی کنید و به اندازه کافی استراحت نکنید. برای ایجاد تعادل مناسب میان کار و زندگی باید به بدن خود اهمیت بدهید. برای این کار از کنار گذاشتن یک یا دو عادت نامناسب که به سلامتی‌تان ضرر می‌رساند شروع کنید مثلا ترک سیگار، کافئین یا الکل.

تعادل احساسی: این به آن معناست که چقدر به سلامت ذهنی و احساسی خود اهمیت می‌دهید. پرسشی که در این اصل مطرح می‌شود این است که «آیا من اغلب اوقات از لحاظ احساسی، حس خوبی دارم؟» آیا تاکنون احساس کرده‌اید هر روزی که می‌گذرد «چالشی برای غلبه کردن» است؟ این مساله می‌تواند روی فراست و درون‌بینی شما اثر منفی بگذارد. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی فکر کنید که چگونه مسائل را آسان‌تر بگیرید و از زندگی خود راضی باشید و زندگی را به منزله یک «تجربه جدید» ببینید. با نزدیک‌تر بودن به دیگران می‌توان احساس راحت‌تری داشت. سعی کنید با وقایع زمانی که رخ داده‌اند روبه‌رو شوید و به استقبال اتفاقات بد نروید. درک کنید که سخت است بتوان حس نگرانی را متوقف کرد. خودآگاهی بیشتری کسب کنید. خودآگاهی اغلب اولین قدم برای داشتن تفکر مثبت است.

عادات احساسی و کنترل آن: به احساسات و اندیشه‌های درونی خود گوش دهید. سپس تا حدی که لازم است زندگی و محیط پیرامون خود را کنترل کنید تا به آن درجه از کنترل که مطلوب است برسید. نگران این نباشید که دیگران درباره شما چگونه فکر می‌کنند یا اینکه همیشه باید همه کارها را «درست» انجام دهید. اگر این اثر ادامه پیدا کند امکان دارد از لحاظ احساسی حالت فرار به خود بگیرید یعنی مثلا از نگرانی در سکوت به نشان دادن آشکار ناراحتی خود (یا حتی نشان دادن خشم) روی بیاورید. باید اتکا به نفس خود را بالا ببرید تا در زندگی روی خودتان کنترل داشته باشید. در این صورت هم در محیط کار راحت‌تر خواهید بود، هم عیب‌های خود را راحت‌تر می‌پذیرید و هم راحت‌تر می‌توانید از دیگران کمک بخواهید؛ بدون آنکه احساس خشم داشته باشید.

تعادل میان کار و زندگی:‌ اصول فوق به این موضوع می‌پردازد که نسبت به کار خود چه احساسی دارید و درباره نحوه مدیریت و کنترل آن چگونه فکر می‌کنید نه اینکه کار شما را مدیریت و کنترل کند. بعضی از افراد کار را « اجباری» می‌دانند و معتقدند باید آن را «تحمل» کرد و تا جایی که بتوانند از آن فراری‌اند. نباید اجازه دهید مشکلات کاری روی زندگی خوبی که خارج از محیط کار دارید، اثر بگذارد. کار را به به‌عنوان یک بخش چالش‌برانگیز و جالب زندگی خود ببینید که می‌توانید هر آنچه می‌خواهید از آن به‌دست آورید؛ بدون آنکه اجازه دهید بر زندگی عادی‌تان چیره شود. شما حق انتخاب دارید یا کاری که از آن لذت می‌برید پیدا کنید یا آن را طوری تغییر دهید که انجام آن با رضایت بیشتری برایتان به همراه باشد. هر جا امکان هرگونه تغییر برای دید مثبت‌تر شما وجود دارد آن را انجام دهید. اگر این هم امکان‌پذیر نبود، فکر کنید چه قدم‌هایی می‌توانید بردارید که همه چیز را با هم تغییر دهید.

منبع: سلامت نیوز

 

 

 

۳۰۶

 

یک روز که در یک کلاس خدمات مشتریان درس می‌دادم، زنی را به یاد دارم که پشت سر هم از بدبختی‌هایی که سر کارش داشت شکایت می‌کرد.

درمورد اینکه چقدر از همکارانش متنفر است، از رئیسش متنفر است. از خدمت کردن به مشتری‌ها متنفر است، و از همه مهمتر اینکه فکر می‌کرد چطور اینکه مجبور است صبح تا شب دور و بر آدم‌های خنگ و احمق باشد سال‌های عمرش را تلف می‌کند.

وقتی غر زدن‌هایش تمام شد، یک سوال خیلی مشخص از او پرسیدم، سوالی که باید خیلی سال پیش از خودش می‌پرسید:

«اگر در این شغلت احساس بدبختی می‌کنی، به نظرت نباید یک کار دیگر که شادترت کند پیدا کنی؟»

با سوال من حسابی شوکه شده بود ولی بالاخره جواب داد.

«خوب، کلی قبض هست که باید پرداخت کنم، من به این کار نیاز دارم. ولی موضوع این نیست. مشکل من اینه که نمیدونم چرا این شرکت اینهمه احمق تو خودش جمع کرده. اونها باید از کارشون استعفا بدن نه من.»


و همینطور ادامه داد. گوش کردن به حرفهایش واقعاً ناراحت‌کننده بود.

او تصور می‌کرد که مسئولیت برطرف کردن نارضایتی و ناراحتی در کارش بر گردن شرکتی که در آن کار می‌کند، همکارانش و رئیسش است.

واقعیت این است که هیچکس او را از کاری که از آن متنفر است نجات نخواهد داد، حداقل آن احمق‌هایی که از آنها تنفر داشت نمی‌توانند این کار را بکنند. ولی من می‌دانم چه کسی می‌تواند.

بهترین روز زندگی‌تان روزی است که تصمیم می‌گیرید زندگی‌تان برای خودتان است. بدون هیچ عذرخواهی و بهانه‌ای. هدیه زندگی برای شماست. این یک سفر فوق‌العاده است و خودتان به تنهایی مسئول کیفیت آن هستید.

اگر دوست نداشته باشید که این کار خیلی مهم را انجام دهید، هیچ نوشته‌ای نمی‌تواند شما را متحول کند:

مسئولیت کامل کیفیت زندگی خودتان را بپذیرید.
اگر ما به صورت احمقانه‌ای باور داشته باشیم که یک نفر دیگر هست که به جز خودمان روی ما قدرت دارد، هیچ نوشته و مقاله‌ای به کار ما نخواهد آمد.

بگذارید واقع‌بین باشیم.
سوپرمنی در راه نیست، چون سوپرمن واقعی نیست.
و حتی اگر واقعی هم بود، آنقدر سرش شلوغ بود که وقت نجات دادن ما را نداشت.

خوشبختانه ما اصلاً به سوپرمن نیازی نداریم. مسئولیت نجات ما و فراهم کردن بهترین زندگی برایمان، مسئولیت فقط و فقط خودمان است. اگر بخواهیم ساده‌تر بگوییم، ما باید قهرمان زندگی خودمان باشیم.

به نظر شما این منطقی نیست؟
کسی که بیشترین کنترل و قدرت را روی زندگی ما دارد همیشه همان کسی خواهد بود که هر روز صبح در آینه به ما نگاه می‌کند.

ما کسی هستیم که تصمیمات زندگی‌مان را می‌گیریم.ما کسی هستیم که مسئول فکرها و حرف‌ها و اعمالمان هستیم. و از همه اینها مهمتر این ما هستیم که بیشترین استفاده را از شادی و سلامتی‌مان می‌بریم.

برخلاف باورهای عموم، هیچوقت رئیس، عزیزان، والدین یا هیچ کس دیگری نیست که روی ما قدرت داشته باشد. البته مگر اینکه خودمان تصمیم بگیریم این قدرت را به آنها بدهیم. ولی اشتباه نکنید، این قدرت به ما تعلق دارد.

و ازآنجا که انسان مدام در حال اشتباه است، بزرگترین اشتباهی که می‌تواند در کل زندگی‌اش بکند این است که تصمیم بگیرد این قدرت را به فردی دیگر بدهد.

بهترین توصیه‌ای که تابحال شنیده‌ام:
«دنیا هیچ بدهی به شما ندارد. اون قبل از شما این جا بوده.» – مارک تواین

در چهل سالی که زندگی کردم، به اندازه‌ای خوش‌شانس بوده‌ام که اساتید فوق‌العاده داشته باشم.

طی یک دوره خیلی سخت از زندگی‌ام، یادم می‌آید که عادت به شکوه و شکایت پیدا کرده بودم و از زمین و زمان شکایت می‌کردم. در‌آن دوران همه را برای مشکلاتم مقصر می‌دیدم و مدام برای وضعیتم بهانه می‌آوردم.

هنوز یادم می‌آید که به یکی از استادهایم (استاد روانشناسی‌ام در دانشگاه) گفتم، «من واقعاً دارم سر کارم جون میکنم، حقم اینه که رفتار بهتری باهام بشه.»

حرفی که استادم در جواب به من گفت خیلی ناراحتم کرد ولی زندگی‌ام را برای همیشه تغییر داد. «دنیا به تو بدهی‌ای نداره.»


نیش بدی به من زد ولی حق با او بود. دنیا بدهی‌ای به شما ندارد. هیچ بدهی‌ای.

 

تنها قهرمانی که در زندگی به آن نیاز دارید، خودتان هستید

 

بخاطر همین است که نمی‌توانیم خودمان را با این فکرها قربانی نشان دهیم:
«من ۱۱۰٪ توانم را در روز برای کارم می‌ذارم. واقعاً لیاقتم اینه که رئیسم بهم احترام بذاره.»
«من برای خانوادم همه کاری می‌کنم. واقعاً حقم اینه که همسری داشته باشم که قدر زحماتم رو بدونه.»
«من آدم خیلی خوبی هستم، لیاقت یک رابطه خیلی خوب رو دارم.»

واقعیت این است که رئیستان باید به شما احترام بگذارد، همسرتان باید قدر کارهایتان را بداند و شما لایق بهترین رابطه عشقی در دنیا هستید.

ولی اگر این چیزها را ندارید و واقعاً آنها را می‌خواهید، نباید منتظر باشید که دنیا با جادو و جمبل آنها را برایتان فراهم کند. دنیا هیچ بدهی‌ای به ما ندارد.

این خودمان هستیم که یک رئیس خوب، یک همسر قدرشناس و یک عشق واقعی را به خودمان بدهکاریم. ممکن است خیلی از شما بگویید که به این سادگی‌ها هم نیست. ولی یک کار حتماً باید آسان باشد تا آن را انجام دهیم؟ اگر اینطور باشد یک زندگی ناراحت‌کننده پر از افسوس و پشیمانی حقتان است. اینکه قهرمان خودمان باشیم آسان نیست. اینکه بخواهید آسان باشد یعنی می‌گویید «من یک راحت‌طلب هستم.»

واقعیت این است که قهرمان بودن هیچ قسمت آسانی ندارد. کار آسان این است که بنشینید و مدام شکایت کنید و دیگران را برای مشکلاتتان متهم کنید. قهرمان بودن یعنی با قبول مسئولیت کیفیت زندگی‌مان قدرت را در دست خودمان نگه داریم.

اگر می‌خواهید قهرمان خودتان باشید، باید به خاطر داشته باشید که بهانه آوردن و مقصر کردن دیگران برای کیفیت ضعیف زندگی‌تان یک نوع مخدر است و اعتیاد به آن روز به روز ضعیف‌ترتان خواهد کرد.

خوشبختانه انتخاب بسیار بهتر دیگری هم دارید.
«رشد کردن درد دارد. تغییر دردناک است. ولی هیچ چیز به اندازه ماندن جایی که به آن تعلق ندارید سخت نیست.» — ماندی هال

می‌خوام وقتی این داستان را می‌خوانید نقل قول بالا یادتان باشد.

اخیرا نامه‌ای از یکی از خوانندگان دریافت کردیم. خانمی که داستان تصمیم بزرگ زندگی‌اش برای بیرون آمدن از یک رابطه مسموم را با ما در میان گذاشته بود.

اینها دقیقاً جمله‌های خودش هستند که روز بعد از ترک آن رابطه برای ما نوشته بود و ما با اجازه خودش آن را با شما به اشتراک می‌گذاریم:

«می‌خواستم بگویم که همین دیروز خودم و سه فرزندم و همه  زندگی‌ام رو از یک رابطه مسموم بیرون کشیدم و وارد فضای مثبت‌تری کردم. طی تمام این مدت که می خواستم تصمیمم را عملی کنم، سرم داد می‌کشید و تحقیرم می‌کرد ولی من روی حرفم ایستادم. الان از نظر فکری و احساسی داغان هستم ولی قوی‌تر از قبل خواهم شد و به دخترهایم هم یاد می‌دهم که هیچوقت تحقیر رو تو زندگیشون نپذیرن!»

فوق‌العاده است نه؟ قبول کنید که کاری که این زن انجام داده اصلاً آسان نبوده است. او به نجات نیاز داشته است. و حتی مهمتر، سه فرزندش به نجات نیاز داشتند. و نشستن به انتظار یک قهرمان چاره کار او نبوده است. به همین دلیل خودش تصمیم می‌گیرد که قهرمان داستان خودش باشد.

چند وقت پیش پیامی برایش فرستادیم تا از اوضاعش پرس و جو کنیم. جواب او این بود:
«زندگی من که جهنم واقعی بود ولی من هنوز هم میتونم لبخند بزنم. بستگی به خودتون داره که با یه موقعیت چطوری برخورد میکنین. برای من اصلاً آسون نبود، شاید سخت‌ترین تصمیمی بود که تو زندگیم گرفته بودم. ولی تصمیم گرفتم خودم رو اونقدر دوست داشته باشم که قدرت درونی رو برای اینکار پیدا کنم. این قدرت درون همه ما هست. من فکر میکنم هیچوقت هیچکدوم از ما بیشتر از میزان تحملمون دچار سختی و رنج نمی‌شیم. این زندگی به ما داده شده چون قدرت لازم برای سپری کردن اون رو داشتیم.»

این زن به هیچ عنوان یک راحت‌طلب نیست. به نظر من یک قهرمان واقعی است. او بااینکه می‌ترسید ولی تصمیمش را عملی کرد.

همه ما می‌توانیم زمانی که تصمیم بگیریم هیچکس جز خودمان روی زندگی، شادی و خوشبختی‌مان قدرت ندارد، اینکار را انجام دهیم.

دیگر قدرتتان را با بهانه آوردن و متهم کردن دیگران تلف نکنید. دیگر منتظر یک قهرمان ننشینید. از امروز، اگر لازم است نجات داده شوید، این حقیقت را در ذهنتان نگه دارید:


تنها قهرمانی که به آن نیاز دارید، خودتان هستید.

آیا شما هم نیاز دارید که قهرمان زندگی خودتان شوید؟ آیا تابحال خودتان را نجات داده‌اید؟

منبع: مردمان

 

 

 

۳۰۵

 

وقتی از خودتان راضی نیستید و مدام خودتان را با دیگران مقایسه می کنید، دچار نوعی بیماری و ضعف هستید. در واقع شما یادتان رفته است که خودتان را با ابزارهای خودتان قضاوت کنید. حال ببینیم چگونه می توانیم خودتان را ارزشمند ببینید و کمتر برای خودتان خط و نشان بکشید؟

نخستین گام برای رهایی شما از احساس ناتوانی و داشتن اعتماد به نفس این است که خود را دست کم نگیرید و واژه مقایسه را از فرهنگ لغات خود حذف کنید، زیرا با قرار دادن خودتان در معرض مقایسه، خود را ناتوان تر احساس می کنید. به علاوه بهتر است از آنچه دارید راضی  باشید، زیرا در غیر این صورت نمی توانید احساس آرامش و رضایت خاطر داشته باشید.


*چگونه مقایسه خودمان را با دیگران متوقف کنیم؟


– شناخت ویژگی های خود
 قبل از هر چیزی باید درک کنید که شما یک فرد مستقل هستید با مجموعه ویژگی های منحصر به فرد که تنها مخصوص خود شماست که کس دیگری ندارد.


– به شیوه خودتان حرکت کنید
زماتی که پیگیر پیشرفت خودتان هستید، وضعیت منحصر به  فرد خودتان را تجربه کنید. برای مثال، اگر نسبت به دوستانتان زمان بیشتری برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد خود صرف می کنید، می توانید به کار کردن تمام وقت خود فکر کنید، یا به اینکه در حال اداره یک خانواده هستید یا اینکه مسئولیت مراقبت از پدر و مادر پیر خود را پذیرفته اید. هر فرد وضعیت منحصر به  فرد خود را دارد که او را توانمندتر یا محدودتر می کند. به شرایط خودتان فکر کنید که چگونه عامل پیشرفت تان می شود.


– برای بهبود توانایی های خود تلاش کنید
به مکان هایی که می تواند به پیشرفت تان کمک کند، توجه داشته باشید، به کلاس ها، کارگاه ها و یا تجربه هایی که به افزایش مهارت های شما منجر می شود. این کار اعتماد به نفس شمارا افزایش می دهد و به شما کمک می کند که جایگاه و ارزش خود را پیدا کنید.


– با خودتان رقابت کنید
بسیاری از ورزشکاران و هنرمندان تراز اول گفته اند که آن ها با خودشان رقابت می کنند. آن ها به طور مستمر سعی می کنند برای بهبود شخصیت خود تلاش کنند؛ که یک راه خوب برای بالا بردن اعتمادبه نفس و رسیدن به اهداف بالاتر و بالاتر است.


– به جای حسادت، از دیگران قدردانی کنید
این یک مزیت است که دیگران می توانند برای شما به حساب بیاورند. اگر شما دوستانی داشته باشید که موفقیت های بالایی کسب کرده اند، ممکن است با شبکه ای از افراد موفق به خودتان کمک کنید که به موفقیت های بیشتری در زندگی دست یابید. به جای آنکه به موفقیت آن ها حسادت کنید، از موفقیت آن ها برای کمک به خودتان بهره مند شوید.


– گاهی اوقات ریسک پذیر باشید
 زمانی که می آموزید که خودتان را با ابزار خودتان قضاوت کنید، به شما احساس آزادی بیشتری برای شروع های کوچک می دهد و ریسک های افزایشی را به همراه دارد. این ریسک ها به شما این توانایی را می دهد که از خودتان بهتر شوید و از خودتان جلو بزنید. اغلب چیزی که مانع می شود افراد از خودشان جلو بزنند این است که از ریسک کردن می ترسند.

 

 

خودتان را با ابزارهای خودتان قضاوت کنید

 

– مربی خود باشید
مربیگری به شکل های متفاوتی وجود دارد. مربی هایی وجود دارند که با تحقیر و فریاد بر سر بازیکنان خود با آن ها برخورد می کنند. بعضی ها به رشد اصرار دارند، به ورزشکاران فشار وارد می کنند که سریع تر باشند، بیشتر بپرند و یا به دوردست تر شنا کنند اما این کارها را با عشق و حمایت انجام می دهند.

کسی که با عشق یاد می دهد و حمایت می کند، متعادل ترین و به طورکلی انسانی تر است.


– جملات درونی خود را اصلاح کنید
 یک قیچی بردارید و تمام جملات و افکار درونی را که دائم به شما سرکوب می زند و باعث مقایسه کردن می شود اصلاح کنید. این جملات باعث می شود که شما افراد ضعیف و ناتوانی جلوه داده شوید، بعضی وقت ها اطرافیان مان هم با استفاده از این جملات فاتحه روح و فکر و نظرات ما را می خوانند مثلا وقتی به ما می گویند چرا مثل بقیه فکر نمی کنی؟! این چه افکاری است که تو داری؟! چرا نمی توانی مثل بقیه رفتار کنی؟ یا اگر همه شبیه شما رفتار کنند چه می شود… شما را دچار شک و تردید می کنند تا به نظرات دیگران بیشتر از خودتان توجه کنید.


 – منفعل نباشید
خودتان و افکار و احساسات و نظرات خود را دست کم نگیرید اگر زیادی به خلاقیت ها و ویژگی های دیگران توجه کنید نسبت به خودتان و توانایی های تان بی توجه می شوید و ناخودآگاه بی خیال فکر کردن می شوید چون آن وقت فکر کردن خود را بی نتیجه و بی فایده می دانید و تبدیل می شوید به یک آدم منفعل که چشم و گوش و دهانش به نظرات و افکار دیگران است و از خود هیچ چیز ندارد.


 – به کسانی که شما را مقایسه می کنند توجه نکنید
آدم هایی که دائم دست به مقایسه شما با دیگران می زنند می خواهند شما آن چه هستید نباشید، بنابراین حرف های آنان را گوش دهید و ضعف های خودتان را شناسایی کنید، اما جوگیر نشوید و بر احساس و فکر خود در مورد انجام کار درست، تاکید کنید.


– استفاده از تجربه زندگی افراد موفق
می توانید به زندگی افراد موفق و بزرگی که در تاریخ وجود دارند سری بزنید و ببینید که آن ها چه طور توانسته اند با تأکید بر عقاید و نظرات خود پله های موفقیت را طی کنند. به این هم توجه کنید که آن ها با احساس تنهایی خود در عقاید و نظرات شان غلبه کرده اند. چون خیلی از ما آدم ها به خاطر این که دیگران افکار و عقاید ما را ندارند و احساس تنهایی می کنیم بی خیال افکارمان می شویم و از آن می گذریم.


منبع: ترنجی/ خراسان

 

 

 

gkjj

 

 

کاربران اینستاگرام با اپلیکیشن اشتراک‌گذاری عکس که تحت مالکیت فیس بوک است، می‌توانند تصاویر و ویدیوهایی را به اشتراک بگذارند که برای ۲۴ ساعت در این اپلیکیشن باقی می‌ماند؛ قابلیتی مشابه شبکه اجتماعی اسنپ‌چت.

اسنپ چت در سال ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد و توانست مخاطبان خود و به خصوص نوجوانان را جذب کند که به فضای خصوصی که این اپلیکیشن فراهم می‌کند اهمیت می‌دهند. پیام‌های متنی بلافاصله بعد از این‌که خوانده شوند ناپدید شده و پست‌ها با گذشت ۲۴ ساعت از بین می‌روند.


به گزارش رویترز، مانند اسنپ‌چت، اینستاگرام به ۵۰۰ میلیون کاربرش این امکان را می‌دهد که پست‌های خود را با ایموجی و متن حاشیه‌نویسی کنند.

اسنپ چت که در میان افراد جوان‌تر محبوب‌تر است، در کنار فیس بوکی قرار گرفته که ۱.۷ میلیارد کاربران ماهانه‌اش در سنین بالاتری هستند و  اسنپ‌چت اخیرا شرکت توییتر را در تعداد کاربران روزانه‌اش پشت سر گذاشته و در حال حاضر ارزشی معادل ۱۸ میلیارد دلار دارد.

مرجع : خبرگزاری ایسنا

اعتماد به نفس در جامعه‌ی ما کمیاب است. بله واقعیت دارد. بیشتر ما، قابلیت‌هایمان را دست کم می‌گیریم و زمان زیادی را صرف این می‌کنیم که مردم در مورد ما چه فکری می‌کنند. در این مقاله ما به شما ۷ راه برای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس را آموزش می‌دهیم که می‌توانید با تمرین آنها، یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشید.

 

جالب است بدانیم عزت نفسِ ما در دو وضعیت در کمترین میزان خود قرار دارد: زمانی که در کاری به موفقیت اندکی نائل می‌شویم و زمانی که عکس آن، یعنی به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا می‌کنیم.

از این مسئله می‌توان دو نکته را دریافت:

۱. بیشتر ما شایسته‌ی اعتماد به نفسی بیشتر از آنچه اکنون در خود حس می‌کنیم هستیم.

۲. عزت نفس و اعتماد به نفس دو مفهوم ذهنی هستند و می‌توانند با تغییر طرز فکر ما تغییر کنند.

از آنجا که طرز تفکر، عامل کلیدی در تعیین میزان اعتماد و عزت نفس می‌باشد، بیایید در مورد ۷ کاری صحبت کنیم که می‌توانید همین امروز آنها را یاد بگیرید تا به اعتماد به نفسی دست یابید که سزاوار آن هستید.

 

 

v4

 

 

۱. مراقبه (مدیتیشن)

 

مراقبه یک سنت دیرپا در بسیاری از کشور‌های آسیایی مانند ژاپن و چین است، با وجود این اخیرا دامنه‌ی رواج آن به کشورهای غربی نیز رسیده‌ است. بسیاری از مدیران عامل عالی‌رتبه، رهبران کسب‌‌و‌‌کار و ورزشکاران از فواید مراقبه بهره‌ برده‌اند، چرا شما جزو این گروه نباشید؟

مراقبه به ما کمک می‌کند سطح اضطراب‌مان را کاهش دهیم، بهره‌وری خود را بالا ببریم و حتی حافظه‌مان را بهبودببخشیم. نظم و ترتیبی که در نتیجه‌ی مراقبه در ذهن به وجود می‌آید، به ما در تصمیم‌گیری بهتر کمک می‌کند، باعث می‌شود در طول روز استرس کمتری احساس کنیم و… بله، اعتماد به نفس ما را نیز افزایش می‌دهد.

 

 

۲. سخنرانی در جمع

 

خیلی از مردم می‌گویند سخنرانی در جمع از مرگ نیز ترسناک‌تر است. بنا بر گفته‌ی یک روان‌شناس این امر ریشه در اجداد ما دارد. برای میلیون‌ها سال، انسان‌ها به صورت گروهی زندگی می‌کردند تا بتوانند در برابر خطر‌هایی که جانشان را تهدید می‌کرد از خود محافظت کنند. نکته خیلی جالب این است که این موضوع علت بنیادیِ اجتماعی بودنِ امروزه‌ی انسان‌ها است.

ولی همچنین به این معناست که هر چیزی که بخواهد موجب تغییر وضعیت فعلی ما بشود و ما را از گروه جدا کند، به نظر ما فوق‌العاده خطرناک می‌آید. به همین دلیل است که ما مسحور و مجذوب سخنرانانی می‌شویم که به راحتی می‌توانند شنوندگان را در مشت خود بگیرند، چرا که این کاری است که ما هرگز توانایی انجام آن را در خود نمی‌بینیم.

هنگامی که این میل انسانی را درک کنید، می‌توانید با کار روی مهارت‌های سخنرانی در جمع، از آن در جهت منافع خود استفاده کنید. یک نقطه‌ی عالی برای شروع این است که از خودتان فیلم بگیرید و در آن راجع به موضوعات مورد علاقه‌‌تان صحبت کنید و زمانی که احساس کردید آماده‌اید، ویدئوی خود را در فضای مجازیِ قابل دسترس برای عموم آپلود کنید. یک کار خوب دیگر که توصیه می‌کنیم انجام دهید این است که در گردهمایی‌های محلی شرکت کنید، جایی که در میان گروهی از مردمی قرار گرفته‌اید که آنها را می‌شناسید و به آنها اطمینان دارید و اعلام یک سری از برنامه‌ها و معرفی برخی از افراد را شما بر عهده بگیرید. به این ترتیب می‌توانید صحبت در جمع را تمرین کنید.

 

۳. نگرش رشد

 

آیا یک سقف شیشه‌ای بالای سر شماست که پیشرفت‌تان را محدود می‌‌کند؟

این همان‌ چیزی است که کارول دوئک (Carol Dweck) نویسنده‌ی کتاب «نگرش» آن را نگرش ایستا می‌نامد. فرد دارای نگرش ایستا تنها به این دلیل به دنبال موفقیت است که بتواند به وسیله‌ی آن وجود فهم و هوش خود را اثبات کند. در حالی که فرد دارای نگرشِ رشد، از چالش‌ها استقبال می‌کند و شکست را نشانه‌ی کم هوشی نمی‌داند، بلکه به عنوان یک عامل سرعت‌دهنده برای رشد و تعالی ورای توانایی‌های فعلی می‌بیند.

روبه‌رو شدن با موانع و مشکلات برای کسی که نگرش ایستا دارد می‌تواند سبب کم شدن عزت و اعتماد به نفس شود در حالی که برای کسی که نگرش رشد دارد، این موانع تنها باعث افزایش انگیزه و اشتیاق او می‌شود.

 

 

۴. یادگیری زبان خارجی

 

 

ert

 

 

یادگیری یک زبان کار ساده‌ای نیست، به همین دلیل وقتی در آن پیشرفت می‌کنید، احساس می‌کنید پاداش زحمات خود را گرفته‌اید. من خود، زمانی را که شروع به یادگیری آنلاین اسپانیایی کردم به خوبی به یاد می‌آورم. موج هیجان و اعتماد به نفس را در وجودم حس می‌کردم. زیرا اکنون می‌توانستم با آدم‌هایی صحبت کنم که قبلا هرگز نمی‌توانستم.

اکثر ما خودمان را تنها به یک زبان محدود کرده‌ایم و همین مسئله مانند یک سقف، جلوی میزان تجربه‌هایی که می‌توانیم از فرهنگ‌های دیگر داشته باشیم، موقعیت‌های شغلی و از همه مهم‌تر، مردمی را که می‌توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم، می‌گیرد.

ولی عملی ساده نظیر یادگیری یک زبان جدید می‌تواند سرنوشت بازی را تغییر دهد، زیرا ما اکنون می‌خواهیم به وسیله‌ی آن، شکلی از ارتباط را برقرار سازیم که تنها افراد کمی از اطرافیان ما قادر به فهم آن هستند و این یعنی قدرت.

خوشبختانه نیازی نیست برای یادگیری زبان جدید به آن سر دنیا سفر کنیم. وبسایت‌های آموزش زبان‌ زیادی وجود دارند (مانند memrise) که می‌توانید از طریق آنها همان‌ طور که راحت و آسوده در خانه‌ی خود هستید در کلاس‌های خصوصی آنلاین شرکت کنید.

یادتان باشد در دنیایی با چنین تنوع فرهنگی، هیچ بهانه‌ای برای بلد نبودن یک زبان خارجی وجود ندارد.

 

 

۵. راه‌اندازی کسب‌وکار

 

شروع یک کسب‌وکار از صفر مانند به دنیا آوردن یک بچه است و هرچه بچه‌ی شما بزرگ‌تر می‌شود شما باید علاوه بر فرزندتان از افرادی که در کنار شما از او نگه‌داری می‌کرده‌اند نیز مراقبت کنید. افرادی که برای تامین نان خانواده‌ی خود و پرداخت قبض‌های هر ماه به شما وابسته‌اند. احساس می‌کنید تحت فشار قرار گرفته‌اید این طور نیست؟

بله، شروع یک کسب‌وکار سخت است. ولی بعد از راه‌اندازی چندین کسب‌وکار اینترنتی، من به شخصه می‌توانم یکی از کارهای به شدت رضایت‌بخشی که می‌توانید انجام دهید را با شما در میان بگذارم.

هر روز صبح، وقتی با این هدف از خواب بلند می‌شوید که به کسی یا چیزی ورای خودتان خدمت کنید، دیگر اینکه مردم چه فکری در مورد شما می‌کنند کمتر و کمتر اهمیت پیدا می‌کند. حتی اگر شما به عنوان یک کارآفرین تک و تنها، کسب‌و‌کار جدیدی راه بیندازید، باید سعی کنید ورای خودتان فکر کنید، زیرا شما مشتری‌ها و کاربرانی دارید که باید به آنها بیندیشید.

 

 

۶. فروشندگی

 

 

jk;

 

 

همه‌ی ما با به نوعی کاراکتر و خصوصیات فروشندگان خودرو‌های دست دوم را می‌شناسیم. اصلا به همین دلیل است که بعضی از افراد با شنیدن کلمه‌ی فروش، نیم‌متر از جا می‌پرند. بله فروشندگی ناخوشایند و فریبکارانه به نظر می‌رسد و هنگامی که از این افراد خواسته می‌شود خودشان این کار را انجام دهند، از فکر انجامش هم معذب می‌شوند.

ولی بیایید رو راست باشیم، مهارت‌های فروشندگی به کار همه‌ی ما می‌آید، چه برای راضی کردن یک مشتری باشد یا برای گرفتن ترفیع و یا حتی برای آنکه بتوانیم دوستانمان را راضی کنیم که به جای فلان فیلم، یک فیلم دیگر را انتخاب کنند. از همه مهم‌تر، آموختن مهارت‌های فروشندگی به شما کمک می‌کند دنیا را از دیدگاه شخص دیگری نظاره کنید. وقتی شما کمتر روی خود و بیشتر روی کسی که آن سوی میز نشسته تمرکز می‌کنید، توجه‌تان کمتر به خودتان معطوف می‌شود.

 

۷. ورزش با وزنه (قدرتی و بیهوازی)

 

 

c4

 

 

اینکه ورزش کردن می‌تواند در بهبود اعتماد به نفس موثر باشد، حرف جدیدی نیست. احتمالا شما هم کلیپ‌های الهام‌بخش افرادی را دیده‌اید که بیش از ۲۰ کیلو‌گرم وزن کم کرده‌اند و زندگی‌شان به طرز شگرفی تغییر کرده است.

علاوه بر فواید آشکار، ورزش کردن در سلامت ذهن ما نیز نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. کار با وسایل ورزشی مانند دمبل و امثال آن، گردش خون ما را بهبود می‌بخشد و در نتیجه‌ سطح انرژی و شادی ما را نیز افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که این فعالیت‌های ورزشی می‌توانند در بهبود عملکردهای شناختی مانند تمرکز و تصمیم‌گیری نیز موثر باشند.

 

Untitledccg

 

خبرگزاری فارس: پس از مراسم رونمایی از لباس کاروان ایران در المپیک ۲۰۱۶ برزیل، انتقادات فراوانی به رنگ و مدل طراحی لباس ها شد، که در نهایت مسئولان رای به تغییر این لباس ها دادند.

در این میان جناب خان نیز در برنامه خندوانه پیشنهاد خودش را برای پیراهن کاروان ایران در المپیک ارائه کرد.

 

 

  نوعروس ها زمان خرید سرویس چینی جهیزیه خود بسیار هیجان زده هستند و ممکن است به خاطر این هیجان یا تحت فشار فروشندگان غیر منصف و اطرافیان و به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات دقیق از نکات کلیدی انتخاب غافل بمانند. از این رو تصمیم گرفتیم در این مقاله به ده اصل کلیدی در خرید سرویس چینی جهیزیه اشاره کنیم ، محصولاتی دوست داشتنی که شاید بیش از هر کالای مصرفی دیگری سالها میهمان خانه های شما باشند. 
 

اصل اول: فرم و نقش ظروف چینی
تحقیقات ما نشان میدهد مهمترین نکته در هنگام خرید سرویس چینی جهیزیه ، فرم ظرف و طرح و نقش روی آنها است. بنابر این لازم است در هنگام انتخاب به زیبایی فرم، رعایت اصول ارگونومی در طراحی، کاربردی بودن ظروف و به موازات همه اینها  به رنگ و نقش دلخواه خود توجه نمایید.
اگر علاقمند به رنگ خاصی هستید یا تمایل به هماهنگی ظروف آشپزخانه با دکوراسیون منزل یا سایر اشیاء  پذیرایی خود دارید، بهتر است ظروفی را که دارای تنوع کافی نقش و طرح باشند، خریداری نمایید. به خاطر داشته باشید که ظروف چینی سالیان دراز خاطرات سالهای خوش زندگی شما را برایتان زنده خواهند کرد و اگرچه گرفتن مشاوره از نزدیکان در این انتخاب به شما کمک می کند، ولی نهایتا ظروف چینی سرویس جهیزیه شما می بایست مطابق میل و سلیقه خودتان خریداری گردند.پس به سلیقه خود اعتماد داشته باشید و اجازه ندهید دیگران شما را در انتخاب طرح محبوبتان مردد نمایند. 

انتخاب ظروف چینی با توجه به نوع پذیرایی انجام می پذیرد. به این معنی که برای مراسم رسمی و پذیرایی از میهمانان خاص معمولا از رنگها و نقوش کلاسیک و برای استفاده روزمره در منزل از سرویس های چینی با رنگهای شاد و اشتها آور استفاده می شود.

 
اصل دوم: کیفیت ظروف چینی
علاوه بر زیبایی باید به کیفیت سرویس چینی نیز توجه داشت. مواردی از قبیل سبکی، شفافیت و نورگذری، استقامت در برابر ضربه و شوکهای حرارتی، قابلیت استفاده در مایکروویو، ثابت ماندن طرح و نقش پس از شستشو در ماشین ظرفشویی و بهداشتی بودن ظروف،  از آن جمله اند. 

سرویس های چینی با کیفیت، معمولا سبک و در عین حال بسیار سخت هستند. مقاومت و سختی لعاب و بدنه در برابر خط و خش و استقامت لبه در مقابل ضربه که معمولا موجب لب پر شدن ظرف می گردد، از جمله مزایای کیفی ظروف چینی مرغوب به شمار می آید. بعلاوه چینی با کیفیت مطلوب، در مقابل شوک های حرارتی مقاوم بوده و در درجه حرارت بالای فرهای خانگی و صنعتی دچار ترک خوردگی نمی شود. 

 
علاوه بر این توجه به استانداردهای کیفی محصولات نظیر گواهینامه CE اتحادیه اروپا می تواند معیار مناسب دیگری برای تشخیص مرغوبیت سرویس چینی باشد.
 
اصل سوم: قابل شستشو بودن ظروف چینی در ماشین ظرفشویی

با توسعه زندگی ماشینی، امروزه در بسیاری از کشورهای جهان شستشوی دستی ظروف چینی منسوخ شده و این وظیفه به ماشینهای ظرفشویی واگذار گردیده است. لذا ثبات رنگ و مقاومت طرح و نقش ظروف در مقابل درجه حرارت بالا و مواد شوینده بسیار قوی که در ماشین های ظرفشویی خانگی و صنعتی مورد استفاده قرار می گیرند، نیز از دیگر مزایای یک سرویس چینی مناسب استفاده روزمره است. در پشت  این سرویسها که با روش دکور داخل لعابی تولید می شوند، معمولا عبارت "Dishwasher Safe" به معنی قابل شستشو در ماشین ظرفشویی ذکر می گردد. 

 
بنابراین چنانچه قصد دارید از سرویس چینی خود برای یک یا چند نوبت در روز استفاده کنید توصیه می کنیم جهت حفظ درخشندگی و زیبایی طرح آن از سرویس های قابل شستشو در ماشین ظرفشویی انتخاب نمایید تا در طول زمان با مشکل کم رنگ یا پاک شدن طرح روی ظرف مواجه نشوید.
 
اصل چهارم: بهداشت ظروف چینی
اگرچه ظروف چینی نسبت به سایر انواع ظروف غذاخوری، بهداشتی ترین نوع ظروف محسوب می شوند، لیکن بعضا در تزئین  بعضی انواع ظروف بی کیفیت وارداتی ممکن است از فلزات سنگین (نظیر سرب و کادمیوم) برای ایجاد ظاهری براق به صورت کاذب استفاده گردد که برای سلامت انسان مضر است. 
به همین دلیل بهداشت ظروف چینی نیز به اندازه بهداشت مواد غذایی مورد مصرف در آنها اهمیت دارد و مواد اولیه ای که در ساخت این ظروف بکار گرفته می شود می بایست سالم و مناسب تماس با مواد غذایی باشد. 

این امر معمولا توسط اداره بهداشت و استاندارد کشورها کنترل می گردد. لذا لازم است در هنگام خرید به وجود علامت بهداشت و استاندارد روی بسته بندی این ظروف توجه فرمایید. 

 
اصل پنجم: تنوع و تعداد قطعات کاریردی ظروف چینی

نوع و تعداد قطعات موجود در سرویس چینی یکی دیگر از مواردی که در هنگام انتخاب سرویس جهیزیه می بایست مورد توجه قرار گیرد. برای یک خرید خوب و مقرون به صرفه می بایست با توجه به الگوی مصرف خانواده های ایرانی ،تا حد امکان از خرید قطعات اضافه پرهیز کرد.به طور مثال چنانچه استفاده روزمره مورد نظر باشد ،اقلامی مثل جای دستمال کاغذی ،زنگوله ،جاشمعی،قاشق چینی و… معمولاً ضروری به نظر نمی رسد و صرفاً هزینه اضافه ای را به مصرف کننده تحمیل می نماید.از سوی دیگر باید توجه کنیم که سرویس جهیزیه ای که خریداری میکنیم به تعداد کافی از اقلام ضروری سرویس های غذاخوری ، چایخوری و … را دارا باشد. (اقلامی نظیر: دیس با ابعاد مختلف, سالادخوری، ظرف سوپ خوری ، فنجان و نعلبکی …). 

 
اصل ششم: خرید ظروف چینی براساس تعداد مهمانان

چنانچه قصد پذیرایی از بیش از۶ یا ۱۲ نفر میهمان را در یک نوبت داشته باشید، می بایست سرویسی را انتخاب کنید که امکان سفارش اقلام تکی یا سرویس های تکمیلی از اقلام پرمصرف آن نظیر بشقابها را داشته باشد. در اینصورت علاوه بر اینکه از خرید دو یا چند سرویس یکسان با اقلام کم مصرف تکراری (مثل ظرف سوپخوری، قندان، قوری و ..) خودداری می کنید، به تعداد کافی هم از اقلام پرمصرف نظیر بشقابها در اختیار خواهید داشت.  

 
اصل هفتم: خرید از فروشگاههای معتبر ظروف جهیزیه
با توجه به تنوع اقلام پذیرایی و به منظور هماهنگی این اقلام بر روی میز پذیرایی شما،  بهتر است ظروف چینی مورد نیاز خود را از فروشگاه هایی که اقلام جهیزیه را بصورت یک بسته کامل ارائه میکنند، تهیه نمایید. در این صورت دیگر برای خرید بقیه اقلام سر میز  دغدغه ای نخواهید داشت و می توانید در کوتاهترین زمان، بهترین خرید را بطور یکجا انجام دهید.

بعلاوه با خرید از فروشگاههای معتبر که محل عرضه مستقیم  برندهای تجاری خوشنام باشند احتمال هر گونه تقلب و سوء استفاده به حداقل می رسد. و شما می توانید از اصل بودن کالای خریداری شده اطمینان داشته باشید. از خصوصیات دیگر فروشگاههای  معتبر لوازم خانگی میتوان به خدمات پس از فروش مناسب،  تضمین کیفیت، تامین قطعات شکسته یا کسری و امکان تعویض و یا مرجوع کردن کالا اشاره نمود. 

 
اصل هشتم: ضمانت نامه ظروف چینی

ظروف چینی به دلیل خصوصیت شکنندگی معمولا در برابر شکست ناشی از ضربه ضمانت نمی شوند لیکن بعضاً تولید کنندگان معتبری که برای رضایتمندی مشتری خود اهمیت ویژه قائلند، در مواردی تعویض یا جایگزینی قطعات شکسته به تعداد محدود را  تقبل می کنند. بعلاوه این تولید کنندگان ثبات رنگ و نقش روی ظروف قابل شستشو در ماشین ظرفشویی را بطور مادام العمر تضمین می کنند. بنا براین بهتر است برای سرویس جهیزیه خود از محصولاتی تهیه نمایید که در صورت شکست یک قطعه، اقلام یدکی آن موجود یا قابل تهیه باشد. 

 
اصل نهم: قیمت ظروف چینی جهیزیه
قیمت ظروف چینی جهیزیه ، از دیگر ملاحظات مهم در خرید سرویس جهیزیه است. بارها شاهد بوده ایم که یک سرویس چینی فقط به دلیل مارک خارجی روی آن به قیمت گزافی در بازار عرضه می گردد و این در حالی است که معمولا نظارت صحیحی بر قیمت و کیفیت تولید این محصولات وجود نداشته و بعضاً بهداشتی بودن آنها نیز مورد سوال است. جالب است بدانید علی رغم قیمت مناسب ظروف چینی با کیفیت تولید ایران، هم اکنون سالها است که این ظروف به سراسر دنیا صادر شده و از استقبال خوبی در بازارهای اروپایی برخوردار بوده اند. 
 
اصل دهم: برند ظروف چینی
یکی دیگر از نکات مهم در هنگام خرید سرویس چینی ، توجه به نام تجاری و برند محصول می باشد. با وجود محصولات متفرقه در بازار امروز که اتفاقا از تنوع بسیاری نیز برخوردارند، خرید ظروف چینی صرفا به دلیل طرح و نقش زیبا یا قیمت پایین می تواند تجربه خرید خوبی را بهمراه نداشته باشد و اعتماد کردن به برندهای باسابقه چینی که در طول سالها کیفیت محصولات و خدمات پس از فروش خود را حفظ کرده اند و از محبوبیت بیشتری نزد مصرف کنندگان خود برخوردارند ، انتخاب معقولانه ای خواهد بود.
Page 5 of 18« First...34567...10...Last »


برچسب ها
سایت ژولیت قهوه ویتامین D نمک ضد آفتاب رژیم دندان شکلات تلخ آرایش و زیبایی اپل قارچ داستان ژولبت اصفهان فست فود رژیم چاقی لاغری کفش فضای مجازی مهران مدیری ماه رمضان عشق گوشی موز حکمت معما تست هوش بادمجان خندوانه پرسپولیس شیر ماهی انگشتر زیبا مجله ی زولیت کبد میگرن هویج افطاری فوتبال داخلی جوش شیرین جوش آرایش سر درد کلسترول سوپ مرغ بدلیجات داستان کوتاه پیتزا زندگی بهتر جعفری بازیگر زن ایرانی اینترنت بیماری سیب بخش سلامت مجله ی ژولیت اشعار مینا آقازاده مجله ی تفریحی اجتماعی مشتری موبایل گناه خواب ویتامین c طلاق فیلم ادویه فلفل آرامش منیزیم مجله س تفریحی ژولیت پوست مریخ فضانورد ترانه علیدوستی کالری بیوگرافی سیب زمینی اخبار هنرمندان خواننده روان شناسی پیاز مجله ژولیت انگشترنقره گوجه فرنگی خستگی کربوهیدرات سرطان سینه اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت مینا آقازاده سردرد پوکی استخوان زولیت فیتنس تلگرام فناوری روز فشارخون نقره جات جالبیجات تاریخ معاصر ایران عسل اخباراقتصادی شهاب حسینی المپیک اخبار ورزشی گردنبند انگشترلطیفه پوست و مو دسر ناخن رمضان زیورآلات به روز پیاده روی بازیگر مو رژیم لاغری عباس کیارستمی بیماری قلبی ازدواج سس طالع بینی نوشیدنی آنتی اکسیدان افسردگی چربی تخم مرغ رژیم غذایی سایت تفریحی سرگرمی گردشگری سبزیجات پوست ومو اخبارهنرمندان ویتامین مواد غذایی گوشت یبوست سلامت مو لاغر شدن مطالب جالب دیابت انگشتر زنجبیل غذای اصلی فال و طالع بینی طب سنتی فیلم وسینما اکران اخبار تکنولوژی چاقی تکنولوژی فضا فال روزانه فیبر مجله سرگرمی ژولیت سلامت لاغری فال داعش روانشناسی کودک پروتئین سرطان کلسیم سلامتی سینما کارگردان کاهش وزن اخبارسلامت اخبار سیاسی استرس آموزش آشپزی تغذیه ناسا ورزش اخبار اقتصادی نجوم تناسب اندام بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس مجله ی تفریحی ژولیت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو تاريخ جملات آرام بخش آرام روح بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر اخبار سلامت فرهنگ zhuliet مجله ی ژولیت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژولیت