مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روان شناسی بایگانی - صفحه 2 از 6 - مجله سرگرمی ژولیت

 

 

۱۶۶۲۱۴۸۳۰

طالع بینی و فال ۷ روز آینده شما را بر حسب ماه های تولد اورده ایم که می توانید آن ها را  ببینید و بخوانید و از روند اتفاقات عاشقانه خود مطلع شوید. ستاره های آسمان

۱۸

 

حتما در زندگی شما پیش آمده که خودتان را بیش از حد به چیزی، شخصی یا جایی وابسته دیده اید و یا حس کرده اید به شخص یا چیزی آن قدر وابسته شده اید که ترک کردن آن برایتان امکان پذیر نباشد یا حتی فکرکردن به کنار گذاشتنش در شما ایجاد وحشت و هراس کند. صحبت از وابستگی بیمارگونه ای است که تعادل احساسی ما را رد زندگی از بین می برد و باعث نابودی اعتماد به نفس در فرد می شود. در این مطلب به انواع وابستگی، عوارض و راهکارهای درمانی برای وابستگی ناسالم پرداخته ایم.

 

چرا وابسته می شویم؟ 

شکست های ما یکی از مهم ترین علل وابستگی هستند. همه ما در ناخودآگاه مان از این که به تنهایی کافی و کامل نیستیم در عذابیم. گاهی فرد در دوران کودکی به این نتیجه می رسد که به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و همواره به دیگران نیازمند است. چنین فردی در بزرگسالی نیز به این باور می رسد که برای بقا و ادامه زندگی وابسته به دیگران است و همواره به کمک دیگران نیازمند است. چنین باوری معمولا در نتیجه حمایت های بیش از حد والدین در دوران کودکی ایجاد می شود و سرچشمه شکل گیری شخصیت وابسته است.

 

این افراد خود را بسیار آسیب پذیر می دانند که مانند یک کودک همواره محتاج کمک و توجه دیگران هستند و به همین دلیل بسیار حساس و زودرنج اند.

 

وابستگی چند نوع است؟ 

برای آشنایی بیشتر با عوارض ناشی از وابستگی ناسالم ضرورت دارد هم وابستگی سالم و هم وابستگی ناسالم تعریف شود تا با مقایسه آنها نسبت به موضوع اشراف نسبتا کاملی پیدا کنیم.

 

وابستگی سالم: در وابستگی سالم، فرد در زمان مناسب و در صورت نیاز، مستقیما درخواست کمک می کند. در روابط با دیگران احساس امنیت، اعتماد و علاقه به میزان کافی وجود دارد. روابط سالم و در حد اعتدال بوده و هر یک از طرفین در رابطه برای دیگری ارزش و اهمیت قایل هستند. طرفین در عین 

 

حال که به نیازهای خود توجه دارند، حس محبت و همدلی را نیز از طرف مقابل خود دریغ نمی کنند و خویشتن حقیقی خود را فراموش نمی کنند.

 

وابستگی ناسالم: در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد و به دلیل ترس از طرد شدن مانند یک قربانی هرگونه تحقیری را تحمل کند.

 

بیماری وابستگی چه علامت هایی دارد؟ 

زمانی که ما آنچنان مجذوب کسی شده ایم که احساس می کنیم با نبودن او، ما نیز نابود می شویم، در این حالت دچار وابستگی بیمارگونه شده ایم. برای تجربه این وضعیت می توانیم به شخصی فکر کنیم که ما را اذیت می کند، ولی نمی توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را ناراحت می کند و عذاب می کشیم.

 

افراد وابسته تنهایی برایشان غیرقابل تحمل و ناامیدکننده است. اغلب این افراد در زندگیشان مسوولیت های اصلی را به دیگران می سپارند. این افراد به تصمیم ها و اعمال خود اعتماد ندارند و نیازمندند دایما در طول زندگی و کاردرستی اعمالشان از سوی دیگران تایید شود. فرد وابسته برای حفظ کردن افراد در کنار خود از هیچ کاری دریغ نمی کنند و حتی به اعمالی تحقیرآمیز و ناخوشایند دست می زنند.

 

افراد وابسته به محض جدایی از کسی که آن ها را حمایت کرده و تکیه گاه آن ها بوده است یا دچار افسردگی شده یا فورا خود را وارد رابطه دیگری می کنند تا حمایت های لازم را از طریق او کسب کنند و در چنین شرایطی احتمال ارتکاب اشتباه بسیار بالاست. فرد وابسته هنگام صحبت و بحث با دیگران حتی اگر با نظر طرف مقابل مخالف باشند او را تایید می کنند تا مبادا با ابراز مخالفت موجب ناراحتی و از دست دادن طرف مقابل شوند. افراد وابسته به شدت احساس نیاز به مراقبت دارند و از فرمانبربودن هراسی ندارند.

 

انواع عوارض وابستگی ناسالم چیست؟ 

یک رابطه مخرب ناشی از وابستگی باعث می شود که همیشه وحشتی در شخص وجود داشته باشد که مبادا طرف مقابل او را تنها بگذارد یا به او دسترسی نداشته باشد. این افراد اغلب ناامید و اندوهگین اند. وابستگی عاطفی اعتماد به نفس را «تخریب می کند» و همیشه احساس خشم، تردید نسبت به خود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدم امنیت، شرم، حقارت یا ترس از این که دیگران شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند وجود دارد.

 

فردی که از وابستگی عاطفی رنج می برد، فقط برای دیگران زندگی می کند و خودش را نادیده می گیرد. زمانی که با دوستانش است، خودش را فراموش می کند، زمانی که مشغول کاری می شود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار می کند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذره ای از او قدردانی کند. در وابستگی، فرد شروع می کند به گدایی کردن توجه و در عمق وجود خود، احساس رضایت نمی کند و نیاز به تایید و تصویب دائمی از سوی دیگران دارد.

 

از مطالبه حق خود خجالت می کشد و به راحتی اظهار عقیده نمی کند، به دیگران محبت می کند تا رهایش نکنند. افراد وابسته در رابطه عاطفی اکثر مشکلات را متوجه خود می دانند و «نه» گفتن برای آن ها کابوس است چون احساس شایستگی نمی کند. روابط افراد وابسته به سمت کسانی که رابطه سالم دارند نمی رود بلکه به سوی افراد باج گیر جذب می شوند.

 

در وابستگی ناسالم فرد سعی دارد طرف مقابل را تحت کنترل و نفوذ خود قرار دهد‎

 

ویژگی های وابستگی سالم چیست؟ 

در وابستگی سالم، کسی در دیگری حل نمی شود و رابطه سرشار از اعتماد، اطمینان، انعطاف پذیری و خالی از اضطراب، ناامنی، سوءظن و رفتار خصمانه است. وابستگی سالم وابستگی است که هیجان هایی که دو طرف نسبت به هم دارند معقول و منطقی است. فهم یکدیگر وجود دارد اما الزامی ندارد که دو طرف عین هم بفهمند. در وابستگی سالم احساس شایستگی در زندگی، شفافیت، تغییر و پیش بینی پذیری در طرفین وجود دارد.

 

دلبستگی بهتر از وابستگی است

دلبستگی یعنی این که با آنچه در ارتباط قرار گرفته ایمو به آن عشق می روزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود شویم. در این حالت، بودن یا نبودن، او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می شود.

 

به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می توانیم حفظ کنیم. درواقع یک فرد بالغ قادر به تشخیص یک رابطه سالم میان خود و دیگران خواهدبود. او می تواند میان یک رابطه مبتنی بر ساختار صحیح و یک وابستگی افراطی و خاجر از تعادل را تشخیص دهد و خود را از گرفتار شدن در تله های چنین ارتباطی برهاند.

 

یادمان نرود بسیاری از افراد ممکن است در مقاطعی از زندگی خود دچار چنین ارتباطی شوند. این یک ایراد محسوب نمی شود. مهم این است که با مشاوره صحیح بتوانیم خود را از چنین ارتباطی برهانیم و یک رابطه متعادل با اطرافیانمان داشته باشیم.

 

۹ راهکار برای از بین بردن وابستگی های مخرب

 

۱- وابستگی ناسالم خود را بشناسید 

آگاهی نسبت به وجود وابستگی، خود قدم بزرگی است که در این راه بر می دارید و با وجود همه مشکلاتی که دارید و همه ترس ها و نگرانی هایتان همواره روی پاهان خودتان می ایستید. شما قوی هستید و هم اکنون با استفاه از این آگاهی از وابستگی ترس هایتان را پشت سر می گذارید. همین شناخت است که به مدد آن دنیای شخصی بنا می نهید؛ دنیایی که در آن خودتان را دوست دارید و با خودتان در آرامش به سر خواهید برد.

 

۲- دلایل وابستگی خود را پیدا کنید 

تشویش ها، ترس ها و نرگانی ها و تمام چیزهایی که موجب عصبانیت، آزردگی و خشم شما می شوند را روی کاغذ بیاورید. این عمل باعث می شود تا چیزهایی که باعث ناراحتی شمامی شوند، فشار کمتری روی شما بیاورند. همچنین با این کار ذهنتان را رها می کنید و روشی است تا از طریق آن زباله های فکری تان را تخلیه کنید. این عمل مانع شکنجه های ذهنی شما می شود.

 

۳- عزت نفس خود را بالا ببرید 

وابستگی عاطفی همواره با عدم عزت نفس ارتباط دارد. در وابستگی های شدید احساسی، فرد خالی از عزت نفس بالا است. روی نکات مثبت و موفقیت هایتان تمرکز کنید. نه گفتن را یاد بگیرید. به خواسته هایتان توجه کنید. سعی نکنید خودتان را تغییر دهید. به نظر خودتان اهمیت دهید. در ذهنتان تصویر مثبتی از خود داشته باشید. از خودتان مواظبت کنید. انجام همه این کارها باعث می شود عزت نفس خود را بالا ببرید و به تدریج از وابستگی رهایی پیدا کنید.

 

۴- اوقاتی را به تنهایی خودتان اختصاص دهید 

به این مسئله فکر کنید که تنهایی نیز می تواند لذت بخش باشد! می توانید از این فرصت استفاده کنید و کارهای مورد علاقه تان را انجام دهید: کتاب خواندن، گوش دادن به موسیقی، ورزش کردن، یادگیری چیزهای جدید و یا کمک به افراد نیازمند. اگر تنها هستید، لحظات کوچکی که در تنهایی با خودتان می گذرانید، می توانند لحظات ناب شادی بخشی باشند.

 

۵- از نبودن دیگران به وحشت نیفتید 

برای آن که به طرز چشمگیری ترس و وحشت خود را از نبودن دیگران کاهش دهید، چشم هایتان را ببندید و نفس های عمیقی بکشید. درواقع، زمانی که تنفستان عمیق و طولانی باشد، فعالیت ذهنی تان کاهش می یابد و بدن آرام می شود. غیرممکن است زمانی که آرام و عمیق نفس می کشید، آرام شوید. با انجام این عمل متوجه خواهید شد که بعد از چند دقیقه، آرامش به شما بازخواهد گشت.

 

۶- سعی نکنید نظر همه را جلب کنید 

بدون آن که سعی کنید عشق و توجه دیگران را از دست بدهید، به دیگران «نه» بگویید و افکارتان را بیان کنید. شما نمی توانید مورد پسند همه مردم قرار بگیرید و همه را از خود راضی نگه دارید و این امری طبیعی است، پس حق دارید که تصمیم گیری کنید و آنچه را که می خواهید به وضوح بیان کنید.

 

۷- احساس گناه نکنید 

احساس گناه همانند دور باطل عمل می کند و اثر گلوله برف را دارد؛ در زمانی که اتفاق ناگواری می افتد از خود می رپسید که چرا چنین چیزی برایتان پیش آمده است و در نهایت متقاعد می شوید که مطمئنا کار بدی انجام داده اید و بعد در وجودتان به دنبال نقص ها و خطاهای خیالی می گردید و باز هم احساس گناه بیشتری می کنید. احساس گناه به طور پیوسته از شما یک گناهکار می سازد و بدون آنکه بتوانید این احساس را به یک خطای مشخص ربط دهید، دچار احساس مبهم گناه می شوید.

 

۸- از افراد موفق الگوبرداری کنید 

هنگامی که افرادی را مشاهده می کنید که علی رغم وابستگی های شدید خود توانسته اند بر مشکل خود غلبه کنند و زندگی شادی داشته باشند، شما نیز می توانید از آن ها الگوبرداری کنید و راهی را که آن ها رفته اند یاد بگیرید.

 

۹- اهمیت نیازهای خود را بشناسید 

نیازهای خود را بسیار مهم و غیرقابل اجتناب بدانید. وابستگی در بیشتر مواقع در نتیجه نادیده انگاشتن و اجتناب از خود در مورد نیازهای مهم بوجود می آید.

 

منبع: ماهنامه همشهری تندرستی

 

۱۷

 

در ابتدا می خواهم به این معما پاسخ بدهید:آن چیست که از طلا با ارزش تر است، خریدنی به دست آوردنی و ذخیره کردنی نیست و هیچوقت به اندازه کافی از آن ندارید.

 

پاسخ معما زمان است.

 

زمان فرار، زودگذر و با ارزش است. سهم زیادی از آن در طول زندگی به ما اختصاص داده شده و با مدیریت آن می توانیم زمانی که در اختیار داریم را به حد اعلی برسانیم. یکی از بهترین روش ها برای این که زمان بیشتری داشته باشیم استفاده از قانون ۸۰/۲۰ می باشد.

 

قانون ۲۰/۸۰ یا به عبارت دیگر قانون پارتو (که نام آن از اقتصاددان ویلفردو پارتو گرفته شده است) این فرضیه را بیان می کند که ۸۰ درصد خروجی ها از ۲۰ ورودی یا تلاش ها نشات می گیرد. این قانون معمولا در کسب و کار به کار برده می شود. مثال های زیر را در نظر بگیرید:

 

۸۰% رخدادها از ۲۰% دلایل بوجود می آید. 

۸۰% سود شرکت ها از ۲۰% مشتریان حاصل می شود. 

۸۰% شکایات شرکت ها از ۲۰% مشتریان حاصل می شود.

 

این قاعده در بسیاری از مسائل دیگر نیز ثابت شده است: 

۸۰% جنایات توسط ۲۰% شهروندان انجام می شود. 

۸۰% پیروزی ها در ورزش توسط ۲۰% تیم های ورزشی کسب می شود. 

۸۰% ثروت دنیا برای ۲۰% از جمعیت دنیا می باشد.

 

حقیقت این است که بیشتر زمان و انرژی ما به خاطر انجام کارهای بی ارزش تلف می شود. تصور کنید اگر عدم خلاقیت خودتان را به نیم می رساندید اکنون چه جایگاهی داشتید و به چه چیزهایی رسیده بودید.

  

زمان خود را با استفاده از قانون ۲۰/۸۰ بیشتر کنید

اکنون که با این قانون کاملا آشنا شده ایم درک می کنیم که بیشتر زمان مان را تلف کرده ایم. چگونه می توانیم در این دنیا که پر از وظایف سخت و خسته کننده است از این قانون در زندگی روزانه استفاده کنیم.

 

و اما در این جا چند توصیه و نکته که به شما کمک می کند زمان تان را بیشتر کنید و باعث می شود تلاش های تان به نتایج بهتری برسد:

  

اولویت بندی را یاد بگیرید

این مهم ترین عنصر مدیریت صحیح زمان و بهینه سازی قانون ۲۰/۸۰ در زندگی روزانه است. برای انجام این کار باید در افکارتان تغییری باطنی ایجاد کنید. به جای اجرای وظایف روتین روزانه سعی کنید کارهایی که بازدهی کمتری دارند را کمتر کنید یا حذف کنید. همه ما می دانیم خیلی از کارهایی که انجام میدهیم زمان بر هستند و هیچ ارزشی به زندگی روزانه ما نمی دهند. کارهایی چون رفت و آمد، غذا پختن، نظافت، اتو کشیدن، خرید کردن از سوپرمارکت. درست است که انجام این کارها ضروری است اما تاثیری در اهداف و کیفیت زندگی ما ندارند. با این وجود بیشتر زمان ما صرف این کارها در زندگی می شود.

  

برنامه ریزی بهتر را یاد بگیرید

برای این که بتوانید نسبت ۲۰/۸۰ را در زندگی اجرا کنید باید کارهایی که در بالا گفتم به دیگران بسپارید. به عنوان مثال برای زدن چمن ها فردی را استخدام کنید. باوسایل نقلیه عمومی سر کار بروید تا در آن فاصله زمانی ایمیل ها را چک کرده و پاسخ دهید.

 

 

بیشتر زمان و انرژی ما به خاطر انجام کارهای بی ارزش تلف می شود‎

 

اهداف تان را مرتب تعیین و اصلاح کنید

اهداف مشخصی که همیشه در ذهن تان هستند باعث می شود به آن ها متمرکز شده و آن ها را اولویت بندی کنید. برای رسیدن به اهدافتان مرتبا مسیری را تعیین کنید و روی آن برنامه ریزی کنید. وقتی احساس کردید مقصد و هدف ندارید دوباره حساب کنید. سعی کنید در انجام کارهایی که در رسیدن شما به اهدافتان هیچ نقشی ندارند زمان کمتری صرف کنید.

  

بین تلاش و پاداش تعادل ایجاد کنید

برای تمام فعالیت های تان بین تلاش و پاداش تعادل ایجاد کنید. برای این کار ابتدا پاداش هایی که از انجام کارها حاصل می شود را ارزیابی کنید و سپس مقدار تلاش را تعیین کنید. به عنوان مثال صبح هر روز تمیز کردن رختخواب. پاداش این کار بسیار کوچک است پس باید تلاش برای این کار هم به حداقل برسد. البته می دانم که بعضی از شما کمال گرا هستید و دوست دارید تمام کارها را به بهترین نحو انجام دهید. این کار تحسین برانگیز است اما کاربردی و موثر نیست. پس سعی کنید بیشتر تمرکزتان روی مسائل و کارهای مهم تر باشد تا بتوانید بهترین باشید.

  

قانون ۲۰/۸۰ را ساده کنیم

اجرای این قانون کاری ساده است. در ابتدا از خودتان این سوال ها را بپرسید:

 

۲۰% از دارایی های با ارزش تان چیست؟ 

در ۲۰% زمانی که ۸۰% درصد خوشحالی شما را فراهم می کند چه کارهایی انجام می دهید؟ 

۲۰% از کسانی که باعث خوشحالی شما می شوند چه کسانی هستند؟ 

۲۰% از لباس هایی که ۸۰% زمان خود را صرف پوشیدن آن ها می کنید چه لباس هایی هستند؟ 

۲۰% از غذاهایی که ۸۰% زمان خود را صرف خوردن آن ها می کنید چه غذاهایی هستند؟

 

پاسخ دادن به این سوال ها بسیار ساده و آسان است. اماهرگز پیش از این به آن ها توجه نکرده بودید. اکنون که به آن ها پاسخ داده اید می توانید در زندگی فردی موثر باشید. به عنوان مثال ۸۰% کسانی که با آن ها وقت می گذرانید و باعث تنها ۲۰% خوشحالی شما می شوند. زمان کمتری با آن ها بگذرانید. ۸۰% از وسایلی که ۲۰% از زمانتان را صرف آن ها می کنید دور بریزید. لباس هایی که ۲۰% از زمانتان را صرف پوشیدنشان می کنید کنار بگذارید.

 

این قانون یک حکم مطلق نیست که بخواهید با آن زندگی کنید. به آن به دید یک ابزار و لنزی که بتوانید جنبه های زندگی تان را با آن ببینید نگاه کنید. هدف ساده کردن زندگی و استفاده خردمندانه از زمان است.

 

منبع : bedunim.ir

 

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت



۱۲

 

آیا عشق برای ادامه ی یک رابطه کافی است؟ گاهی دو نفر یکدیگر را بسیار دوست دارند اما خود را دائما در حال دعوا می بینند. دعوا می تواند یک رابطه را به ورطه ی نابودی بکشد. برای مراقبت از رابطه و عشق خود باید کمی صبورتر باشید. صبر و از خودگذشتی بهترین هدیه در یک رابطه است.

 

 

۱

به وضعیت پیش آمده مثبت نگاه کنید. اگر همسرتان برای آماده شدن کلی وقت تلف می کند، عصبانی نشوید. به این فکر کنید که او تلاش می کند بهترین ظاهرش را برای شما درست کند. اگر عصبانی شوید، شادی گرفتن دستهای گرم همسرتان را در طول مهمانی از دست خواهید داد.

 

۲ 

سعی نکنید همسر خود را تغییر دهید. ممکن است از فکر کردن به کارهایی که همسرتان در آنها به خوبی شما نیست، عصبانی شوید. مثلا او مثل شما در مسیریابی، تصمیم گیری سریع یا منظم بودن خوب نیست؟ آیا فریاد کشیدن و یادآوری این مسائل به وی باعث تغییر در موضوع می شود؟ البته که نه! پس این تفاوت را قبول کنید و شاد به زندگی خود ادامه دهید. همسرتان قرار نیست بی نقص باشد. قرار است شما در کنار هم یکدیگر را تکمیل کنید. به جای تمرکز بر نقاط ضعف یکدیگر به نقاط قوت همدیگر فکر کنید. شما الان یک تیم هستید.

 

۳ 

هنر “موافقت با مخالفت” را یاد بگیرید. شما هر دو عاشق همدیگر هستید اما هر دو فردی منحصر به فرد هستید. انتظار نداشته باشید که مثل هم فکر کنید. دو نفر می توانند به دو صورت متفاوت فکر کنند و هر دو هم حق داشته باشند. اینکه همسرتان جور دیگری به موضوع فکر می کند نباید باعث خشم شما شود. هیچ چیز ارزش عصبانیت شما را از همسرتان ندارد.

 

۴ 

ارتباط برقرار کنید. شما هم فکر می کنید برخی از عادات همسرتان آزاردهنده است اما سعی می کنید به آنها بی توجه باشید؟ مطمئنا نمی توانید تا آخر عمر تحمل کنید. یک عمر زمانی طولانی است و نمی توانید تا ابد همه چیز را نادیده بگیرید. بنابراین پیش همسرتان بروید و با او در این مورد صحبت کنید. البته کلمات خود را با دقت و ملایمت انتخاب کنید. با او در مورد امری که شما را ناراحت می کند صحبت کنید و به راهی برای مصالحه برسید. به یاد داشته باشید که لازم نیست از همسرتان بخواهید عادت خود را تغییر دهد، فقط مسئله را با او در میان بگذارید. او خود پیام را می گیرد.

 

۵ 

خشونت خانگی را تحمل نکنید. مهم نیست که چقدر طرف مقابل را دوست دارید، مهم نیست چقدر صبور هستید، خشونت خانگی یک جرم جدی است و هیچ کس نباید آن را به هیچ قیمتی تحمل کند. اگر این مشکل برای شما اتفاق افتاد بلافاصله محل را ترک کنید و به جای امنی بروید. فقدان صبر و شکیبایی در همسرتان هرگز بهانه ای برای اعمال خشونت نیست و این امر در واقع نشانه ای از عدم تمایل وی برای تغییر است. این وضعیت دست شما نیست و در درجه ی اول باید به فکر سلامتی خود باشید.

 

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

۱۴۷۵۴۹۴۴۰۵۱۵۶۸۲-irannaz-com-300x200

در هر مرحله ای از زندگی سعی کنید خودتان را ببخشید.در قدم اول شما باید در ابتدا معنی و مفهوم بخشش را به درستی برای خودتان تحلیل کنید. چون برداشت اشتباه از مفهوم «بخشیدن» ممکن است در ناخودآگاه شما موجب مقاومت در برابر بخشیدن دیگران بشود.

گاهی معنی بخشش اشتباه در ذهن ما جا میفتد؛ مثلا اینکه فکر کنید بخشش به نوعی وظیفه شماست و شما مجبورید به بخشیدن دیگران؛ اینکه بخشش را به معنی فراموش کردن بدانید  یا فکر کنید بخشش به معنی ضعیف بودن شما یا قبول بی اهمیت بودن مسئله بوده است و…

معانی  اشتباهی از بخشش است.بخشیدن کار راحتی نیست برای همین است که امام سجاد(ع) وقتی مورد ظلم قرار می گیرند، دعا می کنند تا خدا به ایشان کمک کند تا بتوانند دیگران را ببخشند و در دعاهای مختلفی بیان می کنند: «مرا بر خیرخواهی از کسی که با من بد کرده است،

پیوستن به کس

بهتر است شبیه خدا شویم. شبیه خدا شدن سخت نیست. بچه ها بیشتر این صفت ها را دارند؛ زود می بخشند و زود خطا و بی مهری دیگران را فراموش می کنند.وقتی عذرخواهی دیگران را قبول می کنیم، وقتی بیشتر از تلافی کردن و آبرو بردن به فکر اصلاح کردن باشیم، تلاش کرده ایم بیشتر شبیه خدا باشیم.

«اگر کار خیری را آشکار سازید یا آن را پنهان دارید یا از بدی (دیگران) درگذرید (در همه متخلّق به اخلاق خدا شده اید و) همانا خداوند همواره با گذشت و تواناست». (تفسیر آیت الله مشکینی/ آیه ۱۴۹سوره نساء)برای بخشیدن بهتر است شناخت خودتان را تغییر دهید؛ مثلا تا معنی اتفاقی که افتاده را برای خودتان ساده نکنید،

نمی شود منتظر بخشش بود. تغییر احساس شما هم مهم است ؛ اگر به زبان بخواهید ببخشید اما احساستان را تغییر ندهید، آرامش واقعی بخشش برایتان اتفاق نمی افتد. پس ابتدا و به مرور زمان فرصت کنار گذاشتن احساس خشم، مظلوم واقع شدن و… را از خود بگیرید.

طلب بخشش هم عذرخواهی شفاهی می خواهد و هم اقدام به جبران. این کاری است که شما باید در مورد خودتان هم انجام دهید. تمرین کنید و اگر در گذشته کم کاری، رفتار خطا و… داشته اید که منجر به ناکامی و تجربه تلخی برایتان شده و مرور هرباره آن شما را آزار می دهد،

خودتان را ببخشید و دست به جبران بزنید. کسی که نتواند دل خودش را به دست آورد و خود را ببخشد نمی تواند دیگران را هم ببخشد.خیلی ساده است که اجازه دهید اشتباهات گذشته لحظه حالتان را نابود کند اما این سریع ترین راه به سمت افسردگی و ناراحتی است.

خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید که همه انسان ها اشتباه می کنند. مهم این است که از اشتباهاتتان درس بگیرید و خودتان را برای تجربیات آینده آماده کنید.مسائل احساسی مسائل ساده ای نیستند. اگر بخواهید به احساساتتان اجازه دهید، شما را عقب کشیده و فرصت های عشقی آینده را از شما می گیرند.

باید سعی کنید روی زمان حال تمرکز کنید — نه اشتباهات گذشته تان — تا بتوانید آینده ای بهتر برای خودتان بسازید.روز بدون شب نمی تواند وجود داشته باشد؛ همینطور روشنایی بدون تاریکی. درمورد ما هم همینطور است، بدون دانستن ضعف هایمان، نمی توانیم به نقاط قوتمان پی ببریم.

باید نقص هایتان را در آغوش بکشید و یاد بگیرید خودتان را همانطور که هستید بپذیرید.آدمها خیلی متفاوتند، از آدمهای درون گرا تا برون گرا، آدمهای هنری تا آدمهای بیزینسی. این تفاوت ها ایجاد سوءتفاهم و قضاوت کردن درمورد رفتارهایی از دیگران که مطابق با هنجارهای ما نیست را راحت تر می کند. همه این کار را می کنند، پس نگران نباشید.

ی که از من بریده است و در چشم پوشی و گذشت از بدی ها توفیق ده». اهل بیت شبیه ترین مردم به خدا هستند و یکی از رازهای جذابیت شان همین بخشش است. ما هم در مراتبی، بعد از اهل بیت هرچقدر که بخواهیم جذاب تر شویم و زندگی آرام تر و شادتری داشته باشیم،

از دو روش زیر برای شروع کردن روزتان، کدام را می‌پسندید: تا آخرین لحظه بخوابید، به سختی از تختتان جدا شده و با عجله حاضر شوید و صبحانه را در حال دویدن به سمت در خروجی بخورید. یا اینکه روزتان را با عادت های خوب صبحگاهی شروع کنید؟ من که با روش دوم موافق ترم!

بیایید با ۹ عادت سازنده برای شروع یک روز عالی آشنا شویم:

 

زود بیدار شوید

زود از خواب بیدار شدن فایده های زیادی دارد، مثلا:

  • می توانید با آرامش و به آهستگی فعالیت های صبحگاهی را انجام بدهید و از استرس‌های کمبود وقت خلاص شوید.
  • فرصت دارید تا خودتان را پیدا کنید و به چارچوب ذهنی خود شکل بدهید.
  • صبح های آرام و ساکت زمان فوق‌العاده ای برای انجام بسیاری از کارها هستند.
  • می‌توانید خودتان را برای شروع عملیِ اهدافتان آماده کنید.

زود بیدار شدن از خواب باعث می شود تا ۸ عادت دیگری را هم که در ادامه توضیح داده می شود، بتوانید تمرین کنید. این عادت ها باعث می شوند تا صبحتان را با نشاط شروع کنید و برای آغاز یک چالش بزرگ در برابر هر چیزی که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد آماده شوید.

لبخند بزنید و مثبت فکر کنید

 

 

dddwr

 

 

به محض اینکه از خواب بیدار می شوید لبخند بزنید. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد لبخند زدن فواید زیر را به ارمغان می آورد:

  • وقتی لبخند می زنید بدنتان هورمون هایی مثل اِندورفین ترشح می کند که باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشید. این یعنی وقتی به محض بیدار شدن لبخند می‌زنید روزتان را با یک حس و حال خوب شروع خواهید کرد.
  • علاوه بر این، وقتی لبخند می زنید در اثر ترشح سرتونین حال و هوای شما بهتر شود.
  • لبخند باعث می شود سیستم دفاعی بدنتان تقویت شود. پس اگر روزتان را با نشاط شروع کنید و تا پایان روز لبخند را فراموش نکنید، در واقع از ابتلا به بیماری ها هم جلوگیری می کنید، مخصوصا در فصل شیوع آنفولانزا.

حتی اگر لبخند زدن در صبح برایتان مشکل است، خودتان را مجبور کنید، چرا که حتی لبخند زدنِ اجباری هم سودمند است.

وقتی از خواب بیدار می شوید، جمله هایی مثبت و امید‌بخش به خود بگویید:‌

  • دالایی لاما می‌گوید: «هر روز که از خواب بیدار می شوید با خود بگویید: خوش‌شانس هستم که امروز هم زنده ام و یک زندگی باارزش دارم، من به هیچ وجه آن را هدر نمی دهم.»
  • «امروز هم روزی است که خدای بزرگ آفریده است، بیایید قدرش را بدانیم.»

نهایتا این دو سوال را از خودتان بپرسید:

  • امروز برای چه چیزهایی سپاس گزار هستم؟
  • امروز به دنبال چه اهدافی هستم؟
  •  

تختتان را مرتب کنید

از تختتان بیرون بیایید و آن را مرتب کنید. گرثن روبین نویسنده‌ی «پروژه‌ی شادی» می گوید راه ساده‌ی شادتر بودن این است که هر روز صبح تختتان را مرتب کنید. با انجام همین کار کوچک و با نظم دادن به زندگی بیرون، می توانید باعث آرامش درون خود شوید. این کارِ بسیار ساده کمک می کند صبحتان را با نظم شروع کنید.

 

همچنین ناوال مک راون که یکی از مهم ترین فرماندهان ارتش آمریکا است، در سخنرانی خود در دانشگاه تگزاس گفته است:

«اگر هر روز صبح تختتان را مرتب کنید، اولین تکلیف روزتان را انجام داده اید. این کار به شما اندکی احساس غرور القا می کند که باعث می شود برای انجام کارهای بعدی تشویق شوید. در طول روز، وقتی یک کار تکمیل شده باشد، باعث می شود کارهای زیاد دیگری هم تکمیل شوند.

مرتب کردن تختتان این حس را در شما ایجاد می کند که حتی موضوعات کوچک هم در زندگی اهمیت دارند.

اگر نتوانید کارهای کوچک را درست انجام دهید، هیچ وقت موفق نمی شوید کارهای بزرگ را به درستی انجام دهید. اگر تصادفا یک روز بسیار بد داشتید، وقتی به خانه برگردید با یک تخت مرتب مواجه می شوید و تختی که مرتب کرده اید به شما این نوید را می دهد که فردا روز بهتری خواهد بود.

 

پس اگر می خواهید دنیا را تغییر بدهید، با مرتب کردن تختتان شروع کنید.»

 

 

دندان هایتان را مسواک بزنید و زبانتان را تمیز کنید

اغلب مردم فکر می کنند باید بعد از صبحانه مسواک بزنند در حالی که بهتر است به محض این که از خواب بیدار می شوید مسواک بزنید. وقتی که خواب هستید، لایه ای از باکتری که پلاک نامیده می شود در دهان شما ساخته می شود و لازم است بعد از بیدار شدن این پلاک ها را با مسواک زدن از بین ببرید. همچنین مسواک زدن باعث می شود یک لایه‌ی فلورایدی محافظ در برابر قندها و اسیدهایی که با خوردن صبحانه به دهان شما وارد می شوند، تشکیل گردد. در ضمن علاوه بر مسواک زدن باید زبان خود را هم تمیز کنید.

 

اینجا به ۴ دلیل برای این کار اشاره شده است:

  • نفس خوشبو: بیش تر باکتری هایی که باعث بوی بد دهان می شوند، پشت زبان قرار گرفته اند.
  • مزه‌ی بهتر غذا: با تمیز کردن زبان، می توانید مخاطی را که روی غدد زبانتان قرار گرفته اند و باعث می شوند مزه‌ی غذاها را به درستی حس نکنید، از بین ببرید.
  • محافظت از خود: تمیز کردن زبان از جذب سموم توسط بدنتان جلوگیری می کند.
  • دندان های سالم تر: فرآیند تمیز کردن زبان به داشتن دندان ها و لثه های سالم تر نیز کمک می کند. پس، بعد از صرف صبحانه، دهان خود را با آب و دهان‌شویه‌ی حاوی فلوراید شستشو دهید.
  •  
  •  

آب گرم با لیمو بنوشید

بعد از مسواک، آب نصف یک لیمو (یا یک لیموی کامل) را در یک لیوان بزرگ آب ولرم بچکانید و بنوشید. این یک ترفند سالم است که این مزایا را برای شما به همراه خواهد داشت:

  • آب‌لیمو باعث پاکیزگی و تحریک کلیه و کبد می شود.
  • چون لیمو حاوی مقدار زیادی ویتامین c است، باعث می شود بدنتان در برابر سرماخوردگی مقاوم شود.
  • نوشیدن آب‌لیمو خون را قلیایی می کند. وقتی بدن مواد قلیایی‌کننده‌ی کافی نداشته باشد و در نتیجه اسیدی باشد، این مواد را از استخوان ها و یا بافت های حیاتی می گیرد.
  • خواص آنتی‌اکسیدان لیمو از آسیب رادیکال های آزاد جلوگیری می‌کند که در نتیجه به شادابی و جوانسازی پوست کمک خواهد کرد.

من از یک نی برای نوشیدن آب و لیمو استفاده می کنم تا از مینای دندانم در برابر اسید موجود در لیمو محافظت کنم.

 

 

نرمش‌های کششی انجام دهید

انجام دادن یک نرمش صبحگاهی کمک می کند عضلاتتان را بعد از خواب نرم کنید و جریان خون به ماهیچه هایتان را افزایش می دهد. همچنین با انجام دادن تمرین ها و ژست های یوگا به مدت ۱۰ دقیقه می توانید ذهن، بدن و تنفس خود را برای روز پیش رو هماهنگ کنید.

 

مدیتیشن

 

hheww

 

 

به کمک مدیتیشن روزتان را با آرامش آغاز کنید. مدیتیشن فایده های زیادی دارد: از تقویت تمرکز و کاهش استرس گرفته تا تقویت ثبات احساسات و جلوگیری از بیماری‌های مزمن. می توانید هر روز صبح و به سادگی با تمرکزی ۳ دقیقه‌ای روی تنفستان شروع کنید، به این ترتیب:

  • در یک موقعیت مناسب و راحت بنشینید.
  • چشم‌ها را ببندید و روی تنفستان تمرکز کنید.
  • عملیات دم را در ۴ شماره انجام دهید، نفستان را به اندازه‌ی ۴ شماره نگه دارید و ظرف ۸ ثانیه آن را خارج کنید.
  • این کار را برای ۳ دقیقه انجام دهید.
  •  

یک صبحانه‌ی سالم صرف کنید

 

 

ewe

 

 

با این که بارها این را شنیده اید اما من هم تکرار می کنم: صبحانه مهم ترین وعده‌ی روز است. یک صبحانه‌ی سالم از کمی پروتئین، مقدار زیادی غلات و چربی های سالم تشکیل می شود. در صورتی که یک صبحانه‌ی سالم بخورید از این مزایا سود خواهید برد:

  • در طول روز کم تر احساس گرسنگی خواهید کرد.
  • تمرکز و دقت بیش تری خواهید داشت.
  • حذف صبحانه به اضافه وزن منجر خواهد شد.
  • انرژی بیش تری خواهید داشت.
  •  

چیزی خلق کنید

قبل از این که دریافت اطلاعات را از طریق خواندن ایمیل ها، گوش دادن به اخبار، بررسی جلسات و … شروع کنید، چیزی خلق کنید. این کار را می توانید از طریق نوشتن یک پست در وبلاگ، نقاشی کشیدن، ضبط یک ویدئو، نوشتن یک فصل از رمانتان و … انجام دهید.

روزتان را با یک حال و هوای خلاقانه شروع کنید.

کلام آخر

عادت‌های صبحگاهی شما می‌تواند منجر به یک روز عالی یا بد شود. ۹ عادت ارائه شده در این مقاله، تضمین می‌کند که روزتان را به درستی شروع می‌کنید. فراموش نکنید که با داشتن عادت‌های خوب صبحگاهی می‌توانید به بهترین شیوه زندگی کنید.

برگرفته از: daringtolivefully

fghjj

 

 

انسان‌های نادان تمایل دارند که خود را دست بالا بگیرند، در حالی که افراد باهوش همیشه خود را دستِ کم می‌گیرند. همان‌طور که شکسپیر در نمایش‌نامه "آن‌طور که شما دوست دارید"‌، می‌نویسد که یک ابله خود را دانا فرض می‌کند و فرد دانا خود را احمق می‌بیند.

 این عقیده عمومی در یک مطالعه که در دانشگاه کورنل و زیر نظر دیوید دانینگ و جاستین کروگر صورت گرفت، به دست آمد. این پدیده به عنوان اثر "دانینگ-کروگر " معروف است. بنابراین اگر شما درباره هوش خود زیاد مطمئن نیستید، ممکن است نشانه این باشد که شما بسیار باهوش هستید یا حداقل به این اندازه متفکر هستید که پی به محدودیت‌های خود ببرید.

در این‌جا چند نشانه پنهان وجود دارد که مشخص می‌کند افرادی که این ویژگی‌ها را دارند، بیش از آن‌چه که تصور می‌کنند، باهوش هستند. دریک بائر و چلسی هاروی قبلا به بررسی این موضوع پرداخته بودند.

اگر در گذشته دروس موسیقی فرا گرفته‌اید

تحقیقات نشان داده موسیقی باعث می‌شود که مغز کودک در چند مورد رشد داشته باشد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد که نمرات کودکان ۴ تا ۶ ساله در یک آزمون هوش کلامی، بعد از چند ماه شرکت در کلاس‌های موسیقی، افزایش چشمگیری داشته است.

مطالعه‌ای دیگر در سال ۲۰۱۴ توسط گلن شلنبرگ انجام شد و این نتیجه به دست آمد که کوکان ۶ ساله‌ای که ۹ ماه در کلاس پیانو یا آواز شرکت کرده بودند نسبت به کودکانی که در کلاس تئاتر شرکت کرده بودند یا هیچ دوره‌ای نگذرانده بودند، افزایش IQ  بالایی داشتند.تحقیق دیگر شلنبرگ در سال ۲۰۱۳ نشان داد اکثر کودکانی که دوره‌ای موسیقی می‌گذرانند، بسیار موفق هستند. به عبارت دیگر در دنیای واقعی، آموزش موسیقی می‌تواند باعث افزایش تفاوت‌های شناختی شود.

اگر بزرگ‌ترین فرزند خانواده هستید

بزرگ‌ترین فرزندان معمولا باهوش‌تر هستند اما این موضوع ربطی به ژنتیک ندارد.

یک اپیدمیولوژیست نروژی به بررسی ترتیبِ تولد، وضعیت سلامتی و نمره IQ حدود ۲۵،۰۰۰ پسر جوان ۱۹ و ۲۰ ساله که بین سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۶ متولد شده بودند، پرداخت. نتیجه به دست آمده نشان داد که فرزندان اول دارای میانگین ضریب هوشی ۱۰۳ بودند، این میانگین برای فرزندان دوم ۱۰۰ و فرزندان سوم ۹۹ بود. (‌تست IQ)

نیویورک تایمز می‌نویسد یافته‌های جدید از مطالعات معتبر نشان می‌دهد که میانگین آی‌کیو فرزندان اول نسبت به خواهران و برادران خود، کمی بیشتر ولی قابل توجه است. تحقیقات نشان می‌داد که این تفاوت به خاطر عوامل زیستی نبود اما اثر فیزیولوژیکی متقابل بین والدین و فرزندان بر این موضوع تاثیرگذار است.

به این دلیل و دلایلی که گفته شد، انتظار می‌رود که فرزندان اول نسبت به دیگر فرزندان موفق‌تر باشند (‌تنها کمی موفق‌تر، نمی‌توان گفت که این تفاوت بسیار چشم‌گیر است)

اگر لاغر هستید

در سال ۲۰۰۶ دانشمندان حدود ۲۲۰۰ فرد بالغ را مورد بررسی قرار داده و از آن‌ها تست هوش گرفتند. این تحقیق که ۵ سال به طول انجامید نشان داد که هرچه افراد دورِ کمرِ بیشتری داشته باشند، از توانایی شناختی کمتری برخوردارند.

مطالعه دیگری در همان سال منتشر شد که نشان می‌داد احتمال می‌رود کودکان ۱۱ ساله‌ای که امتیاز کمتری در آزمون‌های کتبی و شفاهی به دست آوردند، در ۴۰ سالگی چاق خواهند شد. نویسندگان مطالعه عقیده دارند که کودکانِ باهوش‌تر آموزش‌ها را بهتر فرا می‌گیرند و این مسئله باعث می‌شود که جایگاه شغلی بالاتر با درآمدی بیشتر داشته باشند، بنابراین شرایط بهتری برای مراقبت از سلامتی خود نسبت به کسانی که هوش کمتری دارند خواهند داشت.

یک مطالعه اخیر هم نشان می‌دهد که در میان کودکان پیش دبستانی، کودکانی که آی‌کیو کمتری دارند، دارای شاخص حجم بدن بالاتری هستند. این تحقیق ثابت می‌کند که عوامل محیطی در این رابطه نقش مهمی بازی می‌کند. زیرا رابطه بین شاخص حجم بدن و هوش، تحت تاثیر شرایط اجتماعی و اقصادی است. 

اگر یک گربه هستید

در سال ۲۰۱۴ یک مطالعه از ۶۰۰ دانشجوی کالج آزمایشی به عمل آمد، در این تست که هوش و شخصیت را ارزیابی می‌کرد، نشان می‌داد افرادی که از نظر شخصیت شناسی به سگ شباهت داشتند، نسبت به کسانی که به گربه شباهت داشتند خوش‌برخورد‌تر بودند. افرادی با شخصیت گربه، امتیازی بالاتر در توانایی شناختی به دست آوردند.

اگر در دوران نوزادی از شیر مادر تغذیه شده‌اید

یک تحقیق در سال ۲۰۰۷ نشان داد نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌شوند، احتمالا باهوش‌تر خواهند بود.

در دو مطالعه، محققان بیش از ۳۰۰۰ کودک را در بریتانیا و نیوزلند مورد بررسی قرار دادند، نتیجه نشان داد کودکانی که از شیر مادر تغذیه کرده‌اند، البته اگر تعداد ژن اف‌دی‌ای ‌اس‌۲، برابری داشتند، ۷ امتیاز ضریب هوشی (IQ) بالاتر از دیگر کودکانی که شیر مادر نخورده بودند، داشتند. (‌این نوع از ژن‌ها در بین کودکانی که شیر مادر خورده‌اند و کودکانی که از شیر‌های دیگر تغذیه شده‌اند، به سختی به مقدار برابری می‌رسد). دانشمندان بیان می‌کنند که مشخص کردن رابطه دقیق بین اف‌دی‌ای‌اس ۲ (اسید چرب غیراشباع ۲) ، آی‌کیو و شیرمادر به مطالعات بیشتری احتیاج دارد.

اگر چپ‌دست هستید

 به نظر می‌رسد که چپ‌دستی رابطه مستقیمی با جرم و جنایت دارد و پژوهشگران هنوز درباره پاسخ این سوال ‌که چرا و چگونه تعداد افراد چپ دست در میان خلافکاران کمی بیشتر است، جوابی قطعی ندارند.

پژوهش‌های اخیر به بررسی رابطه بین چپ دست بودن و تفکر واگرا پرداخته است. تفکر واگرا نوعی از خلاقیت است که در لحظه‌ای فرد را به ایده‌های ناب و خلاقانه می‌رساند (حداقل در میان مرد‌ها)‌.  خبرنگار نیویورکی، ماریا کنیکوا در سال ۱۹۹۵دربررسی از یک مقاله می‌نویسد که در گروهی متشکل از مردان، کسانی که چپ‌دست بودند، در آزمون تفکر واگرا نتایج بهتری داشتند.

چپ‌دست‌ها افرادی ماهرتر بودند، به عنوان مثال برای ترکیب دو چیز مختلف از راهی خلاقانه و تولید وسیله‌ای جدید؛ مثلا استفاده از یک تکه چوب و یک قوطی حلبی برای ساخت خانه پرندگان. آن‌ها در گروه‌بندی فهرستی از کلمات، بسیار خوب عمل کردند.

اگر قدبلند هستید

در یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ که روی هزاران نفر انجام شد، این نتیجه به دست آمد که افراد قد‌بلند، از ضریب هوشی (IQ)بالاتری برخوردارند و در سنین کودکی و بزرگسالی پول بیشتری نسبت به بقیه به دست می‌آوردند.

پژوهشگران می‌نویسند که اوایل زندگی و سن ۳ سالگی ( قبل از  این‌که مدرسه رفتن بتواند تاثیری روی کودکان بگذارد) در تمام دوران کودکی، کودکانِ قد بلند در آزمون‌های شناختی عملکردی بهتر و قابل توجه دارند.

اگر خیلی زود خواندن را یاد گرفته‌اید

در سال ۲۰۱۲ محققانِ انگلستانی یک بررسی روی حدود ۲۰۰۰ جفت دوقلوی همسان انجام دادند. آن‌ها متوجه شدند خواهر و برادرانی که خواندن را زود‌تر یاد گرفتند، نمرات بهتری در آزمون‌های توانایی‌های شناختی به دست آوردند.

نویسندگانِ این تحقیق بیان می‌کنند که یادگیری خواندن از سن خیلی کم، توانایی کلامی و غیر کلامی (به عنوان مثال قدرت استدلال) را افزایش می‌دهد، همان‌طور که یادگیری خواندن در سن بالاتر از این توانایی‌ها می‌کاهد.

اگر بیش از حد نگران هستید

گروهی از تحقیقات نشان می‌دهد که ممکن است افراد مضطرب در مواردی خاص از هوش بیشتری نسبت به بقیه برخوردار باشند. این نتیجه از آزمایش‌های متعددی که روی اضطراب انجام شد، به دست آمد. در یک نظرسنجی محققان از دانشجویان دوره لیسانس خواستند که یک فرم نظرسنجی پر کنند. این پرسشنامه مشخص ‌می‌کرد که افراد هر چند وقت‌ یک‌بار دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. این‌که افراد در چه زمان‌هایی بیم‌ناک می‌شوند یا چه مواقعی به فکر‌ کردن مداوم به جنبه‌های مختلف از یک شرایط ناراحت کننده می‌پردازند، در این مطالعه مشخص می‌شد.

ادوارد سلبی در "روانشناسی امروز" گزارش می‌دهد که نتایج نشان داد افرادی که مضطرب‌تر و هراسان‌تر هستند، از هوش کلامی بالاتری برخوردارند. این در حالی است که افرادی با نگرانی و ترس کمتر، هوش غیر‌کلامی بالاتری داشتند. 

اگر شوخ طبع هستید

در یک تحقیق حدود ۴۰۰ دانشجوی روان‌شناسی یک تست هوش دادند که نشان می‌داد چه کسانی دارای توانایی استدلال انتزاعی و هوش کلامی هستند. سپس از آن‌ها خواسته شد که برای چندین کارتون، عنوان بنویسند. افرادی دیگر این عنوان‌ها را خوانده و به آن‌ها رتبه دادند.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، دانشجویان باهوش‌تر، رتبه شوخ‌طبعی بالاتری دریافت کردند.

اگر کنجکاو هستید

در دانشگاه لندن، پروفسور توماس چامورو پرموزی مطرح می‌کند که چگونه هوش فرهنگی ( CQ) و ذهنی همیشه تشنه، افراد را کنجکاو‌تر می‌کند. با در نظر گرفتن هوش فرهنگی، این پروفسور می‌نویسد که این هوش به اندازه IQ و EQ مورد مطالعه قرار نگرفته است اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این هوش در زمانی که نیاز به مدیریت شرایطی پیچیده در دو روش عمده است، اهمیت بسیاری دارد. به طور کلی افرادی که CQ بالاتری دارند، معمولا هنگام ابهام شکیبایی بیشتری دارند.

این اختلاف ظریف، غیر‌طبیعی و روش تفکر دقیق، اساس پیچیدگی را مشخص می‌کند. علاوه بر این هوش فرهنگی، سطوح بالاترِ سرمایه‌گذاری فکری و کسب علم و دانش را در طول زمان به همراه دارد. مخصوصا در حوزه‌هایی از آموزش که نیازمند تفکر است، مانند علم و هنر.

یک پژوهش در دانشگاه گلد میس لندن نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری فکری یا این‌که مردم چگونه زمان و تلاش خود را در سرمایه‌گذاری عقل استفاده می‌کنند، نقشی اساسی در رشد شناختی ایفا می‌کند.

اگر شلخته هستید

یک مطالعه منتشر شده در "علوم روانشناختی" که در دانشگاه مینه سوتا کارلسون به ثبت رسید، نشان داد که کار کردن در یک اتاق به هم ریخته، خلاقیت را افزایش می‌دهد.

در این مطالعه از ۴۸ شرکت‌کننده خواسته شد که استفاده‌ای غیر‌عادی از توپ پینگ‌پنگ کنند. ۲۴ شرکت کننده در اتاق‌هایی تمیز و ۲۴ شرکت‌کننده هم در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کردند. کسانی که در اتاق‌های تمیز بودند پاسخ‌های جالبی ندادند اما پاسخ گروه دیگر که در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کرده بودند، خلاقانه بود.

بنابراین اگر شما یک انسان شلخته هستید، دفعه بعدی که به شما گفته شد مرتب باشید، بگویید که با این کار دارید خلاقیت و نوآوری خود را تقویت می‌کنید.

اگر شب‌ها بیدار می‌مانید

یک مطالعه که در "مجله رسمی انجمن بین‌المللی مطالعه تفاوت‌های فردی" منتشر شده نشان می‌دهد افرادی که تمایل دارند شب‌ها بیدار بمانند، نسبت به کسانی که صبح زود از خواب برمی‌خیزند، هوش بیشتری دارند. از این پژوهش این‌گونه نتیجه گرفته می‌شود که شواهدِ فعالیت‌های شبانه در قدیم بسیار نادر بوده و به این معنی است که افراد باهوش‌تر تمایل دارند که تا دیر‌‌وقت بیدار بمانند، زیرا آن‌ها تمایل دارند که از ارزش‌های تکاملی جدید حمایت کنند.

اگر نیازی ندارید تا همیشه به سختی تلاش کنید

این به آن معنا نیست که تنبل بودن نشانه‌ای از هوش بالا است. اما منصفانه‌ است که بگوییم افراد باهوش نیازی ندارند که همیشه به سختی کار کنند تا مانند افراد کوشا و سخت‌کوش مهارت‌های خود را تقویت کنند (‌حداقل در بعضی از زمینه‌ها). این نظریه از پژوهشی در دانشگاه واندربیلت که به مطالعه جوانان بسیار باهوش می‌پرداخت و زیر نظر روانشناسان دیوید هیمبریک و الیزابت ماینز به دست آمد.

این مطالعه روی ۲۰۰۰ نفر انجام شد. این افراد در آزمون SAT و در سن ۱۳ سالگی بالاترین رتبه را دریافت کرده بودند. روانشناسان به نتایج قابل توجهی دست یافتند. افرادی که نمراتی بین ۹۹.۱ درصد و ۹۹.۹ درصد از توانایی فکری در سن ۱۲سالگی دریافت کرده بودند، احتمال کسب دکتری، حق ثبت اختراع، انتشار یک مقاله در یک مجله علمی یا انتشار یک اثر ادبی در آینده آن‌ها سه تا پنج برابر بود. سطح بالایی از توانایی‌های فکری به شما این امکان را می‌دهد که در دنیای واقعی به موفقیت‌های عظیمی دست پیدا کنید.

آن‌ها نتیجه گرفتند با این‌که همیشه توصیه به سخت‌کوشی برای داشتن هوش بیشتر می‌شود، توانایی‌های ذاتی خاصی وجود دارند که قابل یاد‌گیری یا کسب نیست.

تمام این نتایج بر طبق نظریات علمی و در نمونه‌های آماری گسترده به دست آمده بود. نظر شما در رابطه با این موارد چیست؟ کدامیک از این ویژگی‌ها را دارید؟ و فکر می‌کنید که کدام‌یک در مورد شما صدق نمی‌کند.

منبع: زومیت

Untitledttr

 

 

اغلب مردم بر این باور هستند که استرس مخرب است با این حال شاید شما هم شنیده‌ باشید که استرس دو نوع دارد: استرس خوب و استرس بد. آیا می‌دانید منظور از این حرف چیست؟ به ندرت پیش می‌آید بشنویم کسی بگوید: «من خیلی نگرانم…‌ فوق‌العاده نیست؟» ولی واقعیت این است که اگر مقداری استرس، از نوعِ خوب، در زندگی ما وجود نداشته باشد، وجود ما آکنده از سرگشتگی و اندوه خواهد شد. اگر استرس را به عنوان عاملی تعریف کنیم که تعادل حیاتی ما را بهم می‌زند، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی، می‌توان مدعی شد که اَشکال مختلف استرسِ خوب، برای بهره‌مندی از یک زندگیِ سالم ضروری است. در این مقاله خواهید خواند که چه نوع استرسی برای شما مفید است.

 

البته استرس خوب می‌تواند به استرس بد تبدیل شود و برعکس. در این مقاله می‌خواهیم همه‌ی نکاتی را که باید در مورد استرسِ خوب بدانید با شما در میان بگذاریم.

 

استرس خوب در برابر استرس بد

 

bv

 

 

استرس خوب یا همان فشار روانی که روان‌شناسان از آن به عنوان استرس مفید (eustress) نام می‌برند، نوعی از استرس است که هر وقت هیجان‌زده هستیم، به سراغمان می‌آید. در این مواقع، بدون آنکه خطر یا تهدیدی در میان باشد، ضربان قلبمان بالا می‌رود و میزان ترشح هورمون‌ها‌ی بدنمان تغییر می‌کند. ما این نوع استرس را زمانی که سوار ترن هوایی می‌شویم، در مواقعی که برای گرفتن ترفیع شغلی به سختی تلاش می‌کنیم و وقتی که برای اولین بار،‌سرِ قراری حاضر می‌شویم، احساس می‌کنیم. محرک‌های زیادی وجود دارند که این نوع استرس را فعال می‌کنند و به احساس سرزندگی منجر می‌شوند و ما را نسبت به زندگی هیجان‌زده می‌کنند.

نوع دیگری از استرس، استرسِ حاد (acute stress) است. منشأ این استرس، اتفاقات غیرمنتظره و ناگهانی هستند که نیازمند واکنش هستند. استرس حاد، موجب تحریکِ بدن به واکنش‌های استرسی نیز می‌شود، ولی محرک‌ها لزوما شاد و هیجان‌انگیز نیستند. ما معمولا همین استرس حاد را به عنوان استرس تلقی می‌کنیم. در مواقع مواجهه با این نوع فشار روانی، اگر بتوانیم سریعا راهی برای آرام کردن خود پیدا کنیم، استرس حاد به تنهایی مشکلی ایجاد نخواهد کرد. هنگامی که عامل به وجود آورنده‌ی استرس را از میان برداشتیم، از نقطه نظرِ سلامتی و شادکامی لازم است بدنمان را به حالت هِموستاز (homeostasis) یا همان وضعیت پیش از استرس برگردانیم.

اما آن نوع استرسی که واقعا باید نگرانش باشیم، استرس مزمن (chronic stress) است. این نوع استرس زمانی به وجود می‌آید که ما دائما در معرض عوامل استرس‌زا قرار داشته باشیم که اثرات مخربی داشته باشند و گریزی از آنها نباشد. یک شغل پر استرس یا یک زندگی خانوادگی دلسردکننده می‌تواند به بروز استرس مزمن منجر شود. این نوع استرس همان فشار روانی است که ما معمولا آن را با عنوان استرس جدی مشخص می‌کنیم. از آن جایی که بدن ما برای رویارویی با استرس‌های مزمن طراحی نشده است، اگر به طور مستمر در معرض این نوع استرس باشد با آسیب‌های جدیِ جسمی و روحی مواجه خواهد شد.

 

منشأ استرس خوب

 

خب برگردیم به همان استرس خوب. برای اینکه استرس خوب بیشتری وارد زندگی‌تان شود، به نفعتان است ابتدا بیشتر در مورد انواع استرس بدانید. از آن جایی که استرس، حتی از نوع خوبش،‌ زیاد که شود، ضرر خواهد داشت؛ باید فعالیت‌هایی را در زندگی خود انتخاب کنید که شما را خوشحال می‌کنند و حس خوبی نسبت به زندگی در شما ایجاد می‌کنند. همچنین بهتر است، تمام کارها و فعالیت‌هایی که انرژی و رمق شما را می‌گیرند یا شما را دچار استرس مزمن می‌کنند، کنار بگذارید.

یک راه خوب برای آنکه متوجه شوید آیا فعالیت خاصی، ارزش وقتی که برایش می‌گذارید را دارد یا نه، این است که ببینید وقتی به آن فکر می‌کنید چه حسی پیدا می‌کنید. آیا از فکر کردن به آن احساس هیجان می‌کنید؟ آیا کاری است که «دوست دارید انجام دهید» یا «باید انجام دهید»؟ مطمئن شوید کارهایی که در دسته‌ی «دوست دارم انجام دهم» قرار می‌گیرند کارهایی هستند که واقعا دوستشان دارید و آنهایی که در دسته‌ی «باید انجام دهم» قرار می‌گیرند، کارهایی هستند که انجامشان ضروری است.

 

چگونه استرس خوب می‌تواند به استرس بد تبدیل شود؟

 

پیش‌تر، دوبار به این مسئله اشاره شد: اگر بیش از از حد در معرضِ استرس خوب باشید، این استرس می‌تواند به استرس بد تبدیل شود (این مسئله در مورد ماجراجویان و افراد هیجانی، به خوبی قابل لمس است). علت این است که فرقی نمی‌کند در حال تجربه‌ی استرس خوب باشید یا بد، وقتی در معرض فشار روانی زیادی قرار بگیرید، عکس‌العمل بدن شما نسبت به استرس فعال می‌شود و اگر به این فشارها، استرس مزمن و یا فشارهای مختلف دیگری هم اضافه شود، با انبوهی از استرس مواجه می‌شوید که حاصل جمعی جز استرس زیادتر نخواهد داشت! به همین دلیل، مهم است که تعادل را رعایت کنید و مراقب زیاده‌روی باشید. ممکن است، نتوانید تمام استرس خود را از بین ببرید، ولی راه‌هایی وجود دارد که می‌توانید به کمک آنها فشارهای روانی را به حداقل برسانید و یا حتی از بعضی از استرس‌های زندگی اجتناب کنید تا راحت‌تر بتوانید با سایر آنها کنار بیایید. مخصوصا اگر بتوانید از استرس‌های طاقت‌فرسا و سخت دوری کنید، در برابر انواع دیگر استرس که در زندگی غیرقابل اجتناب هستند، قدرت و استقامت بیشتری خواهید داشت.

 

چگونه استرس بد می‌تواند به استرس خوب تبدیل شود؟

 

البته همه‌ی استرس‌های بد قابل تبدیل به استرس خوب نیستند، با این حال می‌توانید دید خود را نسبت به بعضی از موارد استرس‌زا در زندگی تغییر دهید و این تغییر در ادراک می‌تواند منجر به تغییر در تجربه‌ی شما از استرس بشود! چرا که بدن ما در برابر آنچه که تهدید تلقی شده است، واکنش شدیدی نشان می‌دهد و در این مواقع به شدت استرسی می‌شود. در عوض، اگر در برابر تهدیدی، بی‌خیال باشید، استرسی هم به سراغتان نخواهد آمد. اگر شما پدیده‌ای را به عنوان یک چالش و نه تهدید تلقی کنید، ترسی که ممکن است از آن داشته باشید،‌ می‌تواند به هیجان، انتظار و یا لااقل به عزمی راسخ تبدیل شود. شما اغلب می‌توانید با تمرکز بر روی امکانات و مشاهده‌ی مزایای‌ بالقوه‌ی هر فرصتی، احساسات و درک خود را از آن تغییر دهید و توانایی‌هایتان را به خود یادآوری کنید. هرچه بیشتر تمرین کنید و موقعیت‌های دشوار را به چشم چالش نگاه کنید، در این کار مهارت بیشتری پیدا کرده و بعد از مدتی حتی بدون آنکه متوجه شوید، آن را انجام خواهید داد.

 

چگونه می‌توان استرس خوب بیشتری را وارد زندگی کرد؟

 

,,;

 

 

آیا راهکاری برای تزریق آگاهانه‌ی استرس خوب در شریان زندگی وجود دارد؟ در جواب باید گفت بله، در این قسمت می‌خواهیم شما را با روش‌هایی ‌آشنا کنیم که به کمک آنها می‌توانید استرس خوب بیشتری را وارد زندگی‌تان کنید.

 

۱. معاشرت کنید

 

شما می‌توانید با رفت‌وآمد کردن با دیگران و ایجاد روابط سالم، استرس خوب برای خود ایجاد کنید. در حقیقت ارتباطات، با توجه به اینکه چگونه آنها را مدیریت کنید، می‌توانند سطح استرس شما را افزایش دهند و یا آن را تخفیف دهند. عاشق شدن، ایجاد روابط مستحکم با دوستان و اعضای خانواده و خوش گذراندن با کسانی که برای‌تان مهم هستند، همگی راه‌هایی برای تزریقِ استرس خوب به زندگی هستند.

 

۲. برای خود هدف تعیین کنید

 

استرس خوب می‌تواند از دنبال کردن یک هدف و یا یک رؤیا نیز ناشی شود. همه‌ی ما روزانه مسئولیت‌هایی داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم، ولی اگر در کنار آنها هدف مشخصی برای خود تعیین کرده و دنبال کنیم، حتی اگر آهسته به سمت آن هدف قدم برداریم، چشم‌اندازی در اختیار داریم که می‌تواند در زندگی ما هیجان، انرژی مثبت و استرس خوب تولید کند. چنانچه این هدف‌ها در جهت بهبود سلامت تعیین شوند، فواید بیشتری نیز خواهند داشت.

 

۳. به دنبال کسب دانش باشید

 

بیشتر ما از مدرسه و دانشگاه خوشمان نمی‌آید، ولی تقریبا همه دوست دارند چیزهای جدیدی که برایشان جالب است را یاد بگیرند. گسترده کردن دامنه‌ی اطلاعاتتان یا دنبال کردن تحصیلات و سرگرمی‌های جذاب می‌تواند یک تجربه‌ی هیجان‌انگیز باشد. با یادگیری یک مبحث جدید علاوه بر اینکه می‌توانید استرس خوب در زندگی خود به وجود آورید، مهارت‌هایی نیز کسب می‌کنید که می‌توانید آنها را در زندگی به کار ببندید.

 

۴. عوامل خشنود‌کننده

 

یکی از منابع مؤثرِ استرس خوب متغیرهایی است که در روانشناسی مثبت‌گرا از آن به عنوان عوامل خشنودکننده یاد می‌شود،‌ این کارها معنا و لذت به زندگی می‌بخشند. در واقع کارهایی که در شما حس خوبی از به مبارز طلبیدن به وجود می‌آورد و لازم است از مهارت‌های شخصی‌مان در این کارها استفاده کنیم. در واقعیت امر، دست‌یابی به عوامل خشنودکننده (gratification) در مقایسه با لذت‌ها‏ (pleasure) نیاز به تلاش بیشتری دارد، تلاشی که ارزشش را دارد. بیشتر سرگرمی‌های ما مثل عکاسی، باغبانی، نواختن موسیقی و… در این دسته از کارها قرار می‌گیرند که می‌توانیم آنها را در زندگی روزمره‌ی خود بگنجانیم و در واقع آنها را به مولدی برای استرس خوبی که به آن نیاز داریم، تبدیل کنیم.

در کل باید گفت داشتن استرس خوب در زندگی مهم است. هرچقدر بتوانید استرس مزمن را از زندگی خود حذف کنید، دیدگاه خود را نسبت به استرس تغییر دهید و فعّالیت‌های مثبت را در کارهای خود بگنجانید، می‌توانید استرس خوب را به شکل متعادلی در زندگی‌تان برقرار کنید.

 

برگرفته از: verywell.com

 

 

۳۰۸

 

برای شاد بودن، انرژی مثبت بودن، رد کردن انرژی های منفی و استرس و تنش های روزانه که همه با آن رو به رو هستیم، تنها شرکت در کلاس های سخنرانی انرژی مثبت و مشاوره های گران قیمت یا کورس های مختلف کفایت نمی کند. شاید روش شاد بودن خیلی ساده تر از آن چیزی هست که مشاوران و روان شناسان و جامعه شناسان و فعالان این عرصه صبح تا شب از طریق رسانه ها و کتاب ها منتشر می کنند.

خیلی از کسانی که در روستا ها و برخی از نقاط شهری قرار دارند، حتی ۱ دقیقه از این سخنرانی ها و ۱ صفحه از کتاب ها هنر شاد زیستن و زندگی مثبت و آدم با حال بودن و عناوین پر طمطراق کنونی را مطالعه نکردند. اما خیلی از عاشقان انرژی مثبت و شاد زیستن، به حال ساعت های عمر شاد و راحت و امیدوار آن ها غبطه می خورند. به نظر شما علت چیست؟ آیا کم سواد بودن و کم انتظار بودن از زندگی و مسائلی از این دست سبب شده تا این افراد شاد و انرژی مثبت و سر حال باشند؟

راه حل هایی برای انرژی مثبت بودن ، باید مکتوب و مشخص و بر اساس توانمندی های شما باشد. اگر فکر می کنید که خیلی آدم تند مزاجی هستید و این تند مزاجی سبب شده تا انرژی های منفی را بیش از انرژی مثبت جذب کنید و همواره در رانندگی استرس داشته باشید، تلاش کنید بر اساس مقتضیات روحی و جسمی خود، راه حل های ممکن را فهرست بندی کنید.

از این فهرست، راه حل های اجرایی تر و کاربردی تر را انتخاب و سپس جدا کنید.

مثلا گوش گردن روزانه یه چند دقیقه موسیقی جذاب شاد آرام، خیلی تاثیر زیادی در کاهش تند مزاجی شما دارد. یا این که هر ۱ ساعت یک بار، عطر خود را تجدید کنید  و بو های خوب استشمام کنید. بعید است شما بوی خوب را استشمام کنید و لذت ببرید و لحظاتی بعد تند خو و ترش مزاج شوید!

اگر طبع شعر و شاعری هم دارید، بیت های زیبا و خاطر انگیز را در ماشین یا روی میز محل کار خود قرار دهید تا هر از گاهی چشم شما به این نوشته های زیبا بیفتد و ذهن زیبای شما را کمی قلقلک بدهد! بعضی ابیات، امیدوار کننده، الهام بخش، نیرو ده، هیجان بخش و محرک هستند که برای تجدید خاطره و تجدید روحیه در طول روز، بسیار حیاتی هستند.

بعضی ها نوستالژی باز هستند. یعنی دنیای آن ها نوستالژی هایی هست که در زمان کودکی و جوانی با آن رو به رو بودند. مثلا کارتون بامزی یا پینوکیو، عشق آن ها حتی از زمان کودکی تا ۵۰ سالگی بوده و است. خوب چه خوب است که شما عروسک های کوچیکی از این شخصیت های کارتونی یا پرینت تصاویر آن ها را بعضا همراه داشته باشید تا در ماشین یا سر کار یا خانه یا هر جای دیگر، به طور نا خود آگاه ذهن شما و چشم شما، این تصاویر خاطره انگیز را ببیند و خنده بر لبان شما بیافتد. این همان مقوله ای است که روان شناسان  زنده نگهداشتن کودک درون می نامند.

همواره در ذهن داشته باشید که برای شاد بودن و انرژی مثبت بودن و شاد زیستن، باید برنامه امیدوارانه طراحی کرد و عاشقانه برای نیل به آن فعالیت کرد و حرکت کرد و در این مسیر غم و انرژی منفی را از خود دور نگهداشت. خیلی از کسانی که مدام از تنش های روزانه و انرژی های منفی گله می کنند و تند مزاج  هستند، به این مقوله توجه ندارند که عاشقانه زیستن و امیدوارنه زندگی کردن و غم امروز را نخوردن، یک هنر است و این هنر را باید آموخت. خیلی وقت ها پیش آمده که خود را بخاطر تند مزاجی، واکنش سریع به یک موضوع، پرخاشگری های بی جا و رفتار های ناپسند، آخر شب ها مخصوصا سرزنش کردیم!

با این مقدمه با ما همراه باشید با ۳۰ نکته خوب برای انرژی مثبت های خوب.
۱- ببخشید! معذرت میخواهم! این دو جمله کوتاه، بین انگلیسی ها خیلی شهرت دارد. انگلیسی ها چه کار مثبت برای شما انجام بدهندو چه احیانا رفتار منفی از ان ها سر بزند، همواره می گویند: excuse me!. همواره حالت مهربانی داشتن و تکریم طرف مقابل با بیان ادبیات گفتاری محترمانه و مودبانه، می تواند روشی برای افزایش انرژی مثبت باشد.

۲- برای کار های مثبت خود، به دنبال پاداش گرفتن نباشید. هر چقدر کار ها را برای دل خود و راضی نگه داشتن وجدان خود انجام بدهید، در واقع تلاشی مهمی برای شاد بودنتان کرده اید. پس، کادو دادن و هدیه دادن و خیرات کردن و خیر بودن و منش و مسلک لوطی گری و مشتی گری را فراموش نکنید. لوطی ها و مشتی ها و پهلوانان، افراد انرژی مثبت هستند. . . پهلوان زندگی خود باشید!

۳- خیلی از روان شناسان معتقدند که برای کاهش استرس و شاد بودن و شاد زیستن و به قولی انرژی مثبت بودن، باید همواره از دیگران به خاطر لطف های مستقیم و غیر مستقیم شان به خودمان قدردان باشیم. بد نیست که آخر هفته ها که فرصت بیش تری دارید، فهرستی از افرادی که در طول هفته آینده باید به واسطه خدماتی که ازشان دریافت کرده اید، قدردانی کنید آماده نمایید. این لیست، کمکی برای نشان دادن چهره شجاع و قدردان شما است که هم تاثیر انرژی مثبت روی خودتان و هم دیگران خواهد داشت.

۴- با گل دادن و گل گرفتن آشتی کنید! گل همین چند روز و شش باشد، اما دل شما را شاد و دل طرف مقاابل را خوشحال می کند. با گل و بوییدن گل، همواره عجین باشید.

۵- ورزش کردن به مدت نیم ساعت در روز، توصیه همیشگی پزشکان بوده و هست. ورزش، سبب باز شدن عضلات و خلل و فرج های روحی و جسمی شما شده و همان طور که ذهن سالم در بدن سالم است، بدن سالم نیز مدیون ورزش است.

۶- آخر هر روز، به آن چه در طول روز بر شما گذشت، فکر کنید. سعی کنید فرهنگ اندیشه کردن در سبک زندگی دیجیتالی و ماشینی شده امروزی شما جلوه بیش تری داشته باشد. بعضی وقت ها زمانی که به رویداد های در طول روز فکر می کنید، می بینید برای فلان موضع و یا فلان موقع یا فلان برخورد با فلان موضوع، می توانستید بهتر عمل کنید و شاید نیاز به تند خویی و تند مزاجی و پر خاشگری و . . ..   نبود! حالا با این درک، سعی کنید فردا، ناهنجاری هایی که سبب شده تا شما دیروز انرژی منفی باشید را نداشته باشید. هر روز، بهتر از دیروز بودن، عملی است  .

۷- برای شاد بودن و انرژی مثبت بودن، نمی توان ادبیات زشت و ناپسند گفتاری و نوشتاری داشت. سعی کنید، فرهنگ صحبت کردن شما شبیه فرهنگ صحبت کردن فردی فرهیخته باشد. حتی در بدد ترین شرایط که گستاخی یا سخن ناپسند و رکیکی به شما گفته می شود ، برای احترام به وجدان خود و تلاش برای حفظ روحیه آرام و صبور انرژی مثبت خود، تامل کرده و با ادبیات شایسته و فاخر، پاسخ طرف مقابل را بدهید. خیلی اوقات، پاسخ محترمانه و فاخر، طرف مقابل را از رفتار ناهنجارش، پشیمان می کند.

۸- نوشته های مثبت بخوانید و بنویسید و جملات قشنگ را همواره در ذهن خود مرور کنید.

۹- اینستاگرام و فیس بوک و اینترنت مملو از مطالب نامطلوب است. با خواندن محتواهایی که به درد شما نمی خورد و کمکی به رشد علمی و جسمی و روحی شما و تقویت ذهن زیبای شما نمی کند پرهیز کنید. شما هیچ وظیفه ای برای خواندن همه مطالب با ربط یا بی ربط به زندگی خودتان ندارید. به ذهن خود آرامش دهید.

۱۰- همراهی با دوستان و وقت گذاشتن با خانواده، راه حلی برای شاد زیستن است. فرار از افسردگی که بیماری هزاره سوم شده است، با تعامل بیش تر با خانواده و دوستان و اقوام، به دست خواهد آمد. به این موضوع توجه کنید.

 

انرژی مثبت تنها خلاقیت و فکر باز و عاشقانه دیدن دنیا را طلب می کند

 

۱۱- غربی ها عادت دارند روزی نیم ساعت تا ۱ ساعت پیاده روی کنند. برای انرژی مثبت بودن، این روش بهینه است.

۱۲- خندیدن معقول در طول روز را فراموش نکنید. نرم افزارهایی است که برای شما هر روز لطیفه ها و مطالب و تصاویر خنده دار ارسال می کند. مثل دوربین مخفی های جالب یا صحنه های زیبایی که آرامش بخش و خنده دار هست. دیدن این مطالب در طول روز ، خیلی به ذهن مثبت اندیش و روحیه شاد زیستن شما کمک می کند.

۱۳- یک قضیه را حتی بی ارزش و کوچک ، ان قدر در بوق و کرنا نکنیم . مسائل مهم، برای شما مهم باشد. مسائل کوچک را کوچک برخورد کنید. مثلا برای پرت کردن آدامس روی گل های پارک، تا چند روز غذاب وجدان نگیرید و درباره اش با همه صحبت نکنید. سعی کنید دیگر این کار ناپسند را تکرار نکنید.

۱۴- آدم های انرژی مثبت و شاد، مصداق زوال پرستان متوهم الکی خوش نیستند. پس، آرزو های فانتزی و شایعات غیر مستند و مستدل را از ذهن دور کنید. برای حال زندگی کنید با نگاه خوش بینانه به آینده.

۱۵- برای آن چه هستید احترام بگذارید و تلاش کنید امیدوارانه برای خواسته های آینده خود گام بردارید. آدم های انرژی مثبت، برای رسیدن به خواسته های خود، به نقض خواسته ها و زندگی دیگران دل نمی بندند.

۱۶- اگر شما پزشک هستید و مدتی هم ورزشکار، اصلا بد نیست که درباره نجوم و آشپزی و تاریخ هم کتاب بخوانید یا هیچ کس نگفته که استاد ریاضیات محض یا یک جوشکار، تا ابد نباید بهترین داستان های دنیا را که برنده جوایز ادبی معتبر شده اند را نخواند یا از فلسفه علم و  تماشای فیلم های مستند زیبای خلقت، بی بهره باشد. همواره خرق عادت کنید!‌خرق عادت کردن یعنی آن که به دنبال چیزهایی برای خواندن و تماشا کردن باشید که در زندگی تان تا حالا سابقه نداشته است.

۱۷- کار هایی که شادی آفرین نیستند را بدون رو در وایسی کنار بگذارید. مثلا پنهان کردن پلاک خودرو برای گذر از جایی که قانونا اجازه انجامش را ندارید! یا خارج از نوبت یا صف، خدمتی را دادن یا گرفتن و . . . . کاری شادی آفرین است که اول به  وجدان شما و سپس به کل جامعه سود برساند. اگر کاری این دو خصیصه را نداشت، فورا کنار بگذارید که مغایر با اصول انرژی مثبت است.

۱۸- بیتی بود که می گفت: چو خواهی که نامت رود در جهان . . . . مکن نام نیک بزرگان نهان. . . . خوب! برای انرژی مثبت بودن، باید با انرژی مثبت ها گام بردارید و هم نشین شوید. شناخت انرژی مثبت ها در پیرامون شما سخت نیست. وقت زیاد تری را با آن ها سپری کنید.

۱۹- برای انرژی مثبت بودن، نباید ۲۰ ساعت در روز کار کنید. کار و استراحت و تفریح و مطالعه و تغذیه، ۵ عنصر حیاتی برای حیات انرژی مثبت هاست. به هر کدام سر جای خود احترام بگذارید.

۲۰- انرژی مثبت ها، به دنبال این نیستند که صبح تا غروب به این فکر کنند که دیگران درباره آن ها چه فکری می کنند. به دنبال این هستند که ببیند چه گونه می توانند عنصر خوبی در خلقت باشند.

۲۱- برای انرژی مثبت بودن و شاد زیستن، اونی که باید باشی باش! اگر  میخواهید فضا نورد و مهندس و پزشک و جراح و وزیر و استاد و مدیر کل و سردار و تاجر و میلیاردر و . . . باشید و نمی توانید مهم نیست اما می توانید  در کلاس یک فضا نورد و مهندس و پزشک و جراج و وزیر و استاد و مدیر کل و سردار و تاجر و میلیاردر فکر کنید و گام بردارید و الگو های خوب را در این عرصه ها شناسایی و مطالعه کنید.

۲۲- یکی از عادت های نادرست که افیون مثبت اندیشی است، تسلیم مرجعیت شدن به شمار می رود. چون همه از فلان دارو و فلان کتاب و فلان فیلم و فلان ورزش و فلان طبیب و فلان رشته و فلان شهر یا فلان منظره بد می گویند ، پس حتما بد است! نه!‌ مرجعیتی که مستند و مستدل و منطقی نیست را کنار گذاشته و به جای تبعیت کور کورانه، اگاهانه و عاقلانه فکر کنید.

۲۳- انرژی مثبت ها، هیچ کاری را بر اساس نتایجش قضاوت نمی کنند. این که دوست شما با فلان خودرو در فلان جاده در فلان روز به واسطه بارندگی در مسیر تصادف کرد، دلیل خوبی برای این نیست که حتما شما نیز فردا در آن مسیر پر باران، رانندگی نکنید!

۲۴- ذهن مثبت را باید هر از گاهی از اندیشه های منفی و پلید و نامطلوب و خسته کننده زدود و پستی زدایی و گندی زدایی کرد. ذهن هم برای مثبت اندیشی و مثبت نگری، نیازمند فراهم شدن چنین بستری هست.

۲۵- توقع خود را از دیگران کاهش دهید. برای شاد بودن و شاد زیستن و انرژی مثبت بودن، به خود متکی باشید تا به ظرفیت های دیگران. این گونه استرس در شما کاهش می باید و می توانید برای برخورد با چالش ها، همواره دنبال راه حل های خلاقانه باشید.

۲۶- برای شاد بودن، باید خلاق بود. اگر فلان رییس نیست، دنیا به آخر نمی رود، یا فردا به اداره مراجعه کنید یا از ییس کل بخش بخواهید به جای فرد مربوطه تقاضا یا برگه شما را بررسی و امضا کند. شاید دو ساعت وقت شما گرفته شود برای مراجعه به اداره جایگزین تا فلان برگه یا درخواست مهر و امضا شود، اما کار شم به هر حال انجام شده است و شما بدون استرس، راضی هستید. نوآورانه زندگی کردن، عاملی برای ترغیب مثبت اندیشی است.

۲۷- آدم های انرژی مثبت همان اندازه که می گویند ببخشید، معذرت می خواهم،‌همان اندازه هم می گویند نمی دانم. از به کار بردن کلمه نمی دانم وحشت به خود راه ندهید. بعضی وقت ها به کار بردن کلمه نمی دانم، از دانسته های غیر مستند و نامطلوب بهتر است.

۲۸- همه افراد دوست دارند از آن ها تعریف بشود. تعریف کردن با غلو کردن متفاوت است. در طول روز، در برخورد با افراد مختلف، سعی کنید چند ثانیه ای از خصوصیت های مثبت آن ها صحبت کنید و سپس گفتار را آغاز کنید. مثلا سلام بر خانم مهندس . . . . استاد طراحی نقشه های . . .  یا سلام بر آقای . . .  مرد همیشه خندان . . . یا سلام بر حاج آقا . . .. یاور ارباب رجوع یا سلام بر خانم . . .  خوش برخورد  . . . .

انرژی مثبت و مثبت اندیشی، هزینه زیادی نمی خواهد، تنها خلاقیت و فکر باز و عاشقانه دیدن دنیا را طلب می کند . 

 

منبع: روزیاتو

 



 

 

۳۰۷

 

هر یک از ما هر روز تقریبا ۱۰ تا ۱۲ ساعت از زندگی خود را به کار اختصاص می‌دهیم. زمان آن است که از خود بپرسیم «آیا این همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم یا کاری است که باید انجام دهم؟» ما هر روز ساعت ۶:۳۰ صبح از خواب بیدار می‌شویم، همه روز کار می‌کنیم. به سر کار می‌رویم و برمی‌گردیم و این پروسه همچنان تکرار می‌شود. از خودمان یک سوال ساده بپرسیم «آیا من در کنترل زندگی هستم یا زندگی در کنترل من است؟» زمان آن است که از روزمرگی رها شوید و به خود قدرت دهید تا به آنچه می‌خواهید برسید.

انجام فعالیت‌های زیر باعث بهتر شدن روز کاری شما می‌شود و در کار و زندگی‌تان پیشرفت حاصل خواهد شد تا بتوانید از طریق ایجاد تعادل، راندمان کاری بهتری نیز داشته باشید.

هفت اصل مهم که به شما قدرت می‌دهند کنترل زندگی خود را دوباره در دست بگیرید عبارتند از:

استعداد: به معنی استعدادی است که در شخصیت شما وجود دارد یا به عبارتی نیروی درونی که شما را به حرکت وا می‌دارد و سرعت زندگی. این اصل یک پرسش را مطرح می‌کند «چقدر فشار را بر خود تحمل می‌کنید؟» شاید به شما گفته باشند که از لحاظ رفتاری «نوع A» هستید. این یعنی احتمال دارد که زیر فشار دائمی باشید و کل زندگی را در رقابت ببینید و اینکه باید نسبت به خودتان و دیگران سختگیر باشید. اگر از «نوع A» هستید، می‌خواهید همه کارها را سریع و به شکل وظیفه‌گر اتمام کنید و در این حالت کار برای شما با سرعت و انرژی بالایی مدیریت می‌شود. در این صورت با توجه به وسواسی که برای انجام کارها وجود دارد شاید وقتی برای تفکر و تعمق و اینکه به کجا می‌خواهیم برسیم، وجود نداشته باشد.

تناسب اندام: این اصل به شرایط کلی سلامت بدنی شما می‌پردازد و اینکه رژیم غذایی‌تان چقدر به این سلامتی و تناسب‌اندام کمک می‌کند. همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید. بالاخص اگر از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر پشت میز می‌نشینید. در این صورت کمتر احتمال دارد که زمانی را به ورزش کردن اختصاص دهید یا پیاده‌روی کنید. برای آنکه تعادل میان کار و زندگی وجود داشته باشد به این موضوع فکر کنید که چگونه می‌توانید گام‌های مستحکم‌تری در جهت سلامت و تناسب اندام خود بردارید و دست‌کم حداقل‌ها را انجام دهید تا قوی و سالم بمانید. رژیم‌های تناسب اندامی را انتخاب کنید که در آن ورزش هفتگی گنجانده شده باشد.

تغذیه و رژیم غذایی: چه می‌خورید و آنچه می‌خورید چقدر سالم است. آیا یک رژیم سالم و مغذی دارید؟ بیشتر افراد از نیازهای کلی و خاص خود درباره رژیم غذایی‌شان آگاه نیستند و فقط غذاهایی را می‌خورند که از آن لذت می‌برند، بدون توجه به تاثیر آن بر بدنشان. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی باید در رژیم غذایی هم تعادل وجود داشته باشد. پس روی این مساله برنامه‌ریزی و سازماندهی داشته باشید. درباره آن مطالعه کنید و یک رژیم سالم را انتخاب کنید که بتوانید آن را ادامه دهید و به عادت غذایی شما تبدیل شود.

 

همیشه در خدمت کار بودن ممکن است باعث شود از سلامتی خود غافل شوید ‎

 

سلامت فردی: ممکن است به‌عنوان فردی که زیاد کار می‌کند بدن خود را نادیده بگیرید و آن قدر به وضعیت خود بی‌توجه باشید تا تبدیل به یک مشکل جدی شود. ممکن است به وزن، رژیم غذایی و سلامت فیزیکی خود کم‌توجهی کنید و به اندازه کافی استراحت نکنید. برای ایجاد تعادل مناسب میان کار و زندگی باید به بدن خود اهمیت بدهید. برای این کار از کنار گذاشتن یک یا دو عادت نامناسب که به سلامتی‌تان ضرر می‌رساند شروع کنید مثلا ترک سیگار، کافئین یا الکل.

تعادل احساسی: این به آن معناست که چقدر به سلامت ذهنی و احساسی خود اهمیت می‌دهید. پرسشی که در این اصل مطرح می‌شود این است که «آیا من اغلب اوقات از لحاظ احساسی، حس خوبی دارم؟» آیا تاکنون احساس کرده‌اید هر روزی که می‌گذرد «چالشی برای غلبه کردن» است؟ این مساله می‌تواند روی فراست و درون‌بینی شما اثر منفی بگذارد. برای داشتن تعادل میان کار و زندگی فکر کنید که چگونه مسائل را آسان‌تر بگیرید و از زندگی خود راضی باشید و زندگی را به منزله یک «تجربه جدید» ببینید. با نزدیک‌تر بودن به دیگران می‌توان احساس راحت‌تری داشت. سعی کنید با وقایع زمانی که رخ داده‌اند روبه‌رو شوید و به استقبال اتفاقات بد نروید. درک کنید که سخت است بتوان حس نگرانی را متوقف کرد. خودآگاهی بیشتری کسب کنید. خودآگاهی اغلب اولین قدم برای داشتن تفکر مثبت است.

عادات احساسی و کنترل آن: به احساسات و اندیشه‌های درونی خود گوش دهید. سپس تا حدی که لازم است زندگی و محیط پیرامون خود را کنترل کنید تا به آن درجه از کنترل که مطلوب است برسید. نگران این نباشید که دیگران درباره شما چگونه فکر می‌کنند یا اینکه همیشه باید همه کارها را «درست» انجام دهید. اگر این اثر ادامه پیدا کند امکان دارد از لحاظ احساسی حالت فرار به خود بگیرید یعنی مثلا از نگرانی در سکوت به نشان دادن آشکار ناراحتی خود (یا حتی نشان دادن خشم) روی بیاورید. باید اتکا به نفس خود را بالا ببرید تا در زندگی روی خودتان کنترل داشته باشید. در این صورت هم در محیط کار راحت‌تر خواهید بود، هم عیب‌های خود را راحت‌تر می‌پذیرید و هم راحت‌تر می‌توانید از دیگران کمک بخواهید؛ بدون آنکه احساس خشم داشته باشید.

تعادل میان کار و زندگی:‌ اصول فوق به این موضوع می‌پردازد که نسبت به کار خود چه احساسی دارید و درباره نحوه مدیریت و کنترل آن چگونه فکر می‌کنید نه اینکه کار شما را مدیریت و کنترل کند. بعضی از افراد کار را « اجباری» می‌دانند و معتقدند باید آن را «تحمل» کرد و تا جایی که بتوانند از آن فراری‌اند. نباید اجازه دهید مشکلات کاری روی زندگی خوبی که خارج از محیط کار دارید، اثر بگذارد. کار را به به‌عنوان یک بخش چالش‌برانگیز و جالب زندگی خود ببینید که می‌توانید هر آنچه می‌خواهید از آن به‌دست آورید؛ بدون آنکه اجازه دهید بر زندگی عادی‌تان چیره شود. شما حق انتخاب دارید یا کاری که از آن لذت می‌برید پیدا کنید یا آن را طوری تغییر دهید که انجام آن با رضایت بیشتری برایتان به همراه باشد. هر جا امکان هرگونه تغییر برای دید مثبت‌تر شما وجود دارد آن را انجام دهید. اگر این هم امکان‌پذیر نبود، فکر کنید چه قدم‌هایی می‌توانید بردارید که همه چیز را با هم تغییر دهید.

منبع: سلامت نیوز

 

 

 

Page 2 of 612345...Last »


برچسب ها
حکمت تائو قهوه فضانورد خواب خواننده کالری دندان ترانه علیدوستی قارچ اخبار هنرمندان جوش شیرین داستان کوتاه پیتزا انگشترنقره گناه مجله ی زولیت سردرد ژنتیک میوه خستگی سرطان سینه مینا آقازاده موز زولیت جعفری کربوهیدرات فشارخون فیتنس روغن زیتون فناوری روز تلگرام فوتبال داخلی المپیک عباس کیارستمی بیوگرافی ماهی سس رمضان انگشترلطیفه دسر پیاده روی مجله ژولیت کلسترول مجله س تفریحی ژولیت گردنبند زیورآلات به روز ازدواج سیب غذا گوجه فرنگی ترامپ تاریخ معاصر ایران کودکان شکر جالبیجات کامپیوتر کفش نقره جات بازیگر رژیم لاغری عسل اخباراقتصادی مریخ شیر رژیم غذایی پوست پیاز یبوست پوست و مو ناخن مرغ شهاب حسینی اخبارهنرمندان اشعار مینا آقازاده تغذیه کودک بیماری قلبی بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی مذهب، فلفل آشپزی پوست ومو بیماری لاغر شدن افسردگی طالع بینی فال و طالع بینی گردشگری اکران مطالب جالب روان شناسی لباس اینترنت گیاه شناسی اخبار فوتبال داخلی، انگشتر خودرو پوکی استخوان گوشت فیلم وسینما سبزیجات اخبار فوتبالی چربی زنجبیل سیب زمینی اخبار تکنولوژی سایت تفریحی سرگرمی مواد غذایی مو آنتی اکسیدان غذای اصلی فال روزانه سلامت مو طب سنتی مجله سرگرمی ژولیت جغرافیا فیبر نوشیدنی پروتئین داعش لاغری ویتامین دانستنی نوزاد اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت فوتبال دیابت کلسیم چاقی اخبارسلامت فضا کارگردان تخم مرغ سینما فال سايت مفيد و خبري بروزترين اخبار ايران و جهان سايت اقتصادي و بازرگاني سايت تفريحي سرگرمي سايت سلامت و تغذيه کاهش وزن روانشناسی اخبار مذهبی، سلامتی نوزاد استرس سلامت سرطان پزشکی اخبار ناسا روانشناسی کودک اخبار سیاسی آموزش آشپزی تغذیه اخبار اقتصادی اخبار ورزشی تناسب اندام ورزش علمی نجوم فوتبال، مجله ی تفریحی ژولیت تکنولوژی اخبار ورزشی، ورزش، مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، اخبار فوتبالی، کودک سایت بروز شده سایت جدید سرگرمی جدید ترین مطالب روز ایران جدید ترین مطالب روز جهان اخبار سلامت و تندرستی اخبار ایران و جهان سرگرمی ژولیت، اخبار، مجله ی تفریحی سرگرمی اخبار سلامت مجله ی ژولیت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات خنده جک اس ام اس تاريخ جملات آرام بخش آرام روح هنر بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت فرهنگ zhuliet بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت