مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روان شناسی بایگانی - صفحه 4 از 7 - مجله سرگرمی ژولیت

۲۹۸

 

استرس ریشه بسیاری از بیماری‌هاست و خیلی‌ها را اذیت می‌کند. حتی اگر کارتان را دوست داشته باشید هم گاهی وقتها کار کردن سخت می شود. اما چطور می‌توان این استرس را در سر کار به حداقل رساند؟

منفی‌بافی نکنید
روزتان را با تفکر مثبت شروع کنید. یک تکیه کلام مثبت برای اول صبح هایتان انتخاب کنید و هر روز صبح مدام همان را بگویید. حتما لازم نیست که جمله تان خیلی طولانی یا خاص باشد. می‌توانید  هر روز صبح بگویید، «خدایا به امید تو». ۱۰- ۱۵ دقیقه قبل از این که از تختواب بلند شوید، این افکار مثبت را در ذهن خودتان مرور کنید. ورزش کششی هم فراموش نکنید.
 
با استرس بجنگید
یک لیست از چیزها یا اتفاقات کاری که به شما استرس می دهد را جمع و جور کنید. این حس ها وقتی روی کاغذ می آیند، به طور عجیبی این قابلیت را پیدا می کنند که بتوانید درباره شان فکر کنید و برایشان راه حل پیدا کنید. یاد بگیرید که از منبع استرس یا مشکل فرار نکنید. چون اینطوری بالاخره یک روز خسته تان می کند و شما شکست می خورد. به جای این سعی کنید شما دست پیش را بگیرید و با استرس روبه رو شده، آن را از پا در بیاورید.

 

یاد بگیرید که از منبع استرس فرار نکنید با استرس روبه رو شده، آن را از پا در بیاورید

 

روی وظایفتان تمرکز کنید
شما قرار است یک کار خاص انجام داده، آن کار را به بهترین وجه انجام داده و بابت کارتان پول بگیرید. بابت کمک شما به دیگران – هرچند کار خوبی است – هیچ اجر مادی داده نمی شود. برای کمک کردن به دیگران حد و حدود قائل شوید. تا جایی به همکارانتان کمک کنید که اسمش کمک باشد، نه سواستفاده از مهربانی شما. اگر نمی توانید روی دوستان تان را زمین بیندازید، جایتان را عوض کنید و جایی دورتر بنشینید.
 
وظایف جدیدی را قبول کنید
گاهی وقتها آن قدر در کارمان توانمند شده ایم که حوصله مان از انجام دادنش سر می رود. انجام دادن یک کار یکنواخت، هرچقدر هم سخت یا مهم باشد، آدم را خسته می کند. با مسئول ارشدتان درباره مشکل خستگی تان گپ بزنید. بعضی از شرکت ها امکانات آموزشی خاصی برای کارمندانشان فراهم می کنند تا بتوانند در کارشان پیشرفت کرده یا موقعیت شغلی تازه ای را امتحان کنند.
 
مرخصی بگیرید
اگر احساس می کنید موقع کار یک جسم سنگین داغ توی جمجمه تان تکان می خورد، یعنی مرخصی لازم هستید. به یک سفر درست و حسابی بروید و از همکارانتان بخواهید که با شما هیچ تماسی در این دوران نگیرند. اگر نمی توانید یک یا چند روز مرخصی بگیرید، با یک مرخصی چند ساعته از فضای کار کمی فاصله بگیرید و در دنیایی که دوست دارید چرخ بزنید. در این چند ساعت هر نوع تماس کاری، حتی در صورت باریدن سنگ از آسمان ممنوع است.
 
سلامت باشید
هیچ چیزی از تندرستی تان مهمتر نیست. تا زمانی که تن و روان تان سالم نباشد، نمی توانید کار کنید. حالتان هم خوب نمی شود. در یک کلاس ورزشی ثبت نام کنید یا دست کم مدتی را برای دویدن و ورزش کردن در خانه یا هرجایی که صلاح می دانید، انتخاب کنید. رژیم خوراکی درستی را انتخاب کرده و با خیال راحت، تن درست و حال خوب به کارتان برسید.

منبع : khabaronline.ir
 

 

 

۲۹۶

 

آیا برای شما هم پیش آمده که مدام به یک نفر فکر کنید؟ مدام حرف ها و کارهای  او را مرور کنید و از آزارهایی که به شما رسانده، دلگیر شوید؟ زمانی که شریک زندگی، فرزندان یا دیگر افرادی که دوست شان داریم آزارمان می دهند، تا ساعت ها یا حتی روزها ذهن مان درگیر است. هنگام رانندگی، ظرف شستن یا حتی پیاده روی، تمام حرف ها و تصویرها در ذهن مان تداعی می شوند. ۵ ساعت، ۵ روز یا حتی ۵ هفته هم می گذرد اما آنها نمی گذرند.به راستی چگونه می توانیم کسی را از سرمان بیرون کنیم؟ چگونه می توانیم طور دیگری برخورد کنیم وقتی تمام تصاویر چون فیلمی در مقابل چشمان مان رژه می روند؟

البته ممکن است این موضوع تنها در مورد افراد نباشد. بلکه گاهی اتفاقی ناخوشایند هم می تواند تا مدت ها ذهن مان را درگیر خود کند. این افکار سمی هستند و نه تنها به روح بلکه به جسم ما نیز آسیب می رسانند. تحقیقات نشان می دهند که هورمون های منتشر شده از درگیری های ذهنی مدام، موجب بروز بیماری هایی چون سرطان، بیماری قلبی، افسردگی و خود ایمنی می شوند.

اگر بخواهیم فراموش کنیم اما نتوانیم چه؟
گاهی ما تمام تلاشمان را برای یک زندگی سالم می کنیم، غذاهای ارگانیک می خوریم، از مواد غذایی ناسالم می پرهیزیم، از مواد شیمیایی به ندرت استفاده می کنیم، سبزیجات می خوریم و… اما برای ذهن مان چه می کنیم؟ چگونه سموم را از افکارمان دور کنیم؟

در اینجا چند روش کوچک اما تاثیرگذار برایتان آورده ایم که با عمل به آنها می توانید در مقابل افکار منفی خود مقاومت و افراد و اتفاقات آزار دهنده را از سرتان بیرون کنید.

۱٫کمتر حرف بزنید، بیشتر منتظر بمانید
هنگام مشکلات سعی کنید به جای حرف زدن های مدام، به خودتان زمان دهید. با صبر خواهید دید که چگونه مشکلات از کنارتان به سادگی می گذرند. به زمان اعتماد کنید، او کارش را خوب بلد است.

۲٫صبر کنید و منتظر اتفاقات پیش رو باشید
ما همیشه دوست داریم که نسبت به آدمها و شرایط آزار دهنده، سریع عکس العمل نشان دهیم. به همین دلیل است که پس از مدت کوتاهی پشیمانی به سراغمان می آید. یک روان شناس بودایی می گوید: «وقایع آزار دهنده را تنها نگاه کن.»

۳٫خوتان را سرزنش نکنید
خودتان را برای اتفاقاتی که افتاده، سرزنش نکنید. سعی کنید از محیط هایی که شما را یاد گذشته تلخ تان می اندازد نیز دوری کنید. حرف هایی که شما شنیده اید یا بدی هایی که دیده اید، نتیجه یک سری اتفاقات بوده که حتی ممکن است سوتفاهمی بیش باشند. پس هیچ کس را برای نتیجه ای که به دست آمده سرزنش نکنید. روان شناسی می گوید: «اول آن اتفاق افتاد، بعد اتفاقی دیگر و پس از آن… به همین دلیل اتفاق نهایی نتیجه اتفاق های دیگر است.»

۴٫به فکر حل بزرگ ترین مشکل تان باشید
مهم نیست که چه اتفاقی برایتان افتاده است، بزرگ ترین مشکل، عصبانیت شماست؛ عصبانیتی که منجر به اتفاقات بد دیگر می شود. پس قبل از حل هر مشکل دیگری، به فکر عصبانیت خودتان باشید. ورزش کنید، مدیتیشن کنید، به پیاده روی بروید و هر کاری که شما را آرام می کند انجام دهید. این شمایید که نسبت به دیگران اولویت دارید.

 

اگر بتوانید بر خود و افکارتان کنترل داشته باشید در واقع فرصت رشد را به خودتان داده اید

 

۵٫در عصبانیت، تصمیم نگیرید
زمانی که شما عصبی و ناراحت هستید، نمی توانید به خوبی فکر کنید. به بیان دیگر، عصبانیت، ذهن را چروک می کند. پس اگر می خواهید که افکارتان روشن، واضح و خلاقانه باشد، آرام باشید.

۶٫به فکر درک کردن دیگران نباشید
از خودتان بپرسید که آیا دیگران به طرز فکر شما اهمیت می دهند؟ اگر کمی خوب فکر کنید می بینید که نظر شما هیچ اهمیتی برای آنها ندارد، پس وقت و انرژی خود را صرف درک کردن دیگران نکنید. اصلا شاید آنچه شما فکر می کنید، اشتباهی محض باشد.

۷٫افکارتان حقیقت ندارند
به فکرهایی که در سرتان است، اعتماد نکنید. زمانی که ما احساساتی چون تنش، ترس و عصبانیت را تجربه می کنیم، شرایط روحی و فیزیکی ما نیز دچار دگرگونی می شود و افکار و ذهنیات مان نیز اگرچه واقعیت دارند اما حقیقت خیر.

۸٫از طریق مشکلات، رشد کنید
وقتی که ما توسط افکار منفی خود حبس شده ایم، فکر کردن به اتفاقات ناخوشایند، رفتارهای آزاردهنده دیگران و قضاوت در مورد آنچه اتفاق افتاده، تنها عصبانیت ما را شدت می بخشد. در واقع مجموع آنچه رخ داده به همراه عکس العمل ماست که موجب آزردگی می شود. اگر بتوانید بر خود و افکارتان کنترل داشته باشید و دلیل احساساتی که تجربه می کنید یا بیابید، در واقع فرصت رشد را به خودتان داده اید. یک اتفاق می تواند علاوه بر نتایج منفی، نتایج مثبتی چون کسب کردن تجربه و رشد بیشتر نیز داشته باشد. پس از مشکلات برای روشن شدن چراغ سبز زندگی تان، نه قرمز، استفاده کنید.

۹٫ما جادوگر زمان نیستیم
پس از وقوع اتفاقات تلخ، ما مدام به دنبال راهی برای تغییر آنچه اتفاق افتاده می گردیم اما آیا قادریم گذشته را تغییر دهیم؟ خیر! ما جادوگر زمان نیستیم، پس خودتان را به خاطر آنچه گذشت، سرزنش نکنید و به جای آن تنها به حال و آینده  پیش رویتان بیاندیشید تا تجربه های قبل بار دیگر تکرار نشوند.

۱۰٫ببخشید، تنها برای خودتان
گاهی باید بخشید، نه برای دیگران بلکه تنها برای خودتان. این شمایید که بیش از هر شخص دیگری نیازمند گذشت و بخشش هستید. با بخشش، ذهن تان از آنچه برایتان آزاردهنده بوده خالی و فضا برای وقوع اتفاقات خوش باز می شود.

۱۱٫تصویرسازی کنید
هنگام عصبانیت، تصویرسازی کنید. اگر می خواهید افکار منفی از ذهن تان بیرون روند، به جای یادآوری بدی ها و تجزیه و تحلیل شان، یک آسمان آبی تصویر کنید. فکر کنید که در حال پرواز در آن آسمان یا شنا در بی کران آبی دریا هستید. بگذارید تخیلات تان شما را به هر کجا که می خواهند، ببرند. با این کار آرامش بیشتری را به دست خواهید آورد.

۱۲٫ ۹۰ثانیه به خودتان زمان دهید
برای آرامش ذهن، شما باید الگوهای بد ذهنی تان را بشکنید. برای این کار حدود ۹۰ ثانیه زمان لازم است. در طول این زمان ۱۵ مرتبه نفس عمیق بکشید و سعی کنید به فرد یا موضوعی که شما را آزار داده، نیاندیشید. مدیتیشن می تواند انرژی ها مثبت را به شما باز گرداند.

 

منبع: برترینها

 



۲۹۵

 

هنر تعریف کردن، فقط یک مهارت قدرتمند اجتماعی نیست، بلکه یکی از اساسی ترین مهارت هاست. درواقع لازم نیست کارشناس باشید تا بتوانید این کار را خوب انجام دهید. فقط کافی است صادق باشید.

 

تعریف و تمجید یکی از خارق العاده ترین اجزای یک زندگی اجتماعی است که اگر به درستی انجام شود، چنان انرژی مثبتی ایجاد کرده و اوضاع را رو به راه می کند که گویی معجزه اتفاق افتاده است. تعریف و تمجید، از توجه به موقعیت ها و تلاش های ارزشمند دیگران نشات می گیرد. از این رو نوعی هوشیاری و توجه به آن ها محسوب می شود.

باید توجه خود را نسبت به پیشرفت های خوبی که پیرامون ما اتفاق می افتد، افزایش دهیم. زمانی که موقعیت تحسین برانگیزی مورد توجه قرار می گیرد، باید به زبان آورده شود تا نه تنها کسانی که مورد تحسین واقع می شوند، بلکه خود ما هم که تحسین می کنیم، از آن سود ببریم؛ چون آنان متوجه می شوند برایشان ارزش قائل شده ایم؛ بنابراین تعریف و تمجید، قدرت زیادی در انگیزه دادن به استمرار تلاش افراد دارد و آن ها را وادار می کند برای جلب تحسین بیشتر از سوی دیگران، بیشتر تلاش کنند.

تحسین ها هدایای کوچکی از عشق هستند که مطالبه و گدایی نمی شوند و به فرد می گویند که تو ارزش توجه کردن را داشته ای. تحسین، هدیه قدرتمندی است، اما به شرطی کارساز است که بازتاب صادقانه ای از آن چیزی باشد که فکر می کنیم، نه چیزی که از روی ناچاری به زبان می آوریم، تعریف و تمجید اگر صادقانه نباشد، به شکست می انجامد و گوینده را در نظر دیگران غیرقابل اعتماد جلوه می دهد و موجب شک و تردید آن ها در مورد انگیزه انجام این کار می شود و همین مورد می تواند تمام یک رابطه را تضعیف کند.

هنر تعریف کردن، فقط یک مهارت قدرتمند اجتماعی نیست، بلکه یکی از اساسی ترین مهارت هاست. درواقع لازم نیست کارشناس باشید تا بتوانید این کار را خوب انجام دهید. فقط کافی است صادق باشید. درواقع تحسین، یکی از زیباترین ابزارهای کسب مهارت های اجتماعی بیشتر است؛ چون سود برگشتی آن فوری و فوق العاده است و با تقویت جریان گفت و گو موجب پیشرفت روابط می شود. از آنجا که تعریف و تمجید، جهان را مکان بهتری می کند، هر کسی باید بداند چگونه این کار را انجام دهد و در ضمن باید متوجه شود که هر چه خاص تر باشد، بهتر است.

تعریف و تمجید زمانی بهترین نتیجه را دارد که صریح باشد و اتفاقی نباشد؛ بنابراین لازم است فضایی را به آن اختصاص دهید و در قالب یک جمله بیانش کنید. تعریف و تمجید از ظاهر دیگران موجب راحتی و احساس خوشحالی آنان می شود. اما در موقعیت هایی که مسئله شکل ظاهری افراد نیست، عمل نمی کند. اینکه به همکارتان بگویید امروز خوش تیپ شده، همیشه خوب است، اما نه در جلسه ای که درباره برنامه ریزی استراتژیک سازمان یا چیز دیگری است.

متاسفانه بسیاری از خانم ها تعریف و تمجید را بی اهمیت می پندارند. شاید خودتان هم در چنین موقعیتی قرار گرفته باشید؛ مثلا یک نفر به شما می گوید: «امروز عالی شدی!» و شما می گویید: «ولی احساس می کنم امروز زشت شدم!» یا از لباستان تعریف می کنند و در جواب می گویید: «اوه، این لباس کهنه س، خیلی وقته دارمش!» یا کسی به شما می گوید: «امروز واقعا سخنرانی فوق العاده ای داشتی!» و شما این طور جواب می دهید: «همین طوری در عرض پنج دقیقه همه چیزو رو سر هم بندی کردم.»

درواقع چنین پاسخ هایی بلافاصله جو مثبت را نابود کرده و طرف مقابل را ضایع می کند. آن ها از اینکه به شما توجه کرده اند و درباره چیز به این بی ارزشی نظر داده اند، احساس حماقت می کنند؛ چرا که با این کار، قضاوت طرف مقابل را بی اعتبار کرده اید.

برای پاسخ دادن به تحسین دیگران یک راه وجود دارد و آن این است که با بزرگواری لبخند بزنید. هنر دریافت تعریف و تمجید از طرف دیگران درس بزرگی به ما می آموزد. این هنر به ما می گوید احساسات ما چقدر شخصی هستند و فقط خودمان از آن ها خبر داریم و لزوما قابل مشاهده برای تمام دنیا نیستند. اغلب جهان پیرامون ما از احساسات ما بی خبر است و خودمان نیز همین طور. اگر جو مثبتی را که با تحسین ایجاد می شود، بپذیریم، می تواند آن قدر قدرتمند باشد که احساسات خود ما را هم تغییر بدهد.

چرا تعریف شنیدن از تعریف کردن سخت تر است؟
بسیاری از ما با این باور بزرگ می شویم که بخشیدن، بهتر از گرفتن است؛ زیرا این عقیده از ما در برابر خودخواه بودند محافظت می کند. با آگاهی از نیازهای دیگران، احترام گذاشتن به احساسات آن ها و مسئول بودن در برابر کسانی که شانس کمتری در زندگی داشته اند، خودمان را از خودشیفتگی ای که در دنیای امروز جریان دارد، حفظ می کنیم.

اما این اولویت دادن به بخشش، معایب پنهانی نیز دارد. آیا برایتان دشوار است که از جانب دیگران عشق، اهمیت و تحسین دریافت کنید؟ آیا وقتی کسی تلاش می کند تا کلام محبت آمیزی به شما بگوید یا هدیه ای تقدیمتان کند، در سکوت به خودتان می پیچید یا به خودتان اجازه می دهید که از اعماق وجود این مهربانی و توجه و ارتباط را دریافت کنید؟

دلایلی که موجب می شود تعریف شنیدن از تعریف کردن سخت تر باشد، عبارتند از:
۱- مقاومت در برابر صمیمیت: پذیرفتن تحسین دیگران، ارتباط لحظه ای را به وجود می آورد.اولویت دادن به تحسین کردن در مقابل تحسین شنیدن، راهی است برای این که مردم را از خود دور نگه دارید و از قلبتان محافظت کنید. هر اندازه که از صمیمی شدن با دیگران می ترسیم، به همان اندازه خودمان را از دریافت هدیه یا تحسین دیگران منع می کنیم و در نتیجه از لحظه ارزشمند ارتباطی شیرین با آن ها محروم می شویم.

۲- از دست دادن کنترل: وقتی از کسی تعریف می کنیم، تحت کنترل هستیم. شاید به زبان آوردن یک کلام محبت آمیز یا خریدن گل برای کسی، آسان باشد، اما آیا می توانیم خودمان را در محاصره حس خوب ناشی از دریافت یک هدیه قرار بدهیم؟ پذیرفتن تحسین دیگران، ما را وادار می کند از آن بخش مستعد وجودی خودمان استقبال کنیم و هرچه بیشتر در این حالت بمانیم. برای دریافت هدایای ساده ای که هر روز به ما ارائه می شود، مانند تعریف و تمجید یا لبخند صمیمانه، آماده تر خواهیم بود.

۳- ترس از پیوندهای گذشته: وقتی تحسین دیگران با پیوندهای گذشته و بزرگ شدن ما از زمان کودکی همراه باشد، در دریافت آن معذب می شویم. ممکن است تنها زمانی تحسین شده ایم که به موفقیتی دست پیدا کرده ایم؛ مثل پیروز شدن در یک مسابقه ورزشی یا گرفتن نمرات خوب.

اگر احساس کنیم همان طور که بوده ایم، ما را نپذیرفته اند و فقط به خاطر پیروزی ها و موفقیت هایمان است که از ما تعریف می کنند، ممکن است در پذیرش تحسین دیگران احساس خطر کنیم؛ مثلا اگر پدر و مادر برای نمایش دادن به دیگران یا اینکه وانمود کنند والدین خوبی بوده اند، از ما تمجید کنند، ما تعریف و تمجید را سوءاستفاده تعبیر می کنیم؛ چون یادگرفته ایم که ما را نه به خاطر آنکه هستیم، بلکه به خاطر کاری که انجام داده ایم، دوست بدارند.

۴- خودخواهی: به ما یاد داده اند که اگر تعریف های دیگران را قبول کنیم، آدم خودخواهی هستیم و نیز زندگی بیشتر رنج بردن است تا شاد بودن. بهتر است خودمان را انکار کنیم و زیاد فضایی را اشغال نکنیم و پهنای لبخندمان کمتر باشد و در مجموع، توجه زیادی را به خودمان جلب نکنیم و در نتیجه این شرطی شدن، از اینکه تحسین دیگران را بپذیریم، خجالت می کشیم. حس کاذب خودشیفتگی، حق اینکه به خودمان اهمیت بدهیم و باور داشته باشیم بیشتر از دیگران شایستگی داریم، امروزه بسیار شایع شده است.

براساس تحقیقات، ثروت به راستی می تواند این حس کاذب را به وجود بیاورد. اما باید متوجه خطرات مخرب خودشیفتگی در مقابل دوست داشتن خود که بازتابی از حس خودارزشمندی و لذت بردن از شادی های زندگی است، باشیم. پذیرفتن تحسین دیگران با تواضع و قدرشناسی موجب تعادل و پرورش ما می شود.

۵- فشار برای جبران: ممانعت از پذیرش تحسین دیگران ممکن است حفاظت از خودمان باشد برای اینکه زیر دین کسی نباشیم. شاید به انگیزه طرف مقابل شک کنیم و از خودمان بپرسیم: «یعنی در عوض از من چه می خواهد؟» با این فرض که طرف مقابل با هدیه دادن یا تعریف کردن از ما قصد کنترل کردن یا فریب دادن ما را دارد، از خودمان در برابر هر گونه اجبار یا زیر بار منت او رفتن محافظت می کنیم.

 

تحسین، یکی از زیباترین ابزارهای کسب مهارت های اجتماعی بیشتر است

 

چرا بعضی ها از شنیدن تعریف و تمجید بیزارند؟
گرچه بیشتر مردم دوست دارند تعریف و تمجید بشنوند، اما عده ای از این تمجیدها ناراحت می شوند و از خود واکنش های عجیبی نشان می دهند؛ درواقع پرسش اینجاست که چه چیزی تعیین می کند یک فرد از شنیدن تعریف و تمجید لذت ببرد یا نه؟

تحسین و عزت نفس
اغلب، پذیرش تحسین دیگران از سوی ما بازتابی از عزت نفس خودمان و احساس عمیق ارزشمندی است که نسبت به خود داریم. گاهی تعریف و تمجید می تواند افراد دارای عزت نفس پایین را معذب کند، چرا که آن ها آنچه را که درباره خودشان می شنوند، از درون تکذیب می کنند.


درواقع اگر اعتقادمان این باشد که آدم ناخوشایندی هستیم، شنیدن تعریف و تمجیدهای دیگران درباره جذابیتمان باعث می شود احساس کنیم اصالت نداریم و به همین دلیل عصبی و ناراحت می شویم. اگر باور کنیم که باهوش نیستیم، زمانی که کسی با دست و دل بازی از هوش ما تعریف می کند، احساس می کنیم او به جای تعریف کردن از ما، دارد دستمان می اندازد!

برای افراد با عزت نفس پایین هر تعریف و تمجیدی از سوی شریک زندگی شان می توان آن ها را برای برآورده کردن توقعات همسرشان ،در حدی که لیاقت آن تعریف ها را داشته باشند، تحت فشار قرار دهد؛ چرا که اطمینان و اعتماد آن ها به خودشان کم است و می ترسند که نتوانند زیر بار این تلاش تاب بیاورند و نهایتا همسرشان را ناامید کنند؛ علاوه بر این، آنان تصور می کنند اگر نتوانند توقعات همسرشان را برآورده کنند، طرف مقابل از آن ها فاصله می گیرد یا رابطه شان به اتمام می رسد.

کسی که عزت نفس اندکی دارد، در نتیجه تمام این فشارها و اضطراب های درونی، به احتمال زیاد در برابر تحسین و تمجید همسرش از مکانیسم ناخودآگاه دفاعی استفاده می کند و درواقع تعریف کردن از این افراد تنها موجب خاموش شدن، فاصله گرفتن و انزوای بیشتر آن ها می شود؛ چرا که با این کار گمان می کنند می توانند ناخودآگاه سطح توقع همسرشان را پایین بیاورند؛ در حالی که نمی دانند با این کارها، نادانسته موجب همان اتفاقی می شوند که از آن می ترسیدند؛ چرا که همسرشان را ناامید و آزرده خاطر می کنند و با چنین حس ناخوشایندی، هیچ بازخورد مثبتی به او نمی دهند.

تعریف و تمجید و فرهنگ
درباره ارتباط نزدیک عزت نفس پایین و مقاومت در برابر تحسین دیگران، نباید غلو شود. افرادی که عزت نفس اندکی دارند، اغلب در برابر تعریف و تمجید دیگران راحت نیستند، اما یادمان باشد هر کسی که از این بابت معذب می شود، لزوما عزت نفس پایینی ندارد. در بعضی فرهنگ ها تعریف کردن از کودکان مرسوم بوده و در برخی دیگر، ابراز احساسات مثبت نسبت به بزرگ سالان پذیرفته شده است؛ به علاوه، افرادی که عزت نفس بالایی دارند نیز ممکن است تمجید و محبت بیش از اندازه را تحقیر کردن و کوچک شمردن خود تلقی کنند.

چگونه پذیرش خود را در برابر تعریف و تمجید دیگران بالا ببریم؟
براساس تحقیقات، وقتی فرد از همسرش با زبان دیگر تعریف می کند، طرف مقابل بهتر می تواند آن را بپذیرد و احساس مثبتی به خود پیدا کند.همچنین افراد با رعایت تکنیک های افزایش اعتماد به نفس، در برابر تعریف و تمجید مقاومت کمتری نشان می دهند.

 

منبع: مجله موفقیت

 

 

 

 

۲۹۳

 

برای هر انسانی در جهان، رسیدن به رویاها و آرزوهایش، توأم با شیرین ترین احساس موفقیت است. بزرگی میگوید: «رویاهایت را در چشمانت نگه ندار؛ زیرا همچون اشک جاری می شوند و فرومی ریزند؛

پس آن‌ها را در قلبت حفظ کن تا با هرتپش به یاد بیاوری که باید آن‌ها را به حقیقت تبدیل کنی.»

با بانویی قدرتمند آشنا می‌شوید که دل به رویاهایش سپرده و باتمام‌وجود اندیشه دوران کودکی و نوجوانی‌اش را به واقعیت تبدیل کرده است.

۵ گام مهم برای رسیدن به رویاهایتان:
گام اول: فهرستی از تمام خواسته‌هایتان تهیه کنید.


گام دوم: شور و اشتیاق رویاهایتان را بالا ببرید. توجه داشته باشید اگر آرمانی موجب تغییری در تپش قلبتان نشود، قطعا خواسته مناسبی نیست.

گام سوم: اگر اولین‌بار است این خواسته را می‌نویسید، مانعی وجود ندارد، اما اگر قبلا هم این رویا را در سر داشته‌اید و هنوز به آن نرسیده‌اید، از خود بپرسید که علت این ناکامی چه بوده است؟ پس یا در دوره‌های مهارت‌آموزی برای رسیدن به هدفتان شرکت کنید و یا از کسانی کمک بگیرید که امروز به خواسته مشابه شما رسیده‌اند.

گام چهارم: سعی کنید همیشه به بهترین روش‌ها فکر کنید و برای رسیدن به آرزوهایتان همین امروز قدمی بردارید.

گام پنجم: شهامت و جرئت خود را با هر شکستی از دست ندهید. یادتان باشد در دل هر حادثه‌ای که در مسیر رویاهایتان رخ می‌دهد، درسی نهفته است که لازم است آن را خوب بیاموزید.

از پروردگار مهربان می‌خواهم سال دیگر در همین روز تک‌تک شما عزیزان به آرزوهایتان رسیده باشید و رویاهایتان به خاطره‌ای شیرین تبدیل شده باشد و ایمان دارم که این امر محقق خواهد شد.

منبع: مجله موفقیت

 

 

bbiukl

 

به دست‌هایش نگاه کنید تا بفهمید چه بیماری‌هایی دارد .

به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا، در اولین جلسه آشنایی، تنها نازک‌کاری‌های شخصیت کسی که می‌خواهید با او زیر یک سقف بروید نیست که از چشم‌تان پنهان می‌ماند. شما نمی‌توانید مرد یا زنی که برای اولین‌بار در مقابل‌تان نشسته را خوب بشناسید و البته نمی‌توانید وضعیت سلامت جسمش را هم ارزیابی کنید. اما نگران نباشید. برخی بیماری‌هایی که ممکن است عمر این مرد یا زن زندگی‌تان را کوتاه کند را نه با آزمایش‌های پیچیده که تنها با نگاه کردن به دست‌هایش، می‌توانید بشناسید. نگاهی به دست‌هایش بکنید؛ به بند انگشت‌هایش، با آرامی یا لرزان بودن دست‌ها، خوب نگاه کنید. متخصصان می‌گویند بیماری‌هایی که شاید همسر آینده‌تان در جلسه معارفه نتواند از آنها برای‌تان صحبت کند یا حتی دردهایی که خود او هم از وجود‌شان خبر ندارد را می‌توانید با نگاه کردن به دست‌هایش شناسایی کنید 

انگشتش بلند است؟ 

 شاید آرتروز دارد 

به انگشت حلقه کسی که به خواستگاری‌اش رفته‌اید، نگاه کنید و با مقایسه کردنش با انگشت‌های دیگر پرده از راز پنهان یک بیماری بردارید. محققان می‌گویند زنانی که‌ انگشت حلقه‌شان بلندتر از انگشت سبابه‌شان است، معمولا دو برابر بیشتر از خانم‌های دیگر با خطر ابتلا به آرتروز در زانو روبه‌رو هستند. به گفته محققان، سطوح پایین استروژن می‌تواند دلیل تغییر اندازه انگشت‌ها شود و به چنین مشکلی منجر شوند. البته محققان می‌گویند زنانی که این ویژگی را دارند احتمالا روحیات مردانه دیگری هم دارند. مثلا توانایی ورزشی‌شان بالاتر است یا بیشتر پرخاشگری کلامی می‌کنند. براساس بررسی‌های انجام شده زنانی که انگشت اشاره آنها از انگشت حلقه‌شان کوتاه‌تر است، بیشتر احتمال دارد یک شغل سنتی مردانه مانند وکالت یا مدیریت صنعتی را انتخاب کنند. همچنین زنان دارای انگشت اشاره بلندتر ممکن است در کارهای کلیشه‌ای زنانه‌تری مانند پرستاری یا معلم کودکان ابتدایی مشغول شوند. از‌سوی دیگر، داشتن انگشت حلقه بلند برای مردها یک مزیت محسوب می‌شود. آقایانی که به‌خاطر بیشتر بودن سطح تستوسترون‌شان دچار این ویژگی می‌شوند، قدرت باروری بالاتر و البته رابطه بهتری با همسرشان دارند. اما اینجا هم یک جای کار می‌لنگد. این مردهای خوش‌مشرب و پرطرفدار بیشتر با خطر ابتلا به سرطان پروستات روبه‌رو هستند. اما محققان در بررسی‌های مختلفی دریافتند که بلند بودن انگشت حلقه به نسبت انگشت اشاره در مردها فایده‌های زیادی دارد. از نظر آنها مردهایی که چنین ویژگی دارند بیشتر برای رسیدن به ثروت و قدرت می‌جنگند، ‌در ورزش پیشرفت می‌کنند، شجاع‌ترند و پدرهای بهتری هم هستند. حالا قضاوت با خودتان؛ حاضرید با مردی که این همه ویژگی مثبت دارد اما ممکن است به سرطان پروستات دچار شود ازدواج کنید؟ البته یک نکته دیگر را هم فراموش نکنید. در این تحقیق‌ها مشخص شد افرادی که اندازه انگشت حلقه آنها مشابه انگشت اشاره باشد، وفادارتر از افراد دارای انگشت حلقه بلندتر هستند؛ به‌همین دلیل اگر به‌دنبال یک همسر وفادار و سر به راه می‌گردید و حاضرید قید جذاب بودنش را بزنید، یکی از افرادی که این ویژگی را دارند را انتخاب کنید. 

دست‌هایش می‌لرزد؟ 

شاید پارکینسون دارد 

دست‌های لرزان، می‌توانند عوارض مصرف برخی داروهای خاص مثل داروهایی که برای درمان آسم یا مشکلات روانشناختی ازقبیل افسردگی تجویز می‌شوند، باشند. اما همیشه نمی‌توانیم به این مشکل تا این اندازه خوش‌بینانه نگاه کنیم. گاهی آسیب بخشی از مغز یا وجود تومور مغزی می‌تواند چنین عارضه‌ای را ایجاد کند و گاهی هم ابتلا به بیماری‌هایی ازقبیل پارکینسون با چنین عوارضی همراه می‌شود. البته بیماری‌های روانشناختی یکی از رایج‌ترین دلایل لرزیدن دست‌ها هستند. 

ناخن‌هایش رنگ عوض کرده؟  

شاید سرطان پوست دارد 

یک پژوهش هندی نشان می‌دهد که تغییر رنگ ناخن‌ها می‌تواند نشانه ابتلا به بیماری‌های کلیه باشد. تغییراتی که در ترشح هورمون‌های مختلف ایجاد می‌شود باعث این تغییر رنگ می‌شود و البته افراد کم‌خون هم اغلب ناخن‌هایی رنگ پریده دارند. اما اگر دیدید که فرد مقابل‌تان نیمی از ناخنش سیاه است یا اینکه نوارهای رنگی عمودی زیر بستر ناخن‌هایش ایجاد شده، می‌توانید احتمال ابتلایش به سرطان پوست از نوع ملانوم پنهان را هم در‌نظر بگیرید.

 دست هایش جان ندارد ؟شاید قلبش خوب نمی تپد

افرادی که دست‌های ضعیف دارند و قبل از رساندن یک‌بار به مقصد بارها آن را به زمین می‌اندازند، ممکن است به بیماری‌های قلبی دچار باشند. محققان در بررسی‌هایی ثابت کرده‌اند که ضعیف و بی‌جان دست دادن یکی از نشانه‌های ابتلا به بیماری‌های پنهان قلبی است. از طرف دیگر سردی پاها هم می‌تواند گویای بدکارکردی قلب خواستگار‌تان باشد. برخی بررسی‌ها نشان می‌دهند بیماران قلبی ممکن است به‌خاطر اختلال در گردش جریان خون که در صورت طولانی شدن قلب‌شان را بیمار می‌کند، دچار سردی انگشتان پا شوند. در صورتی که این سردی با کبودی هم همراه باشد، این افراد باید فورا به متخصص مراجعه کنند. بی‌بی‌سی نوشته است یک تحقیق نشان می‌دهد بین کاهش قدرت دست هنگام گرفتن اشیا و مرگ به‌خاطر برخی بیماری‌ها، هم علل قلبی (سکته قلبی) و هم غیر‌قلبی ارتباط وجود دارد و این احتمال در تمام کشورها و طبقات اقتصادی و اجتماعی یکسان است. از نظر پژوهشگران هر چه سرعت کاهش قدرت دست بیشتر باشد احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های مختلف بالا می‌رود. برای مثال هر پنج کیلو کاهش، احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های مختلف را ۱۶درصد و احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های قلبی و غیرقلبی را ۱۷درصد (سکته قلبی ۷درصد، سکته مغزی ۹درصد) افزایش می‌دهد.

دست‌هایش عرق کرده؟

 شاید به  اختلال تیروئید  مبتلا  ست

اگر فردی که به خواستگاری‌اش رفته‌اید، دست‌هایی خیس از عرق دارد، می‌توانید احتمال مضطرب بودنش را به ذهن‌تان راه دهید اما اضطراب تنها عاملی نیست که دست‌ها را خیس عرق می‌کند. محققان می‌گویند افرادی که در آستانه یائسگی قرار دارند، با چنین شرایطی روبه‌رو می‌شوند و اگر کسی که برای ازدواج انتخاب کرده‌اید دچار چنین علامتی است، نباید احتمال ابتلایش به یائسگی زودرس را از سرتان بیرون کنید. گذشته از این، محققان می‌گویند این افراد گاهی هم از اختلالات در کارکرد غده تیروئید رنج می‌برند. پس اگر در روز آشنایی با فردی با دست‌های خیس مواجه شدید، به او پیشنهاد دهید که به یک متخصص غدد مراجعه کند. البته بعید نیست که چنین پیشنهادی در یک قرار عاطفی، با خشم او و طرد کردن‌تان همراه شود.

اثر انگشتش مارپیچ است؟

 شاید فشار‌خون دارد

شاید درخواست ارائه اثر انگشت در روز خواستگاری، در‌خواستی عجیب، غیرمعمول و حتی برخورنده به‌نظر برسد اما بد نیست بدانید که اثر انگشت افراد می‌تواند احتمال دچار بودن‌شان به فشارخون بالا را ارزیابی کند. به گفته محققان، کسانی که اثر انگشت‌شان مارپیچ است، دو برابر بیشتر از افرادی که اثر انگشت‌شان شبیه حلقه یا قوس‌دار است به بیماری فشارخون دچار می‌شوند. چنین اثر انگشتی به‌خاطر تغییراتی که در زمان جنینی اتفاق افتاده ایجاد می‌شود و همان تغییرات باعث می‌شوند که فرد در مراحل بعدی زندگی‌اش دچار بیماری نوسان فشارخون شود.

 

 

بی‌خوابی نیمه‌شب برای هر کسی در مقاطعی از زندگی رخ می‌دهد. در واقع باید گفت این مسئله، یک واکنش مناسب و طبیعی نسبت به استرس است.

این سناریویی شایع است که حتما برایتان پیش آمده: وقتی زمان خواب فرامی‌رسد به راحتی می‌خوابید اما ساعت ۲ یا ۳ صبح یک‌باره از خواب بیدار می‌شوید. بعد از نیم ساعت یا بیشتر خیره شدن به سقف دوباره خوابتان می‌برد. این بی‌خوابی نیمه‌شب برای هر کسی در مقاطعی از زندگی رخ می‌دهد. در واقع باید گفت این مسئله، یک واکنش مناسب و طبیعی نسبت به استرس است.
اما برای تعداد قابل‌توجهی از مردم، این مسئله می‌تواند نوعی بیماری مزمن باشد. در واقع، این نوع بی‌خوابی یکی از شایع‌ترین انواع بی‌خوابی بوده به نحوی که از مشکلاتی که در شروع خواب برایتان پیش می‌آید، شایع‌تر است.
تحقیقات نشان می‌دهد حدود ۳۰ درصد از افراد بزرگسال در آمریکا در سال دچار اَشکال مختلفی از بی‌خوابی می‌شوند. در کل بی‌خوابی مزمن به این شکل تعریف می‌شود: داشتن مشکل در خوابیدن حداقل سه روز در هفته و به مدت سه ماه یا بیشتر.
مشکلات مزمن خوابیدن اغلب با تشویش و استرس مرتبط است. زود بیدار شدن هم اغلب با افسردگی پیوندی نزدیک دارد. عامل هر نوع بی‌خوابی می‌تواند بروز اختلال در ریتم شبانه‌روزی بدن باشد، که در آن بین ساعت بیولوژیکی بدن و ساعت طبیعی خواب، اختلال و اختلاف ایجاد می‌شود.
برخی بیماری‌ها مانند وقفه تنفسی خواب، درد مزمن و یا بیماری ریفلاکس معدی‌روده‌ای می‌تواند مسبب بیداری‌های نیمه‌شب شود. افراد میان‌سال بیشتر عادت دارند نیمه‌شب بیدار شوند. گرُگرفتگی ناشی از یائسگی و برخی بیماری‌های پروستات می‌تواند مسبب تکرر ادرار شده و فرد را مجبور کند تا نیمه‌شب به توالت برود.
بهترین روش برای پیشگیری از بی‌خوابی نیمه‌شب و تبدیل آن به مشکلات مزمن بسیار ساده است: «هیچ». در رخت‌خواب نمانید. چرت نزنید. شب بعد زود به تخت‌خواب نروید تا همه‌چیز به خوبی پیش برود.
منبع: thehealthsite

 

 

 

کارشناس روانشناسی گفت:افسردگی یک بیماری قابل کنترل و درمان است و با مراجعه به پزشک و گذراندن مراحل درمانی می توان به طور کامل بهبود یافت.

به گزارش سفیر افلاک؛ به نقل از بازتاب گهر؛ همه ی ما انسان ها گاهی دچار حالت افسردگی و ناامیدی می شویم و با بروز کوچکترین مشکل در رابطه با اطرافیان،زندگیمان از حالت طبیعی خارج شده و شوکه می شویم،گریه می کنیم،بدخلق و مضطرب می شویم و بعد از چند روز مجدد به حالت طبیعی بر میگردیم و زندگی عادی را از سر شروع می کنیم.

یوسف ارجمند کارشناس روانشناسی در خصوص افرادی که دچار این نوع سردرگمی و اختلال می شوند به خبرنگار ما می گوید: این حالت معمولا بعد از چند روز از بین می رود و نمی توان نام آن را بیماری افسردگی نامید چرا که بیماری افسردگی حداقل چند روز طول می کشد و تأثیرات بسیار زیادی بر جسم و روح فرد می گذارد و ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی افراد را با مشکلات جدی تهدید کند.

افسردگی قابل درمان است

نباید فراموش کرد که افسردگی یک بیماری قابل کنترل و درمان است و با مراجعه به پزشک و گذراندن مراحل درمانی می توان به طور کامل بهبود یافت.

کارشناس روانشناسی با اشاره به درمان ۹۰ درصد از مبتلایان به بیماری افسردگی با مراجعه به پزشک می گوید: پزشکان متخصص در این امر از اطلاعات بسیار زیادی برخوردار هستند که می توانند در تشخیص و درمان بیماری،از طریق تجویز قرص، روان درمانی، مشاوره و یا تکنیک های تمدد اعصاب نگرانی فرد مبتلا شده به افسردگی را رفع کنند.

افزایش افسردگی در ۴۰ سال اخیر

میزان افسردگی در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است و گاهاً این افزایش به پیامدهای زندگی انسان ها بر میگردد که چگونه زندگی می کنند و در برخی افراد فشار و استرس روحی ناشی از مشکلات زندگی نهایتاً در چند هفته منجر به افسردگی می شود.

ارجمند در خصوص عواملی که زندگی افراد را در تنگنای روحی قرار می دهد می گوید: طلاق، جنایت، خیانت، بیکاری و ساعت طولانی کار در برخی افراد تنها تعدادی از فاکتور هایی هستند که فرد افسرده را در تنگنای روحی قرار می دهد.

وی در ادامه می گوید: در ایران آمارها نشان می‌دهند که نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ درصد از مردم دچار افسردگی هستند و از این تعداد بیش از هفت درصد یعنی بین ۴ تا ۶ میلیون نفر به افسردگی مزمن اما قابل درمان مبتلا هستند.

علائم افسردگی

علائم روانی و افسردگی شامل حالت اندوه و یا اضطراب می باشد در حالی که علائم جسمی ممکن است شامل بی خوابی و کاهش وزن شود.

کارشناس روانشناسی در این خصوص گفت: در بیماری افسردگی،حالت گرفتگی و ناامیدی بسیار شدیدتر از زمانی است که فرد هنگام یأس و بی حوصلگی احساس می کند.در این بیماری، فرد دچار احساس اندوه مداوم،پوچی و ترس و کمبود می شود.

علائم روانی*

افسردگی و ناامیدی،بی علاقه بودن به چیزهایی که قبلا به آنها علاقه داشته اند،اضطراب،بی تفاوتی عاطفی،تفکرات افسرده کننده،مشکلات مربوط به حافظه و تمرکز حواس،توهم،تحریک به خودکشی

علائم جسمانی*

بدخوابی،کم تحرکی روحی و جسمی،افزایش یا کاهش اشتها،افزایش یا کاهش وزن،بی میلی جنسی،خستگی،نا منظم شدن عادت ماهیانه،یبوست

بی تفاوتی عاطفی

برخی از افراد که به افسردگی حاد مبتلا هستند،اظهار می دارند که به کلی عواطف خود را از دست داده اند و این حالت یکی از ناراحت کننده ترین علائم افسردگی است،چرا که فرد احساسی ندارد،نمی تواند گریه کند و حس می کند اشکی برایش نمانده است و گاهی ممکن است خود را جزئی از جهان نداند زیرا فکر می کند هیچ احساسی ندارد و ممکن است از نزدیک ترین افراد زندگی مانند همسر،خانواده و بچه ها دوری کند و هیچ احساسی نسبت به آنها نداشته باشد.

کمک هایی که بیمار میتواند برای بهبود خود انجام دهد

یوسف ارجمند در پایان با ارائه راهکارهایی که بیمار میتواند از طریق آن به خود کمک کند گفت: در افسردگی خفیف شخص می تواند از اقدامات خودیاری به خوبی بهره مند شود،اما وقتی بیماری او شدید تر شود باید بعنوان بخشی از برنامه درمانی خود با پزشک مشورت کند.

آمادگی برای رویارویی با مشکلات،فراقت از کار،مشورت با دیگران،تغییر سبک زندگی،تماس با سازمان ها،مراقبت از خویشتن،کنترل فشار روانی و حفظ آرامش و استفاده از داروهای مکمل برخی از کمک هایی است که خود فرد می تواند برای بهبود بیماری انجام دهد.

 

 


تحقیقات نشان می‌دهد جر و بحث و بگومگو در روابط زناشوئی، می‌تواند به بروز مشکلاتی برای سلامت بدن، مانند افزایش فشار خون یا خطر بروز بیماری‌های قلبی-عروقی و دردهای عضلانی منجر شود. گفته می‌شود که عواطف و احساسات ما بر سلامتی مان اثر می‌گذارد، خصوصا زمانی که احساساتمان منفی یا خیلی شدید باشد.

محققان دریافتند، در زوج‌ها، خصوصا در شوهرهایی که هنگام جر و بحث سرشار از خشم و عصبانیت می‌شدند، نسبت به زوج‌هایی که آرامش بیشتری داشتند، خطر بروز علائم عروقی مانند درد سینه یا فشار خون بالا در سنین بالاتر بیشتر دیده شد؛ آن دسته از افرادی که چندان وارد بحث و بگومگو نمی شوند، نسبت به سایرین بیشتر در معرض تشدید مشکلات عضلانی مانند کمردرد و گردن‌درد قرار دارند.
این مجادله ها طبیعی است اما گاهی افراد مدام در بحث و جدل هستند. طوری که این بحث ها پایان ندارد. اگر شما و همسرتان بیشترین وقت خود را به مشاجره و جدل می‌گذرانید، شاید بهتر باشد نگاه دقیق‌تری به علت و دلیل این برخوردها داشته‌باشید.

برای دستیابی به توافق گفت و گو کنید

‌عفو و بخشش از توصیه‌های دینی است که در قرآن به آن تاکید شده و خدا از بندگانش می‌خواهد اگر کسی به شما بدی کرد، شما با نیکویی و مهربانی جوابش را بدهید

پول، کار، روابط زناشویی، بچه‌ها، و کار در خانه،  مواردی هستند که معمولاً بین زوج‌ها به صورتی ناهنجار، مشاجره بر‌انگیزند. بیشترین برخوردها به دلیل اختلاف نظر نسبت به مسائل پیش می‌آید. ولی با قدری صبر  و خویشتن‌داری، و با به‌کارگیری مهارت‌های مهم‌ارتباطی، شما قادر خواهید بود برای دستیابی به توافق، به جای جدل گفتگو کنید.

جریانی از گذشته تا امروز

گاهی اوقات مردم به این نکته می‌رسند که با اختلافاتی روبه‌رو هستند که بیشتر، آنها را با گذشته درگیر می‌کند تا با حال. احساس عدم پذیرش از سوی دیگران، یا احساس مورد خیانت واقع شدن، در دوران کودکی می‌تواند دیدگاه‌ها و احساساتی را در فرد ایجاد کند که باعث فشار ناخودآگاه همسران به یکدیگر، بی‌‌ هیچ نوع واقع‌گرایی می‌شود.
برای مثال همسری که پدر و مادرش او را به صورت ناگهانی در دوران کودکی ترک کرده‌اند، ممکن است خود را در یک سفر شتاب‌زده سودمدارانه بیابد که در واقع در آن هیچ چشم‌انداز روشن، قابل اطمینان و ارزشمندی از آینده متصور نیست.

طوفانها از کجا شکل می گیرد؟

اگر موضوعات مهم اختلاف‌برانگیزی در روابط شما و همسرتان وجود دارد که معمولاً به طوفان منجر می‌شود، شما باید دیدگاه خودتان درباره این موضوعات و اینکه آنها چرا و چطور منجر به معضل می‌شوند را بیشتر توضیح دهید. اگر این کار را نکنید، این اتفاقات در آینده می‌توانند تبدیل به بمب شوند.
این موضوعات مهم شامل مواردی مثل فراموش کردن روز تولد، یا زمانی می‌شود که شما احساس کرده‌اید همسرتان به شما توجه و  تعلق ندارد.
اغلب این موارد نمایانگر سلسله برخوردهایی‌است که باعث سلب اعتماد شما از همسرتان شده‌است. مانند یک مورد توجه خاص او به دیگری، و یا زمانی که صمیمیت و روابط عاطفی او با شما به طور جدی مخدوش می‌شود.
درست است که شما باید مشکلات قدیمی را در روابط خود زیاد مطرح نکنید، و از طرح آنها چشم‌پوشی کنید اما باید در طرف مقابل‌تان هم، اطمینان به‌وجود آورید که این مشکلات واقعاً از بین رفته‌اند.

جدال بر سر نیازهای واقعی

زوج‌ها معمولاً از موضوعاتی مانند پول، روابط زناشویی   یا کار در خانه، برای برخورد و جدل در مورد نیازهای عمیق‌ترشان، در ارتباطات خود استفاده می‌کنند. برای مثال، معمولاً بحث و جدل از سوی کسی بالا می‌گیرد که باید در جای مشخصی، مسئولیتی را بپذیرد و در این موقعیت قدرتی به‌دست آورده‌است.
در این‌باره می‌توان به موارد اختلاف‌برانگیزی اشاره کرد که مربوط به کار خانه می‌شود. در این موارد عموماً نیازهای بی‌پایان همسر برای کسب احترام و ارزش مورد توجه قرار نمی‌گیرد. معمولاً بحث و جدل‌ها درباره این است که چگونه باید روابط زناشویی داشت، در مورد احساس دوست‌داشته‌شدن، و مورد توجه و مراقبت قرار داشتن و نیازهای عمیق‌تر برای ایجاد ارتباط عاطفی‌است.

راهی برای ابراز احساسات

برای برخی از زوج‌ها بحث و جدل واقعاً می‌تواند نقش مفیدی ایفا کند. شاید این مقوله تنها در حالتی اتفاق افتد که آنها بخشی از احساس‌های‌شان را ابراز کرده‌اند. این مسئله ممکن‌است همچنین باعث ایجاد هیجان در ارتباط زوج‌ها شود و یا راهی برای کسب توجه باشد.
بحث و جدل می‌تواند به دلیل لذتی که شکل دادن این احساسات و برخورد توجه‌برانگیز ایجاد می‌کند و همچنین به‌دلیل راهی که از این طریق برای ابراز عشق‌تان به یکدیگر هموار می‌کنید ارزش‌آفرین باشد.
به جای جدل، بیشتر با او گفتگو کنید 
اگر شما به روابط خود با همسرتان توجه خاص دارید و تلاش می‌کنید به جای جدل، بیشتر با او گفتگو کنید، یا برای همسرتان یک دوست مورد اعتماد باشید، می‌توانید با یک مشاور برای بهبود روابط خود صحبت کنید. 

توصیه‌هایی برای زوجینی که با هم جدل می‌کنند

اگر خدای نکرده دلخوری و ناراحتی‌ای پیش آمد و زن و شوهر با هم قهر  کردند  آن وقت وظیفه طرفین دعوا چیست؟اسلام توصیه‌های کاربردی زیادی در این خصوص دارد. تاکید شده حتما همسران برای آشتی پیشقدم شوند تا هم فضای خانواده گرم و صمیمی باقی بماند و هم خطا تکرار نشود.

پول، کار، روابط زناشویی، بچه‌ها، و کار در خانه،  مواردی هستند که معمولاً بین زوج‌ها به صورتی ناهنجار، مشاجره بر‌انگیزند. بیشترین برخوردها به دلیل اختلاف نظر نسبت به مسائل پیش می‌آید

لذتی که در بخشش هست… 

‌عفو و بخشش  از توصیه‌های دینی است که در قرآن به آن تاکید شده و خدا از بندگانش می‌خواهد اگر کسی به شما بدی کرد، شما با نیکویی و مهربانی جوابش را بدهید. این قاعده بیشتر از هر کسی در مورد زندگی‌های خانوادگی صدق می‌کند. آنجا که خدا در آیه ۹۶ سوره مومنون می‌فرماید: «بدی را به بهترین شیوه دفع کن و پاسخ بدی را به نیکی بده». 
پس وقتی زن یا مردی از همسرش خطایی دید یا با او دچار اختلاف شد، باید به‌جای جار و جنجال و مشاجره با او‌، با مهربانی و خوش‌رفتاری برخورد کند تا نه‌تنها صلح و دوستی در خانواده حاکم باشد بلکه راه خطا و آزار بعدی هم بسته شود. از سوی دیگر خدا در آیه ۱۹ سوره مبارکه نساء شیوه برخورد صحیح با زنان را به مردان آموزش داده و فرموده: «با زنان به‌طور شایسته رفتار کنید». یعنی مرد در برابر همسرش نه‌تنها راه دعوا و مشاجره در پیش نگیرد بلکه با او با مهربانی و مدارا رفتار کند.
در احادیث نقل شده از ائمه معصوم (ع) موارد متعددی درباره نحوه برخورد مردان و زنان با همسر و تلاش برای آشتی کردن نقل شده. به‌عنوان مثال در کتاب «غررالحکم و دررالکلم» نوشته شده که امام علی‌(ع) فرموده: «‌بر شماست پیوستن و موافقت و دوستی کردن. بپرهیزید از بریدن و ترک کردن و قهر کردن از یکدیگر». این مورد به‌خصوص درباره زن و شوهر به‌دلیل زندگی مشترک آنها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و لازم است که در زندگی‌های خانوادگی به این نکته توجه شود. 

 پیامبر‌ (ص)چه فرموده؟ 

اسلام مثل همیشه راه نجات را به روی زنان یا مردانی که از قهر کردن و جدایی عاطفی از یکدیگر رنج می‌بردند باز کرده تا فضای خانواده‌ها با جنگ و جدل بین زن و شوهر ناآرام نشود بلکه صلح و آشتی در خانواده به ‌وجود آید و هر یک از زن و شوهرها برای آشتی کردن و گفت‌و‌گو با همسر از دیگری پیشی بگیرد. 
به برکت اسلام و به لطف حضور پیامبر گرامی اسلام‌(ص) دوران قهرهای مداوم و بی‌دلیل مردان از همسرانشان تمام شد و دیگر مردان اجازه نداشتند با هر بهانه‌ای با همسر خود قهر کرده و او را از خود دور کنند. البته این اتفاق مبارک ابتدا در مدینه روی داد و بعد از آن بود که زنان مکه هم وقتی آزادی و رهایی زنان مدینه را دیدند، خواستند فرهنگ اسلام به خانه‌های آنها هم برسد. 


منابع: سلامت نیوز، همشهری آنلاین، همشهری آیه

 

وقتی از افسردگی سخن به میان می آید، تصویری از یک نوع بیماری عاطفی ـ روانی تداعی می شود. افسردگی، یکی از بیماری های شایع عاطفی است که موجب عدم لذت بردن از زندگی می شود. در واقع، فرد افسرده، دچار یک نوع عذاب روحی ای می شود که بر روابط اجتماعی و شخصی وی اثر منفی می گذارد و گاهی اوقات نیز

برگشت ناپذیر است.

بی حوصله بودن، پکر بودن، دَمَغ بودن، شکایت از خود، خودارزیابی پایین و در نتیجه، رفتارهایی از قبیل: گریه زیاد، خُلق اندوهگین، به فکر فرورفتن، خواب های آشفته دیدن، همچنین بی اشتهایی یا پرخوری و… از علائم ظاهری افسردگی به شمار می روند.

نوشتار حاضر، در صدد جواب دادن به این سؤال است که: چه عواملِ فکری و رفتاری ای زمینه ساز افسردگی است؟ افسردگی چه نشانه هایی دارد؟ راه کارهای عملی و فکری در درمان افسردگی چیست؟ به این امید که این مقاله، گامی هرچند کوتاه در جهت شناخت و درمان این اختلال برداشته باشد و جوانان و نوجوانان را در جهت پیشگیری و در نتیجه، «شاد زیستن» راهنمایی کند.

درباره عوامل فکری ای که منجر به بیماری افسردگی می شود تاکنون بحث های زیادی شده و روان شناسان و مشاوران، نکات مهمّی را یادآوری نموده اند؛ امّا آنچه در این جا به آن پرداخته می شود تنها بخشی از این عوامل است.

همان طور که می دانیم ناکامی ها و محرومیت ها در کودکی تا انزوای اجتماعی در بزرگ سالی، در دامنه این اختلال قرار دارد. بدین معنا که تراکم رویدادهای منفی و سرخوردگی ها موجب افزایش افکار بدبینانه به جهان می شود که این افکار، به کاهش فعالیت، تصویر منفی داشتن از خود و میل به خودکشی، منجر شده، زمینه افسردگی را فراهم می کند.

نکته ای که درباره عوامل زمینه ساز افسردگی، دارای اهمیّت است ناآگاهانه بودن این افکار است؛ به عبارت دیگر، گاهی ممکن است در بعضی از زمینه های زندگی، حتی بدون آن که خودمان آگاه باشیم دارای افکار بیمارگونه یا تحریف شده ای هستیم که مستقیما در روند زندگی، احساس، و خُلق و خوی ما نیز اثر می گذارد که شناسایی این افکار مخرّب و تحریف شده (که در بسیاری مواقع، زمینه ساز افسردگی اند)، راه نجات از افسردگی است.

عوامل رفتاری

از جمله عوامل رفتاری ای که می تواند موجب بروز این اختلال شود عبارت اند از: عدم برنامه ریزی صحیح برای زندگی و پراکنده کاری، شرکت نکردن در اجتماعات و مراسم گروهی، عدم کوشش در جهت دوستیابی، از دست دادن فرصت های طلایی، کم کاری و کُندکاری و پرخوابی که ناشی از تنبلی مفرط است، و قطع رابطه با دوستان و آشنایان و خویشاوندان و… .

با توجه به مطالب یاد شده، نکته مهمّی که در فرایند شکل گیری بیماری افسردگی باید بدانیم، این است که چون افسردگی، نتیجه تعاملات مرضی و بیمارگونه فکری و رفتاری و تجربیات تلخ دوران کودکی و ناکامی های دوران زندگی است، پس نقش والدین در ایجاد پایگاه آرام و ایمن برای کودک و مراقبت های ویژه در دوران نوجوانی و جوانی، و همچنین تنظیم و کنترل افکار و رفتار و حلّ تعارضات و عقده ها، کنار آمدن و رفع نگرانی ها توسط خود فرد و در صورت عدم توانایی فرد، توسط مشاوران و روان درمانگران، گامی بلند در جهت پیشگیری از این بیماری خطرناک خواهد بود.

شناخت افسردگی

نشانه شناسی افسردگی در خلال تحوّل، متغیّر است. این تغییرپذیری از یک سو به عوامل تحوّلْ وابسته است و از سوی دیگر، بر ناهمگرایی هایی گسترده دیدگاه های متخصّصان . تاکنون درباره نشانه های افسردگی در کتاب ها و مجلات و رسانه های ارتباط جمعی جهان، مطالب گوناگونی نقل شده است، اما با توجه به تعاریف یاد شده از افسردگی، توجه به این نکته، مهم است که افسردگی، اقسام متفاوتی دارد، ولی آنچه در این جا به عنوان نشانه های افسردگی مطرح می شود، افسردگی عمومی است.

نشانه های کلی افسردگی و حالات مختلف شخص افسرده را می توان از چند جهت، مورد بررسی قرار داد:

الف ـ از جهت رفتار: بدون نیرو، خمیده، بدون تنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، ساییدن دست ها به یکدیگر، و حالت چهره این افراد: غمگین، نگران، آویزان بودن گوشه های دهان، چین های عمیق، بی حالتی یا متغیّر و تنیده بودن چهره، شیوه حرف زدن آهسته، یکنواخت و کند، کاهش عمومی فعالیت تا حد بُهت زدگی، تغییرات اندک در سطح فعالیت، و وجود مشکلات زیاد در حلّ مسائل زندگی روزمره.

ب ـ از جهت هیجانی: احساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی، ناامیدی، فقدان رهاشدگی، تنهایی، گناه کاری، خشم، اضطراب و نگرانی، و بی احساسی یا احساس فاصله در برابر جهان پیرامون.

ج ـ از جهت زیستی (طبیعی): ناآرامی درونی، تحریک پذیری احساس آرامش در خلال روز، حساسیت نسبت به تغییرات جوّی، کاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتی های نباتی، سنگینی سر، دردهای معدوی، اختلال های هضمی، فشار خون و کمبود آهن.

د ـ از جنبه شناختی: داشتن بازخورد (دیدگاه و برداشت) منفی نسبت به خود (شخص خود، استعدادها و ظاهر خود) و نسبت به آینده (مثل تصور یک راه بن بست، و یک آینده تاریک)، بدبینی و انتقاد از خود، عدم اطمینان نسبت به خود، خودْبیمارپنداری، فقدان تخیّل، کندی فکر، مشکلات تمرکز، نشخوار فکری ادواری، انتظار تنبیه و فاجعه، افکار هذیانی، مانند ارتکاب گناه، بی کفایتی، سطح خواسته های نامنعطف، افکار منفی درباره زندگی بی نتیجه و بی هدف، و افکار خودکشی.

ه ـ از جنبه انگیزشی: انتظار شکست، کناره گیری و اجتناب از مسئولیت های خود، احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواسته های دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، و کناره گیری تا حدّ میل به خودکشی یا افزایش وابستگی به دیگران.

با توجه به اوصاف یاد شده، افسردگی، قابل شناسایی و کنترل است؛ اما گاهی از نظر شدّت به درجه ای می رسد که فرد، قادر به کنترل آن نیست و نیاز به مراجعه به کلینیک های روان شناسی و مشاوره است. اما در پایان، رهنمودهایی در جهت درمان و بهداشت روانی افراد افسرده ارائه می شود. به امید آن که تمام انسان های روی کره زمین، بدون دغدغه روانی و جسمی، «شاد» زندگی کنند.

رهنمودهایی در جهت درمان

در درمان افسردگی روش های مختلف شناختی، رفتاری، دارویی و… وجود دارد که در این جا نمی توان به همه آنها پرداخت ؛ به همین دلیل، «درمان عمومی» افسردگی، به طور خلاصه بیان می شود.

۱ . با خود مهربان باشید: قبول کنید که افسردگی، انرژی شما را تحلیل می برد و از انجام دادن همه کارهایی که قبلاً انجام می دادید جلوگیری می کند. سعی کنید برای خود، هدف های دشوار در نظر نگیرید یا مسئولیت بیش از توان خود قبول نکنید. کارهای مهم خود را به مراحل کوچک تر تقسیم کنید و آنچه را که در توان دارید انجام دهید. خود را به خاطر این که نمی توانید پیشرفت بیشتری داشته باشید سرزنش نکنید. اگر امکان دارد از به وجود آوردن تغییرات بزرگ در زندگی خود (مانند تغییر دادن شغل یا ازدواج کردن)، پرهیز کنید؛ زیرا اکنون زمان این کارها نیست. یادتان باشد که افسردگی، قضاوت شما را مختل می کند.

۲ .[به این روش] از میزان استرس (فشار روانی) در زندگی خود بکاهید: یادگیریِ کم کردن استرس، مشکل است. سعی کنید موقعیت ها یا رفتارهایی را که بیشترین استرس را به وجود می آورند، شناسایی کنید و برای اجتناب از این موقعیت ها یا تغییر دادن این رفتارها به دنبال راه های ویژه ای باشید. مثلاً اگر می دانید که همیشه به سر کار یا قرارهای مهمتان دیر می رسید و این کار، استرس قابل توجهی ایجاد می کند، محتاطانه تصمیم بگیرید تا بتوانید زودتر از وقت تعیین شده، به سر کار یا قرارها برسید.

۳ . [به این روش]به طور منظم ورزش کنید: سی دقیقه تمرین و نرمش بدنی برای حداقل سه روز در هفته می تواند در عرض چند هفته، حال شما را بسیار بهبود بخشد. تمرین بدنی از استرس می کاهد، تنش های ماهیچه ای را از بین می برد و اغلب، روحیه شما را تقویت می کند. پزشکان بر این باورند که ورزش، گردش خون را بهبود می بخشد و ذخیره اکسیژن مغز را افزایش می دهد. به علاوه، ورزش، باعث آزاد شدن مواد شیمیایی به نام اندروفین ها و آنکفالین ها می شود، که داروی ضد افسردگی طبیعی هستند.

۴ . [به این روش] منظم باشید: یک روش منظم متناسب با خود پیدا کنید و تا آن جا که می توانید به آن پایبند بمانید. هر روز، سر ساعت معین بیدار شوید و سر ساعت معین، غذا بخورید و شب، زود به رخت خواب بروید تا خواب شبانه خوبی داشته باشید. بسیاری از کسانی که بیماری افسردگی بویژه افسردگی دو قطبی دارند وقتی به اندازه کافی نمی خوابند حالشان بدتر می شود. پیروی از یک روش منظم می تواند ساعت زیستی (طبیعی) شما را که اغلب به هنگام افسردگی مختل می شود، دوباره منظم کند. طبیعت هر فردی متفاوت از دیگری است و قوای بدنی او طوری طراحی شده است که در زمان خاصّی خسته و در زمان خاصّی گرسنه می شود و حتّی آمادگی ذهنی او برای مطالعه و تفریح هم محدود به اوقات خاصّی از شبانه روز است. این برنامه طبیعی را ساعت زیستی (بیولوژیک) می نامند که باید آن را شناخت و خود را با آن تنظیم نمود.

۵ . اطلاعات جمع آوری کنید: هرچه راجع به افسردگی، اطلاعات بیشتری به دست آورید، کنترل آن نیز راحت تر خواهد بود. اطلاعات موجب می شود که بیماری، کمتر مرموز و ترسناک به نظر برسد.

۶ . از مصرف مواد تخدیر کننده خودداری کنید: مصرف مواد مخدر مانند سیگار و سایر مواد و مشروبات، نه تنها افسردگی شما را کاهش نمی دهند، بلکه مدت زمان درمانتان را نیز افزایش می دهند.

۷ . از افکار خود آگاه باشید: وقتی افسرده هستید به افکار خود توجه کنید، بدون آن که در مورد آنها قضاوت کنید یا در مورد صحّت آنها نگران باشید. آیا شما به طور دائم، خود را دست کم می گیرید؟ راجع به اشتباهتان با ناراحتی صحبت می کنید؟ یا تصوّر می کنید که مصیبت و گرفتاری در کمین شماست؟ آگاه شدن از این گونه افکار می تواند از میزان تحریف فکر (که به طور کلی، حاصل افسردگی است) بکاهد.

۸ . با دیگران ارتباط برقرار کنید: اگر افسرده هستید، احتمالاً هرگونه تماس با دیگران را به عمدْ قطع می کنید. اگر برای مدت طولانی ای تنها باشید و با مشکلات خود، مشغله ذهنی داشته باشید، ناراحتی شما تداوم خواهد یافت. در کنار دیگران بودن، توجه شما را از افسردگی منحرف می کند. برای انجام دادن کارهای لذت بخش حتما از افراد دیگر نیز دعوت کنید. رفتن دسته جمعی به سینما، تئاتر، ورزشگاه، کنسرت موسیقی، شنا، سوارکاری و… لذت بیشتری به شما می دهد. ارتباط با اعضای خانواده و دوستان صمیمی به عنوان گروه های حمایتگر که شما را درک می کنند، تأثیر به سزایی بر درمان افسردگی می گذارد.

۹ . به خود فرصت بدهید: افسردگی، بیماری سختی است که یک شبه خوب نمی شود. یادتان باشد که بهبود یافتن افسردگی قاعده است نه استثنا . به خود اطمینان بدهید که بهبود در راه است.

توصیه هایی به اطرافیان

در پایان، توصیه هایی که در مورد اطرافیان فرد افسرده، مهم است ارائه می شود:

الف ـ بیمار را برای درخواست کمک تشویق کنید.

ب ـ فراهم آوردن حمایت عاطفی (ابراز محبّت، درک، صبوری، تشویق و قوّت قلب دادن).

ج ـ مراقبت از خود و خانواده: زندگی با یک فرد افسرده، دشوار است. احتمال دارد عضو بیمار خانواده، حرف های نیش دار و ناراحت کننده ای بزند و از شما انتظارات بیش از حد داشته باشد. لذا عصبانی نشوید و تحمّل کنید.

د ـ تشویق به بستری شدن بیمار در صورت احتیاج به بستری شدن.

به امید آن روز که تمام اختلالات روانی، درمان شوند و انسان های کره زمین، شاد و با صمیمیّت در کنار هم زندگی کنند.

منابع:

۱ . روان شناسی مرضی ـ تحوّلی از کودکی تا بزرگ سالی، پریرخ دادستان، تهران: سمت، ۱۳۷۶٫

۲ . راهنمای عملی درمان افسردگی، انجمن پزشکی امریکا، ترجمه: مهدی گنجی، تهران: مؤسسه نشر ویرایش، ۱۳۷۸٫

۳ . افسردگی، برداشت ها و درمان شناختی، امیر هوشنگ مهریار، تهران: رشد، ۱۳۷۳٫

۴ . افسردگی از دیدگاه اسلام و علم روز، علی صالحی خواه، اصفهان: شهید حسین فهمیده، ۱۳۸۰٫

۵ . مقابله با افسردگی و شیوه های درمان آن، ایوی.ام. بلاک برن، ترجمه: گیتی شمس، تهران: رشد، ۱۳۸۰٫

۶ . درمان افسردگی، محمّد فریمانی با همکاری دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل: شیخ

آیا تا به حال دقت کرده اید چقدر خانم ها از اینکه روزی پیر شوند می ترسند؟ احتمالاٌ خیلی ها را می شناسید که سنشان را دروغ می گویند. سن خیلی وقت ها از آن حرف های ممنوعه است که جلوی خانم ها نباید حرفی از آن وسط بکشید. اما چرا؟ چرا خانم ها اینقدر از پیر شدن می ترسند؟ به نظر من این تا حد زیادی به وضعیت جامعه برمی گردد. خیلی وقت ها خودِ خانم ها هم در این زمینه مقصر هستند چون بر این عقیده که "خیلی بد است اگر پیر شوند" دامن می زنند.

از چه می ترسیم؟

اما ترس ما از چیست؟ وقتی پیر می شوید بدنتان دچار تحولاتی می شود. پوست صورت و دست هایتان شل شده و چروک برمی دارد. زنان دیگر قادر به بچه دار شدن نیستند. اما دیگر از چه واهمه داریم؟

خیلی وقت ها می ترسیم که هرچه که پیرتر شویم شانس کمتری برای عاشق شدن داشته باشیم. یا ممکن است ما عاشق کسی شویم اما طرف مقابل به خاطر پیر بودن ما تمایلی به ما نداشته باشد.

چرا از آن می ترسیم؟

با نگاه کردن به هالیوود و هنرپیشه های آن می توانید گذر عمر را حس کنید. معروف ترین و دوست داشتنی ترین هنرپیشه های مرد آن الان پیرتر شده اند. به جرج کلونی فکر کنید یا شان کانری. این هنرپیشه ها با اینکه پیر شده اند اما هنوز معروف هستند. در چشم خانواده هایشان هنوز سمبل جذابیت هستند و فیلم های زیادی هم برای بازی کردن به آنها پیشنهاد می شود. به نظر نمی رسد که پیر شدنشان جلوی موفقیتشان را گرفته باشد. شاید حتی به آن کمک هم کرده است.

جراحی پلاستیک مسئله دیگری است که پیر شدن هنرپیشه های زن را پنهان کرده است. الان دیگر خیلی عادی شده است که برای خلاص شدن از شر چین و چروک ها دست به جراحی پلاستیک بزنیم. هرچه خانم ها جراحی پلاستیک بیشتری انجام می دهند بیشتر به بد بودن پیری پی می بریم. اشکالی ندارد که سن ما پنجاه ساله باشد اما نباید پنجاه ساله به نظر برسیم.

وقتی خانم ها به پایان ساعت بیولوژیکی بدنشان نزدیک تر می شوند که باعث می شود دیگر نتوانند بچه دار شوند، به نظر می رسد که در نظر بعضی ها شکسته می شوند. بالا رفتن سن بخش مهمی از آنچه که باعث می شود یک زن را زن بنامیم از او می گیرد. اگر دیگر نتوانید بچه به دنیا بیاورید پس دیگر یک زن کامل نیستید. واقعاً ناراحت کننده است که دیگران اینطور فکر می کنند. ما نباید بگذاریم توانایی بچه دار شدن زنانگی ما را تعریف کند که از دست دادن آن از محبوبیتمان بکاهد.

چه باید کرد؟

اولین جایی که باید تغییرها را بررسی کرد، درونمان است. اگر بالا رفتن سن در خانم ها را دوست ندارید، از اینکه سنتان را بگویید نترسید. شصت سالتان است؟ چه اشکالی دارد از پشت بام آنرا فریاد بزنید که همه بشنوند. یائسه شده اید؟ به همه بگویید که چقدر عالی است و چه احساس خوبی دارید. وقتی خانم ها سعی کنند با بالا رفتن سن در گروه خودشان کنار بیایند آنوقت به کل جامعه سرایت خواهد کرد. آنوقت می بینید که مردها چطور از جذابیت مریل استریپ داد سخت می دهند. این ممکن است، فقط به کمک همه ما نیاز است.

ما در دنیایی زندگی می کنیم که همه دغدغه جوان و زیبا به نظر رسیدن است. خیلی از ما در مواجهه با اینهمه حوان در جامعه احساس ترس، تنهایی و پشیمانی می کنیم که موجب افسردگی می شود و فکر می کنیم که بهترین سالهای عمرمان را پشت سر گذاشته ایم.

باید دیدگاهتان را درمورد پیر شدن بطور کلی تغییر دهید. اگر بتوانید لذت و شور جوانی را دوباره به خودتان برگردانید چه؟ اگر زندگیتان را هنوز سرشار از ممکن ها، فرصت ها و هیجانات ببینید چه؟

خیلی وقت ها ناراحتی و درگیری ما با از دست دادن جوانی باعث می شود نتوانیم خوب به تغییراتی که در ما ایجاد می شود و اسراری که پیش رویمان است خوشامد بگوییم. اینجا ۸ راه معرفی می کنیم که به شما کمک می کند دیدگاهی مثبت و عالی نسبت به پیر شدن پیدا کنید.

۱٫      روابطتتان را وسعت بخشید.

هرچه پیرتر می شویم، اینکه برای کسی مهم باشیم و حداقل با یک نفر احساس ارتباط عمیق کنیم هم مهمتر می شود. این افراد چه خانواده و چه دوستانتان باشند، اگر بطور مداوم با آنها در تماس باشید، مرتب به آنها تلفن کنید و با آنها بیرون بروید، دیگر برایشان مهم نخواهد بود که ظاهرتان چه شکلی باشد و آنچه در عمق وجود شماست برای آنها مهم می شود. تجربیات سخت همیشه ناراحت کننده هستند اما دوستانی که در کنارمان داریم مثل سایبانی ما را از اثرات آن حفاظت می کنند.

۲٫      با معنویت ارتباط برقرار کنید.

باید با چیزی غیر از واقعیات و برنامه های روزمره مان تماس داشته باشیم. چه از طریق مدیتیشن باشد چه عبادت یا تجربیات انسانی که انسانیت ما را به ما نشان می دهد، می توانیم به زندگیمان معنا و مفهوم دهیم که باعث می شود فراتر از چیزی رویم که هستیم.

۳٫      تفاوت ایجاد کنید.

قدرت و استعداد درونی خود را پیدا کنید، آنرا دنبال کنید تا تغییر در زندگی ایجاد کنید.

۴٫      مراقبت سلامتیتان باشید.

همه ما می دانیم که دنبال کردن یک رژیم غذایی سالم از میان همه گروه های غذایی بدنمان را تقویت کرده و از بروز بیماری ها جلوگیری می کند. ورزش مناسب و منظم نیز هم از نظر جسمی و هم فکری به ما انرژی می دهد. اما سعی نکنید دنبال سلامت ایدآل باشید یا از مریض شدن بترسید. آنچه باید را انجام دهید و در گستردگی عمیق تر از خودتان غوطه ور شوید.

۵٫      هوشتان را ورزش دهید.

با مطالعه زیاد و خوب گوش دادن می توانیم با افراد و نظرات مختلفی آشنا شویم. زندگی درونی ما تقویت شده و با کنجکاوی و نظم، یادگیری، پذیرش، و ساخت چیزهای تازه گذشته مان را بهتر درک می کند.

۶٫      خلاقیتتان را تقویت کنید.

با ارتباط برقرار کردن با زیبایی جهان، قدرت خلاقیت و ساخت چیزهای جدید و پیدا کردن راه حلهای تازه را در خودمان آزمایش می کنیم. چه در هنر باشد، چه در باغبانی، چوب بری و یا در ارتباطاتمان، حس می کنیم چیزی قوی تر ما را سرشار می کند، از ذهن و فکرمان می گذرد و جهان را—و خودمان را—غنی تر و زیباتر می سازد.

۷٫      از طبیعت لذت ببرید.

وقتی راه می روید، کوه نوردی می کنید، یا کنار ساحل دریا استراحت می کنید، نفس عمیق بکشید و به زیبایی جنگل ها، کوه ها، و دریاچه ها فکر کنید. با گذشت سالها چنین ارتباطی با طبیعت حس ارتباط با چیزی ماندگار، جادویی و آرامش بخش به ما می دهد.

۸٫      میراثتان را بسازید.

وقتی به این فکر می کنم که چطور می توانم به بهترین صورت وقتم را بگذرانم، آنچه که از من پس از مرگم باقی می ماند اهمیت زیادی برایم پیدا می کند. به همین خاطر است که خوب است بیشترین زمانتان را با بچه هایتان بگذرانید و تا می توانید با آنها خوش باشید. با اینکار خوبی درون شما در آنها هم ریشه می دواند و آنها هم تا آخر عمر با آن زندگی می کنند. همه باید کار کنیم تا بتوانیم زندگیمان را بگذرانیم اما هر لحظه ای که پیدا می کنید را برای مرتبط کردن فعالیت هایتان با آنچه از شما باقی می ماند و میراثتان صرف کنید. مثل درخت هایی است که می کارید، یا هنری که نقاشی می کنید، می نویسید یا می سازید. وقتی خودمان را به درون آدم ها و چیزهایی بریزیم که ما را ادامه بدهند بالا رفتن سن کمتر ناراحت کننده خواهد شد. این وظیفه ماست که همه تلاشمان را در این راه به کار بگیریم. بااینکار ممکن است حتی متوجه پیر شدنمان نشویم.

 

 

 

 

 
Page 4 of 7« First...23456...Last »


برچسب ها
زیورآلات به روز گردنبند ویتامین دی المپیک فوتبال داخلی انگشترلطیفه داستان کوتاه اخبار هنرمندان مطالب جالب و خواندنی جوش کلسترول ماه رمضان مجله س تفریحی ژولیت بازیگر کودکان کربوهیدرات فیتنس بیوگرافی عباس کیارستمی فشارخون فضانورد خواننده کالری سس ماه اخبارهنرمندان ازدواج کفش پیاده روی خواب یبوست جوش شیرین دسر تلگرام مجله ژولیت مرغ شیر دندان ناخن ترامپ اشعار مینا آقازاده بیماری قلبی بخش روانشناسی کودک ژولیت عکس، بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی شکر پوست ومو غذا سردرد فلفل جالبیجات ماهی افسردگی لاغر شدن پیاز پوست و مو رژیم غذایی شهاب حسینی فیلم وسینما بخش اخبار سلامت ژولیت اکران اخبار فوتبال داخلی، اخبار ژولیت، گیاه شناسی مریخ چربی مجله ی زولیت انگشتر رمضان روان شناسی آنتی اکسیدان مطالب جالب سایت تفریحی سرگرمی زنجبیل تغذیه کودک بخش تکنولوژی ژولیت فرهنگ، اخبار علمی، گوشت اخبار فوتبالی اینترنت مواد غذایی عسل پوکی استخوان فال و طالع بینی سیب زمینی مو مجله سرگرمی ژولیت بیماری جغرافیا سلامت مو داعش لباس گردشگری دانستنی نوزاد اخبار فرهنگی، پروتئین مجبه ژولیت، اقتصاد، هنر، بخش بیماری کودکان ژولیت طالع بینی فال روزانه اخبار تکنولوژی پوست غذای اصلی نوشیدنی فوتبال فیبر ویتامین کلسیم سبزیجات اخبارسلامت طب سنتی تخم مرغ خودرو کارگردان بروزترين اخبار ايران و جهان لاغری سايت مفيد و خبري سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي بخش نجوم ژولیت دیابت پزشکی سینما اخبار هنری، اخبار اقتصادی، چاقی سرطان فال کاهش وزن سلامت ناسا روانشناسی آشپزی سلامتی روانشناسی کودک نوزاد اخبار سیاسی اخبار استرس اخبار ورزشی تغذیه اخبار اقتصادی آموزش آشپزی فضا تناسب اندام اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت ورزش مجله ی تفریحی ژولیت علمی مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، نجوم مذهب، تکنولوژی اخبار سیاسی، اخبار مذهبی، کودک سیاسی، اخبار سلامت و تندرستی اخبار ایران و جهان سایت بروز شده جدید ترین مطالب روز ایران سایت جدید سرگرمی جدید ترین مطالب روز جهان مجله ی تفریحی سرگرمی سرگرمی اخبار سلامت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس بخش علمي تفريحي ژوليت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر فرهنگ مجله ی ژولیت فوتبال، اخبار فوتبالی، اخبار ورزشی، ورزش، zhuliet بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ژولیت، بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي اخبار، ژولیت، مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت