مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روان شناسی بایگانی - صفحه 5 از 6 - مجله سرگرمی ژولیت


 

می‌خواهد در لاک خودش باشد

فردی که تنها انگشتان دستش را دراز می‌کند یا دست‌هایش هنگام تماس با دست شما شل است، به شما می‌گوید: «مایل نیستم به من دست بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم». از طرف دیگر، آدم‌هایی که به این شکل دست می‌دهند احتمالا آدم‌های ضعیف، مطیع و تسلیمی هستند. اما اگر مردی به این شکل با شما دست می‌دهد، احتمالا آدم مرموزی است که قصد دارد به شکل مخفیانه اعمال نفوذ کند.

مایل نیستم به من دست بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم

می‌خواهد شما را کنترل کند

آدم‌های کنترل‌گر از همان لحظه اول شخصیت خود را نشان می‌دهند. اگر کسی هنگام دست دادن کف دستش را روی دست شما گذاشت، باید بدانید فرد با اعتمادبه نفسی است که می‌خواهد بر همه چیز تسلط داشته ‌باشد و رابطه را کنترل کند. اما اگر کف دست او زیر دست شما قرار بگیرد، یعنی می‌خواهد همه تصمیم‌گیری‌ها را به شما واگذار کند.

او می‌خواهد نقل مجالس باشد و به همین دلیل با میل و رغبت رهبری جمع رابر عهده می‌گیرد

شما را آزار نمی‌دهد

فردی که هنگام دست دادن به دست‌ها نگاه می‌کند، می‌خواهد تنها باشد و از شلوغی خوشش نمی‌آید. او دوست ندارد به کسی نزدیک شود و معمولا احساسات خود را پنهان می‌کند. چنین شخصی همیشه از اینکه دیگران را برنجاند نگران است و خیلی زود دچار عذاب وجدان 

می‌شود.

مهمانی با او خوش می‌گذرد

فردی که هنگام دست دادن چند بار دست شما را بالا وپایین می‌برد، می‌تواند به سرعت با دیگران رابطه دوستانه

برقرار کند. او می‌خواهد نقل مجالس باشد و به همین دلیل با میل و رغبت رهبری جمع را بر عهده می‌گیرد. او از خود انتظار زیادی دارد و برای داشتن یک زندگی خوب و مرفه تلاش می‌کند.

با شما صمیمی شده

اگر فردی با هر دو دست با شما دست می‌دهد، احتمالا آنقدر شیفته‌تان شده است که دوست دارد شما را در آغوش بکشد. استفاده از دست چپ برای گرفتن و پوشاندن دست‌ها، دست دادن دستکش‌وار نامیده می‌شود و نشان‌دهنده صداقت و صمیمیت زیاد است.

اگر هنگام دست دادن خیلی نزدیک می‌ایستد و دست می‌دهد، می‌خواهد با شما یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. چنین فردی به روابط شخصی و احساسی با دیگران اهمیت زیادی می‌دهد و اگر به او فرصت دهید، خیلی خوب می‌تواند خودش را در دلتان جا کند.

رئیس بازی می‌کند

اگر با فردی روبه‌رو شده‌اید که هنگام دست دادن، دست خود را بالاتر از حد معمولی(کمر) می‌آورد، در مقابلش کمی محتاط‌تر باشید. احتمالا او فرد متکبر و رئیس مآبی است که از موضع بالا به شما نگاه می‌کند.

در حالی که فردی که هنگام دست دادن کمتر از حد معمول، دست شما را می‌فشارد، معمولا احساسات خود را پنهان می‌کند و دوست دارد تنها باشد. چنین فردی عصبانیت خود را پنهان می‌کند و قدرت نشان دادن نارضایتی خود را ندارد.این شیوه دست دادن به شما می‌گوید او احتیاج به محبت کسی ندارد اما اگر کسی از او یاری بطلبد با کمال میل به او کمک می‌کند.

از وابستگی می‌ترسد

اگر با فردی روبه‌رو شده‌اید که هنگام دست دادن به اطراف نگاه می‌کند، بدانید که دلش نمی‌خواهد خودش را به کسی تحمیل کند یا به کسی وابسته شود. او تنهایی را ترجیح می دهد و از آنجا که در زندگی‌اش احساس کمبود می‌کند، زیاد با آدم‌های دیگر صمیمی نمی‌شود. در حالی که کسی که هنگام دست دادن به چشم‌های شما نگاه می‌کند، دوست دارد به شما نزدیک شود اما نمی‌خواهد که این صمیمیت به وابستگی منجر شود. او می‌تواند یک مدیر موفق باشد و زندگی خوبی را برای همسرش بسازد اما گاهی ترسش از وابستگی به خراب شدن روابطش منجر می‌شود.

می‌خواهد کمک کند

اگر شخصی هنگام دست دادن شما را به طرف خود می‌کشد، احتمالا دوست دارد به همه کمک کند. چنین فردی دوستان زیادی در اطراف خود دارد و خیلی زود باب دوستی ر ا با دیگران باز می‌کند. او در میان جمع همیشه مورد توجه است و به شما می‌گوید به کمک دیگران هم احتیاج دارد. در حالی که فردی که هنگام دست دادن شما را به عقب هل می دهد، دوست دارد کسی با او کاری نداشته باشد. چنین شخصی گرچه به راحتی می‌تواند مدیریت گروهی را بر عهده بگیرد اما از آنجا که زیاد اهل مشورت و همکاری با دیگران نیست، تمام کارها را به شیوه مورد علاقه خود انجام می‌دهد. اما اگر هنگام دست دادن خیلی نزدیک می‌ایستد و دست می‌دهد، می‌خواهد با شما یک دوستی پایدار همراه با وابستگی ایجاد کند. چنین فردی به روابط شخصی و احساسی با دیگران اهمیت زیادی می‌دهد و اگر به او فرصت دهید، خیلی خوب می‌تواند خودش را در دلتان جا کند.

دلش می‌لرزد

آدم‌هایی که کف دستشان عرق کرده وخیس است، نوعی دلهره و نوعی هیجان غیرعادی در خود دارند. شاید فردی که به این شکل دست می‌دهد، از ملاقات با شما هیجان‌زده شده است و شاید هم در تمام زندگی‌اش، فردی مضطرب و نگران است. باید چنین فردی را بیشتر بشناسید، چراکه ممکن است این اضطراب در همه جنبه‌های زندگی با او همراه باشد.

می‌خواهد فرار کند

با کسی روبه‌رو شده‌اید که با حرکت انگشتانش ضربه آهسته و مضراب‌گونه‌ای به انگشتان شما می‌زند و گرچه بدنش بی‌حرکت است اما انگشتانش روی دستان شما، عمل راه رفتن را انجام می‌دهد؟ چنین فردی شخصیتی بی‌تاب و ناشکیبا دارد و دلش می‌خواهد خیلی زود از آن موقعیت بیرون بیاید. شاید شما نتوانسته‌اید او را جذب کنید و شاید هم در آن لحظه در موقعیتی قرار دارید که این فرد از بودن در آن لذت نمی‌برد.

نمی‌تواند دلتان را بشکند

اگر کسی دست خود را خوب و کامل در دست شما قرار داد، باید بدانید که او خیلی مهربان، دلجو و یاری‌کننده است و دوست دارد دیگران هم با او همین‌طور رفتار کنند. این فرد دوست ندارد به کسی محتاج باشد و از خود انتظارات زیادی دارد.

می‌خواهد فرمانده باشد

دست دادن بسیار محکم فقط خاص ورزشکار‌ها نیست. افرادی که به این شکل دست می‌دهند،‌ 2 خصوصیت ویژه دارند؛ آنها آدم‌هایی پرشور و اشتیاقی هستند اما از سوی دیگر به دنبال سلطه‌گری و اثبات فرمانده بودنشان هم هستند؛ پس در مقابل آنها بیشتر مراقب استقلال و عقـایدتان باشید، چراکه می‌تواننـد آنها را از شما بگیرند

 

تست آلزایمر ۵ تیر ۱۳۹۵

 
 
آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید
۱- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید. 
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
 
۲- اگر در متن بالا C را پیدا کردید، حالا ۶ را پیدا کنید.
 
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۶۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹ ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹

 

 

 

۳- حالا حرف N را بیابید. کمی مشکلتر از قسمتهای بالا میباشد.
 
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMM

 

این یک شوخی نیست. اگر شما قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.

 

مغز شما عملکرد خوبی دارد و از بیماری آلزایمر (Al zheimer) در امان خواهید بود.

 

 

 

 

 

بخشش ما را با تدبیر عالم هستی تطبیق می دهد، تدبیری که از طریق آن یاد می گیریم بپذیریم که هر اتفاق به این دلیل در زندگی ما رخ می دهد که باید چیزی از آن یاد بگیریم.

بخشش ذات و گوهر معنویت است، چراکه ما را برای آزادی غایی و نهاییمان از رنج و عذاب ها آماده می سازد. بخشش مستلزم این است که تواناییمان در خودداری از قضاوت رشد یافته و خود را به دست سرنوشت نامعلوم بسپارد.

به هیچ وجه تصادفی نیست که همه مذاهب و ادیان قلبی که بخشنده باشد را ستایش می کنند. پیروان دین برهمایی ۱۰ روزی را که در آن زندگی خود را صرف هریک از ۱۰ ستون دین برهمایی می کنند را با بخشش بر مبنای درک صحیح و علم صحیح شروع می کنند و آن را با طلب بخشش از یکدیگر به پایان می رسانند.

به همین طریق، روح واقعی Holi، فستیوال رنگ هندی ها، در آغوش کشیدن یکدیگر با فراموش کردن و بخشیدن اشتباهات آنهاست. ذات و گوهر حقیقی زندگی عیسی مسیح و آموزشات او، تمرین بخشش است.

همه ما به دنیا آمده ای که بخشیدن را یاد بگیریم. دکتر ریموند مودی، که ۴۰ سال روی تجربیات نزدیک به مرگ کار می کرده است، در کتاب خود "زندگی پس از زندگی" (Life after Life) می نویسد انسانهایی که پس از مرگ زنده شده اند، ادعا می کنند نوری خیره کننده می بینند، که معمولاً باور بر این است که این نور خداست، که آنها را تشوبق می کند به دو چیز اهمیت دهند: اول علم و بعد عشق. و بهترین آزمایشی که نشان می دهد آیا واقعاً این دو درس را از زندگی آموخته ایم این است که ببینیم تا چه میزان می توانیم دیگران را ببخشیم.

 

چرا نمی توانیم ببخشیم؟

مدام در فکر انتقام هستیم. همیشه در فکرمان نفرت و انتقام است چون دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که برایمان رخ داده مقصر می دانیم. این خیال باطل به نظر تسلی بخش است. با چنین تصوراتی دیگر لازم نیست خودمان مسئولیتی بر گردن بگیریم و راحت می توانیم درمورد دیگران قضاوت کنیم بدون اینکه درمورد خودمان قضاوتی شود. این تصورات باعث می شود در معرض همدردی، دلسوزی و پذیرش دیگران قرار گیریم.

ما نمی بخشیم چون می ترسیم با بخشش ما فرد مقابل رفتار ناخواسته و غیرمنطقی خود را ادامه دهد. این یک ترس بی پایه و اساس است. احتمال های دیگر هم وجود دارد که آن فرد تحت تاثیر بخشش ما، به حماقت کار خود پی ببرد و رفتار خود را تغییر دهد. از طرف دیگر، تنفر شما ممکن است زشتی رفتارش را در نظرش توجیه کند. بنابراین، اگر واقعاً می خواهید که تغییر کند، باید بخشیدن را تمرین کنید.

ما انتظار داریم دیگران همانطور که ما می خواهیم رفتار کنند. این خیلی نامعقول است اما بدون هیچ مقاومتی اتفاق می افتد، مشروط براینکه ما آن توقع را رها کنیم و اجازه بدهیم مردم طوری رفتار کنند که یاد گرفته اند و اتفاقات طوری اتفاق بیفتند که باید بیفتد. ما باید از دنیا برای پیشامدهایی که برایمان اتفاق می افتد قدردان و شکرگذار باشیم.

ما کینه توزی می کنیم. قبول نمی کنیم که هر اتفاقی که برایمان می افتد درنتیجه همان چیزی است که خودمان دانه اش را کاشته ایم یعنی همان برخوردی که در مقابل رفتار دیگران یا واکنشی که در برابر محرک های اطراف نشان می دهیم. هیچکس مسئول تجربه های ناخوشایند ما نیست.

ترس از اینکه دیگران ما را ضعیف، احمق و ترسو قلمداد کنند. ما فکر می کنیم بخشش بهانه ای برای فرار، سستی و تنبلی یا بزدلی است و فقط آنها که قدرت جنگیدن ندارند می بخشند. اما بین ترسیدن و بخشیدن قاصله خیلی زیاد است. بله، افرادی هستند که ترس هایشان را به شکل بخشش نشان می دهند اما تصمیم شما برای بخشیدن شما را به یک فرد ترسو و بزدل تبدیل نمی کند. علاوه بر این، چرا نباید قبول کنیم که نمی توانیم بجنگیم؟ هیچ فضیلتی در جنگیدن نیست. من نمی دانم چرا همه ما عادت داریم از کسانیکه می جنگند اسطوره و قهرمان می سازیم. زمانی می توانیم بگوییم که عمل خوبی برای این جهان انجام داده ایم که به جای جنگیدن آن سعی کنیم آنرا زندگی کنیم.

 


 

 آناتومی بخشش
 


 

 وقتی از کسی متنفر می شوید، به او اجازه می دهید به شما آسیب برساند و کنترل زندگیتان را در دست گیرد.
خطاکاران مثل انسانهای پست و تبه کار داستان ها می مانند.
تنفر ما از رفتار دیگران، ناراحتی و آشفتگی درونی ما را نشان میدهد.
همه انسانها جایی هستند که باید باشند و فقط از آن می توانند درس بگیرند.

 

وقتی می بخشید….

بااینکار فقط به خودتان نه به هیچ کس دیگر نیکی می کنید. اینکه نتوانید کار بدی که آن فرد علیه شما انجام داده را هضم کنید، دیگر مشکل شماست نه او. به شما آسیب می رساند نه او.

شواهد بسیاری نشان می دهد نبخشیدن دیگران می تواند منجر به سنگ صفرا شود. اگر این مشکل به همسرتان هم سرایت کند، این سنگ در کلیه ها ایجاد می شود. این احساسات و عصبانیت ممکن است مشکلات کمر برایتان ایجاد کنید، البته برحسب اینکه فقدانی که حس می کنید درمورد مسائل مالی باشد یا احساسی.

اگر در قضاوتتان استاندارد غیرمعقول و بالایی دارید که بخشیدن را برایتان دشوار می کند، طبیعت خرده گیر و سرزنش کن شما ممکن است مشکلات پیچیده ای برای کبد یا سایر اندام های گوارشیتان ایجاد کند.

بزرگی گفته است، فهمیدن و درک اهمیت بخشش از لحاط عقلانی یک چیز است و پیاده کردن آن در جسممان یک چیز دیگر. وقتی کینه می گیرید، نه تنها به فرد مقابل اجازه می دهید به شما آسیب برساند، بلکه به او اجازه می دهید هربار که فکر رفتار او به مخیله تان خطور کرد، کنترل زندگی شما را در دست داشته باشد.

وقتی دیگران را می پذیرید، دیگر آن صدمه و آسیبی که با قضاوت کردن آنها به شما وارد می شود را تجربه نخواهید کرد. ۱۰ سال پیش زنی به نام چایتالی (البته نام واقعی او این نیست) متوجه می شود که شوهرش با زنی رابطه دارد. گرچه آن مرد بعدها متوجه اشتباهش می شود و به آن رابطه خاتمه می دهد اما برای چایتالی خیلی سخت بود که او را ببخشد. رابطه او به همسرش همینطور بد و بدتر می شد تاجاییکه یک روز چایتالی از سر ناچاری تصمیم می گیرد به همسرش یک شانس دیگر بدهد. در نیمه های این تمرین گذشت، او شروع به گریه می کند. با کمک شوهرش و معلم وی، چایتالی متوجه بیهودگی نگه داشتن نفرت و کینه همسرش در دل خود می شود. الان آنها زندگی بسیار شاد و خوشبختی دارند و از آزادی رهایی از نفرت ها، کینه ها و عصبانیت ها لذت می برند.

با گذشت سلامتیتان را ارتقاء می دهید. در بازی جنگ فقط شکست خورده ها هستند. یک ضرب المثل چینی می گوید، کسی که کینه توزی می کند باید دو قبر بکند. اگر خلاف آن را انجام دهد عمری طولانی و زندگی سالم خواهد داشت.

با گذشت شما حقیقت الهی را درک خواهید کرد. تجربیات بد به این دلیل در زندگی ما اتفاق می افتند که باید از آنها درس بگیریم. اینکه یاد بگیریم هر اتفاقی که در زندگیمان می افتد را نتیجه عمل خودمان بدنیم و کس دیگری را برای آن مقصر نشماریم یکی از این درس هاست.

 گاهی اوقات از کسانیکه فکر می کردم حق نشناس و غیرمنصف هستند بدم می آمد. اما بعدها، فهمیدم آنها مثل آدم بدهای داستان بودند که به قیمت اینکه دیگران از آنها بدشان بیاید، به ما کمک می کنند درس های خوبی از داستان بگیریم.

با گذشت شما همه کس هستید. اگر بخواهیم دیگران را جدا از خودمان بدانیم درک اشتباهی داشته ایم. اولین باری که در کودکی درمورد نیایش عیسی با خداوند درمورد بخشیدن کسانی که او را به صلیب کشیدند خواندم، تقریباً داشت گریه ام می گرفت. اما فهمیدم که ما هم می توانیم مثل او زندگی کنیم. امروز من می دانم هرکس که تصور کند آدمها بقیه قسمت های بدن او هستند قادر نخواهد بود به طریقی جز طریق عیسی عمل کند.

بخشیدن دیگران تنها واکنش معقولی است که دربرابر کسانیکه با اهانت و توهین با شما برخورد می کنند، باید داشته باشید. درک این آسان است که جدایی فقط یک خیال باطل است. باید این حقیقت را از ته دل باور داشته باشیم تا بتوانیم با آن زندگی کنیم.

با گذشت شما عشق می دهید. هربار که به رفتار غیرمنطقی دیگران واکنش می دهیم، اجازه می دهیم تنفرمان جای ارزش هایمان را بگیرد. این باعث می شود رفتاری که دوست نداریم را تقویت کنیم و احتمال دریافت رفتاری بهتر را از طرف آنها در آینده از خودمان می گیریم.

یک روز یک مرد مقدس عقربی را می بیند که تلاش می کند از گودالی بیرون آید تا جان خود را نجات دهد. سریعاً به طرف آن می رود و با دست لخت سعی می کند که به آن حیوان کمک کند. آن عقرب وقتی مرد می خواهد او را از گودال بیرون می آورد، دست او را نیش می زند. اما مرد با وجود درد عقرب را ول نکرده  و زمین نمی اندازد.

وقتی از او می پرسند که چرا آن عقرب را دوباره داخل آب نینداخته او پاسخ می دهد که آن عقرب باوجود طبیعت متفاوتش، از او جدا نبوده است. کاری که عقرب انجام داده برای او که عقرب است طبیعی بوده پس او چطور می تواند برخلاف طبیعت خود که مردی مقدس است و باید به همه موجودات عشق داشته باشد، انجام دهد؟

عقرب وجود ما وقتی همیشه نیشش با نیش جواب داده شود، چطور میتواند واکنشی متفاوت یاد بگیرد؟ کسی که فقط تنفر را تجربه کرده باشد هیچوقت نمی تواند به کسی عشق ببخشد. ما آن چیزی را به دیگران می دهیم که درون ما وجود داشته باشد.

 

یاد بگیریم ببخشیم  

مطمئن باشید که می توانید ببخشید. نباید در مقابل اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد مقاومت کنیم. اطمینان کنید، تسلیم شوید و اجازه بدهید که برایتان پیش بیاید. امیالتان را به اهداف تبدیل کنید. برای همه آنچه که دارید و همه اتفاقاتی که برایتان می افتد شکرگذار و قدردان باشید چون هر تجربه شما را داناتر و قوی تر خواهد کرد.

دست از مقصر کردن دیگران بردارید. وقتی باورتان این باشد که دنیا باید بر وفق مراد شما بچرخد، همه چیز برایتان سخت می شود. "او درست به من خبر نداد"، "او به من کلک زد"، "دکتره بی دقت بود" "او به من خیانت کرد" –به نطر می رسد اینها کاملاً صادقانه باشند. اما درواقعیت، فقط عدم اعتماد ما را در کامل کردن این جهان و دامن زدن به این باور باطل که نه اصول بلکه شانس، فرصت طلبی و بیقانونی در این جهان حکمرانی می کند و همه مردم می توانند مطمئن باشند که تاوقتی به خوبی حیله بازی و نیرنگ کنند می توانند راهشان را پیش ببرند.

مسئولیت پذیر باشید. عصبانیت را دور بریزید. آنها را حس کنید و بعد از خودتان بیرون کنید. آنچه که هست را همانطور بپذیرید و آنرا با طوری که فکر می کنید باید باشد مقایسه نکنید.

شروع به دادن کنید. یادتان باشد هروقت و هرچیزی که به دیگران بدهیم، آن را به خودمان داده ایم. دادن بخشش را آسانتر می کند. وقتی تصمیم بگیریم بخشش کنیم، تمرکز ما به سمت دادن معطوف می شود تا توقع داشتن. هرچه بیشتر به چیزهایی فکر کنید که باید متعلق به شما می بود اما به خاطر سوء نیت دیگران از شما گرفته شده است، بیشتر این جور اتفاقات را به سمت زندگیتان می کشانید.

تظاهر نکنید. ما گاهی اوقات تصور می کنیم بخشش کرده ایم بدون اینکه بدانیم خشم و تنفر هنوز در ناخودآگاه وجود ماست. درواقع، بخشش واقعی یعنی هیچوقت نیاز به بخشیدن را احساس نکنید.

واکنش های خود را بشناسید. بیشتر اوقات ما روی محرک هایمان تمرکز می کنیم نه واکنش هایمان. اگر به جای محرک ها روی واکنشمان متمرکز باشیم به جایی می رسیم که واکنش ها و عادت هایمان را تحت کنترل خود درمی آوریم و درنتیجه می توانیم آنها را حل کنیم.

اعمال دیگران را بپذیرید. این چهار فضیلت را باید همیشه به ذهن داشته باشید: یک احترام، دلسوزی و توجه به آنها که در انجام مسئولیتی که نسبت به ما داشته اند شکست خورده اند، دوم دوستی، بدون تمایل به تملق و سوء استفاده، سوم همدلی، و نه دلسوزی نسبت به فقیران و چهارم شادی نه حسادت نسبت به انسانهای والا از لحاظ معنوی.

دشمنانتان را دوست بدارید. تدریجاً این کار را همیشه و در مقابل همه به کار گیرید.

خود را ببخشید. از دست خودتان عصبانی هستید چون اعمالتان به شکست ختم شده است—یعنی نتیجه ای که به دست آورده اید برخلاف انتظاراتتان بوده است. در غیاب این انتظارات دلیلی برای عصبانی شدن از خودتان ندارید. پس خود را بپذیرید و به خودتان اجازه دهید اشتباه کند تا بتوانید از آنها درس بگیرید.

و در پایان از امام علی یاد بگیریم که : عفوا ً فی القدرته ؛ بخشش تنها زمانی معنی می دهد که شما در موقعیت برتر نسبت به دشمنتان باشید و این بخشش بر روی او تاثیر تربیتی داشته باشد در غیر این صورت بخشش شما یک  ترس خنده دار و بی فایده است . امضا : یک دوست

 

 

 

 

 

ممکن است ادعا کنید همیشه تعداد افرادی که هوش متوسط دارند بیشتر است؛ در حالی که واقعیت این است که این افراد صرفاً صدای بلندتری دارند. افراد بسیار باهوش ذکاوت خودشان را به رخ دیگران نمی‌کشند چرا که هوش زیادشان به نظرشان طبیعی می‌آید و تنها تلاش‌شان این است که بدون جلب توجه آزادانه زندگی کنند. شاید شما اسم این را تواضع یا سادگی و اخلاق نیک بگذارید، اما این افراد در حالت عادی کاملاً متوسط و معمولی به نظر می‌آیند تا یک روز ناگهان شما را با جرقه‌ای از هوش‌شان حیرت‌زده می‌کنند. موارد زیر نشانه‌هایی هستند که از طریق آن می‌توانید افراد باهوش را تشخیص دهید

۱. جغد شب‌اند

تحقیقات نشان داده است، افرادی که شب را تا دیروقت بیدار می‌مانند و به کارهایشان می‌رسند و در واقع شب‌ها بیشترین میزان کار مفید را دارند نسبت به افراد سحرخیز دارای آی‌کیوی بالاتری هستند. البته باید گفت که بیدار ماندن تا نیمه‌های شب، فی‌نفسه شما را آدم باهوشی نمی‌کند! این افراد برای‌شان راحت‌تر است که شب‌ها بیدار بمانند و به وبگردی، مطالعه و یادگیری مطالب جدید بپردازند. چون این یادگیری‌ها در پشت صحنه اتفاق می‌افتد، دانش و مهارت‌هایشان معمولاً برای دیگران عجیب است.

۲. ساکت‌اند

همه فکر می‌کنند آدم‌های ساکت درونگرا هستند و به لحاظ روابط اجتماعی ضعیف عمل می‌کنند. این همیشه صحیح نیست. نمی‌توان گفت که همه‌ی آدم‌های ساکت باهوش‌اند، بلکه افراد باهوش سعی می‌کنند اگر موقعیتش فراهم باشد گوشه‌ای ساکت بنشینند. این افراد به حرف‌هایی که زده شده گوش می‌دهند، فکر می‌کنند و خود را برای پاسخ آماده می‌کنند و همیشه سکوت را به گفتگوهای بی‌هدف ترجیح می‌دهند.

۳. از مشکلات‌شان فرار نمی‌کنند

یک فرد باهوش اجازه نمی‌دهد مشکلات فراوانی که در زندگی‌اش وجود دارد او را شکست دهد. او پیش از اینکه مشکلاتش از کنترل خارج شوند، آن‌ها را اولویت‌بندی کرده و با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. اگر شما به‌راحتی با مشکلاتتان مواجه می‌شوید، چالش‌های زندگی را با آغوش باز می‌پذیرید و همیشه روی لبه‌ی حاشیه‌ی امن زندگی حرکت می‌کنید، به نظر می‌آید بسیار آدم باهوشی هستید.

۴. دوستان‌ باهوش و خلّاقی دارند

دوستانی که در کنار خود دارید همیشه نشان‌دهنده‌ی بخشی از شخصیت شما هستند. افرادی که هوش استثنایی دارند، دایره‌ی دوستان‌شان را هم از بین افراد باهوش، فرهیخته و خلّاق انتخاب می‌کنند. همیشه استثناهایی هم بر این امر وجود دارد. اما اگر ۸۰٪ از آدم‌های زندگی‌تان آدم‌های باهوش و جالبی هستند، احتمال می‌رود که شما هم جزو دسته‌ی افراد باهوش قرار بگیرید.

۵. برای کامل شدن تلاش می‌کنند

هوش فراوان را نمی‌توان از ظاهر فرد و یا صرفاً صحبت‌هایش دریافت، بلکه می‌توان آن را در اینکه این افراد چگونه با خود رفتار می‌کنند جست. افراد باهوش همیشه به دنبال تکامل هستند، به همین دلیل است که هر بار که آن‌ها را ملاقات می‌کنید متوجه تغییرات و پیشرفت‌های کوچکی در آن‌ها می‌شوید. این ذهنیّت کمال‌گرا در تمام جنبه‌های زندگی افراد باهوش خود را نشان می‌دهد؛ در ظاهرشان که سعی می‌کنند همیشه در بهترین حالت خود باشند؛ تلاش برای اینکه فنّ بیان خوبی داشته باشند و یا این که ساعت‌ها تمرین می‌کنند تا در گلف و یا پرتاب دارت بهتر شوند.

۶. از خود انتقاد می‌کنند

همه‌ی ما همه‌جا افراد خودشیفته‌ای را می‌بینیم که مرتب در مورد اینکه چقدر خوب هستند به خودشان و دیگران دروغ می‌گویند. پس اگر در این بین فردی را ببینیم که انتقادپذیر است و مرتباً خودش را نقد می‌کند نفس راحتی می‌کشیم. همین امر که فردی به دنبال فخر فروشی و تحت تأثیر قرار دادن دیگران نیست و پیوسته به دنبال عیب‌های خود و اصلاح کردن آن‌هاست، هوش او را نشان می‌دهد.

۷. دوست دارند مطلع باشند

افراد باهوش همیشه از تازه‌ترین خبرها در زمینه‌های مختلف آگاه‌اند و همیشه در پی افزایش ذره به ذره‌ی آن هستند. اخبار داخلی و خارجی را دنبال می‌کنند و تلاش می‌کنند یاد بگیرند برای بهبود مسائلی که مستقیماً به زندگی‌شان مربوط است چه قدمی بردارند. هدف همیشگی این افراد یادگیری چیزهای جدید، جمع کردن اطلاعات و افزایش مهارت‌هایشان است. آن‌ها هیچوقت بیکار نمی‌نشینند و همیشه راهی برای مشغول بودن خود پیدا می‌کنند.

۸. پیوسته مشغول انجام کارهای مختلف هستند

یک شاخص خوب برای شناختن فرد باهوش این است که همیشه به‌طور همزمان مشغول انجام چند پروژه و فعالیت هستند. زبان فرانسوی‌شان را تقویت می‌کنند، دستورالعمل تعمیر شیرآب خانه را می‌خوانند، کلاس رقص می‌روند، دستورپخت غذاهای جدید یاد می‌گیرند و یا مشغول گردآوری کتاب‌های مربوط به معماری قرون وسطی هستند. درحالی‌که بسیاری از افراد دوست دارند شغلی داشته باشند، افراد باهوش در پی پر کردن وقت آزادشان با فعالیت‌های مفیدی هستند که آن‌ها را در مسیر پیشرفت و یادگیری قرار دهد

۹. سؤال‌های بجا می‌پرسند

وقتی با فرد باهوشی صحبت می‌کنید او مدام وسط حرف شما نمی‌پرد و با سروصدای زیاد سعی نمی‌کند مکالمه را به تنهایی به دست گیرد. افراد باهوش معمولاً به آرامی گوش می‌دهند و ممکن است لحظاتی برای فکر کردن به آنچه شما گفته‌اید سکوت کنند اما در جای صحیح سؤالی می‌پرسند که دقیقاً در جای درست پرسیده شده است. به شما مشاوره‌های مفیدی می‌دهند یا مسیر مکالمه را به سمتی می‌برند که خودتان به نتیجه‌ی مطلوب برسید. اگر دوستان‌تان از هم‌صحبتی با شما لذت می‌برند و به شما گفته‌اند که شنونده‌ی خوبی هستید، شما احتمالاً بهترین و باهوش‌ترین دوست آن‌ها بوده‌اید.

۱۰. تصور نمی‌کنند که خیلی باهوش‌اند

به دلیل وجود واقعیتی به نام اثر دانینگ-کروگر افرادی که از سطح پایینی از هوش و شایستگی برخوردارند معمولاً در بیان توانایی‌های خود مبالغه می‌کنند، درحالیکه افراد باهوش توانایی‌های خود را دست کم می‌گیرند. دلیل این امر این است که شما هرچقدر باهوش باشید متوجه می‌شوید فاصله‌ی شما با کمال چقدر است و هیچ‌گاه از سطح رشد و پیشرفت خود احساس رضایت نمی‌کنید.

هوش واقعی هیچ‌گاه کاملاً از دید دیگران دور نمی‌ماند. اینطور نیست که افراد باهوش مدام در حال معمولی جلوه دادن خود باشند، بلکه آن‌ها فقط هوش خود را به رخ دیگران نمی‌کشند و با آن خودنمایی نمی‌کنند. هرچند این ده نشانه به‌راحتی چهره‌ی واقعی آن‌ها را نشان می‌دهد.

 

 

خواب

همه‌ی ما اهمیت یک خواب خوب شبانه را می‌دانیم. کمبود خواب می‌تواند باعث عصبانیت و زودرنجی شود و توانایی شما در به خاطر سپردن اطلاعات را به شدت کم کند. همه‌ی اینها خلاقیت شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ولی همان‌طور که همه‌ی کارآفرینان – که اغلب سرشان بیش از حد شلوغ است! – می‌دانند، خیلی اوقات نمی‌توانید کل شب را در کمال آرامش بخوابید و چاره‌ای ندارید جز این‌ که سعی کنید با همین استراحت کم روز پرانرژی‌ای داشته باشید.

پرده‌های اتاق‌تان را باز کنید

به محض اینکه از خواب بیدار شدید، در معرض نور آفتاب قرار بگیرید. این کار برای شروع یک روز خوب بسیار مهم است. استیو اورما، روانشانس بالینی و از نویسندگان کتاب «نگرانی را تمام کنید و بخوابید: چطور از شر بی‌خوابی خلاص شوید»، می‌گوید: «نور خورشید ترشح ملاتونین را کاهش می‌دهد. ملاتونین هورمونی است که باعث خواب‌آلودگی می‌شود. برای مقابله با حس خواب‌آلودگی، سعی کنید کنار یک پنجره کار کنید و مرتب برای استراحت بیرون بروید؛ تماس با نور طبیعی در طول روز، به شما کمک می‌کند کمتر احساس خواب‌آلودگی کنید.»

دوش آب سرد بگیرید

دکتر مارک کوواکس می‌گوید: یک دوش ۳۰ تا ۶۰ ثانیه‌ای آب سرد باعث ترشح آدرنالین می‌شود و اعصاب شما را برای طول روز آماده می‌کند.

نفس بکشید

به آرامی، ۵ ثانیه از راه بینی نفس بکشید و هوا را ظرف ۲ ثانیه از دهان خود بیرون بدهید. این کار را ۵ مرتبه انجام دهید. طبف گفته‌ی دکتر کوواکس، این تمرین باعث افزایش و کاهش همزمان ضربان قلب می‌شود.

ناهار را سنگین نخورید

 

دکتر کوواکس می‌گوید: «اگر کمتر از حد لازم خوابیده‌اید، خوردن وعده‌های کوچک غذا در طول روز به شما کمک می‌کند انرژی‌تان را حفظ کنید. وقتی میزان خواب شما محدود است، خوردن یک وعده‌ی بزرگ غذایی اصلا ایده‌ی خوبی نیست!» چرا که خوردن یک وعده‌ی غذایی بزرگ، به اندام‌های شما فشار زیادی وارد می‌کند و باعث می‌شود بیشتر احساس خستگی کنید.

با مصرف پروتئین انرژی کسب کنید

ممکن است وسوسه شوید یک فنجان قهوه به همراه دونات بخورید، اما طبق گفته‌ی دکتر جو لیچن، نویسنده‌ی کتاب «راه‌اندازی مجدد: چطور انرژی، تمرکز و خلاقیت‌تان را افزایش دهید»، در حفظ هوشیاری شما، یک وعده‌ی غذایی شامل ۲۵ تا ۳۰ گرم پروتئین نسبت به یک وعده‌ی غذایی شامل مقدار زیادی کربوهیدرات بسیار بهتر عمل می‌کند. بدن شما با مصرف وعده‌ی غذایی شامل کربوهیدرات، خیلی زود انرژی زیادی کسب می‌کند، اما خیلی زود نیز خسته می‌شود. تخم مرغ، ماست یونانی یا به اندازه‌ی یک کف دست گوشت قرمز گزینه‌های خوب و سالمی به عنوان یک وعده‌ی غذایی مختصر هستند.

زیاد قهوه نخورید

 

چسبیدن به دستگاه قهوه‌ساز در کل طول روز، کمک چندانی به حفظ انرژی‌ت شما نخواهد کرد! احتمالا فکر می‌کنید مصرف زیاد کافئین کمک می‌کند هشیارتر باقی بمانید، اما باید توجه کنید که مصرف بیش از حد آن می‌تواند باعث عصبانیت و عدم تمرکز شود. دکتر لیچن می‌گوید بین ۵۰ تا ۱۰۰ گرم کافئین در طول روز، بهترین میزان برای حفظ هوشیاری و تمرکز است. در طول روز هر ۴ ساعت یک فنجان کوچک قهوه بخورید و این کار را از ساعت ۴ بعدازظهر به بعد ادامه ندهید تا مشکلی برای خواب‌تان در طول شب ایجاد نشود.

یک چرت کافئین‌دار بزنید!

ممکن است فکر کنید که چرت زدن و کافئین خوردن هیچ سازگاری‌ای با هم ندارند، اما متخصصان عقیده دارند خوردن یک فنجان قهوه پیش از یک چرت کوتاه راه بسیار خوبی برای تقویت توانایی ذهنی‌تان است. توصیه دکتر کوواکس یک فنجان اسپرسو و یک چرت ۲۵ تا ۳۰ دقیقه‌ای است. او می‌گوید: «وقتی از خواب بیدار شوید، کافئین کار خودش را شروع کرده و به این ترتیب می‌توانید ادامه‌ی روز را با انرژی طی کنید. علت مفید بودن این کار این است که کافئین بعد از حدود ۴۵ دقیقه جذب می‌شود، پس چرت زدن در طول زمانی که کافئین اثر خود را روی بدن می‌گذارد باعث می‌شود وقتی از خواب بیدار شوید که کافئین کار خودش را کرده باشد و ذهنی توانمند و سرحال را به شما تحویل دهد.

منبع

 

entrepreneur

:

 

 

 

همیشه مراقب هستیم تا مریض نشویم. سعی می کنیم تغذیه ی کامل داشته باشیم تا دچار هیچ گونه مشکل جسمی نشویم و در صورت بیمار شدن نزد پزشک می رویم. اما گاهی اوقات سلامت روحی خود را فراموش می کنیم. باید در نظر داشته باشید که سلامت جسمی و روحی ارتباط تنگاتنگی با هم دارند پس باید به هردو آنها توجه داشت.

 

 

میزان انرژی موجود در این دو مکان کاملا می تواند بر سلامت جسمی و روحی ما موثر باشد. همان طور که می دانیم انرژی حیاتی در تمام موجودات، اجسام و در همه جا وجود دارد ولی در بعضی نقاط انتشار انرژی، بیشتر از جاهای دیگر است. اصولا نقاط مرتفع مثل مناطق کوهستانی و جنگل های انبوه که دارای درختان کهنسال بلند هستند و معابد، مساجد، کلیساها یا مکان هایی که مقبره بزرگواری است؛ هر جا که انسان در آن به عبادت خدا می پردازد و با فکر او تمرکز می کند و او را در قلب خود حس می کند، به افزایش انرژی درونی انسان و شفای او کمک می کند.

دکوراسیون انرژی

به عقیده چینی های باستان، موقعیت و جهت پدیده ها در فضا از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و محل سکونت، کار، نحوه قرارگیری اشیا، میز، مبلمان، کتابخانه و سایر مایملک انسان که او را از هر سو احاطه کرده اند، قادر به تاثیرگذاری بر سلامت رفتار و روان او هستند. براساس فنگ شویی اشکال هندسی، خطوط و استقرار صحیح اشیا در محیط های مناسب موجب همسویی نیروهای آسمانی با انسان و اشیا شده، سلامتی و موفقیت را به ارمغان می آورند. این تاثیرات، رفتار و شخصیت انسان را در جهت مثبت یا منفی و موزون یا ناموزون تعیین میکنند. بدیهی است که اصلی ترین عصاره دکوراسیون انرژی یا فنگ شویی، توجه به هماهنگی موجود در طبیعت بوده و کشف رموز طبیعت که همواره در حال سخن گفتن با بشر هستند و استفاده از آنها در زندگی شخصی. برای تبدیل محیط اطراف خود به چنین اماکنی چه باید بکنیم؟ راهکار اجرایی برای بهره مندی از فضایی مثبت چیست؟

پاک کردن انرژی های منفی

احتمالا می توانید برخی از این مکان ها را در اطراف خود مثال بزنید، اماکنی که ارتعاشات منفی آنها بالاست. بسیاری از ما تجربه کرده ایم که هنگام مراجعه به بعضی جاها حال خوب ما، بد می شود مثل جاهای گرفته، بدون گردش و تهویه هوا، بدون نور و زندگی. علت اصلی آن بالا بودن ارتعاشات منفی در این اماکن است. راهها و شیوه های متعددی وجود دارد که می توان با آن فضاها یا اماکن را از ارتعاشات منفی پاک و ارتعاشات مثبت و شفابخش را جایگزین آن کرد. این عمل به خصوص در مکان های عمومی مانند هتل ها یا کوپه قطار بسیار مفید واقع می شود اما می توان آن را به منظور پاکسازی و تقدیس منزل، محل کار یا اتومبیل خود نیز استفاده کرد، اغلب افراد پس از این عمل، احساس خوبی را تجربه می کنند.

راه کارهای موثر

۱) فرض کنید که یک درمانگر بخواهد به شفای بیمار بپردازد. کار کردن درمانگران در اتاقی که از انرژی های منفی پاکسازی

شده باشد، بسیار اهمیت دارد. بهتر است در صورت امکان اتاقی انتخاب شود که در معرض نور آفتاب بوده و به فضای باز و هوای تازه دسترسی داشته باشد. پس آفتاب یکی از عوامل دفع انرژی های منفی است.

۲) علاوه بر این می توان با دود کردن مریم گلی و سرو آزاد یا هر گیاه خوشبو و ضدعفونی کننده دیگر، اتاق را پاکیزه نگاه داشت. پیش از برخاستن دود باید یکی از درهای خانه را باز گذاشت تا دود، انرژی مرده و منفی را جذب کرده، آن را از در اتاق خارج کند.

۳) قرار دادن تکه های جواهر مناسب در اتاق نیز انرژی منفی را جذب می کند.

چند توصیه ساده

حالا چند توصیه ساده برای این که محیط اطراف خود را سرشار از انرژی مثبت کنید:

۱) هرگز به طور مداوم در اتاق بدون تهویه یا زیرنور چراغ های فلورسنت (مهتابی) کار نکنید. این نور فرکانسی تولید می کند که با ارتعاشات هاله تداخل کرده، موجب بروز فرکانس ضربه ای در حوزه انرژی می شود. دامنه فرکانسی این نورها برای تندرستی زیان آور هستند.

۲) وجود گیاهان، مولد انرژی و شفابخش هستند. می توانید در اتاق خود از حضور زنده گیاهان بهره مند شوید و زندگی را در کنار گیاهان تجربه کنید.

۳) استفاده از رنگ های شاداب و انرژی بخش نیز می تواند بسیار موثر باشد.

۴) پخش موسیقی موزون برای از بین بردن انرژی های منفی در فضا و دفع امواج منفی مفید است. کاری کنید که نور و هوای زنده و تازه به زندگی تان جاری شود. با خواندن نام خداوند می توانید اتاق خود را به مکانی پاکیزه و سرشار از انرژی مثبت تبدیل کنید.

 


 

 چند وقتیه اعتماد به نفسم پایین اومده و تو جمع نمیتونم خودم باشم و خودم رو می بازم فکر میکنم بقیه از صحبت کردن با من خیلی خوشحال نمیشن برای همین یه راهکار میخواستم

گفتگو با خود:

برای غلبه بر احساس دستپاچگی در موقعیت های اجتماعی از خود گویی های مثبت مانند آنچه در ذیل ارائه می شود استفاده کنید:
– من از خودم رضایت دارم، نیازی به تأیید دیگران ندارم.
– با اشتیاق به صحبت های اطرافیان گوش می دهم، از همین طریق با آنها قاطی می شوم.
–  با افراد غریبه، در مهمانی ها آشنا خواهم شد و صحبت می کنم بدون آنکه نگران باشم درباره من چه فکر می کنند.

مهربانی به خویشتن

اگر هنگامیکه در جمع هستید دائماً این فکر در ذهن تان مانور بیاید که دیگران در مورد شما چه قضاوتی می کنند، قطعاً دستپاچه و مضطرب خواهید شد. اما شما باید این نکته را به خودتان یادآوری کنید بسیار بعید است دیگران هم با همان معیارهای سختگیرانه ای که شما درباره خودتان دارید، در مورد شما فکر کنند و قضاوت نمایند.

توجه به دیگران

منطقی این است که قبل از قرار گرفتن در یک موقعیت یا جمع خاص، در مورد تاثیری که بر آن جمع می گذارید، فکر کنید اما وقتی در آن جمع قرار گرفتید، دیگر باید این افکار را از خود دور کنید و تمام تمرکزتان بر کیفیت تعامل تان با اطرافیان باشد.

اندیشیدن به اینجا و اکنون

اگر در شرایطی قرار گرفته اید که شما را یاد خاطره ای ناگوار از گذشته می اندازد و به همین سبب دچار اضطراب و دستپاچگی می شوید، سعی کنید ذهن تان را بر اینجا و اکنون متمرکز کنید.

غلبه بر ناآرامی های عصبی

افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند.

عمدتاً افرادی که در موقعیت های اجتماعی و ارتباطی دچار دستپاچگی می شوند، عوارض جسمانی مشابه علایم اضطراب از خود نشان می دهند. توانایی برای غلبه بر این علایم اضطرابی کمک زیادی به کنترل دستپاچگی افراد می کند.

برای مثال:
 – در برابر واکنش عرق کردن، سعی کنید مچ هایتان را زیر آب سرد بگیرید تا به خنک شدن تمام بدن تان کمک کند.

در برابر لکنت زبان، آرام بگیرید و مکث کنید تا لیوانی آب بنوشید یا نفسی آرام بخش و عمیق بکشید.
در برابر لرزش و تکان، پیش از رویدادهای مهم ورزش کنید. تمرینات ریلکسیشن هم می تواند بسیار موثر باشد.

در هنگام حالت تهوع، جوشانده زنجبیل و نعنا بنوشید. عمدتاً برای رفع تهوع داروهای گیاهی و شیمیایی بسیار موثری وجود دارد.

مشاهده پیامد مثبت

عصبی شدن به معنای آن نیست که هیچ کاری درست پیش نمی رود. بلکه افراد عصبی و دستپاچه عادت دارند وضعیت را فاجعه آمیز پیش بینی کنند. برای غلبه بر این وضعیت لازم است که به خودتان حرف های مثبت بزنید مثلاً «دوست دارم در امتحان موفق شوم اما اگر رد هم بشوم دنیا تمام نمی شود.»

 

منبع
سایت  تبیان

 

 
خیانت و بی‌وفایی اعتماد رابطه را برهم می‌زند. اگر به دنبال نشانه‌هایی هستید که بفهمید می‌توانید دوباره اعتماد کنید یا خیر، با ما همراه باشید.

اجازه بدهید صادق باشیم…

هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی وجود ندارد که همسرتان دوباره خیانت نکند. هیچ تضمین ۱۰۰ درصدی هم نیست که شما تا آخر با هم بمانید. همچنین، هیچ ضمانتی هم نیست که همسرتان دوباره خیانت کند! همینطور ضمانتی برای برهم خوردن دوباره رابطه‌تان وجود ندارد.

این واقعیت همه زندگی‌ها و روابط است. پیش‌بینی آنها تقریباً غیرممکن است.

این احتمال وجود دارد که وقتی عاشق همسرتان شدید و شما دو نفر زندگی‌تان را شروع کردید، هیچ وقت حدس نمی‌زدید که بخواهد به شما خیانت کند. شاید نگرانی‌ها و دغدغه‌های خودتان را داشته‌اید اما احتمال اینکه فکر کرده باشید همسرتان خیانت کند بسیار کم است.

بااینحال او اینکار را کرد!

حالا، اگر تصمیم دارید که اعتماد از دست رفته را دوباره بسازید و رابطه‌تان را ترمیم کنید، ممکن است ذهنتان مملو از ترس‌ شکسته شدن دوباره دلتان و خیانت دوباره همسرتان باشد. این ترس‌ها قابل درک هستند و ممکن است سر راه ساختن دوباره رابطه‌تان قرار گیرند.

 

موضوع گیج‌کننده‌ای است.

دلتان نمی‌خواهد دروغ بشنوید و دوباره بخاطر خیانت صدمه ببینید و می‌دانید که باید محتاط باشید. این احتیاط ممکن است شما را از رفتن به استقبال التیام رابطه و رشد آن که برای نجات رابطه‌تان مهم است، عقب بکشاند.

به نظر می‌رسد در عین اینکه یک قدم به جلو برمی‌دارید، چندین قدم به عقب می‌روید.

اگر راه قابل‌اطمینانی بود که می‌فهمیدید همسرتان واقعاً به شما راست می‌گوید و واقعاً تغییر کرده است یا نه خیلی خوب بود.

اما هیچ راهی وجود ندارد.

اما، می‌توانید عاقل و هوشیار باشید و درعین حال احتیاطی که شما را عقب نگه می‌دارد را رها کنید. می‌توانید به نشانه‌هایی که در همسرتان، خودتان و رابطه‌تان می‌بینید خوب دقت کنید چون به شما کمک می‌کنند بهترین تصمیم را برای آینده‌تان بگیرید.

اگر می‌خواهید بفهمید باید دوباره اعتماد کنید یا نه، به دنبال این ۴ نشانه باشید…

۱#: ارتباط و گفتگو بیشتر از اینکه بسته باشد، باز است.

گفتگو و ارتباط سالم رمز موفقیت هر رابطه است –مخصوصاً رابطه‌ای که بعد از خیانت در حال ترمیم است. با خودتان فکر کنید و زمانی را به خاطر آورید که احساس ریلکس بودن و راحتی داشتید، طوریکه تصور می‌کنید شما و همسرتان واقعاً به دقت به حرف‌های هم گوش می‌کرده‌اید.

بعد، به وقتی فکر کنید که هرکدام از شما سرسختانه سر حرف خودتان ایستاده بودید و به نظر می‌رسید که هیچکدام از شما به حرف‌های دیگری گوش نمی‌کند.

اینها نشانه‌های باز و بسته بودن گفتگوی بین شماست. خیلی مهم است که ببینید آیا این احساس آزادی و باز بودن گفتگو را در مکالماتتان می‌بینید یا خیر.

و وقتی آن لحظه‌هایی که گفتگوی بازی با همسرتان دارید را می‌فهمید–حتی اگر فقط چند لحظه طول بکشند–ببینید چه می‌کرده‌اید، چطور حرف می‌زده‌اید و از چه کلمات و لحنی استفاده می‌کردید. سعی کنید از بعد آن بیشتر از آن روش‌های گفتگو استفاده کنید.

۲#: شفافیت بیشتری وجود دارد.

 

شفافیت زمانی اتفاق می‌افتد که طرفی که خیانت کرده است در دسترس کامل همسر خود قرار می‌گیرد. این یعنی دیگر هیچ رازی پنهان نمی‌کند. ایمیل، پیام‌های تلفنی، هر حساب‌بانکی خصوصی یا هر چیز دیگر او از دسترس همسرش دور نیست.

این نوع دسترسی باید با تمایل کامل خود فرد باشد تا برای ساختن دوباره اعتماد از دست رفته موثر باشد. اگر فردی که خیانت کرده است برای این شفافیت احساس فشار یا اجبار کند، دوری بیشتری بین دو طرف اتفاق می‌افتد.

دو طرف می‌توانند راه‌های دیگری هم برای شفافیت به کار گیرند. دو طرف می‌توانند توافق کنند که هر چه که در ذهنشان بود را با هم در میان بگذارند، حتی سخت‌ترین مسائل را. آنها حقیقت خودشان و هرچه که می‌خواهند را به زبان می‌آورند.

ممکن است چندان با این روش احساس راحتی نکنید اما می‌تواند به طرقی انجام شود که ارتباطتان را محکم‌تر کند.

حتی اگر همسرتان تمایلی به در دسترس قرار دادن و شفافیت کامل نشان نداد، می توانید درخواستی اینچنینی از او داشته باشید، «کمکم کن بفهمم که چرا نمی‌خوای با من کاملاً شفاف باشی.» بعد خوب به پاسخی که می‌دهد گوش کنید. ممکن است دلیل قانع‌کننده‌ای داشته باشد.

۳#: به نظر می‌رسد هر دو شما در یک تیم هستید.

این شبیه به آن تمرینی است که در بالا عنوان کردیم که تفاوت زمانیکه گفتگوی باز و زمانیکه گفتگوی بسته با هم دارید را به خاطر بیاورید. از احساسی که زمان همکاری با هم دارید و زمانیکه به نظر می‌رسد در دو تیم مخالف هستید، آگاه شوید.

به احتمال بسیار زیاد شما هر دو در یک تیم هستید و ایده‌ها و نظرات همدیگر را نادیده نمی‌گیرید. این را می‌فهمید که می‌توانید خیلی چیزها از همسرتان یاد بگیرید، حتی اگر طریقی خاص برای برخورد با یک موقعیت داشته باشید و یا حتی اگر انتخابتان با همسرتان کاملاً متفاوت باشد.

در یک تیم بودن مربوط است به داشتن ارتباط باز و همه اینها به دیدگاه کلی شما نسبت به همسرتان برمی‌گردد. اثبات اینکه حق با شماست یا روش شما بهترین روش است اهمیت کمتری دارد.

۴#: می‌توانید نشانه‌هایی از پیشرفت مشاهده کنید.

گفتگوی باز، حس اینکه در یک تیم هستید و شفافیت همه نشانه‌های پیشرفت در رابطه شماست. نکته مهم برای زوج‌هایی که بعد از خیانت می‌خواهند رابطه‌شان را بازسازی کنند این است که ممکن است پیشرفت‌هایی اتفاق بیفتد اما یک نفر (یا هر دو شما) آن را نمی‌بیند.

خیلی راحت می‌توانید فقط به آنچه که در گذشته اتفاق افتاده فکر کنید و نسبت به تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان در حال رخ دادن است کور شوید.

اگر می‌خواهید ببینید که درست است بعد از خیانت همسرتان دوباره به او اعتماد کنید یا نه، یک راه قابل‌اطمینان این است که مطمئن شوید رابطه‌تان را از دیدگاه زمان حال بررسی می‌کنید نه گذشته. انکار حسی که بعد از خیانت همسرتان به شما دست داده کار درستی نیست اما بااینحال درست هم نیست که در گذشته زندگی کنید.

عادت کنید که وقتی غرق در گذشته می‌شوید و زمان حال را فراموش می‌کنید، متوجه شوید.  در چنین مواقعی یک نفس عمیق بکشید، مکث کنید و به زمان حال برگردید. از خودتان بپرسید که آیا آن کلمات و رفتارها با آنچه اکنون اتفاق می‌افتد سازگاری دارد یا خیر.

اینکه بیشتر به زمان حال فکر کنید به شما این امکان را می‌دهد که پیشرفت‌ها و تغییرات مثبتی که در رابطه‌تان پیش می‌آید را ببینید و حس کنید.
خیانت می‌تواند اعتماد هر رابطه‌ای را از بین ببرد. اما این نشانه‌ها را به خاطر بسپرید، اینها فقط چند نمونه بودند. راه‌های زیادی وجود دارد که از طریق آنها همسرتان ممکن است به شما نشان دهد که دوباره می‌توان به او اعتماد کرد.
 

 

 

 
 
۰

 

 
 

 



برای بعضی افراد افکار مهاجم بخشی از وحشت و اضطراب شدید است. در این موارد، به نظر می‌رسد که این افکار درنتیجه آن اضطراب ایجاد شده‌اند و ترس بیشتری به اضطرابی که  فرد تجربه می‌کند اضافه کرده و باعث حفظ آن اضطراب می‌شوند. بعنوان مثال، ممکن است وسط یک حمله اضطراب فکر کنید، «اگر دچار حمله قلبی شوم، چه می‌شود؟» در این موقعیت شما در حالت تغییریافته هوشیاری هستید که به آن تفکر اضطراب‌آمیز گفته می‌شود و احساستان می‌گوید که آن اتفاق قرار است بیفتد.

اما یک نوع دیگر از افکار مهاجم و ناخوانده هم وجود دارد که به آن افکار مهاجم وسواسی می‌گوییم. این افکار به نظر از ناکجایی سرچشمه گرفته و با ایجاد ناراحتی پیش می‌آیند و اضطرابی بی‌اندازه ایجاد می‌کنند. محتوای افکار مهاجم وسواسی معمولاً متمرکز بر تصاویر جنسی یا خشن هستند. اینها نمونه‌هایی از افکار مهاجم وسواسی هستند: کشتن یک نفر، شکنجه یک حیوان، کتک زدن یک بچه، بیرون افتادن یک نفر یا خودتان از پنجره، انداختن خودتان روی ریل قطار وقتی قطار در حال نزدیک شدن است، تجاوز به یک زن، آزار یک بچه، درآوردن لباس‌هایتان در یک مکان عمومی. البته این لیست کامل نیست اما تقریباً با فضای این افکار آشنایتان می‌کند.

افرادیکه دچار افکار مهاجم وسواسی هستند می‌ترسند که مرتکب کارهایی شوند که در ذهنشان تصویر کرده‌اند. ممکن است تجسم کنند که به کسی آسیب می‌رسانند یا مرتکب یک نوع خشونت جنسی می‌شوند. افکار مهاجم وسواسی می‌توانند بسیار روشن و واضح باشند و خیلی‌ها را خجالت‌زده کرده یا بترسانند.

باورهای نادرست زیادی درمورد این افکار وجود دارد. متداول‌ترین آنها این است که داشتن افکار جنسی یا خشونت‌آمیز به این معنی است که می‌خواهید آن کارها را انجام دهید. این درست نیست. شما نمی‌خواهید مرتکب کارهایی شوید که تصویر آن را در ذهنتان دیده‌اید. درواقع، دقیقاً برعکس آن حقیقت دارد. افرادیکه دچار افکار مهاجم وسواسی هستند افرادی بسیار آرام و ملایم هستند.

مشکل اینجاست که این افکار بسیار تهدیدآمیز به نظر می‌رسند. دلیل آن این است که این فکرها بر شما غلبه کرده و به نظر می‌رسد که احتمال وقوع آنها بسیار بالا است. و حتی اگر احتمال وقوع آنها پایین باشد، ممکن است فکر کنید که نتیجه کشتن یک نفر یا پرت کردن کودکی از پنجره آنقدر وحشتناک و شدید است که آن فکر حس تهدیدآمیز و خطرناک برایتان دارد.

راه‌حل خلاص شدن از افکار مهاجم وسواسی:
محتوای افکار شما به حساب نمی‌آید. کاملاً نامربوط است. افکار شما هیچ تاثیری بر کارهایی که انجام می‌دهید ندارد. یک فکر – حتی یک فکر بسیار ترسناک – انگیزه نیست. شما هیچوقت براساس افکار مهاجم وسواسی که دارید دست به عمل نخواهید زد. مشکل شما کنترل انگیزش نیست. شما دچار اختلال اضطراب هستید.

ضمانت می‌خواهید؟ باید بگوییم که هیچ ضمانتی وجود ندارد. وقتی می‌گوییم که هیچکس تابحال براساس افکار مهاجم وسواسی خود رفتار نکرده است، ممکن است بگویید، «خوب، همیشه یک دفعه اولی وجود دارد.» همه ما می‌دانیم که چیزهای خاصی در زندگی هست که احتمال وقوع آنها بسیار پایین است و می‌توانیم با فکر اینکه این اتفاقات هیچوقت نخواهند افتاد،زندگی‌مان را ادامه دهیم. بعنوان مثال، احتمال خیلی کمی وجود دارد که یک سنگ آسمانی از آسمان بیفتد و وقتی مشغول خواندن این مقاله هستید، روی سر شما بیفتد. البته ما نمی‌توانیم ضمانتی بدهیم که این اتفاق نمی‌افتد اما احتمال آن آنقدر پایین است که می‌توانید خیلی راحت آن را نادیده بگیرید. همین استدلال را می‌توانید برای افکار مهاجم وسواسی خود داشته باشید.

یه این خاطر این تضمین‌ها را می‌خواهید که نسبت به آن تصاویر حساس شده‌اید. این فکر کردن اضطراب‌آمیز ایجاد می‌کند – حالت تغییریافته واقعیت که باعث می‌شود افکار بسیار قریب الوقوع به نظر برسند. تنها راه کنار آمدن با این افکار کم کردن حساسیتتان نسبت به آنهاست.

یادتان باشد که محتوای افکار شما نامربوط است و برای کنار آمدن با آنها باید رویکردی متناقض داشته باشید. اگر بخواهید به هر ترتیبی درگیر افکارتان شوید – مثلاً استدلال آوردن برای آنها، بیرون کردن آنها از ذهنتان، تغییر رفتارتان برای دور ماندن از آن تهدیدها – همه این رویکردها فقط آنها را قوی‌تر و مهاجم‌تر خواهد کرد. در این مورد هم مثل سایر موارد اضطراب باید رفتاری برعکس داشته باشید.

چند قدم برای کنار آمدن با افکار مهاجم و ناخوانده:
– به این افکار برچسب «افکار مهاجم وسواسی» بزنید
– به خودتان یادآور شوید که این افکار به صورت خودکار عمل می‌کنند و می‌توانید خیلی راحت نادیده‌شان بگیرید
– آن افکار را پذیرفته و بگذارید وارد ذهنتان شوند. سعی نکنید آنها را بیرون کنید
– نفس‌های عمیق بکشید تا اضطرابتان کم شود
– به کاری که مشغول آن بودید ادامه دهید

کارهایی که نباید بکنید:
– به هر طریقی درگیر این افکار شوید
– سعی کنید این افکار را از ذهنتان بیرون کنید
– سعی کنید به دنبال معنای این افکار باشید
– خودتان را قانع کنید که هیچوقت آن کارها را انجام نخواهید داد
– رفتارتان را طوری تغییر دهید که از احتمال وقوع آن افکار دور باشد

کارهایی که باید بکنید:
– سطح اضطرابتان را تشخیص داده و مراقب بالا و پایین رفتن آن باشید
– سعی کنید بدون پنهان کردن آن افکار، آنها را در ذهنتان نگه دارید (خودشان به خودی خود از ذهنتان بیرون خواهند رفت)
– روی کنترل اضطرابتان در آن لحظه تمرکز کنید. تنفس عمیق می‌تواند کمکتان کند

شاید اجرای این روش سخت باشد اما اگر سعی کنید فقط چند هفته آن را انجام دهید، احتمال زیادی وجود دارد که شدت و تکرار این افکار مهاجم وسواسی در ذهنتان کمتر شود.

منبع : مردمان

 

 

 

Page 5 of 6« First...23456


برچسب ها
بیوگرافی رمضان فوتبال داخلی سس فضانورد کودکان عباس کیارستمی خواننده المپیک ویتامین دی داستان کوتاه کلسترول اخبار هنرمندان انگشترلطیفه گردنبند دندان زیورآلات به روز مجله س تفریحی ژولیت بازیگر کالری کفش غذا خستگی گوجه فرنگی کامپیوتر تاریخ معاصر ایران کهکشان مد و لباس مجله تفریحی سرگرمی ژولیت نقره جات سیب فیتنس کربوهیدرات سردرد رژیم لاغری فشارخون ادویه اخباراقتصادی میوه ازدواج رژیم غذایی اخبارهنرمندان شیر پیاده روی دسر یبوست مجله ژولیت ناخن جوش شیرین مرغ تلگرام اشعار مینا آقازاده شکر بخش تکنولوژی ژولیت بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی ترامپ جالبیجات بیماری قلبی فلفل پوست ومو ماهی مجله ی زولیت لاغر شدن روان شناسی افسردگی پیاز شهاب حسینی پوست و مو اخبار فوتبال داخلی، اکران گیاه شناسی اخبار ژولیت، پوکی استخوان فیلم وسینما بیماری مریخ چربی زنجبیل مطالب جالب انگشتر سیب زمینی سایت تفریحی سرگرمی آنتی اکسیدان فرهنگ، گوشت اخبار فوتبالی تغذیه کودک عسل مواد غذایی اینترنت لباس پوست مو جغرافیا فال و طالع بینی مجله سرگرمی ژولیت دانستنی نوزاد هنر، خودرو اخبار فرهنگی، داعش پروتئین گردشگری سلامت مو طالع بینی غذای اصلی فال روزانه نوشیدنی فیبر اخبار تکنولوژی کلسیم فوتبال طب سنتی ویتامین سبزیجات اخبارسلامت کارگردان تخم مرغ سايت تفريحي سرگرمي لاغری سايت سلامت و تغذيه سايت مفيد و خبري بروزترين اخبار ايران و جهان سايت اقتصادي و بازرگاني دیابت آشپزی بخش نجوم ژولیت سینما سرطان پزشکی اخبار هنری، سلامت چاقی روانشناسی کاهش وزن سلامتی فال ناسا اخبار سیاسی، نوزاد اخبار روانشناسی کودک اخبار سیاسی استرس اخبار ورزشی تغذیه فضا سیاسی، آموزش آشپزی اخبار اقتصادی تناسب اندام اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت ورزش مجله ی تفریحی ژولیت علمی نجوم مذهب، مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، تکنولوژی کودک اخبار مذهبی، اخبار سلامت و تندرستی اخبار ایران و جهان بخش علمي تفريحي ژوليت سایت جدید سرگرمی سایت بروز شده جدید ترین مطالب روز ایران جدید ترین مطالب روز جهان سرگرمی مجله ی تفریحی سرگرمی اخبار سلامت سرگرمي بخش سرگرمي مجله ي ژوليت جالبيجات جک خنده اس ام اس مجله ی ژولیت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر فرهنگ اخبار فوتبالی، فوتبال، اخبار ورزشی، ورزش، مجله ژولیت، zhuliet اخبار، ژولیت، بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت