مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روان شناسی بایگانی - صفحه 4 از 5 - مجله سرگرمی ژولیت

 

 

همیشه مراقب هستیم تا مریض نشویم. سعی می کنیم تغذیه ی کامل داشته باشیم تا دچار هیچ گونه مشکل جسمی نشویم و در صورت بیمار شدن نزد پزشک می رویم. اما گاهی اوقات سلامت روحی خود را فراموش می کنیم. باید در نظر داشته باشید که سلامت جسمی و روحی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند پس باید به هردو آنها توجه داشت.

 

 

میزان انرژی موجود در این دو مکان کاملا می تواند بر سلامت جسمی و روحی ما موثر باشد. همان طور که می دانیم انرژی حیاتی در تمام موجودات، اجسام و در همه جا وجود دارد ولی در بعضی نقاط انتشار انرژی، بیشتر از جاهای دیگر است. اصولا نقاط مرتفع مثل مناطق کوهستانی و جنگل های انبوه که دارای درختان کهنسال بلند هستند و معابد، مساجد، کلیساها یا مکان هایی که مقبره بزرگواری است؛ هر جا که انسان در آن به عبادت خدا می پردازد و با فکر او تمرکز می کند و او را در قلب خود حس می کند، به افزایش انرژی درونی انسان و شفای او کمک می کند.

دکوراسیون انرژی

به عقیده چینی های باستان، موقعیت و جهت پدیده ها در فضا از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و محل سکونت، کار، نحوه قرارگیری اشیا، میز، مبلمان، کتابخانه و سایر مایملک انسان که او را از هر سو احاطه کرده اند، قادر به تاثیرگذاری بر سلامت رفتار و روان او هستند. براساس فنگ شویی اشکال هندسی، خطوط و استقرار صحیح اشیا در محیط های مناسب موجب همسویی نیروهای آسمانی با انسان و اشیا شده، سلامتی و موفقیت را به ارمغان می آورند. این تاثیرات، رفتار و شخصیت انسان را در جهت مثبت یا منفی و موزون یا ناموزون تعیین میکنند. بدیهی است که اصلی ترین عصاره دکوراسیون انرژی یا فنگ شویی، توجه به هماهنگی موجود در طبیعت بوده و کشف رموز طبیعت که همواره در حال سخن گفتن با بشر هستند و استفاده از آنها در زندگی شخصی. برای تبدیل محیط اطراف خود به چنین اماکنی چه باید بکنیم؟ راهکار اجرایی برای بهره مندی از فضایی مثبت چیست؟

پاک کردن انرژی های منفی

احتمالا می توانید برخی از این مکان ها را در اطراف خود مثال بزنید، اماکنی که ارتعاشات منفی آنها بالاست. بسیاری از ما تجربه کرده ایم که هنگام مراجعه به بعضی جاها حال خوب ما، بد می شود مثل جاهای گرفته، بدون گردش و تهویه هوا، بدون نور و زندگی. علت اصلی آن بالا بودن ارتعاشات منفی در این اماکن است. راهها و شیوه های متعددی وجود دارد که می توان با آن فضاها یا اماکن را از ارتعاشات منفی پاک و ارتعاشات مثبت و شفابخش را جایگزین آن کرد. این عمل به خصوص در مکان های عمومی مانند هتل ها یا کوپه قطار بسیار مفید واقع می شود اما می توان آن را به منظور پاکسازی و تقدیس منزل، محل کار یا اتومبیل خود نیز استفاده کرد، اغلب افراد پس از این عمل، احساس خوبی را تجربه می کنند.

راه کارهای موثر

۱) فرض کنید که یک درمانگر بخواهد به شفای بیمار بپردازد. کار کردن درمانگران در اتاقی که از انرژی های منفی پاکسازی

شده باشد، بسیار اهمیت دارد. بهتر است در صورت امکان اتاقی انتخاب شود که در معرض نور آفتاب بوده و به فضای باز و هوای تازه دسترسی داشته باشد. پس آفتاب یکی از عوامل دفع انرژی های منفی است.

۲) علاوه بر این می توان با دود کردن مریم گلی و سرو آزاد یا هر گیاه خوشبو و ضدعفونی کننده دیگر، اتاق را پاکیزه نگاه داشت. پیش از برخاستن دود باید یکی از درهای خانه را باز گذاشت تا دود، انرژی مرده و منفی را جذب کرده، آن را از در اتاق خارج کند.

۳) قرار دادن تکه های جواهر مناسب در اتاق نیز انرژی منفی را جذب می کند.

چند توصیه ساده

حالا چند توصیه ساده برای این که محیط اطراف خود را سرشار از انرژی مثبت کنید:

۱) هرگز به طور مداوم در اتاق بدون تهویه یا زیرنور چراغ های فلورسنت (مهتابی) کار نکنید. این نور فرکانسی تولید می کند که با ارتعاشات هاله تداخل کرده، موجب بروز فرکانس ضربه ای در حوزه انرژی می شود. دامنه فرکانسی این نورها برای تندرستی زیان آور هستند.

۲) وجود گیاهان، مولد انرژی و شفابخش هستند. می توانید در اتاق خود از حضور زنده گیاهان بهره مند شوید و زندگی را در کنار گیاهان تجربه کنید.

۳) استفاده از رنگ های شاداب و انرژی بخش نیز می تواند بسیار موثر باشد.

۴) پخش موسیقی موزون برای از بین بردن انرژی های منفی در فضا و دفع امواج منفی مفید است. کاری کنید که نور و هوای زنده و تازه به زندگی تان جاری شود. با خواندن نام خداوند می توانید اتاق خود را به مکانی پاکیزه و سرشار از انرژی مثبت تبدیل کنید.

 


 

 چند وقتیه اعتماد به نفسم پایین اومده و تو جمع نمیتونم خودم باشم و خودم رو می بازم فکر میکنم بقیه از صحبت کردن با من خیلی خوشحال نمیشن برای همین یه راهکار میخواستم

گفتگو با خود:

برای غلبه بر احساس دستپاچگی در موقعیت های اجتماعی از خود گویی های مثبت مانند آنچه در ذیل ارائه می شود استفاده کنید:
– من از خودم رضایت دارم، نیازی به تأیید دیگران ندارم.
– با اشتیاق به صحبت های اطرافیان گوش می دهم، از همین طریق با آنها قاطی می شوم.
–  با افراد غریبه، در مهمانی ها آشنا خواهم شد و صحبت می کنم بدون آنکه نگران باشم درباره من چه فکر می کنند.

مهربانی به خویشتن

اگر هنگامیکه در جمع هستید دائماً این فکر در ذهن تان مانور بیاید که دیگران در مورد شما چه قضاوتی می کنند، قطعاً دستپاچه و مضطرب خواهید شد. اما شما باید این نکته را به خودتان یادآوری کنید بسیار بعید است دیگران هم با همان معیارهای سختگیرانه ای که شما درباره خودتان دارید، در مورد شما فکر کنند و قضاوت نمایند.

توجه به دیگران

منطقی این است که قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت یا جمع خاص، در مورد تاثیری که بر آن جمع می گذارید، فکر کنید اما وقتی در آن جمع قرار گرفتید، دیگر باید این افکار را از خود دور کنید و تمام تمرکزتان بر کیفیت تعامل تان با اطرافیان باشد.

اندیشیدن به اینجا و اکنون

اگر در شرایطی قرار گرفته اید که شما را یاد خاطره ای ناگوار از گذشته می اندازد و به همین سبب دچار اضطراب و دستپاچگی می شوید، سعی کنید ذهن تان را بر اینجا و اکنون متمرکز کنید.

غلبه بر ناآرامی های عصبی

افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند.

عمدتاً افرادی که در موقعیت های اجتماعی و ارتباطی دچار دستپاچگی می شوند، عوارض جسمانی مشابه علایم اضطراب از خود نشان می دهند. توانایی برای غلبه بر این علایم اضطرابی کمک زیادی به کنترل دستپاچگی افراد می کند.

برای مثال:
 – در برابر واکنش عرق کردن، سعی کنید مچ هایتان را زیر آب سرد بگیرید تا به خنک شدن تمام بدن تان کمک کند.

در برابر لکنت زبان، آرام بگیرید و مکث کنید تا لیوانی آب بنوشید یا نفسی آرام بخش و عمیق بکشید.
در برابر لرزش و تکان، پیش از رویدادهای مهم ورزش کنید. تمرینات ریلکسیشن هم می تواند بسیار موثر باشد.

در هنگام حالت تهوع، جوشانده زنجبیل و نعنا بنوشید. عمدتاً برای رفع تهوع داروهای گیاهی و شیمیایی بسیار موثری وجود دارد.

مشاهده پیامد مثبت

عصبی شدن به معنای آن نیست که هیچ کاری درست پیش نمی رود. بلکه افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند. برای غلبه بر این وضعیت لازم است که به خودتان حرف های مثبت بزنید مثلاً «دوست دارم در امتحان موفق شوم اما اگر رد هم بشوم دنیا تمام نمی شود.»

 

منبع
سایت  تبیان

 

 
خیانت و بی‌وفایی اعتماد رابطه را برهم می‌زند. اگر به دنبال نشانه‌هایی هستید که بفهمید می‌توانید دوباره اعتماد کنید یا خیر، با ما همراه باشید.

اجازه بدهید صادق باشیم…

هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی وجود ندارد که همسرتان دوباره خیانت نکند. هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی هم نیست که شما تا آخر با هم بمانید. همچنین، هیچ ضمانتی هم نیست که همسرتان دوباره خیانت کند! همینطور ضمانتی برای برهم خوردن دوباره رابطه‌تان وجود ندارد.

این واقعیت همه زندگی‌ها و روابط است. پیش‌بینی آنها تقریباً غیرممکن است.

این احتمال وجود دارد که وقتی عاشق همسرتان شدید و شما دو نفر زندگی‌تان را شروع کردید، هیچ وقت حدس نمی‌زدید که بخواهد به شما خیانت کند. شاید نگرانی‌ها و دغدغه‌های خودتان را داشته‌اید اما احتمال اینکه فکر کرده باشید همسرتان خیانت کند بسیار کم است.

بااینحال او اینکار را کرد!

حالا، اگر تصمیم دارید که اعتماد از دست رفته را دوباره بسازید و رابطه‌تان را ترمیم کنید، ممکن است ذهنتان مملو از ترس‌ شکسته شدن دوباره دلتان و خیانت دوباره همسرتان باشد. این ترس‌ها قابل درک هستند و ممکن است سر راه ساختن دوباره رابطه‌تان قرار گیرند.

 

موضوع گیج‌کننده‌ای است.

دلتان نمی‌خواهد دروغ بشنوید و دوباره بخاطر خیانت صدمه ببینید و می‌دانید که باید محتاط باشید. این احتیاط ممکن است شما را از رفتن به استقبال التیام رابطه و رشد آن که برای نجات رابطه‌تان مهم است، عقب بکشاند.

به نظر می‌رسد در عین اینکه یک قدم به جلو برمی‌دارید، چندین قدم به عقب می‌روید.

اگر راه قابل‌اطمینانی بود که می‌فهمیدید همسرتان واقعاً به شما راست می‌گوید و واقعاً تغییر کرده است یا نه خیلی خوب بود.

اما هیچ راهی وجود ندارد.

اما، می‌توانید عاقل و هوشیار باشید و درعین حال احتیاطی که شما را عقب نگه می‌دارد را رها کنید. می‌توانید به نشانه‌هایی که در همسرتان، خودتان و رابطه‌تان می‌بینید خوب دقت کنید چون به شما کمک می‌کنند بهترین تصمیم را برای آینده‌تان بگیرید.

اگر می‌خواهید بفهمید باید دوباره اعتماد کنید یا نه، به دنبال این ۴ نشانه باشید…

۱#: ارتباط و گفتگو بیشتر از اینکه بسته باشد، باز است.

گفتگو و ارتباط سالم رمز موفقیت هر رابطه است –مخصوصاً رابطه‌ای که بعد از خیانت در حال ترمیم است. با خودتان فکر کنید و زمانی را به خاطر آورید که احساس ریلکس بودن و راحتی داشتید، طوریکه تصور می‌کنید شما و همسرتان واقعاً به دقت به حرف‌های هم گوش می‌کرده‌اید.

بعد، به وقتی فکر کنید که هرکدام از شما سرسختانه سر حرف خودتان ایستاده بودید و به نظر می‌رسید که هیچکدام از شما به حرف‌های دیگری گوش نمی‌کند.

اینها نشانه‌های باز و بسته بودن گفتگوی بین شماست. خیلی مهم است که ببینید آیا این احساس آزادی و باز بودن گفتگو را در مکالماتتان می‌بینید یا خیر.

و وقتی آن لحظه‌هایی که گفتگوی بازی با همسرتان دارید را می‌فهمید–حتی اگر فقط چند لحظه طول بکشند–ببینید چه می‌کرده‌اید، چطور حرف می‌زده‌اید و از چه کلمات و لحنی استفاده می‌کردید. سعی کنید از بعد آن بیشتر از آن روش‌های گفتگو استفاده کنید.

۲#: شفافیت بیشتری وجود دارد.

 

شفافیت زمانی اتفاق می‌افتد که طرفی که خیانت کرده است در دسترس کامل همسر خود قرار می‌گیرد. این یعنی دیگر هیچ رازی پنهان نمی‌کند. ایمیل، پیام‌های تلفنی، هر حساب‌بانکی خصوصی یا هر چیز دیگر او از دسترس همسرش دور نیست.

این نوع دسترسی باید با تمایل کامل خود فرد باشد تا برای ساختن دوباره اعتماد از دست رفته موثر باشد. اگر فردی که خیانت کرده است برای این شفافیت احساس فشار یا اجبار کند، دوری بیشتری بین دو طرف اتفاق می‌افتد.

دو طرف می‌توانند راه‌های دیگری هم برای شفافیت به کار گیرند. دو طرف می‌توانند توافق کنند که هر چه که در ذهنشان بود را با هم در میان بگذارند، حتی سخت‌ترین مسائل را. آنها حقیقت خودشان و هرچه که می‌خواهند را به زبان می‌آورند.

ممکن است چندان با این روش احساس راحتی نکنید اما می‌تواند به طرقی انجام شود که ارتباطتان را محکم‌تر کند.

حتی اگر همسرتان تمایلی به در دسترس قرار دادن و شفافیت کامل نشان نداد، می توانید درخواستی اینچنینی از او داشته باشید، «کمکم کن بفهمم که چرا نمی‌خوای با من کاملاً شفاف باشی.» بعد خوب به پاسخی که می‌دهد گوش کنید. ممکن است دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشد.

۳#: به نظر می‌رسد هر دو شما در یک تیم هستید.

این شبیه به آن تمرینی است که در بالا عنوان کردیم که تفاوت زمانیکه گفتگوی باز و زمانیکه گفتگوی بسته با هم دارید را به خاطر بیاورید. از احساسی که زمان همکاری با هم دارید و زمانیکه به نظر می‌رسد در دو تیم مخالف هستید، آگاه شوید.

به احتمال بسیار زیاد شما هر دو در یک تیم هستید و ایده‌ها و نظرات همدیگر را نادیده نمی‌گیرید. این را می‌فهمید که می‌توانید خیلی چیزها از همسرتان یاد بگیرید، حتی اگر طریقی خاص برای برخورد با یک موقعیت داشته باشید و یا حتی اگر انتخابتان با همسرتان کاملاً متفاوت باشد.

در یک تیم بودن مربوط است به داشتن ارتباط باز و همه اینها به دیدگاه کلی شما نسبت به همسرتان برمی‌گردد. اثبات اینکه حق با شماست یا روش شما بهترین روش است اهمیت کمتری دارد.

۴#: می‌توانید نشانه‌هایی از پیشرفت مشاهده کنید.

گفتگوی باز، حس اینکه در یک تیم هستید و شفافیت همه نشانه‌های پیشرفت در رابطه شماست. نکته مهم برای زوج‌هایی که بعد از خیانت می‌خواهند رابطه‌شان را بازسازی کنند این است که ممکن است پیشرفت‌هایی اتفاق بیفتد اما یک نفر (یا هر دو شما) آن را نمی‌بیند.

خیلی راحت می‌توانید فقط به آنچه که در گذشته اتفاق افتاده فکر کنید و نسبت به تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان در حال رخ دادن است کور شوید.

اگر می‌خواهید ببینید که درست است بعد از خیانت همسرتان دوباره به او اعتماد کنید یا نه، یک راه قابل‌اطمینان این است که مطمئن شوید رابطه‌تان را از دیدگاه زمان حال بررسی می‌کنید نه گذشته. انکار حسی که بعد از خیانت همسرتان به شما دست داده کار درستی نیست اما بااینحال درست هم نیست که در گذشته زندگی کنید.

عادت کنید که وقتی غرق در گذشته می‌شوید و زمان حال را فراموش می‌کنید، متوجه شوید.  در چنین مواقعی یک نفس عمیق بکشید، مکث کنید و به زمان حال برگردید. از خودتان بپرسید که آیا آن کلمات و رفتارها با آنچه اکنون اتفاق می‌افتد سازگاری دارد یا خیر.

اینکه بیشتر به زمان حال فکر کنید به شما این امکان را می‌دهد که پیشرفت‌ها و تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان پیش می‌آید را ببینید و حس کنید.
خیانت می‌تواند اعتماد هر رابطه‌ای را از بین ببرد. اما این نشانه‌ها را به خاطر بسپرید، اینها فقط چند نمونه بودند. راه‌های زیادی وجود دارد که از طریق آنها همسرتان ممکن است به شما نشان دهد که دوباره می‌توان به او اعتماد کرد.
 

 

 

 
 
۰

 

 
 

 



برای بعضی افراد افکار مهاجم بخشی از وحشت و اضطراب شدید است. در این موارد، به نظر می‌رسد که این افکار درنتیجه آن اضطراب ایجاد شده‌اند و ترس بیشتری به اضطرابی که  فرد تجربه می‌کند اضافه کرده و باعث حفظ آن اضطراب می‌شوند. بعنوان مثال، ممکن است وسط یک حمله اضطراب فکر کنید، «اگر دچار حمله قلبی شوم، چه می‌شود؟» در این موقعیت شما در حالت تغییریافته هوشیاری هستید که به آن تفکر اضطراب‌آمیز گفته می‌شود و احساستان می‌گوید که آن اتفاق قرار است بیفتد.

اما یک نوع دیگر از افکار مهاجم و ناخوانده هم وجود دارد که به آن افکار مهاجم وسواسی می‌گوییم. این افکار به نظر از ناکجایی سرچشمه گرفته و با ایجاد ناراحتی پیش می‌آیند و اضطرابی بی‌اندازه ایجاد می‌کنند. محتوای افکار مهاجم وسواسی معمولاً متمرکز بر تصاویر جنسی یا خشن هستند. اینها نمونه‌هایی از افکار مهاجم وسواسی هستند: کشتن یک نفر، شکنجه یک حیوان، کتک زدن یک بچه، بیرون افتادن یک نفر یا خودتان از پنجره، انداختن خودتان روی ریل قطار وقتی قطار در حال نزدیک شدن است، تجاوز به یک زن، آزار یک بچه، درآوردن لباس‌هایتان در یک مکان عمومی. البته این لیست کامل نیست اما تقریباً با فضای این افکار آشنایتان می‌کند.

افرادیکه دچار افکار مهاجم وسواسی هستند می‌ترسند که مرتکب کارهایی شوند که در ذهنشان تصویر کرده‌اند. ممکن است تجسم کنند که به کسی آسیب می‌رسانند یا مرتکب یک نوع خشونت جنسی می‌شوند. افکار مهاجم وسواسی می‌توانند بسیار روشن و واضح باشند و خیلی‌ها را خجالت‌زده کرده یا بترسانند.

باورهای نادرست زیادی درمورد این افکار وجود دارد. متداول‌ترین آنها این است که داشتن افکار جنسی یا خشونت‌آمیز به این معنی است که می‌خواهید آن کارها را انجام دهید. این درست نیست. شما نمی‌خواهید مرتکب کارهایی شوید که تصویر آن را در ذهنتان دیده‌اید. درواقع، دقیقاً برعکس آن حقیقت دارد. افرادیکه دچار افکار مهاجم وسواسی هستند افرادی بسیار آرام و ملایم هستند.

مشکل اینجاست که این افکار بسیار تهدیدآمیز به نظر می‌رسند. دلیل آن این است که این فکرها بر شما غلبه کرده و به نظر می‌رسد که احتمال وقوع آنها بسیار بالا است. و حتی اگر احتمال وقوع آنها پایین باشد، ممکن است فکر کنید که نتیجه کشتن یک نفر یا پرت کردن کودکی از پنجره آنقدر وحشتناک و شدید است که آن فکر حس تهدیدآمیز و خطرناک برایتان دارد.

راه‌حل خلاص شدن از افکار مهاجم وسواسی:
محتوای افکار شما به حساب نمی‌آید. کاملاً نامربوط است. افکار شما هیچ تاثیری بر کارهایی که انجام می‌دهید ندارد. یک فکر – حتی یک فکر بسیار ترسناک – انگیزه نیست. شما هیچوقت براساس افکار مهاجم وسواسی که دارید دست به عمل نخواهید زد. مشکل شما کنترل انگیزش نیست. شما دچار اختلال اضطراب هستید.

ضمانت می‌خواهید؟ باید بگوییم که هیچ ضمانتی وجود ندارد. وقتی می‌گوییم که هیچکس تابحال براساس افکار مهاجم وسواسی خود رفتار نکرده است، ممکن است بگویید، «خوب، همیشه یک دفعه اولی وجود دارد.» همه ما می‌دانیم که چیزهای خاصی در زندگی هست که احتمال وقوع آنها بسیار پایین است و می‌توانیم با فکر اینکه این اتفاقات هیچوقت نخواهند افتاد،زندگی‌مان را ادامه دهیم. بعنوان مثال، احتمال خیلی کمی وجود دارد که یک سنگ آسمانی از آسمان بیفتد و وقتی مشغول خواندن این مقاله هستید، روی سر شما بیفتد. البته ما نمی‌توانیم ضمانتی بدهیم که این اتفاق نمی‌افتد اما احتمال آن آنقدر پایین است که می‌توانید خیلی راحت آن را نادیده بگیرید. همین استدلال را می‌توانید برای افکار مهاجم وسواسی خود داشته باشید.

یه این خاطر این تضمین‌ها را می‌خواهید که نسبت به آن تصاویر حساس شده‌اید. این فکر کردن اضطراب‌آمیز ایجاد می‌کند – حالت تغییریافته واقعیت که باعث می‌شود افکار بسیار قریب الوقوع به نظر برسند. تنها راه کنار آمدن با این افکار کم کردن حساسیتتان نسبت به آنهاست.

یادتان باشد که محتوای افکار شما نامربوط است و برای کنار آمدن با آنها باید رویکردی متناقض داشته باشید. اگر بخواهید به هر ترتیبی درگیر افکارتان شوید – مثلاً استدلال آوردن برای آنها، بیرون کردن آنها از ذهنتان، تغییر رفتارتان برای دور ماندن از آن تهدیدها – همه این رویکردها فقط آنها را قوی‌تر و مهاجم‌تر خواهد کرد. در این مورد هم مثل سایر موارد اضطراب باید رفتاری برعکس داشته باشید.

چند قدم برای کنار آمدن با افکار مهاجم و ناخوانده:
– به این افکار برچسب «افکار مهاجم وسواسی» بزنید
– به خودتان یادآور شوید که این افکار به صورت خودکار عمل می‌کنند و می‌توانید خیلی راحت نادیده‌شان بگیرید
– آن افکار را پذیرفته و بگذارید وارد ذهنتان شوند. سعی نکنید آنها را بیرون کنید
– نفس‌های عمیق بکشید تا اضطرابتان کم شود
– به کاری که مشغول آن بودید ادامه دهید

کارهایی که نباید بکنید:
– به هر طریقی درگیر این افکار شوید
– سعی کنید این افکار را از ذهنتان بیرون کنید
– سعی کنید به دنبال معنای این افکار باشید
– خودتان را قانع کنید که هیچوقت آن کارها را انجام نخواهید داد
– رفتارتان را طوری تغییر دهید که از احتمال وقوع آن افکار دور باشد

کارهایی که باید بکنید:
– سطح اضطرابتان را تشخیص داده و مراقب بالا و پایین رفتن آن باشید
– سعی کنید بدون پنهان کردن آن افکار، آنها را در ذهنتان نگه دارید (خودشان به خودی خود از ذهنتان بیرون خواهند رفت)
– روی کنترل اضطرابتان در آن لحظه تمرکز کنید. تنفس عمیق می‌تواند کمکتان کند

شاید اجرای این روش سخت باشد اما اگر سعی کنید فقط چند هفته آن را انجام دهید، احتمال زیادی وجود دارد که شدت و تکرار این افکار مهاجم وسواسی در ذهنتان کمتر شود.

منبع : مردمان

 

 

 

۱۶۸

 

"به جای آن‌که منتظر بمانی تا کسی برای تو گل بیاورد، چرا باغ خود را نمی‌کاری؟" در حال حاضر شما در چه وضعیتی هستید؟

بسیاری از مواقع آن‌قدر چشم به این و آن می‌دوزیم و منتظر می‌مانیم، تا این‌که کسی کاری برای‌مان انجام دهد و یا آن‌قدر خود را اسیر شرایط و موقعیت‌ها می‌کنیم که اصلا از یاد می‌بریم هر یک از ما قادر است مسیر زندگی خود را مشخص کرده و رشد کند. آن‌قدر خود را محدود می‌کنیم که به یک شاخه گل قانع می‌شویم غافل از این‌که اگر به خود اعتماد کنیم قادریم باغی از گل برای خود بسازیم.

دوستان خوب من، قدرتمند باشید و به نیروی درون‌تان اعتماد کنید، آن وقت همه چیز را به ناشناختنی بزرگ بسپارید و شاهد گشوده شدن درهای رحمت و برکت الهی به روی خود باشید.

کاینات لحظه به لحظه در حال شنیدن پیام‌های شما و اجابت کردن خواسته‌هایتان است، پس به کم قانع نباشید و ظرف وجودتان را بزرگ کنید! اعتماد کنید و دست به عمل بزنید و شاهد به وقوع پیوستن آرزوهایتان باشید.

بعضی آدم‌ها از کمبودها و نقاط ضعف‌شان آگاه هستند اما دست به هیچ اقدامی نمی‌زنند، در سکون مانده‌اند و احساس می‌کنند درهای زندگی به روی‌شان بسته شده است اما به این پیام زیبا دقت کنید: "با خبر شدن مهم است، اما به طور قطع کافی نیست. امروز صبح متوجه شدم که اتومبیلم پنچر است، اما این آگاهی پنچری آن را نگرفت."

دقت کردید! اگر بدانیم چرخ زندگی‌مان پنچر است و کاری نکنیم، دچار رکود می‌شویم. گاهی اوقات لازم است چرخ زندگی‌مان پنچر شود تا کمی تامل کنیم، تا فرصتی برای عمل کردن پیدا کنیم و گاهی کمی با پای پیاده به مسیری که با شتاب طی می‌کردیم برگردیم و متوجه نکات و درس‌های زندگی شویم. حالا قدرتمندتر پیش می‌رویم، به خودمان و توانایی‌های‌مان اعتماد بیشتری پیدا می‌کنیم، و مطمئن هستیم که اگر باز هم چرخ پنچر شد ما قادریم پنچری را بگیریم و به پیشرفت‌مان ادامه دهیم.

خوبان! به سمت زندگی یورش ببرید، پرواز کنید و شوق بیافرینید، فقط کافی است باور کنید که می‌توانید از پس هر مساله‌ای با قدرت و جسارت بربیایید. کافی است پنچری چرخ زندگی‌تان را ببینید و بعد آستین‌ها را بالا بزنید و پنچرگیری کنید، سپس در مسیر زندگی به حرکت و پیشرفت‌تان ادامه دهید و زندگی‌تان را به ناشناختنی بزرگ بسپارید.

منبع: مجله موفقیت

 

 

 

۱۶۷

 

بسیاری از مردم برای کوچک ترین مشکلات جسمانی خود به پزشک مراجعه می کنند، اما درد و رنج ناشی از بیماری های روحی خود را مدت های طولانی با خود یدک می کشند و حاضر نیستند برای رفع آن به روانشناس و روانپزشک مراجعه کنند. از سوی دیگر حتی زمانی که حاضر به مراجعه می‌شوند، هنوز نمی دانند که باید نزد روانپزشک بروند یا روانشناس یا مشاوره! این عدم شناخت می تواند افراد را دچار سردرگمی کند و مانع از دستیابی به نتیجه مطلوب برای آنان شود.

چه زمان به روانشناس مراجعه کنیم؟
دکتر نصیری، روانشناس بالینی و مدرس دانشگاه علوم پزشکی در پاسخ به این سوال که افراد دقیقا چه زمانی باید به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنند، می گوید: افراد به همان میزان که دچار مشکلات جسمی می شوند، ممکن است به دلیل زندگی شهری و مسایل خاص آن به همان میزان یا حتی بیشتر،درگیر مشکلات روحی و روانی نیز شوند. در واقع وضعیت روانشناختی ما مانند وضعیت جسمانی ما هر از گاهی دچار مشکلاتی می‌شود. این مشکلات می تواند ناشی اززمینه های قبلی و استعدادهای ذاتی و ژنتیکی ما برای مبتلا شدن به این گونه اختلالات باشد یا ناشی از شرایط محیطی، زندگی روزمره و مشکلات مربوط به آن.

 

افراد در زندگی خود و در انتخاب هایی که پیش رویشان است، گاها دچار تعارضات یا مشکلات ارتباطی با اعضای خانواده خود می شوند. از طرفی زمانی که افراد با بحران های زندگی مواجه یا بنا به هر دلیلی دچار مسایل روانشناختی می شوند، وضعیت روحی فرد به هم می ریزد و علایم مربوط به آن در خود فرد به صورت غم و افسردگی، بی ثباتی رفتاری و … خود را نشان می دهد. این گونه علایم می تواند درروابط اجتماعی فرد، زندگی فردی و اجتماعی مشکلات اضطرابی برای فرد ایجاد کند.وی دچار شک و تردیدهای دایمی شود، دلهره و دلشوره‌های افراطی در او ایجاد کند؛ به طوری که جریان عادی زندگی او را دچار اختلال کند.

وی در ادامه افزود:فرد در صورتی که نتواند بر مشکلات خود و علایم روحی – روانی ناشی از این مشکلات فائق آید، به مرور مقاومت جسمانی خود را نیز از دست می دهد و ممکن است به انواع بیماری‌های جسمانی ناشی از تحمل استرس و اضطراب مبتلا شود. بیماری هایی که اصطلاحا از آنها با عنوان بیماری‌های روان تنی یاد می شود. بیماری هایی که منشأ آنها مسایل روانشناختی است، اما در جسم افراد بروز پیدا می کند. این گونه بیماری ها تا زمانی که منبع و منشأ روانی آن حل و فصل نشود، ریشه کن نمی شود. در چنین شرایطی است که روانشناس می‌تواند کمک کننده و راهگشا باشد.

 

در درمان مشکلات روانشناختی، دارو نقش اساسی را ایفا می کند

 

به کدام یک مراجعه کنیم؟ روانشناس، روانپزشک یا مشاور؟
نصیری در پاسخ به این سوال که چه تفاوتی میان روانشناس، روانپزشک و مشاور وجود دارد، اظهار داشت: البته باید میان مشاوران و روانشناسان تمایز قائل شد. مشاور در صورتی می تواند کمک کننده باشد که فرد در تصمیم گیری های زندگی خود با مشکل رو به رو شده و نیاز دارد که تصمیم درستی اتخاذ کند؛ در حالی که در روانشناسی خصوصا روانشناسی بالینی،هدف حل و فصل مشکلات روانشناختی و بیماری های عصبی است؛ لذا این تمایز و تفکیک میان روانشناسی و مشاوره هنوز برای مردم و گاها برای برخی از متخصصین جا نیفتاده است. این عدم شناخت سبب شده که مراجعین نزد افراد مختلف بروند و به نتیجه مطلوب دست نیابند. توصیه من این است که وقتی فرد دچار مشکلات روانشناختی می شود، در ابتدای امر به یک روانشناس بالینی مراجعه کند تا توسط او مشخص شود فرد نیاز به درمان دارویی و روانپزشک دارد یا خیر! اگر لازم بود که درمان دارویی در فرد آغاز می شود؛ در غیر این صورت با روان درمانی فرد می تواند بر مشکلاتش غلبه کند. مشارکتی که بین تیم درمان اعم از مشاوره خانواده، روانپزشک، روانشناس و مددکار وجود دارد، می تواند درمان را در سطح خوبی هدایت کند.

استفاده از چند روش برای درمان
مشکلات روانشناختی هم جسم فرد را درگیر می سازد و هم رفتارهای فرد را! به عنوان مثال در بیماری افسردگی، یک سری از میانجی های عصبی در مغز کاهش می یابند، یا برخی از هورمون های مغز تنظیماتشان به هم می خورد. در درمان مشکلات روانشناختی، دارو نقش اساسی را ایفا می کند؛ لذا امروزه در دنیا نظریه ای وجود دارد به نام دیدگاه زیستی- روانی- اجتماعی؛ به این معنا که هر مشکلی که از نظر روحی برای افراد اتفاق می افتد، این مشکلات با عوامل زیستی– روانی– اجتماعی بروز می‌یابد. به عنوان مثال زمانی که فردی دچار افسردگی شده ، هم عوامل ژنتیکی در آن موثر است و هم اینکه ساختارهای مغزی و هورمونی دچار تغییراتی شده است.

 

همزمان نوع تفکر بیمار و نوع شناخت های او هم دچار تغییراتی شده، بعضا ممکن است الگوی ارتباطات فرد هم با خانواده و دیگران دچار تغییراتی شده باشد. در اینجا تنها با یک روش درمان نمی توان به جنگ مشکل و اختلال پیش آمده، رفت. در چنین شرایطی است که لازم است از روش های ترکیبی برای بازگرداندن بیمار به زندگی استفاده کرد؛ یعنی فرد هم باید از دارو استفاده کند تا جنبه بیولوژیکی، بیوشیمیایی مغز و جنبه های زیستی تنظیم شود و هم نزد روانشناس بالینی برود تا به واسطه تکنیک های روان درمانی که استفاده می‌کند، بتواند ساختمانِ شناختی و عاطفی فرد را اصلاح کند. از سوی دیگر فرد نیاز به حمایت های اجتماعی و محیطی دارد. ترکیب تمام اینهاست که درمان را ایجاد می کند؛ لذا جایگاه روانشناس و روانپزشک یک جایگاه مکمل است و گاه در کنار یکدیگر می‌توان به درمان موثر دست یافت. شبیه به فردی که دچار شکستگی پا شده و لذا این فرد هم باید جراحی استخوان شود و هم دارو مصرف کند و هم به یک فیزیوتراپ مراجعه کند.

مصرف دارو، اعتیاد آور است؟
دکتر نصیری در پاسخ به این سوال نسل فردا که آیا مصرف دارو برای درمان اختلالاتی نظیر افسردگی و … اعتیاد آور است؟ اظهار داشت: تصور غلطی که در جامعه ما وجود دارد این است که داروها اعتیاد آورند. باید توجه داشت که هر درمانی دوره ای دارد. بیماران روانپزشکی درمانشان دوره مشخص و معینی دارد که طولانی تر از سایر بیماری هاست و شبیه به سرماخوردگی نیست که تنها زمان کوتاهی را به درمان اختصاص دهند. حداقل درمان در روانپزشکی و روانشناسی ۶ الی ۷ ماه به طول می انجامد. برخی از بیماری ها هم هستند که درمانشان مادام العمر طول می کشد. این گونه بیماری ها هرگز تا پایان عمر بهبود کامل نمی یابند و تنها روانپزشک یا روانشناس می توانند با تجویز دارو و دستور العمل های لازم، اقدام به کنترل پیشرفت بیماری و حادتر شدن آن کنند. متاسفانه بسیاری از مراجعین به این نکات توجه لازم را ندارند.

 

فرد به روانپزشک مراجعه می کند و یک ماه داروهای تجویز شده را مصرف می کند و در همان یک ماه احساس بهبودی می کند؛ بنا به همین دلیل شروع به قطع کردن ناگهانی داروهایش می کند. این امر سبب بازگشت دوباره بیماری و حتی تقویت بیماری می شود. این بیماران و مراجعین اعلام می کنند که به دارو اعتیاد پیدا کرده اند و زمانی که دارو مصرف می کنند، آرامند، اما به محض قطع مصرف دارو، دوباره دچار پریشانی و علایم بیماری می شوند و به هم می‌ریزند. این تصور بسیار غلط است؛چرا که زمانی که فرد دوره درمان را به طور کامل طی نمی کند، نتیجه لازم را نمی گیرد و با قطع مصرف دارو، دچار مشکلاتی می شود که این حس را به فرد القا می‌کند که به دارو اعتیاد پیدا کرده است.

منبع: سلامت نیوز

 

 

 

 

 

 

در این جا برای شما رابطه ای را که ماههای مختلف می توانند با هم داشته باشند را بصورت خلاصه و مفید قرار داده ایم

 

سرنوشت کیهانی شما
فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم
فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اردیبهشت+فروردین = پر شور و هیجان
اردیبهشت+ اردیبهشت = خیلی مناسب
اردیبهشت+خرداد = پیوندی نا موفق
اردیبهشت+تیر = اتحادی عمیق
اردیبهشت+مرداد = کاملا دوست داشتنی
اردیبهشت+شهریور = تشریک مساعی زیاد
اردیبهشت+مهر = جسمانی و شهوانی
اردیبهشت+آبان = آرام و آهن ربایی
اردیبهشت+آذر =بسیار ناهموار
اردیبهشت+دی = کمی هولناک
اردیبهشت+بهمن = خیلی قوی
اردیبهشت+اسفند = توام با جذابیت

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خرداد+فروردین = دارای آینده ی روشن
خرداد+اردیبهشت = پیوندی دشوار
خرداد+ خرداد = پیوندی نا پایدار
خرداد+تیر = افقی روشن
خرداد+مرداد = عافیت طلب و عیاش
خرداد+شهریور = عاشقانه
خرداد+مهر = کاملا با شکوه
خرداد+آبان = بن بست عشقی
خرداد+آذر = سراسر شادمانی
خرداد+دی = چشم در چشم نیافتد
خرداد+بهمن = دوستان خوب برای هم
خرداد+اسفند = مرهم یکدیگر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تیر+فروردین = پیوندی سست
تیر+اردیبهشت = محیطی راحت و مرفه
تیر+خرداد = پیوندی نا هماهنگ
تیر+تیر = رابطه ی رویایی
تیر+مرداد = هیجانی و پر زحمت
تیر+شهریور = محرک یکدیگر
تیر+مهر = زندگی پر از تلاطم
تیر+آبان = جرقه و پرواز
تیر+آذر = سراسر مشکل
تیر+دی = زوجی دلسوز
تیر+بهمن = سراسر اضطراب
تیر+اسفند = تقویت کننده ی هم

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مرداد+فروردین = خاطرات به یاد ماندنی
مرداد+اردیبهشت = احساسات پاک
مرداد+خرداد = زندگی پر از نشاط
مرداد+تیر = پیوندی عاشقانه
مرداد+مرداد = جنگ اراده ها
مرداد+شهریور = ازدواجشان دشوار است
مرداد+مهر = شادی بزرگ
مرداد+آبان = برخورد دو قطب
مرداد+آذز = بسیار نیروبخش
مرداد+دی = کوتاه اما شیرین
مرداد+بهمن = می تواند مشکل باشد
مرداد+اسفند = زندگی توام با جرقه

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

شهریور+فروردین = دور از یکدیگر
شهریور+اردیبهشت = استوار و لذت بخش
شهریور+خرداد = کاملا غیر معمول
شهریور+تیر = اختلاف زیاد
شهریور+مرداد = عقاید نا همامنگ
شهریور+شهریور = سازگار
شهریور+مهر = زندگی با سختی
شهریور+آبان = هیجانات واقعی
شهریور+آذر = نیازهای مخالف
شهریور+دی = موافق و سازگار
شهریور+بهمن = تیره و گلالود
شهریور+اسفند = بهشتی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

مهر+فروردین = زندگی پر تناقض
مهر+اردیبهشت = جسمانی و شهوانی
مهر+خرداد = پیوندی بسیار عالی
مهر+تیر = تلاشی سخت
مهر+مرداد = نیروبخش
مهر+شهریور = مخالف
مهر+مهر = قدرتی نا پایدار
مهر+آبان = پاداش و هیجان
مهر+آذر = هم پرواز
مهر+دی = پیوندی سست
مهر+بهمن = ازدواج شگفت انگیز
مهر+اسفند = آرامش و پاداش

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آبان+فروردین = جاودانه و طولانی
آبان+اردیبهشت = پیوندی با اجر
آبان+خرداد = لطیف و با نشاط
آبان+تیر = زندگی بهشتی
آبان+مرداد = نمایش پر قدرت
آبان+شهریور = شروعی آرام
آبان+مهر = لجاجت و گول زنی
آبان+آبان = انفجار
آبان+آذر = تحمیلی و اجباری
آبان+دی = شیفته ی یکدیگر
آبان+بهمن = بالا و پایین
آبان+اسفند =کاملا عالی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

آذر+فروردین = عالی و شگفت انگیز
آذر+اردیبهشت = درگیری زیاد
آذر+خرداد = سرد و گرم
آذر+تیر = غیر صمیمی
آذر+مرداد = دلسوز واقعی
آذر+شهریور = نیرو بخش
آذر+مهر = لذت مشترک
آذر+آبان = کارد و پنیر
آذر+آذر = لذت توام با آشوب
آذر+دی = مغایرت زیاد
آذر+بهمن = روابطی بسیار گرم
آذر+اسفند = مشکل دار است

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

دی+فروردین = با جدل
دی+اردیبهشت = زندگی با آینده ای زیبا
دی+خرداد = پیوندی سخت
دی+تیر = پیوندی با شکوه
دی+مرداد = اختلاف زیاد
دی+شهریور = عجیب
دی+مهر = برنده ای ندارد
دی+آبان = خیلی عجیب
دی+آذر = نامناسب
دی+دی = طولانی و پا بر جا
دی+بهمن = کمی مخوف
دی+اسفند = عشقی و شهوانی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

بهمن+فروردین = بسیار عاشقانه
بهمن+اردیبهشت = خیلی خود سر و لجوج
بهمن+خرداد = پیوندی سرد
بهمن+تیر = خیلی مضر
بهمن+مرداد = بسیار دلکش
بهمن+شهریور = نا هماهنگ
بهمن+مهر = بسیار بسیار عالی
بهمن+آبان = مغایر یکدیگر
بهمن+آذر = نیازمند جد و جهد
بهمن+دی = با کمی نا خالصی
بهمن+بهمن = واقعی و شگفت انگیز
بهمن+اسفند = احتمال نا خوشی

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

اسفند+فروردین = نیازمند به گذشت
اسفند+اردیبهشت = یک پیوند عالی
اسفند+خرداد = نیازمند به بصیرت
اسفند+تیر = شیفته ی یکدیگر
اسفند+مرداد = زوج رمانتیک
اسفند+شهریور = آرام و حامی
اسفند+مهر = عشقی افسانه ای
اسفند+آبان = سراسر شادی و اعتدال
اسفند+آذر = مشکلات زیاد
اسفند+دی = احساسات واقعی
اسفند+بهمن = یکدیگر را درک کنید

 

 

 

 

 

افسردگی یک بیماری فراگیر و ناتوان کننده است که هم زنان و هم مردان را مبتلا می‌سازد اما طبق آمار پزشکی مستدل نرخ شیوع این اختلال روانی یا به اصطلاح روانپزشکان، سرماخوردگی روانی در زنان تقریبا دو برابر بیشتر از مردان است.

بی تردید ژن‌ها در بروز افسردگی شدید در زنان نقش مهمتری دارند. روانشناسان در چندین بررسی مختلف با این نتیجه رسیده‌اند که احتمال ارثی بودن استعداد ابتلا به افسردگی شدید در زنان به میزان قابل ملاحظه‌ای بیشتر است.
آنها می‌گویند هرچند ژن‌های موثر در افسردگی در هر دو جنس زن و مرد به هم ربط دارند اما دقیق شبیه به هم نبوده و عملکرد یکسانی ندارند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که به طور معمول تاثیر ژن‌های افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. همچنین ممکن است ژنهایی وجود داشته باشند که احتمال افسردگی را در زنان و در پاسخ به محیط متغیر هورمونی آنها، تشدید می‌کنند. برای مثال شواهد پزشکی و آزمایشگاهی وجود دارد که نشان می‌دهند گروهی از زنان بویژه در دوران پس از زایمان و در مرحله پیش از قاعدگی، مستعد افسردگی هستند. این نوع افسردگی در خانواده‌ها وجود دارد اما مردان را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد چرا که آنها تقریبا هرگز به این تغییرات هورمونی دچار نمی‌شوند.

به طور کلی نوع عوامل موجود در زندگی یک زن نفش مهمی در بروز افسردگی ایفا می‌کنند. عوامل خاصی مانند بچه دار شدن و زایمان،‌ هورمون‌های ژنتیکی و شخصیتی، عوامل بیولوژیکی و رنج‌هایی که زنان در زندگی خود متحمل می‌شوند، همگی در این زمینه اثرگذار هستند. البته زنان بسیاری هستند که با این عوامل روبه رو شده‌اند اما هیچ کدام از علائم بیماری افسردگی در آنها مشاهده نشده است. بنابراین بروز یا عدم بروز این علائم تا حد زیادی به فیزیولوژی و مسائل هورمونی، تفکرات و شکل زندگی زنان بستگی دارد.

به گزارش ایسنا، افسردگی کلینیکی روی خلق، ذهن، جسم و رفتار شما تاثیر می‌گذارد. وراثت، محیط و فاکتورهای جسمی روانی اجتماعی عوامل دسته بندی شده اصلی در بروز علائم این اختلال هستند که گاهی اوقات به حدی پیشرفت می‌کند که فرد را از زندگی معمول و ارتباط گرفتن با دیگران ساقط و ناتوان می‌کند.

روانپزشکان تاکید دارند که یکی از متداول‌ترین درمان‌ها جهت بیماری افسردگی تجویز داروهای ضد افسردگی، روان درمانی و یا ترکیبی از هر دو روش است. هر کدام از این درمان‌ها می‌تواند با در نظر گرفتن ماهیت و شدت افسردگی در افراد مختلف به کار گرفته شوند و البته تا حدود برتری هر کدام از انواع درمانها، بستگی به خود بیمار و شرایط وی دارد.

در افسردگی‌های جزئی و خفیف یکی از این درمان‌ها و یا هر دو نوع درمان مفید است در حالی که در افسردگی‌های شدید و ناتوان کننده معمولا اولین قدم در درمان، تجویز دارو است. در درمان ترکیبی، دارو می‌تواند به سرعت علائم جسمی مربوط به بیماری افسردگی را از بین ببرد، در حالی که روان درمانی به فرد می‌آموزد که چگونه با استفاده از طرق موثر به حل مشکلات بپردارد. تصمیم گیری برای انتخاب هر یک از این شیوه‌ها تنها بر عهده پزشک متخصص است.

 

 

خنده یک پاسخ فیزیولوژیک به شوخ طبعی میباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و تولید اصوات تشکیل یافته است.
چه اتفاقاتی حین خنده روی میدهند:

۱- ۱۵ عضله صورت منقبض میشوند.
۲- عضله اصلی گونه که لب بالا را بلند میکند تحریک میشود.
۳- اپی گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نیمه بسته در می آورد بنابراین شما به نفس نفس می افتید.
۴- در خنده های شدید غدد اشکی نیز تحریک میشوند.
۵- کنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل میگردد.

علل روانشناختی خنده:
۱-نشانه اعتماد به دیگران.
۲-تقویت روابط اجتماعی.
۳-اجتناب از درگیری و برخورد.
۴-ایجاد صمیمیت.
۵-خنده گویای پذیرش و تعاملات مثبت است.
۶-خنده بیانگر و اثبات کننده عضوی از یک گروه بودن است.

مطالب جالب در مورد خنده:
۱-افراد ۳۰ برابر بیشتر در حضور جمع می خندند تا در تنهایی و بطور انفرادی.
۲-خنده قابل سرایت است.
۳-صدای خنده متشکل از آواهایی است که در هر ۲۱۰ میلی ثانیه تکرار میشوند.
۴-انسان ها بسته به اینکه در حضور چه فرد و یا افرادی هستند بطور متفاوتی میخندند.
۵-مردها هنگامی که در کنار یکدیگر میباشند، با خندیدن دوستی و رفاقت خود را ابراز کرده و روحیه رقابت جویانه میان خود را تعدیل میبخشند.
۶-حداکثر فرکانس صوتی که مردها قادرند با خنده تولید کنند ۱۲۰۰ هرتز است، اما زنان قادرند فرکانسی تا ۲۰۰۰ هرتز تولید کنند.
۷-خنده همواره پس از مکث در پایان جملات و عبارات خنده دار روی میدهد.
۸-کودکان ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط ۱۷ بار در روز می خندند.
۹- ۸۰ درصد خنده ها در پاسخ به جوک و لطیفه نمیباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظی و یا خوشامد گویی و سلام کردن روی میدهند.
۱۰-زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان میخندند. دختران هم بیش اززنان
۱۱-صدای خنده زنان آهنگین تر از صدای خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید
۱۲-شمپانزه ها و موشهای صحرایی نیز میتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

فواید خنده برای سلامتی:
۱-خنده یک مکانیسم دفاعی و کنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.
۲-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.
۳-خنده باعث کاهش استرس و تنش روانی میگردد.
۴-خنده باعث کاهش درد میگردد.
۵-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.
۶-خنده باعث بهبود کارکرد مغز میگردد. خنده باعث تحریک هر دو نیمکره مغز گردیده و در عملکرد آنها تعادل ایجاد میکند.
۷- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شکمی و بهبود کارکرد آنها، تقویت عضلاتی که ارگانهای شکمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.
۸-خنده باعث تقویت یادگیری و تمرکز میگردد.
۹-خنده باعث کاهش تنش عضلانی میگردد. www.zibaweb.com
۱۰-خنده یک تمدد اعصاب و تکنیک تن آرامی رایگان و آسان است.
۱۱-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون کاهش می یابد(کمتر از حد طبیعی)
۱۲-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت کرده وتماس چشمی و فیزیکی بیشتر برقرار میکنیم.
۱۳-خنده باعث کاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها که در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سرکوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاکت های خون و افزایش فشار خون میگردند.
۱۴-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.
۱۵-خنده ممکن است به سرفه و سکسکه بیانجامد که باعث پاک شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.
۱۶-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد که از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میکند.
۱۷-خندیدن یک نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.۱۰۰بار خندیدن معادل ۱۵ دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث کاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اکسیژن رسانی در بدن میگردد.
۱۸-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شکم، تنفسی، صورت، پا و کمر میگردد.
۱۹-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.
۲۰-خنده با افزایش اکیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.
۲۱-خنده کوتاهترین مسیر میان دو فرد است.

چگونه شوخ طبع باشیم:
ناهمخوانی (با عقاید، تصورات)، غیر منتظره بودن، غافل گیر کننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصیت)، و تاخیردر درک (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگی میتواند فاکتورهای شوخ طبعی باشند.
چه نکاتی را باید هنگام شوخ طبعی رعایت کنیم:
۱-مطمئن گردید فردی که میخواهید با وی شوخی کنید شرایط و یا جنبه شوخی را داراست.
۲-با کسی شوخی کنید که با وی صمیمی و نزدیک میباشید.
۳-موقعیت اجتماعی را مد نظر قرار دهید (در دانشگاه، میهمانی و یا مراسم ترحیم).
۴-شوخی باید متوجه خودتان باشد و نه فرد دیگری.
۵-شرایط و موقعیت ها را دستمایه خنده قرار دهید و نه فرد و یا گروه را.
۶-سعی کنید با افرادی که از نظر سنی از شما بزرگتر هستند شوخی نکنید.
۷-در شوخ طبعی افراط نکنیدتا از وقار و شان شما کاسته نگردد

 

 

Page 4 of 512345


برچسب ها
اپل افطاری مجله ی زولیت قهوه کبد پرسپولیس زندگی بهتر کودکان فیلم موز لباس میگرن دندان داستان کوتاه سوپ جوش آرایش بدلیجات پیتزا انگشتر زیبا شکلات تلخ هویج طلاق سر درد بخش سلامت مجله ی ژولیت خودرو موبایل سیب روغن زیتون اخبار سرگرمی کودک شکر سکه مجله ی تفریحی جعفری اجتماعی منیزیم تروریست بازیگر زن ایرانی ادویه آرامش ویتامین c آب مشتری بیماری ماهی مریخ فضانورد خواب کالری شیر اخبار هنرمندان مجله ژولیت خواننده جوش شیرین انگشترنقره ترانه علیدوستی پوست سرطان سینه خستگی سردرد مینا آقازاده پزشکی گناه زولیت اخبار فوتبالی فشارخون فیتنس فناوری روز تلگرام کربوهیدرات سس ازدواج پیاده روی بازیگر طالع بینی عباس کیارستمی فوتبال داخلی بیماری قلبی شهاب حسینی مجله س تفریحی ژولیت زیورآلات به روز رمضان المپیک بیوگرافی جالبیجات اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت آشپزی اشعار مینا آقازاده تاریخ معاصر ایران مرغ روانشناسی کودک اینترنت گوجه فرنگی عسل اخباراقتصادی فلفل نقره جات پوکی استخوان رژیم لاغری گردنبند پیاز ناخن دسر کلسترول انگشترلطیفه نوزاد مو گردشگری پوست و مو رژیم غذایی روان شناسی اخبارهنرمندان پوست ومو فوتبال مواد غذایی بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی ویتامین یبوست لاغر شدن نوشیدنی چربی مطالب جالب فال و طالع بینی انگشتر سیب زمینی اکران فیلم وسینما افسردگی طب سنتی گوشت آنتی اکسیدان سبزیجات زنجبیل سایت تفریحی سرگرمی سلامت مو اخبار تکنولوژی فضا غذای اصلی فال روزانه دیابت فیبر داعش مجله سرگرمی ژولیت پروتئین فال لاغری روانشناسی چاقی کلسیم سايت مفيد و خبري بروزترين اخبار ايران و جهان سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي سلامتی اخبار ورزشی سلامت تخم مرغ سینما سرطان کارگردان علمی کاهش وزن اخبارسلامت استرس تغذیه تکنولوژی ناسا اخبار سیاسی آموزش آشپزی اخبار اقتصادی نجوم تناسب اندام کودک ورزش مجله ی تفریحی ژولیت سرگرمي بخش سرگرمي مجله ي ژوليت جالبيجات خنده جک اس ام اس اخبار سلامت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح هنر بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت فرهنگ zhuliet مجله ی ژولیت بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت ژوليت مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژولیت