مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روان شناسی بایگانی - مجله سرگرمی ژولیت

۸۱

فشار روحی به شما وارد شده، بغض گلوی‌تان را گرفته‌، اشک تا پشت پلک‌های‌تان هجوم آورده، کافی است پلک بزنید و اشک سرازیر شود. روانتان آزرده است و از شدت غم و ناراحتی، صورت‌تان برافروخته شده .

 

فشارهای روحی و روانی را سرکوب نکنید 

صدای‌تان را صاف می‌کنید و تلاش می‌ کنید محکم صحبت کنید، اما لرزشش کاملا پیداست. فقط می‌خواهید فریاد بزنید، اما به هر دلیل که فقط خودتان می‌دانید، غم و بغض‌تان را  فرو می‌خورید. به خانه که می‌رسید دیگر حال‌تان را نمی‌دانید. این قدر گریه می‌کنید که چشم‌های‌تان دیگر توان دیدن ندارند. حال‌تان اما خوب نمی‌شود! به این دلیل که به موقع ابراز احساسات نکرده‌اید. واکنش نشان نداده‌اید. به قول معروف حق طرف را کف دستش نگذاشته‌اید.

 

روانشناسان عقیده دارند باید به موقع، به جا و به اندازه، واکنش نشان داد. درغیر این صورت، خشم، غم، رنج و غصه و حتی گاهی شادی‌ در روان‌تان  جمع شده و به شکل‌های دیگری مانند مشکلات جسمی، روانی و یا واکنش ناگهانی در شرایط نامناسب و به شکل نامناسب بروز می‌کند. به نظر شما چه طور باید ناراحتی و غم‌مان را بروز بدهیم؟ بهترین راهکار نشان دادن غم‌مان چیست؟

  

باور های غلط در مورد گریه نکردن را دور بریزید 

سخت است؛ اما امکان‌پذیر است! هرچه باور درباره گریه نکردن، فرو خوردن غم، متانت، وقار، حفظ آرامش، حفظ غرور و… شنیده‌اید، دور بریزید. این‌ها باورهای نادرستی است که فقط و فقط باعث تشدید غم و رنج شما، باقی ماندن حرف‌ها در دل‌تان و بروز نادرست آنها به شکل‌ اختلال‌های جسمی و روانی می‌شوند. بنابراین هر وقت از چیزی غمگین و دلخور شدید، حتما حس‌تان را به شکلی که احساس می‌کنید از غم رها می‌شوید، بروز دهید. این حس را همان‌جا بیان کنید و آنها را مانند کوله‌باری با خودتان حمل نکنید.

  

 راحت ‌گریه کنید

اجازه بدهید اشک‌های‌تان به راحتی سرازیر شوند. گریه کردن درواقع اولین و بهترین راهکار برای نشان دادن احساس درونی شماست. گریه نماد بیرونیِ احساس درونی شماست. به همین دلیل است که بعد از گریه کردن، احساس آرامش می‌کنید چون هورمون‌های ایجاد کننده استرس با گریه کردن از بین می‌روند. بعد از گریه کردن، روی تخت‌تان دراز بکشید. نفس عمیق بکشید و به فرآیندی که اتفاق افتاد، کمی فکر کنید. در این شرایط دو حالت را احساس خواهید کرد:

 

‌اگر احساس آرامش نکردید، اجازه بدهید روان‌تان تصمیم گرفته و اگر نیاز است، دوباره گریه کنید. به‌هیچ وجه در هیچ شرایطی جلوی گریه‌ کردن‌تان را نگیرید.

 

اگر احساس آرامش کردید، یعنی گریه توانسته غم و اندوه‌تان را کم کند.

  

احساس‌تان با بنویسید 

گاهی فقط گریه کردن باعث تسکین غم و اندوه‌تان نمی‌شود. یکی از بهترین راهکارهای رها شدن از احساس‌های بدی که در وجودتان جمع شده، نوشتن است. جای ساکتی را انتخاب کنید. احساس‌تان را از لحظه اول اتفاق به یاد بیاورید و بنویسید. به نوع جمله‌بندی، ترتیب کلمه‌ها و…فکر نکنید. هرچه را که به ذهن‌تان می‌رسد، بنویسد. حالت‌های فیزیکی، روانی و هر نوع احساسی را که تجربه کرده‌اید، یادداشت کنید.

 

به غیر از نوشتن عادی می‌توانید این روش‌ها را هم امتحان کنید:

  

نامه نگاری

فکر کنید با نامه قرار است احساس‌تان را به طرف مقابل بگویید. بنابراین برای او نامه بنویسید. آن را نگه داشته یا پاره کنید و دور بریزید، اما هیچ وقت نامه را به دست او نرسانید. این حرف‌ها، حرف‌های شما در غم وعصبانیت است و بعد از رفع آن ممکن است از گفتن این حرف‌ها پشیمان شوید. پس، نامه را در جایی پنهان کرده و یا دور بریزید.

  

شعر بگویید

بعضی افراد که مهارت ترانه یا شعر گفتن را دارند، می‌توانند از این روش برای ابراز احساسات‌شان استفاده کنند.

 

مچاله کنید

اصلا مهم نیست که حرف‌های‌تان را تا کجا می‌نویسید. مهم نیست انشای جمله‌ها درست است یا نه؟ فقط بنویسید و بعد آن را مچاله کرده و دور بریزید.به این ترتیب حس مچاله کردن و دور ریختن غم و ناراحتی‌تان را حس خواهید کرد.

 

از هنر کمک بگیرید 

از نظر روانشناسی، یکی از راهکارهای تخلیه روانی، هنر است. به همین دلیل معمولا در شرایط خاص، کیفیت وتعداد آثار هنری افزایش پیدا می‌کنند. از بین هنرها، نقاشی کردن و نواختن موسیقی، از بهترین روش‌ها برای کسب آرامش هستند. در زمان انتخاب و کشیدن طرح، انتخاب رنگ، توجه به نقاشی و تمرکز روی آن باعث تخلیه روانی می‌شود. بهتر این است که موضوعی را که باعث ناراحتی‌تان شده، نقاشی کنید. البته این به معنی این نیست که به شکل حرفه‌ای نقاشی کنید. به تصویر کشیدن آنچه باعث غم و اندوه‌تان شده، با چند خط ساده  هم کافی است، اما اگر نقاشی بلد هستید، در شرایط غم و ناراحتی، حتما از آن کمک بگیرید.

  

با کمک موسیقی آرام شوید 

گاهی با اینکه بسیار غمگین هستید، نمی‌توانید گریه کنید. انگار مانعی‌ برای ریختن اشک‌های‌تان وجود دارد. افرادی که بسیار مغرور بوده و یا احساس می‌کنند گریه کردن، نشانه ضعف رفتاری است، حتی در خلوت هم گریه نمی‌کنند، اما واقعیت این است که گریه کردن، با شکسته شدن غرور ارتباطی نداشته و ضعف رفتاری هم محسوب نمی‌شود. بنابراین اگر نمی‌توانید گریه کنید، از موسیقی کمک بگیرید. این موسیقی می‌تواند آرام‌بخش و بدون کلام؛ با کلام و کمی غمگین یا حتی کاملا شاد و هیجانی باشد. هر کدام از اینها می‌توانند به شما کمک کنند تا از نظر روانی تخلیه شوید.

 

 با کسی که دلخور هستید، قهر کنید 

اصلا اشکالی ندارد با کسی که از دست او دلخور هستید، قهر کنید. یکی از واکنش‌های منطقی، قهر کردن است. زمانی که قهر کردید به این نکته دقت کنید:

  

ولی حرف بزنید

اگر دوستی با آن شخص برای شما ارزشمند است و می‌دانید او عمدا شما را نرنجانده، به او بگویید که با او قهر هستید، ولی با هم صحبت کنید و دلخوری را برطرف کنید.

  

معذرت‌خواهی غیر کلامی را بپذیرید 

 گاهی بعضی افراد بعد از این که شما را ناراحت می‌کنند، متوجه کاری که کرده‌اند، می‌شوند، اما به دلیل خجالت، غرور، ترس از واکنش شما و… نمی‌توانند مستقیما معذرت‌خواهی کنند. این افراد به روشی دیگر مثلا خریدن هدیه، گل، تلفن کردن و حرف زدن حتی درباره موضوعی نامربوط و… سعی می‌کنند کارشان را جبران کنند. در این شرایط به آنها فرصت بدهید. معذرت‌خواهی‌شان را به شکل ضمنی بپذیرید. اما سعی کنید شرایط را برای صحبت کردن و رفع کدورت فراهم کنید.

 

نیازی نیست درد دلتان را حتما با کسی در میان بگذارید 

خیلی کلافه شده‌اید. می‌خواهید از کسی کمک بگیرید تا از غم‌تان کاسته شود. باید با کسی حرف بزنید و درددل کنید، اما این روش بدترین کار ممکن است. به چند دلیل؟

  

همه، درست راهنمایی نمی‌کنند

هر فردی صلاحیت راهنمایی کردن را ندارد. بنابراین راهکارهایی پیشنهاد می‌کند که باعث گمراه کردن شما می‌شود. گاهی همین به ظاهر راهنمایی‌ها، به دلخوری و غم شما بیشتر دامن می‌زنند. بنابراین ابتدا به این چند نکته دقت کنید و بعد خودتان متوجه خواهید شد که در شرایط ناراحتی، بهترین روش درمیان گذاشتن مساله با فردی است که واقعا دلسوز شماست و یا درمانگر واقعی. 

 

هرکسی دوست نیست

افراد زیادی دور و بر شما هستند، اما چه تعداد از آنها دوست واقعی شما هستند؟ از نیت واقعی همه آگاهید؟ چند نفر از آنها واقعا خیرخواه شما بوده و چند نفر بدشان نمی‌آید میانه شما با دیگران به هم بخورد؟ بنابراین نباید راز دل‌تان را با دیگران درمیان بگذارید.

  

هر کسی از ظن خودش با شما همدردی خواهد کرد

گاهی ممکن است شرایط روانی یک نفر مناسب نباشد. وقتی شما درباره ناراحتی‌تان صحبت می‌کنید، او به دلیل شرایطی که دارد، با حرف‌هایش این مساله را تشدید کند. بنابراین این هم دلیل دیگری برای نامناسب‌تر شدن شرایط خواهد بود.

  

ناراحتی تان را بازگو کنید 

شاید در مراحل اولیه احساس غم و اندوه به دلیل شرایطی که دارید، نتوانید درباره موضوع صحبت کنید. ممکن است بتوانید، اما خشم‌تان باعث بدتر شدن شرایط شود. بنابراین کمی صبر کنید. بعد از کسب آرامش، موضوع را با فردی که از دست او ناراحت هستید، ناراحتی تان را از او در میان بگذارید. سعی کنید با کوتاه‌ترین و تاثیرگذارترین کلمه‌ها حرف‌تان را بیان کنید.

۸۲

 نکته

 اگر احساس می‌کنید می‌توانید به اعصاب‌تان مسلط باشید و همان لحظه غم واندوه‌تان را بیان کنید، همان موقع، صحبت کنید و خودتان را از بند غمی که دارید، رها کنید.

  

برای تخلیه شدن، حرکت کنید 

اگر اهل پیاده‌روی باشید، حتما دیده‌اید که با پیاده‌روی تا چه حد احساس آرامش می‌کنید. درواقع راه رفتن یکی از راهکارهای خوب تخلیه روانی است. بنابراین در شرایطی که غمگین هستید، راه رفتن همراه با گوش کردن به موسیقی و یا حتی راه رفتن به تنهایی می‌تواند به تخلیه روانی شما کمک کند. اصلا نگران قضاوت دیگران نباشید. درحال راه رفتن اگر احساس کردید می‌خواهید گریه کنید، جلوی خودتان را نگیرید و بگذارید اشک‌ها سرازیر شوند.

  

کلاه‌تان را قاضی کنید 

در هر ناراحتی و دلخوری‌ای، سهم دو طرف اگر یکسان نباشد، اما هردو ممکن است دلیل به وجود آمدن این مساله باشند. بنابراین اگر نتوانستید یا نخواستید همان موقع واکنشی نشان بدهید، حتما قبل از هر واکنشی، شرایط را بررسی کنید. سهم خودتان از اتفاق پیش آمده را بسنجید و ببینید چه طور باید واکنش نشان بدهید. در این بررسی نه خودتان را مقصر بدانید و عقب بکشید و نه خودتان را کاملا مبرا دانسته و رفتار حق به جانب داشته باشید.

  

با این توصیه‌ها نیازی نیست به ملاقات پزشک بروید 

بعضی توصیه‌های پزشکی خنده‌دار و ساده به نظر می‌رسند، اما عمل کردن به آنها مهم و سخت است. اگر بتوانید با برنامه‌ریزی درست به این نکته‌ها عمل کنیم، آن وقت دیگر لازم نیست برای درمان درد جسمی یا روانی‌مان سراغ پزشک  برویم. این نکته‌ها خودش دوای درد است. به این دلیل که بعضی از آنها برای حفظ سلامت جسم و بعضی دیگر برای حفظ سلامتی روان است.

  

از غذا خوردن لذت ببرید

همراه بعضی افراد که غذا می‌خورید، احساس گناه می‌کنید! آنها چنان با بی‌میلی هر لقمه را به دهان می‌گذارند که آدم حس می‌کند اگر با اشتها غذا بخورد، گناه کرده است. تغذیه سالم یعنی این که از خوردن هر چیزی، از یک لیوان آب خنک تا یک پرس غذای سالم و مغذی، احساس رضایت و شادی داشته باشیم. این طور غذا خوردن است که به قول معروف به تن انسان گوشت می‌شود! یکی از دلایل وزن نگرفتن بسیاری از افرادی که آرزوی کمی چاق شدن دارند، با بی‌میلی غذا خوردن و احساس رفع تکلیف است.

  

بدون صبحانه، هرگز

اگر آخرین وعده روز قبل را ساعت ۸ شب میل کرده باشید و فردا صبح ساعت ۸ بخواهید صبحانه بخورید، به مدت ۱۲ ساعت معده شما خالی بوده است. حتی اگر خودتان را ماشین درنظر بگیرید! برای استارت زدن نیاز به بنزین دارید. مغز برای شروع حرکت نیاز به تغذیه مناسب دارد. بنابراین اگر بدون صبحانه از منزل بیرون بروید، درست مثل خودرویی هستید که با ته مانده بنزین و چراغ روشن، خودش را به زحمت تا مقصد رسانده و هر آن احتمال خاموش شدن آن وجود دارد. بنابراین حتما صبحانه کامل و مقوی و حاوی هیدرات کربن طبیعی بخورید. صبحانه مهم‌ترین وعده غذایی است.

  

تنوع را رعایت کنید

رمز سلامتی، رعایت تنوع در برنامه غذایی است. بنابراین در برنامه غذایی روزانه شما باید انواع میوه و سبزی، گوشت ماهی یا مرغ، مواد غذایی با شیرینی طبیعی و… وجود داشته باشد. به این ترتیب نیاز بدن به املاح و ویتامین‌ها، مواد معدنی، پروتئین و… تامین خواهد شد. دریافت این مواد بدن را در برابر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها مصون می‌کند.

  

منبع انرژی را فراموش نکنید

یکی از مهم‌ترین منابع تامین کننده انرژی بدن برای کار و فعالیت روزانه، هیدرات‌های کربن طبیعی هستند. بنابراین باید در رژیم غذایی روزانه شما مصرف حداقل یک یا دو منبع از این خوراکی‌ها وجود داشته باشد. غلات و حبوبات، میوه‌هایی مانند موز و سیب، برنج، ماکارونی، خرما، کشمش، توت،شیر و… حاوی هیدرات کربن طبیعی هستند. بهترین زمان برای مصرف موادغذایی حاوی هیدرات کربن، وعده صبحانه است. خوردن کمی عدسی، میوه، خرما یا کشمش همراه با شیر از بهترین راهکارهای دریافت هیدرات کربن طبیعی است.

  

میان وعده را فراموش نکنید

برخلاف تصور خالی ماندن طولانی مدت معده، راهکار کاهش وزن نیست. اتفاقا تغذیه مناسب و بموقع یکی از راهکارهای کاهش و کنترل وزن است. بنابراین درفاصله بین صبحانه تا ناهار و ناهار تا شام، حتما باید میان‌وعده سالم و مغذی مانند انواع آجیل خام، میوه، آبمیوه طبیعی و… میل کنید. از خوردن تنقلات مضر خودداری کنید. برای مثال کیک یا بیسکوییت کرم‌دار اگرچه می‌توانند شما را برای مدتی سیر کنند اما به دلیل داشتن هیدرات کربن غیرطبیعی، در ترشح انسولین اختلال ایجاد کرده و شما را خیلی زود گرسنه می‌کنند.

  

هر روز نیم ساعت ورزش یا پیاده روی کنید

بهانه که همیشه هست! اما اگر واقعا آدم گرفتاری هستید و وقت سرخاراندن ندارید، بهترین زمان برای پیاده‌روی، فاصله بین سوار شدن به خودروی شخصی و رفتن به محل کار یا برگشتن از محل کار است. ماشین را کمی دورتر پارک کنید تا کمی پیاده‌روی کنید. راهکار دیگر، راه رفتن در محل کار است.برای بعضی کارها خودتان اقدام کنید تا چند قدمی راه بروید. بدنی که ورزش نکند، کیلومترها از سلامت دور است.

  

تفریح کنید هر چند کوچک

هرچقدر هم که گرفتار باشید، باید وقتی برای تفریح پیدا کنید. اصلا هم نیازی نیست برای تفریح، لشگرکشی کنید و جمع زیادی را دورتان جمع کنید. حتی همین که خودتان تنهایی با یکی- دو نفر از دوستان صمیمی‌تان به کافی‌شاپ، پارک، سینما، تئاتر، کتابخانه، مرکز خرید و… بروید و چند ساعتی فقط شاد باشید، کافی است. بهترین فرصت تعطیلات پایان هفته است تا بتوانید هفته بعد را با نیروی مضاعف آغاز کنید.

  

از افراد و احساسات منفی، دور شوید

همان‌طور که گاهی ناراحت هستید و دوست یا دوستان‌ حال‌تان را می‌پرسند، شما هم حتما باید با دوستی که دچار مشکلی شده، همراهی کنید، اما نباید انرژی منفی دیگران روی شما تاثیر بگذارد. از افرادی که به هر شکل به شما انرژی منفی می‌دهند، دوری کنید. آنها با انتقال حرف‌ها و حس‌های منفی‌شان به شما، از نظر روانی تخلیه می‌شوند، اما این شما هستید که به لحاظ ذهنی خسته شده و باید بار دیگران را هم علاوه بر گرفتاری و افکار خودتان به دوش بکشید. بنابراین تاحدی با افراد همدلی کنید که به ضرر روح و روان خودتان نباشد.

منبع: سیمرغ

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

 

همه ما افرادی را می شناسیم که به زعم ما بسیار موفق هستند. اگر ویژگی های شخصیتی این افراد را بررسی کنید،به این نتیجه می رسید که این افراد بسیار موفق از تعدادی

 

 

۸۲

سفر کردن با ماشین در جاده‌های مختلف درکنار دوستان و خانواده برای من بسیار لذت‌بخش است و حتی رانندگی به تنهایی هم به خالی کردن ذهنم خیلی کمک می‌کند. ولی بعنوان کسی که واقعاً خیلی دوست دارد پشت‌فرمان باشد، برایم جالب بود وقتی شنیدم سبک رانندگی می‌تواند نشاندهنده شخصیت باشد.

 

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی را در ترافیک می‌گذرانیم تا در کنار خانواده و صرف غذا، ارزشش را دارد که کمی عمیق‌تر به این تجربه نگاه کنیم.»

 

البته من هیچوقت آنقدر به طرز گرفتن فرمان در دستانم توجه نمی‌کنم. این تقریباً مسئله‌ای که برای اکثر ما به صورت ناخودآگاه انجام می‌شود. ولی دوست دارم بدانم رانندگی ناخودآگاه من چه درمورد شخصیتم می‌گوید. وقتی نتیجه این تست شخصیت را خواندم واقعاً باورم نمی‌شد تا چه اندازه می‌تواند درست باشد.

 

اگر شما هم دوست دارید درمورد آنچه سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیتتان می‌گوید بیشتر بدانید، نگاهی به این تست بیندازید.

 

کدامیک از این سبک‌های گرفتن فرمان در دست سبک شما در رانندگی است؟

۸۳

ایدآل‌گرا

۸۴

در کلاس‌رانندگی به شما یاد داده‌اند که دست‌هایتان را باید روی عقربه ۱۰ و ۲ ساعت قرار دهید و شما هم دوست دارید همه کار را به طرز درست آن انجام دهید. شما توجه زیادی به جزییات دارید و کاملاً مراقبید که به همه قوانین عمل کنید.شما شدیداً باور دارید که هر کاری که ارزش انجام دادن داشته باشد، ارزش درست انجام شدن دارد. شخصیت ایدآل‌گرای شما احتمالاً موفقیت‌های زیادی را در زندگی برایتان به ارمغان آورده است. در زمینه کار، مُد، عشق و دوستی، همه دوست دارند مثل شما باشند!

 

بچه باحال

۸۵

شما زندگی را چندان جدی نمی‌گیرید و با موقعیت‌های مختلف با آرامش و خونسردی برخورد می‌کنید. اغلب به نظر می‌رسد که اصلاً هیچ اهمیتی به دنیا نمی‌دهید. حتی در شرایط سخت، دوست دارید بااعتماد‌به‌نفس و بی‌تفاوت باشید. هر روزتان را طوری زندگی می‌کنید انگار در مسافرت و تعطیلات هستید. دوستان و خانواده‌تان هر زمان به دنبال تفریح هستند سراغ شما می‌آیند.

 

مینیمالیست

۸۶

شما دوست دارید زندگی را تا حد ممکن ساده نگه دارید. به دنبال حاشیه نیستید و دوستانی را ترجیح می‌دهید که با شما روراست و صادق هستند. به جای جمع کردن انبوهی از دوست برای خودتان، ترجیح می‌دهید تعداد کمی دوست خوب داشته باشید. وقتی می‌خواهید برای خودتان لباس انتخاب کنید، یک لباس ساده مشکی را برمی‌دارید. فقط بخاطر اینکه زندگی‌تان ساده است به این معنی نیست که فرد کسل‌کننده‌ای هستید. دیگران همیشه سلیقه مینیمالیست و ساده‌دوست شما را تحسین می‌کنند.

 

ماجراجو

۸۷

شما واقعاً اهل خطر کردن هستید. نه تنها دوست دارید زندگی سرشار از خطر و غیرمعمولی داشته باشید، بلکه می‌خواهد از هر لحظه آن نهایت استفاده را ببرید. اگر هم تابحال فعالیت‌های پرخطر و ترسناکی مثل بانجی‌جامپینگ و اسکای‌دایوینگ را امتحان نکرده باشید، مطمئناً از آنها لذت خواهید برد. وقتی صحبت از عشق می‌شود، از وارد شدن به آن واهمه‌ای ندارید. بااینکه دوستانتان معمولاً از شما ترسوتر و محافظه‌کارتر هستند، ولی به سلیقه ریسک‌پذیر شما بسیار احترام می‌گذارند.

 

رئیس

۸۸

شما یک رهبر بالفطره هستید. توانایی بالایی برای قبول مسئولیت موقعیت‌های مختلف به طریقی قاطع و شفاف دارید. همه برای راهنمایی و نصیحت پیش شما می‌ایند. آنها به شما اعتماد دارند که البته بیشتر آن بخاطر این است که شما به توانایی‌های خودتان به شدت مطمئنید. در محل‌کار، معمولاً بخاطر مهارت‌هایی که در رهبری دارید مورد تشویق قرار می‌گیرید. در عشق، کمی برای پیدا کردن کسی که ذات «درجه یک» شما را تحسین کند دچار مشکل هستید ولی وقتی آن فرد را پیدا کردید، مطمئناً ارزش صبر کردن را داشته است.

 

پشتیبان

۸۹

مردم عاشق شما هستند. شما یک حمایت‌کننده واقعی برای دوستان و خانواده‌تان هستید. وقتی دیگران موفق می‌شوند از ته قلب خوشحال می‌شوید و از ابراز حمایت خودتان به صورت کلامی واهمه ندارید. شما شنونده‌ای عالی هستید که برای دوستانی که به دنبال دردودل کردن و نظر گرفتن هستند هدفی فوق‌العاده به شمار می‌روید. از اینکه گاهی در زندگی عقب بنشینید تا دیگران رهبری را بر عهده گیرند خوشحال می‌شوید. دوست دارید زندگی‌تان را با رویکردی دوستانه و مثبت جلو ببرید.

 

صلح‌جو

۹۰

شما در بین دوستان و خانواده حکم کشور «سوئیس» را دارید. اصلاً دوست ندارید وارد مشاجرات شوید چون باعث ناراحتی‌تان می‌شود. اگر یکبار در زندگی صدایتان را بالا ببرید، اطرافیانتان به شدت متعجب می‌شوند و می‌فهمند که واقعاً مسئله جدی است. به هیچ عنوان تحمل دشمنی بین دیگران را ندارید، به همین خاطر همیشه نقش حلال مشکلات و آورده صلح و دوستی بین آنها هستید.

 

دلقک کلاس

۹۱

مغز شما به طریقی مخالف با دوستان و خانواده‌تان عمل می‌کند چون همیشه به دنبال شوخی و طنز در هر موقعیتی هستید. خیلی بامزه‌اید و ترجیح می‌دهید زندگی‌تان را با شوخ‌طبعی و مسخره‌بازی جلو ببرید. ذهن خلاقتان، شما را به سمت تلاش‌های هنرمندانه‌تری می‌کشاند. شوخ‌طبعی شما آنقدر لذت‌بخش است که در جمع‌ها همه را به ذور و برتان می‌کشاند.

 

مضطرب

۹۲

همیشه در جنگ با اضطرابتان هستید. دوست دارید برای اطمینان از همه جوانب کار، همه کارهایتان را دوباره و سه‌باره چک کنید. معمولاً به سراغ فعالیت‌های با ریسک بالا نمی‌روید و ترجیح می‌دهید کارهایی را انجام دهید که مقدار قابل‌اطمینانی لذت و سرگرمی را برای شما به همراه داشته باشند. دوستان و خانواده‌تان عمیقاً مراقب شما هستند و برای کمک به بیرون آوردن شما از لاک دفاعی‌تان آماده‌اند. بااینکه همیشه سرتان را از لاک‌تان بیرون نمی‌آورید ولی کسانی که شما را می‌شناسند می‌دانند که چه انسان فوق‌العاده‌ای هستید.

 

بلدوزر

۹۳

دنیا، مراقب باش! بلدوزر دارد می‌آید. شما فرد پرمشغله‌ای هستید و برای کسانی که سر راهتان قرار می‌گیرند وقت ندارید. به جای اینکه وقتتان را برای حل مشکل تلف کنید، ترجیح می‌دهید مثل بلدوزر آنها را از سر راهتان بردارید. دیگران قاطعیت شما را تحسین می‌کنند و می‌دانند که برای انجام کارهایشان می‌توانند روی شما حساب کنند. شما هدف‌گرا و عمل‌گرا هستید که هر دو این خصوصیات باعث پیشرفت فوق‌العاده شما در زندگی می‌شود.

 

نتیجه تست برای شما هم به اندازه نتیجه من درست بود؟

 

منبع: مردمان

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

۸۰

چشمان خود را ببندید و در ذهن، خودتان را مجسم کنید که یک روز کامل را بدون گوشی هوشمندتان سپری می‌کنید و گوشی هوشمندتان هیچ مکانی همراهتان نیست نه در محل کار، منزل و نه در مهمانی‌های دوستانه و خانوادگی؛ خودتان را در چه حالتی تصور می‌کنید: مضطرب یا بدون نگرانی؟ اصلا اگر قرار باشد به شما بگویند که مدتی بدون تلفن هوشمندتان زندگی کنید؛ می‌توانید؟ زمانی که گوشی هوشمندتان را در مکانی جا می‌گذارید چه احساسی دارید؟

 

اگر شما نمی‌توانید دوری تلفن هوشمندتان را تحمل‌ کنید و زندگی بدون وجود این وسیله برایتان سخت و حتی غیرممکن است شما نیز به موبوفوبیا گرفتار شده‌اید.

 

موبوفوبیا چیست؟! 

ترس‌ها و فوبیاها انواع مختلفی دارند؛ ترس از ارتفاع، ترس از مکان‌های تاریک و بسته و… اما همه این فوبیاها از دیرباز با انسان‌های بسیاری همراه بوده و خواهد بود. در قرن حاضر انسان‌ها با فوبیای جدیدی دست‌به‌گریبان هستند که آن‌هم ترس و اضطراب هنگام عدم دسترسی به تلفن همراه است. «موبوفوبیا» (Mobophobia) به معنای بروز استرس و اضطراب شدید هنگام عدم دسترسی به موبایل، قطع تماس، قطع ارتباط با اینترنت، تمام شدن شارژ باتری و از همه بدتر جا گذاشتن یا گم کردن تلفن همراه است. این بیماری بانام «نوموفوبیا» (nomophobia) یا (No-Mobile-Phone phobia) به معنای «ترس نبود تلفن همراه» نیز شناخته می‌شود.

  

علائم موبوفوبیا 

موبوفوبیا معمولا در اکثر کاربران تلفن‌های هوشمند مشاهده می‌شود و علائم آن را می‌توان به‌سادگی عنوان کرد؛ درصورتی‌که به گوشی هوشمندتان دسترسی نداشته باشید و دچار اضطراب، نگرانی و آشفتگی می‌شوید یا اگر مرتبا به صفحه گوشی خود نگاه می‌کنید تا هیچ تماس، پیام، هشدار و هیچ اتفاق تازه‌ای بر روی گوشی خود را از دست ندهید و در ساعات و دقایق متعدد بدون دلیل قفل گوشی‌تان را باز می‌کنید به این فوبیا مبتلا شده‌اید. علائم «موبوفوبیا» به‌نوعی به اعتیاد به تلفن‌های هوشمند نیز شباهت بسیاری دارد.

 

از علائم شاخص این اضطراب، تغییرات تنفسی، لرزش، عرق کردن، آشفتگی، سردرگمی و افزایش ضربان قلب است و البته از علائم عاطفی «موبوفوبیا» می‌توان به افسردگی، وحشت، ترس، وابستگی، اعتمادبه‌نفس پایین و احساس تنهایی اشاره کرد.

۸۱

چه کسانی به«موبوفوبیا» مبتلا هستند؟ 

آمار دقیقی از مبتلایان به این فوبیا منتشرنشده است اما می‌توان به‌سادگی آمار زیادی برای این ترس و بیماری تخمین زد، کافی است اطراف خود را به‌دقت نگاه کنیم تا متوجه شویم که بسیاری از افراد پیرامون ما بدون اینکه بدانند با این مشکل روبه‌رو هستند. نکته جالب‌توجه درباره این فوبیا این است که یک فرد عادی به‌طورمعمول در شبانه‌روز حدود ۱۱۰ بار گوشی خود را چک می‌کند درحالی‌که فرد مبتلابه موبوفوبیا حدود ۹۰۰ بار در شبانه‌روز این کار را می‌کند، ۹۵ درصد از مردم ساعات قبل خواب را مشغول پیامک زدن یا جست‌وجو در اینترنت هستند و یا از هر چهار نفر یک نفر به هنگام خواب‌گوشی خود را در حالت سکوت نمی‌گذارد. «موبوفوبیا» در مردان بیش از زنان گزارش‌شده است.

 

راه‌حل  

اگر می‌پرسید که آیا «موبوفوبیا» درمان دارد یا خیر؟ باید بگوییم بله؛ اما برای درمان آن به دنبال دارو و تجویز خاصی نباشید چراکه درمان این ترس پیش خودتان است. برای درمان و کم شدن این فوبیا باید کم‌کم فاصله خود را از تلفن هوشمندتان بیشتر کنید. می‌توانید گوشی هوشمندتان را طی ساعت معینی در اختیار داشته باشید و مابقی ساعت آن را به شخصی بسپارید تا آن را نزد خود نگه‌داشته و به شما ندهد. به‌جای پرسه زدن در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با دوستان واقعی خود به سفر و یا گردش بروید.

 

یک دوربین عکاسی بخرید و بهانه همراه بردن گوشی هوشمند برای ثبت خاطرات را از خود بگیرید. هم‌چنین می‌توانید به‌جای بازی‌های درون تلفن همراهتان با دوستانتان بازی‌های تخته‌ای و یا هوشی را انجام دهید و به‌جای چک کردن مداوم پیام‌ها و پست‌های دیگران در شبکه‌های اجتماعی کتابی را مطالعه کنید.

 

منبع: آی تی رسان

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

۵۹

بعضی اوقات، سیلی، سریع به انبار حافظه ما می‌خزد: انگار یک‌لحظه گذرا باشد، مثل وقتی‌که سروصدا ما را با ناراحتی از خواب بیدار می‌کند، اما دوباره زود می‌خوابیم. بعضی اوقات سیلی واقعیت آن قدر محکم است که از شدت ضربه بی‌حس می‌شویم و روزها و هفته‌ها بااحساس گیجی و پریشانی سر می‌کنیم. این ضربه هر شکلی که داشته باشد، یک‌چیز قطعی است: به ما آسیب می‌زند. انتظارش را نداریم، دوستش نداریم و به‌یقین آن را نمی‌خواهیم.

  

برای وقتی که واقعیت‌های زندگی ما را شوکه می‌کند 

آخرین باری که از واقعیت سیلی خوردید کی بود؟ همهٔ ما بارها و بارها در زندگی خود از این سیلی‌ها خورده‌ایم، همان لحظاتی که زندگی ضربهٔ محکم و دردناکی به ما می‌زند. این ضربه ما را شوکه می‌کند و به ما آسیب می‌زند. بعد از این ضربه سعی می‌کنیم روی پا بایستیم و بعضی اوقات از پا می‌افتیم. در این مطلب می‌خواهیم بگوییم چه طور می‌توانید احتمال دوم یعنی روی‌پاایستادن را بیشتر کنید. روان شناسی افرادی که نمی‌توانند با واقعیت روبرو شوند را با دقت بخوانید.

 

سیلی واقعیت شکل‌های متفاوتی دارد. بعضی اوقات مثل یک مشت خیلی محکم است: مرگِ محبوب، بیماری یا زخمی‌شدن شدید، یک تصادف وحشتناک، ورشکستگی، خیانت‌دیدگی، آتش‌سوزی خانه، سیل و طوفان و دیگر فجایع طبیعی و… . بعضی اوقات سیلی واقعیت آرام‌تر است: برق حسادتی که به ما می‌زند، وقتی متوجه می‌شویم یکی دیگر چیزی را دارد که ما می‌خواستیم داشته باشیم؛ درد تیز تنهایی که ما را می‌آزارد، وقتی‌که می‌فهمیم چه‌قدر از دیگران دورافتاده‌ایم؛ انفجار خشم و رنجشی که گرفتارش می‌شویم، وقتی‌که با ما بدرفتاری می‌کنند؛ شوک‌های تیز و کوتاهی که لرزه به تنمان می‌اندازد، وقتی دربارهٔ خودمان تأمل می‌کنیم و از آن چیزی که می‌بینیم خوشمان نمی‌آید؛ زخم‌‌های دردناکی که خنجرِ شکست، ناامیدی و طرد عاطفی به تن و جانمان می‌زند.

 

روبرو با حفرهٔ واقعیت 

بعضی اوقات، سیلی، سریع به انبار حافظه ما می‌خزد: انگار یک‌لحظه گذرا باشد، مثل وقتی‌که سروصدا ما را با ناراحتی از خواب بیدار می‌کند، اما دوباره زود می‌خوابیم. بعضی اوقات سیلی واقعیت آن قدر محکم است که از شدت ضربه بی‌حس می‌شویم و روزها و هفته‌ها بااحساس گیجی و پریشانی سر می‌کنیم. این ضربه هر شکلی که داشته باشد، یک‌چیز قطعی است: به ما آسیب می‌زند. انتظارش را نداریم، دوستش نداریم و به‌یقین آن را نمی‌خواهیم و متأسفانه سیلی فقط آغاز رنج است. آن‌چه بعداً به سرمان می‌آید خیلی بدتر است: بعد از آن‌که سیلی یک‌مرتبه بیدارمان می‌کند، با حفره‌ای دردناک روبرو می‌شویم.

 

اسم این حفره، حفرهٔ واقعیت است چون یک‌طرف واقعیتی است که داریم و طرف دیگر واقعیتی است که دلمان می‌خواهد داشته باشیم. هرچه‌قدر حفرهٔ بین این دو واقعیت بیشتر باشد، احساسات دردناک بیشتری از آن سرریز می‌شوند: رشک و حسد، ترس، یاس، شوک، اندوهِ فقدان، غم، خشم، وحشت، احساس گناه، رنجش و حتی تنفر و انزجار. با این‌که خود سیلی معمولاً به‌سرعت اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود، حفره‌ای که ایجاد می‌کند برای روزها، هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها و حتی دهه‌ها باقی می‌ماند.

 

چرا نمی‌توانیم با واقعیت مواجه شویم؟ 

بسیاری از ما برای مقابله با حفره‌های بزرگ واقعیت بد تجهیز شده‌ایم. جامعه‌مان به ما یاد نمی‌دهد که چه‌طور آن‌ها را مدیریت کنیم. درحالی‌که باید یاد بگیریم طوری این سانحه‌ها را مدیریت کنیم که بتوانیم پس از آن رشد کنیم و رضایت‌مندی پایداری را به دست بیاوریم. وقتی با یک حفرهٔ واقعیت روبرو می‌شویم بنا به غریزه، اولین واکنش ما تلاش برای بستن آن است؛ سعی می‌کنیم واقعیت را تغییر بدهیم تا با آرزوهای ما مطابقت پیدا کند و اگر موفق بشویم حفره بسته ‌شده و حالمان خوب می‌شود. با احساس موفقیت یا آزادی، شاد، راضی یا آرام می‌شویم. بالاخره اگر بتوانیم کاری برای رسیدن به اهداف خود در زندگی انجام بدهیم که غیرقانونی و متضاد ارزش‌های اساسی زندگی‌مان نباشد و مشکل بزرگ‌تری برایمان ایجاد نکند، آن‌وقت احساس می‌کنیم که باید به‌پیش برویم و آن را انجام بدهیم.

 

اما اگر نتوانیم به آن‌چه می‌خواهیم دست پیدا کنیم، چه می‌شود؟ وقتی نمی‌توانیم حفرهٔ واقعیت را ببندیم چه‌کار می‌کنیم؟ وقتی کسی که دوستش می‌داریم می‌میرد یا محبوبمان ما را برای همیشه ترک می‌کند یا فردی که می‌خواهیم با او دوست باشیم از ما خوشش نمی‌آید یا بینایی‌مان را از دست می‌دهیم یا می‌فهمیم که دچار بیماری لاعلاج یا مزمنی شده‌ایم یا آن‌وقتی که می‌فهمیم به‌اندازه‌ای که دوست داریم، بااستعداد و خوش‌قیافه نیستیم، چه‌کار می‌کنیم؟ و از طرف دیگر چه می‌شود وقتی‌که بستن حفرهٔ واقعیت ممکن باشد، اما زمان و هزینه بسیار زیادی طلب کند؟ در این شرایط قرار است چه‌طور سر به‌سلامت ببریم؟

 

اگر حفرهٔ واقعیت کوچک باشد یا بتوانیم نسبتاً سریع آن را ببندیم، خیلی از ما می‌توانیم اوضاع را خوب اداره کنیم؛ اما هر چه‌قدر حفره بزرگ‌تر و زمان لازم برای بستن آن بیشتر باشد، دچار دردسر بیشتری خواهیم شد. به همین خاطر است که رضایت درونی بسیار مهم است. رضایت درونی حس عمیق آرامش، بهزیستی و سرزندگی است که شما می‌توانید حتی رودرروی یک حفرهٔ واقعیت بزرگ هم آن‌ها را تجربه کنید. منظورم وقتی است که رؤیاهای شما به واقعیت نمی‌پیوندد، به اهدافتان نمی‌رسید و زندگی با شما با بی‌انصافی و خشونت رفتار می‌کند.

 

این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد.

 

این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد.

 

رضایت درونی تفاوت زیادی با رضایت بیرونی دارد. وقتی واقعیت را با آرزوهای خودمان وفق می‌دهیم، وقتی حفره را می‌بندیم، به اهدافمان می‌رسیم و به آن‌چه در زندگی از صمیم قلب می‌خواهیم، می‌رسیم و حال خوبی داریم که همان رضایت بیرونی است. رضایت مهم است. همهٔ ما دوست داریم به اهدافمان برسیم و نیازهای خودمان را ارضاء کنیم؛ اما رضایت بیرونی همیشه ممکن نیست. پس در این مقاله همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، ما روی رضایت درونی تمرکز خواهیم کرد. منظورم حس عمیق بهزیستی و آرامش است که از درون خودمان به دست می‌آوریم، نه از دنیای بیرون. خبر خوب این است که منابع رضایت درونی همیشه در دسترس‌اند، شبیه یک چشمهٔ همیشه جاری که هر وقت تشنه شدیم، می‌توانیم خودمان را از آن سیراب کنیم. بااین‌حال تمرکز روی رضایت درونی به معنای دست‌کشیدن از لذت‌ها، تمایلات، خواسته‌ها، نیازها و اهداف دنیوی نیست. منظور من این است که با این تمرکز دیگر برای رسیدن به حس بهزیستی و سرزندگی دیگر به چیزهای بیرون از خود وابسته نخواهیم بود و حتی در میانهٔ درد یا ترس یا فقدان یا محرومیتی بزرگ، می‌توانیم به حس آرامش و آسایش درونی دست پیدا کنیم.

 

روبرویی با واقعیت دردناک 

خوب حالا برای مقابله با حفره‌های دردناک واقعیت چه باید کرد؟ چه‌طور می‌توانیم با این حفره‌ها طوری مقابله کنیم که نه‌تنها آسیب کم‌تری ببینیم، بلکه رشد کنیم و به رضایت‌مندی درونی برسیم؟ برای مقابله موفق چهار اصل اساسی را باید رعایت کرد:

۶۰

اصل اول: با خودتان به مهربانی رفتار کنید 

آیا می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ حفرهٔ بسیار بزرگی بین آن‌چه می‌خواهم و آن‌چه دارم وجود دارد و درد بسیار زیادی می‌کشم. با این اوصاف می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ بسیاری از ما نمی‌دانیم چه‌طور این کار را بکنیم؛ به مواد یا الکل یا غذا پناه می‌بریم یا به خودمان زخم می‌زنیم یا از زندگی کنار می‌کشیم. واضح است که این راه مهربانی با خود نیست؛ پس باید شیوه‌های ساده‌ای وجود داشته باشد

که از طریق آن‌ها سپری برای خودمان بسازیم تا از زخم و تیغ درد و غم در امان بمانیم.

 

اصل دوم: لنگر بیاندازید 

همهٔ این هیجانات و احساسات دردناک یک طوفان هیجانی به راه می‌اندازند. من اگر در میان طوفان به دریانوردی خود ادامه بدهم کاری از دستم برنخواهد آمد، پس چه‌طور می‌توانم لنگر بیاندازم؟ من از توجه‌آگاهی استفاده می‌کنم تا در لحظهٔ اکنون جای بگیرم و به افکار و احساسات دردناکم اجازه بدهم بدون آن که مرا بدزدند، در ذهنم آمدوشد بکنند. دربارهٔ شیوهٔ توجه آگاهی باید جداگانه و مفصل صحبت کرد.

 

اصل سوم: ارزش‌های زندگی‌تان را بشناسید 

من برای چه می‌خواهم به زندگی ادامه بدهم؟ من در مواجهه با این چالش، در مواجهه با این فقدان، در مواجهه با این بحران می‌خواهم نماد و نشانهٔ چه چیزی باشم؟ نماد ضعف و شکست و ناامیدی یا نماد وقار، خردمندی و تاب‌آوری؟ من مجبور به ناامیدی نیستم. همچنان می‌توانم به خاطر چیزی به زندگی ادامه بدهم. حتی در میان این طوفان بلا، حتی در غم ازدست‌دادن محبوبم، هنوز می‌توانم دلیلی برای روی‌پاایستادن و ادامه‌دادن پیدا کنم. من می‌توانم دست از زندگی بکشم یا دلیلی پیدا کنم که به زندگی‌ام معنا ببخشد. این اصل به ارزش‌های زندگی و اقدام متعهدانه می‌پردازد.

 

اصل چهارم: گنجتان را بیابید 

حتی در زمان رنج و درد چیزهایی وجود دارد که آن‌ها را گرامی بداریم و قدردانشان باشیم. مثلاً وقتی سالگرد مرگ محبوب خود را می‌گیریم، درد بسیاری می‌کشیم؛ اما در همان حالا افرادی وجود دارند که با ما به مهربانی و با عشق رفتار می‌کنند. آیا نمی‌توانیم قدردان این لحظات باشیم؟

 

این اصل چهارم تنها وقتی قابل اجرا است که به سه اصل قبلی عمل کرده باشیم. خطرناک است که افراد در وهلهٔ اول به دنبال یافتن گنج باشند. این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آن‌چه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد. پس یافتنِ گنج آخرین اقدام است. ما نباید تظاهر کنیم که درد و رنجی وجود ندارد. این‌ها هستند و البته چیزهایی هم هستند که می‌توانیم قدردان آن‌ها باشیم؛ اما اول باید به اصل‌های یک تا سه عمل کرد.

  

منبع: سلامت نیوز

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

 

۱۶۶۲۱۴۸۳۰

طالع بینی و فال ۷ روز آینده شما را بر حسب ماه های تولد اورده ایم که می توانید آن ها را  ببینید و بخوانید و از روند اتفاقات عاشقانه خود مطلع شوید. ستاره های آسمان

۱۸

 

حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و یا حس کرده اید به شخص یا چیزی آن قدر وابسته شده اید که ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند. صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود. در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.

 

چرا وابسته می شویم؟ 

شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

 

این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

 

وابستگی چند نوع است؟ 

برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.

 

وابستگی سالم: در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین 

 

حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.

 

وابستگی ناسالم: در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

 

بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟ 

زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.

 

افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

 

افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.

 

انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟ 

یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.

 

فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.

 

از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.

 

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد‎

 

ویژگی های وابستگی سالم چیست؟ 

در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.

 

دلبستگی بهتر از وابستگی است

دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایمو به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.

 

به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.

 

یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.

 

۹ راهکار برای از بین بردن وابستگی های مخرب

 

۱- وابستگی ناسالم خود را بشناسید 

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

 

۲- دلایل وابستگی خود را پیدا کنید 

تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.

 

۳- عزت نفس خود را بالا ببرید 

وابستگی عاطفی همواره با عدم عزت نفس ارتباط دارد. در وابستگی های شدید احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالا است. روی نکات مثبت و موفقیت هایتان تمرکز کنید. نه گفتن را یاد بگیرید. به خواسته هایتان توجه کنید. سعی نکنید خودتان را تغییر دهید. به نظر خودتان اهمیت دهید. در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید. از خودتان مواظبت کنید. انجام همه این کارها باعث می شود عزت نفس خود را بالا ببرید و به تدریج از وابستگی رهایی پیدا کنید.

 

۴- اوقاتی را به تنهایی خودتان اختصاص دهید 

به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می تواند لذت بخش باشد! می توانید از این فرصت استفاده کنید و کارهای مورد علاقه تان را انجام دهید: کتاب خواندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می گذرانید، می توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.

 

۵- از نبودن دیگران به وحشت نیفتید 

برای آن که به طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را از نبودن دیگران کاهش دهید، چشم هایتان را ببندید و نفس های عمیقی بکشید. درواقع، زمانی که تنفستان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی تان کاهش می یابد و بدن آرام می شود. غیرممکن است زمانی که آرام و عمیق نفس می کشید، آرام شوید. با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.

 

۶- سعی نکنید نظر همه را جلب کنید 

بدون آن که سعی کنید عشق و توجه دیگران را از دست بدهید، به دیگران «نه» بگویید و افکارتان را بیان کنید. شما نمی توانید مورد پسند همه مردم قرار بگیرید و همه را از خود راضی نگه دارید و این امری طبیعی است، پس حق دارید که تصمیم گیری کنید و آنچه را که می خواهید به وضوح بیان کنید.

 

۷- احساس گناه نکنید 

احساس گناه همانند دور باطل عمل می کند و اثر گلوله برف را دارد؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می رپسید که چرا چنین چیزی برایتان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می شوید که مطمئنا کار بدی انجام داده اید و بعد در وجودتان به دنبال نقص ها و خطاهای خیالی می گردید و باز هم احساس گناه بیشتری می کنید. احساس گناه به طور پیوسته از شما یک گناهکار می سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می شوید.

 

۸- از افراد موفق الگوبرداری کنید 

هنگامی که افرادی را مشاهده می کنید که علی رغم وابستگی های شدید خود توانسته اند بر مشکل خود غلبه کنند و زندگی شادی داشته باشند، شما نیز می توانید از آن ها الگوبرداری کنید و راهی را که آن ها رفته اند یاد بگیرید.

 

۹- اهمیت نیازهای خود را بشناسید 

نیازهای خود را بسیار مهم و غیرقابل اجتناب بدانید. وابستگی در بیشتر مواقع در نتیجه نادیده انگاشتن و اجتناب از خود در مورد نیازهای مهم بوجود می آید.

 

منبع: ماهنامه همشهری تندرستی

 

۱۷

 

در ابتدا می خواهم به این معما پاسخ بدهید:آن چیست که از طلا با ارزش تر است، خریدنی به دست آوردنی و ذخیره کردنی نیست و هیچوقت به اندازه کافی از آن ندارید.

 

پاسخ معما زمان است.

 

زمان فرار، زودگذر و با ارزش است. سهم زیادی از آن در طول زندگی به ما اختصاص داده شده و با مدیریت آن می توانیم زمانی که در اختیار داریم را به حد اعلی برسانیم. یکی از بهترین روش ها برای این که زمان بیشتری داشته باشیم استفاده از قانون ۸۰/۲۰ می باشد.

 

قانون ۲۰/۸۰ یا به عبارت دیگر قانون پارتو (که نام آن از اقتصاددان ویلفردو پارتو گرفته شده است) این فرضیه را بیان می کند که ۸۰ درصد خروجی ها از ۲۰ ورودی یا تلاش ها نشات می گیرد. این قانون معمولا در کسب و کار به کار برده می شود. مثال های زیر را در نظر بگیرید:

 

۸۰% رخدادها از ۲۰% دلایل بوجود می آید. 

۸۰% سود شرکت ها از ۲۰% مشتریان حاصل می شود. 

۸۰% شکایات شرکت ها از ۲۰% مشتریان حاصل می شود.

 

این قاعده در بسیاری از مسائل دیگر نیز ثابت شده است: 

۸۰% جنایات توسط ۲۰% شهروندان انجام می شود. 

۸۰% پیروزی ها در ورزش توسط ۲۰% تیم های ورزشی کسب می شود. 

۸۰% ثروت دنیا برای ۲۰% از جمعیت دنیا می باشد.

 

حقیقت این است که بیشتر زمان و انرژی ما به خاطر انجام کارهای بی ارزش تلف می شود. تصور کنید اگر عدم خلاقیت خودتان را به نیم می رساندید اکنون چه جایگاهی داشتید و به چه چیزهایی رسیده بودید.

  

زمان خود را با استفاده از قانون ۲۰/۸۰ بیشتر کنید

اکنون که با این قانون کاملا آشنا شده ایم درک می کنیم که بیشتر زمان مان را تلف کرده ایم. چگونه می توانیم در این دنیا که پر از وظایف سخت و خسته کننده است از این قانون در زندگی روزانه استفاده کنیم.

 

و اما در این جا چند توصیه و نکته که به شما کمک می کند زمان تان را بیشتر کنید و باعث می شود تلاش های تان به نتایج بهتری برسد:

  

اولویت بندی را یاد بگیرید

این مهم ترین عنصر مدیریت صحیح زمان و بهینه سازی قانون ۲۰/۸۰ در زندگی روزانه است. برای انجام این کار باید در افکارتان تغییری باطنی ایجاد کنید. به جای اجرای وظایف روتین روزانه سعی کنید کارهایی که بازدهی کمتری دارند را کمتر کنید یا حذف کنید. همه ما می دانیم خیلی از کارهایی که انجام میدهیم زمان بر هستند و هیچ ارزشی به زندگی روزانه ما نمی دهند. کارهایی چون رفت و آمد، غذا پختن، نظافت، اتو کشیدن، خرید کردن از سوپرمارکت. درست است که انجام این کارها ضروری است اما تاثیری در اهداف و کیفیت زندگی ما ندارند. با این وجود بیشتر زمان ما صرف این کارها در زندگی می شود.

  

برنامه ریزی بهتر را یاد بگیرید

برای این که بتوانید نسبت ۲۰/۸۰ را در زندگی اجرا کنید باید کارهایی که در بالا گفتم به دیگران بسپارید. به عنوان مثال برای زدن چمن ها فردی را استخدام کنید. باوسایل نقلیه عمومی سر کار بروید تا در آن فاصله زمانی ایمیل ها را چک کرده و پاسخ دهید.

 

 

بیشتر زمان و انرژی ما به خاطر انجام کارهای بی ارزش تلف می شود‎

 

اهداف تان را مرتب تعیین و اصلاح کنید

اهداف مشخصی که همیشه در ذهن تان هستند باعث می شود به آن ها متمرکز شده و آن ها را اولویت بندی کنید. برای رسیدن به اهدافتان مرتبا مسیری را تعیین کنید و روی آن برنامه ریزی کنید. وقتی احساس کردید مقصد و هدف ندارید دوباره حساب کنید. سعی کنید در انجام کارهایی که در رسیدن شما به اهدافتان هیچ نقشی ندارند زمان کمتری صرف کنید.

  

بین تلاش و پاداش تعادل ایجاد کنید

برای تمام فعالیت های تان بین تلاش و پاداش تعادل ایجاد کنید. برای این کار ابتدا پاداش هایی که از انجام کارها حاصل می شود را ارزیابی کنید و سپس مقدار تلاش را تعیین کنید. به عنوان مثال صبح هر روز تمیز کردن رختخواب. پاداش این کار بسیار کوچک است پس باید تلاش برای این کار هم به حداقل برسد. البته می دانم که بعضی از شما کمال گرا هستید و دوست دارید تمام کارها را به بهترین نحو انجام دهید. این کار تحسین برانگیز است اما کاربردی و موثر نیست. پس سعی کنید بیشتر تمرکزتان روی مسائل و کارهای مهم تر باشد تا بتوانید بهترین باشید.

  

قانون ۲۰/۸۰ را ساده کنیم

اجرای این قانون کاری ساده است. در ابتدا از خودتان این سوال ها را بپرسید:

 

۲۰% از دارایی های با ارزش تان چیست؟ 

در ۲۰% زمانی که ۸۰% درصد خوشحالی شما را فراهم می کند چه کارهایی انجام می دهید؟ 

۲۰% از کسانی که باعث خوشحالی شما می شوند چه کسانی هستند؟ 

۲۰% از لباس هایی که ۸۰% زمان خود را صرف پوشیدن آن ها می کنید چه لباس هایی هستند؟ 

۲۰% از غذاهایی که ۸۰% زمان خود را صرف خوردن آن ها می کنید چه غذاهایی هستند؟

 

پاسخ دادن به این سوال ها بسیار ساده و آسان است. اماهرگز پیش از این به آن ها توجه نکرده بودید. اکنون که به آن ها پاسخ داده اید می توانید در زندگی فردی موثر باشید. به عنوان مثال ۸۰% کسانی که با آن ها وقت می گذرانید و باعث تنها ۲۰% خوشحالی شما می شوند. زمان کمتری با آن ها بگذرانید. ۸۰% از وسایلی که ۲۰% از زمانتان را صرف آن ها می کنید دور بریزید. لباس هایی که ۲۰% از زمانتان را صرف پوشیدنشان می کنید کنار بگذارید.

 

این قانون یک حکم مطلق نیست که بخواهید با آن زندگی کنید. به آن به دید یک ابزار و لنزی که بتوانید جنبه های زندگی تان را با آن ببینید نگاه کنید. هدف ساده کردن زندگی و استفاده خردمندانه از زمان است.

 

منبع : bedunim.ir

 

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت



۱۲

 

آیا عشق برای ادامه ی یک رابطه کافی است؟ گاهی دو نفر یکدیگر را بسیار دوست دارند اما خود را دائما در حال دعوا می بینند. دعوا می تواند یک رابطه را به ورطه ی نابودی بکشد. برای مراقبت از رابطه و عشق خود باید کمی صبورتر باشید. صبر و از خودگذشتی بهترین هدیه در یک رابطه است.

 

 

۱

به وضعیت پیش آمده مثبت نگاه کنید. اگر همسرتان برای آماده شدن کلی وقت تلف می کند، عصبانی نشوید. به این فکر کنید که او تلاش می کند بهترین ظاهرش را برای شما درست کند. اگر عصبانی شوید، شادی گرفتن دستهای گرم همسرتان را در طول مهمانی از دست خواهید داد.

 

۲ 

سعی نکنید همسر خود را تغییر دهید. ممکن است از فکر کردن به کارهایی که همسرتان در آنها به خوبی شما نیست، عصبانی شوید. مثلا او مثل شما در مسیریابی، تصمیم گیری سریع یا منظم بودن خوب نیست؟ آیا فریاد کشیدن و یادآوری این مسائل به وی باعث تغییر در موضوع می شود؟ البته که نه! پس این تفاوت را قبول کنید و شاد به زندگی خود ادامه دهید. همسرتان قرار نیست بی نقص باشد. قرار است شما در کنار هم یکدیگر را تکمیل کنید. به جای تمرکز بر نقاط ضعف یکدیگر به نقاط قوت همدیگر فکر کنید. شما الان یک تیم هستید.

 

۳ 

هنر “موافقت با مخالفت” را یاد بگیرید. شما هر دو عاشق همدیگر هستید اما هر دو فردی منحصر به فرد هستید. انتظار نداشته باشید که مثل هم فکر کنید. دو نفر می توانند به دو صورت متفاوت فکر کنند و هر دو هم حق داشته باشند. اینکه همسرتان جور دیگری به موضوع فکر می کند نباید باعث خشم شما شود. هیچ چیز ارزش عصبانیت شما را از همسرتان ندارد.

 

۴ 

ارتباط برقرار کنید. شما هم فکر می کنید برخی از عادات همسرتان آزاردهنده است اما سعی می کنید به آنها بی توجه باشید؟ مطمئنا نمی توانید تا آخر عمر تحمل کنید. یک عمر زمانی طولانی است و نمی توانید تا ابد همه چیز را نادیده بگیرید. بنابراین پیش همسرتان بروید و با او در این مورد صحبت کنید. البته کلمات خود را با دقت و ملایمت انتخاب کنید. با او در مورد امری که شما را ناراحت می کند صحبت کنید و به راهی برای مصالحه برسید. به یاد داشته باشید که لازم نیست از همسرتان بخواهید عادت خود را تغییر دهد، فقط مسئله را با او در میان بگذارید. او خود پیام را می گیرد.

 

۵ 

خشونت خانگی را تحمل نکنید. مهم نیست که چقدر طرف مقابل را دوست دارید، مهم نیست چقدر صبور هستید، خشونت خانگی یک جرم جدی است و هیچ کس نباید آن را به هیچ قیمتی تحمل کند. اگر این مشکل برای شما اتفاق افتاد بلافاصله محل را ترک کنید و به جای امنی بروید. فقدان صبر و شکیبایی در همسرتان هرگز بهانه ای برای اعمال خشونت نیست و این امر در واقع نشانه ای از عدم تمایل وی برای تغییر است. این وضعیت دست شما نیست و در درجه ی اول باید به فکر سلامتی خود باشید.

 

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

۱۴۷۵۴۹۴۴۰۵۱۵۶۸۲-irannaz-com-300x200

در هر مرحله ای از زندگی سعی کنید خودتان را ببخشید.در قدم اول شما باید در ابتدا معنی و مفهوم بخشش را به درستی برای خودتان تحلیل کنید. چون برداشت اشتباه از مفهوم «بخشیدن» ممکن است در ناخودآگاه شما موجب مقاومت در برابر بخشیدن دیگران بشود.

گاهی معنی بخشش اشتباه در ذهن ما جا میفتد؛ مثلا اینکه فکر کنید بخشش به نوعی وظیفه شماست و شما مجبورید به بخشیدن دیگران؛ اینکه بخشش را به معنی فراموش کردن بدانید  یا فکر کنید بخشش به معنی ضعیف بودن شما یا قبول بی اهمیت بودن مسئله بوده است و…

معانی  اشتباهی از بخشش است.بخشیدن کار راحتی نیست برای همین است که امام سجاد(ع) وقتی مورد ظلم قرار می گیرند، دعا می کنند تا خدا به ایشان کمک کند تا بتوانند دیگران را ببخشند و در دعاهای مختلفی بیان می کنند: «مرا بر خیرخواهی از کسی که با من بد کرده است،

پیوستن به کس

بهتر است شبیه خدا شویم. شبیه خدا شدن سخت نیست. بچه ها بیشتر این صفت ها را دارند؛ زود می بخشند و زود خطا و بی مهری دیگران را فراموش می کنند.وقتی عذرخواهی دیگران را قبول می کنیم، وقتی بیشتر از تلافی کردن و آبرو بردن به فکر اصلاح کردن باشیم، تلاش کرده ایم بیشتر شبیه خدا باشیم.

«اگر کار خیری را آشکار سازید یا آن را پنهان دارید یا از بدی (دیگران) درگذرید (در همه متخلّق به اخلاق خدا شده اید و) همانا خداوند همواره با گذشت و تواناست». (تفسیر آیت الله مشکینی/ آیه ۱۴۹سوره نساء)برای بخشیدن بهتر است شناخت خودتان را تغییر دهید؛ مثلا تا معنی اتفاقی که افتاده را برای خودتان ساده نکنید،

نمی شود منتظر بخشش بود. تغییر احساس شما هم مهم است ؛ اگر به زبان بخواهید ببخشید اما احساستان را تغییر ندهید، آرامش واقعی بخشش برایتان اتفاق نمی افتد. پس ابتدا و به مرور زمان فرصت کنار گذاشتن احساس خشم، مظلوم واقع شدن و… را از خود بگیرید.

طلب بخشش هم عذرخواهی شفاهی می خواهد و هم اقدام به جبران. این کاری است که شما باید در مورد خودتان هم انجام دهید. تمرین کنید و اگر در گذشته کم کاری، رفتار خطا و… داشته اید که منجر به ناکامی و تجربه تلخی برایتان شده و مرور هرباره آن شما را آزار می دهد،

خودتان را ببخشید و دست به جبران بزنید. کسی که نتواند دل خودش را به دست آورد و خود را ببخشد نمی تواند دیگران را هم ببخشد.خیلی ساده است که اجازه دهید اشتباهات گذشته لحظه حالتان را نابود کند اما این سریع ترین راه به سمت افسردگی و ناراحتی است.

خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید که همه انسان ها اشتباه می کنند. مهم این است که از اشتباهاتتان درس بگیرید و خودتان را برای تجربیات آینده آماده کنید.مسائل احساسی مسائل ساده ای نیستند. اگر بخواهید به احساساتتان اجازه دهید، شما را عقب کشیده و فرصت های عشقی آینده را از شما می گیرند.

باید سعی کنید روی زمان حال تمرکز کنید — نه اشتباهات گذشته تان — تا بتوانید آینده ای بهتر برای خودتان بسازید.روز بدون شب نمی تواند وجود داشته باشد؛ همینطور روشنایی بدون تاریکی. درمورد ما هم همینطور است، بدون دانستن ضعف هایمان، نمی توانیم به نقاط قوتمان پی ببریم.

باید نقص هایتان را در آغوش بکشید و یاد بگیرید خودتان را همانطور که هستید بپذیرید.آدمها خیلی متفاوتند، از آدمهای درون گرا تا برون گرا، آدمهای هنری تا آدمهای بیزینسی. این تفاوت ها ایجاد سوءتفاهم و قضاوت کردن درمورد رفتارهایی از دیگران که مطابق با هنجارهای ما نیست را راحت تر می کند. همه این کار را می کنند، پس نگران نباشید.

ی که از من بریده است و در چشم پوشی و گذشت از بدی ها توفیق ده». اهل بیت شبیه ترین مردم به خدا هستند و یکی از رازهای جذابیت شان همین بخشش است. ما هم در مراتبی، بعد از اهل بیت هرچقدر که بخواهیم جذاب تر شویم و زندگی آرام تر و شادتری داشته باشیم،

Page 1 of 612345...Last »


برچسب ها
بدلیجات سوپ آرایش پیتزا جوش هویج سایت ژولیت انگشتر زیبا شکلات تلخ ماهی مجله ی زولیت قهوه حکمت تائو خواننده دندان کالری فضانورد مجله ژولیت گناه قارچ اخبار هنرمندان جوش شیرین داستان کوتاه ترانه علیدوستی انگشترنقره مریخ خواب سرطان سینه خستگی سردرد جعفری مینا آقازاده مجله تفریحی سرگرمی ژولیت موز خامه میوه سرگرمی کودک کربوهیدرات زولیت فیتنس روغن زیتون فناوری روز فشارخون تلگرام فوتبال داخلی بیوگرافی رمضان ازدواج پیاده روی المپیک عباس کیارستمی سس انگشترلطیفه ناخن دسر کودکان کلسترول گردنبند مجله س تفریحی ژولیت مرغ زیورآلات به روز خودرو آشپزی سیب ترامپ تاریخ معاصر ایران بازیگر شکر غذا کامپیوتر اخباراقتصادی گوجه فرنگی رژیم لاغری عسل فلفل جالبیجات نقره جات شیر رژیم غذایی لباس پوست اخبارهنرمندان روان شناسی پوست و مو یبوست پیاز شهاب حسینی گیاه شناسی بیماری قلبی تغذیه کودک اخبار مذهبی، بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی اشعار مینا آقازاده پوکی استخوان پوست ومو بیماری فیلم وسینما اینترنت گوشت اخبار فوتبال داخلی، سبزیجات چربی گردشگری مطالب جالب انگشتر نوشیدنی لاغر شدن مو اکران طالع بینی افسردگی فال و طالع بینی اخبار تکنولوژی زنجبیل سیب زمینی سلامت مو سایت تفریحی سرگرمی اخبار فوتبالی غذای اصلی ویتامین مواد غذایی آنتی اکسیدان داعش فال روزانه فضا طب سنتی مجله سرگرمی ژولیت اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت جغرافیا پروتئین لاغری فیبر چاقی دانستنی نوزاد فوتبال کلسیم دیابت فال روانشناسی کارگردان تخم مرغ کاهش وزن اخبارسلامت سايت مفيد و خبري بروزترين اخبار ايران و جهان سینما سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي استرس سلامتی سلامت ناسا نوزاد سرطان روانشناسی کودک فوتبال، ورزش، پزشکی اخبار آموزش آشپزی اخبار سیاسی اخبار ورزشی، تغذیه اخبار فوتبالی، مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، اخبار ورزشی اخبار اقتصادی تناسب اندام ژولیت، نجوم علمی اخبار، ورزش مجله ی تفریحی ژولیت تکنولوژی کودک اخبار سلامت مجله ی ژولیت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات خنده جک اس ام اس تاريخ جملات آرام بخش آرام روح هنر بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت فرهنگ zhuliet بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت