مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

بیوگرافی بایگانی - مجله سرگرمی ژولیت

 

 

photo_2016-04-13_11-04-06

۹۳۵۲۲۶_۱۳۳۸۳۱۶۲۶۸۰۷۶۴۴_۵۴۴۸۲۵۰۲۹_n

 

شادمهر عقیلی متولد ۱۳۵۱/۱۱/۰۷ ملقب به سلطان پاپ.
بچه خیابان هاشمی تهران " اصلیت طالقانی " فرزند آخر خانواده " پدرش و برادرانش را در جنگ تحمیلی از دست داد که این مطلب همواره از سوی خود شادمهرتکذیب شده " در شرایط سخت مالی بزرگ شد " گیتار زدن را از حرکات دست گیتاریست ها یاد گرفت " فوق لیسانس از هنرستان موسیقی " تا ۲۴ سالگی به خواننده شدن فکر نمیکرد " بی علاقه به موسیقی اصیل و سنتی " اغلب ساعات روز را در اتاق کوچکش به تمرین موسیقی میپرداخت " برای تماشای کلیپ های خارجی بیتابی میکرد " رفت و آمد های مدام به صدا و سیما برای کار در تلویزیون در سالهای ۷۲و۷۳ اواسط سال ۷۵ چند آهنگ غیر مجاز را در زیرزمین های کرج خواند " متنفر از تجملات " ویلون را خودش یاد گرفت و استاد سوت زدن هست ، حتی در استودیو " عشاق بازی بهروز وثوقی " به افراد مختلف القاب مختلف میداد " هرگز حتی سیگار هم نکشیده ، همانگونه که دیدید شادمهر عقیلی در فیلم شب برهنه حتی سیگار دست گرفتن هم بلد نبود " رفاقت با جوانان سالم را دوست دارد " با قرض ارگ خرید " کم غذا و تحت تاثیر محبتهای مادرش " با دست مزد اولین کاستش ( بهار من ) یک پراید خرید " از هیچ غذایی بدش نمی آید " مردم برای خرید آلبوم مسافر او جلوی نوار فروشی ها صف میکشید ند ، که حتی به عده ای هم کاست نمیرسید چون خیلی ها چند تا چند تا این آلبوم را خریداری میکردند و تمام میشد " خودش را مدیون هیچ کس نمیداند جز مادرش و محمد تقی برادرش " همیشه پشیمان از امضای قرارداد با شرکت پیغام سحر "

 

عاشق اتومبیل بی ام و بیشتر شعرهای او را نیلوفر لاری پور گفته است " الگوی گیتار : اردشیر فرح " شناگر ماهر ( خصوصا شنای قورباغه ) حساسیت بیش از حد نسبت به دندانهایش دست به جیب برای دوستان طراز اول " کم حرف " در تهران پاتوق هیشگی نداشته " اختلاف با بهروز صفاریان بعد از آلبوم مسافر " شایعه عمل زیبایی بینیش رو تکذیب میکنه " هر روز اگر گیتار تمرین نکند پکر میشود " نازانگشتا ( خشایر اعتمادی ) و غزلک (سعید شهروز ) اوج هنر آهنگ سازی او برای دیگران است " زیاد دوست ندارد با کسی مصاحبه کند " روزی دویست هزار تومان درآمد با بت آموزش و نوازندگی گیتار و ویلن در تهران "

 

هرگز حاضر نشد که در آلبوم هیچ خواننده ای هم صدایی کند " اختلاف شدید با محمد اصفهانی در تابستان ۱۳۷۹ " ما درش را میپرستد " یک پوستر را با سرمایه شخصی خودش به بازار فرستاد چشمهایش نسبت به موسیقی سنتی روز به روز ضعیف و ضعیف تر شد " عاشق خرید کفش و بیزار از سیاست " بابت بازی و خونندگی در پرپرواز ۱۰ میلیون تومان گرفت " نارضی از گریمش در فیلم شب برهنه" درشرایطی به کانادا رفت که مسولین داشتند به خاطر منافع خودشان او را از موزیک پاپ کشور پایین بیاورند

 

ماهی یک بار به شمال میرفت " آرزو برگذاری کنسرت را در استادیوم آزادی داشت اما باز هم مسولین ارشاد……… … " خواننده محبوب : ریکی مارتین " اهل شب نشینی و روزنامه خواندن نیست " استاد کوک کردن سنتور " بعد از سفرش به کانادا فیلم شب برهنه با شکست مالی بدی روبه رو شد " عاشق ماشین عوض کردن " به پیشنهاد ، دوستش برای راه اندازی فروشگاه جواب منفی داد " نه ازدواج کرده ، و نه به خواستگاری رفته " آلبوم آدم و حوا رو خیلی دوست دارد و این آلبوم در ایران هنوز توقیف هست " علاقه مند موسیقی ترکی " با چند خانواده در تورنتو دوست است " گرفتن تصدیق بین المللی در کانادا " آموزش خصوصی گیتار و ویلن در تورنتو " محبوب ترین چهره موزیک پاپ ایران در خارج از کشور " فقط در یک سر شماری کوچک شادمهر ۲۰ میلیون هوا دار داشته "

 

طرح کلیپهایش را خودش میدهد " خیالی نیست را بدون دست مزد خواند ولی برای آدم فروش دست مزد خوبی گرفت " یک استودیو خانگی در منزلش درست کرده و مستاجر هست ، البته فعلا " وبلاگ ها ویا سایت های تقلبی در مورد خودش را هیچ گاه تکذیب نکرده و میگوید که هیچ سایت و یا وبلاگی را خودش اداره نمیکند و اینها همه طرفدارانش هستند " قرار داد با ۲ خواننده زن لس آنجلسی که برای آنها آهنگ سازی کند " و روزی ۱ یا ۲ بار با مادرش در ایران تلفنی صحبت میکند.

 

" قبل از عید سال ۸۳ دست راستش شکست " در تدارک کنسرتهای بزرگ در کشورهای پر جمعیت ایرانی "چند روز قبل با بهروز صفاریان با تلفن صحبت میکند و آشتی میکنند " هیچ گونه هدف و یا قصد باز گشت ندارد

بیوگرافی شادمهر عقیلی به همراه عکس

۱۲۳۸۹۷۸_۱۵۲۲۱۳۱۳۱۶۵۳۹۵۷_۱۷۱۵۹۷۵۰۸۷_n

 

۱۰۰۳۵۸۶_۵۶۸۶۷۵۵۵۳۲۷۹۸۴۹_۲۰۵۴۸۳۲۵۹۹۹۷۴۳۸۲۸۹۲_n

همسر شادمهر عقیلی:

ملیسا میسا دختر فلیپینی الاصل اما متولد سن دیه گو ایالت کالیفرنیاست.او فارغ التحصیل رشته طراحی صحنه تئاتراز دانشگاه سن دیه گواست.او علاقمند به طراحی جواهرات بود و در طراحی مروارید حتی مدرک هم دارد.او در طراحیها موفق نبود و به رقص روی آورد. او دو کمپانی عضو است و به کشورهای زیادی سفر کرد حتی مدتی در آلمان نیز زندگی کرد.آشنایی او با شادمهر نیز به واسطه حضور در ویدئوهای شادمهر بود. او مسلط به زبان فلیپینی است و هنوز در طراحی مرواریدهای فیلیپینی کار میکند.

همکاران شادمهر:

نیلوفر لاری پور/مونا برزویی/جواد شریف پور/شاهکار بینش پژوه/فرید احمدی/شیدا شفیعی/محمد علی بهمنی/پاکسیما زکی پور/آزیتا قاسمی/صمد وفایی/فرزاد حسنی/بابک روزبه/یغما گلرویی/ناصر عبد الهی/جمشید/بهبود/مهران احراری/شروین/ایلیا منفرد/حمید غلامعلی/علیرضا عصار/محمد اصفهانی/حسین زمان/لیلا فروهر/مهستی و . . .  .

آلبوم های شادمهر:

۱٫ (۱۹۹۷) ۱۳۷۶ – بهار من (بی کلام)>فروردین ماه
۲٫ (۱۹۹۸) ۱۳۷۷ -فصل آشنایی (کار مشترک)>فروردین ماه
۳٫ (۱۹۹۸) ۱۳۷۷ -مسافر>تیر ماه
۴٫ (۱۹۹۹) ۱۳۷۸ -دهاتی>اردی بهشت ماه
۵٫ (۱۹۹۹) ۱۳۷۸ -مشق سکوت(بی کلام)>آذر ماه
۶٫ (۱۹۹۹) ۱۳۷۸ -نغمه‌های شرقی(بی کلام)>دی ماه
۷٫ (۲۰۰۰) ۱۳۷۹ -فریبا> خرداد ماه(غیر رسمی)
۸٫ (۲۰۰۰) ۱۳۷۹ – پر پرواز (موسیقی فیلم پر پرواز)>تیر ماه
۹٫ (۲۰۰۱) ۱۳۸۰ -آدم و حوا(غیر رسمی)>شهریور ماه
۱۰٫ (۲۰۰۲) ۱۳۸۱-خیالی نیست(بعد از مهاجرت)>دی ماه
۱۱٫ (۲۰۰۲) ۱۳۸۲-دوری و پشیمانی(غیر رسمی) با همراهی عرشیا
۱۲٫ (۲۰۰۴) ۱۳۸۳-آدم فروش>فروردین ماه
۱۳٫ (۲۰۰۶) ۱۳۸۵- پاپ کورن>فروردین ماه
۱۴٫ (۲۰۰۸) ۱۳۸۷- سبب>تیر ماه
۱۵٫ (۲۰۰۹) ۱۳۸۸- تقدیر>دی ماه

تک آهنگ های شادمهر:

۱٫ تو بی نهایت شب (از آلبوم نازنین)
۲٫ قفس (از آلبوم نازنین)
۳٫ عطر و شبنم(از آلبوم کویر)
۴٫ شب برهنه
۵٫ داداشی
۶٫ خانه خراب
۷٫ غم تنهایی
۸٫ تو رو اینجوری می‌خوام
۹٫ لحظه عاشقونه
۱۰٫ دل شکسته
۱۱٫ بازیچه
۱۲٫ حسرت
۱۳٫ شام غریبان(سنتی)
۱۴٫ زمستون

۱۵٫حالم عوض میشه

 16.انتخاب

زندگینامه کامل شادمهر عقیلی و عکس های همسرش

زندگینامه کامل شادمهر عقیلی و عکس های همسرش

زندگینامه کامل شادمهر عقیلی و عکس های همسرش

 

نکاتی کوتاه از زندگی شادمهر عقیلی:

زیاد اهل درد دل کردن نیست و آدمی تودار است

اهل دود و دم نیست و سیگار هم نمی کشد.

برادرش محمد پدر هومن مهندسی متالو‍‍‍زی خوانده است.

روابط عمومی خوبی ندارد و زیاد دوست ندارد که در محافل حضور پیدا کند.و تا موقعی که کاری ندارد از منزل خارج نمی شود.

اصلا اهل سیاست و حرفهای سیاسی زدن نیست.

تا چندی قبل با آشپزی میانه خوبی نداشت و مثل اکثر مردان ایرانی فقط بلد بود نیمرو درست کند.البته حالا حتما آشپز خوبی شده است.

بعد از رفتنش در بیش از ۱۵ کشور دنیا کنسرت داشته است ودر یکی از کنسرتهای او در دبی یکی از تجار اماراتی یک ساعت مچی به او هدیه داد که قیمتش ۱۲ میلیون تومان بود

در سال ۷۸ در ایران گواهینامه رانندگی گرفتدر سال ۸۳ توانست گواهینامه بین المللی را در کانادا بگیرد.

اولین اتومبیل او یک پراید بود تا قبل از اینکه از ایران برود پرشیا و بی.ام.و داشت

همیشه میگوید هیچ گاه رفقایش را فراموش نمی کند

اهل دروغ نیست و بسیار دست و دل باز است.

شایعه ازدواج او در کانادا صحت ندارد

 شادمهر عقیلی خسرو شکیبایی را خیلی دوست دارد و با او صمیمی بود.

قصه فیلم((پر پرواز))به زندگی واقعی او خیلی نزدیک بود.

او مدتی در کالج تورنتو در رشته موسیقی تحصیل کرد…

شادمهر وقتی در ایران بود آلبومی ساخت به نام((آدم و حوا))که هیچ گاه مجوز نگرفت و شادمهر تهدید کرده بود که ممکن است به لس آنجلس برود.تهدیدی که پخش صدای او را از رادیو و تلویزیون ممنوع کرد.

همیشه تیپ اسپرت می زند.

زیاد اهل مطالعه روزنامه ها و مجلات نیست.

مدتی در ایران در عرصه خوانندگی ممنوع الفعالیت شد

با امیدوارم لذت برده باشید .

http://essiasal2.blogfa.com/cat-38.aspx برگرفته از

 

۱۶۵۳۷۸۶_۲۷۸۴۱۵۰۹۵۶۴۱۷۸۹_۱۳۹۱۹۷۲۱۷۴_n

im1j6b54bzl6fwo91ym9

 

zhuliet.com

 

بیوگرافی کاکو باند ۳۰ آذر ۱۳۹۵

 

 

 

 

کاکو بند

 

 


 


کاکو بند که در زمینه ورد موزیک فعالیت میکند یش از ۸ سال بر روی اولین آلبوم خود کار کردند و به نظر می‌رسد با یکی از متفاوت‌ترین آلبوم‌های

سال‌های اخیر موسیقی ایران مواجه هستیم.

 

کاکو بند با هدف ورود به بازارهای موسیقی جهانی تشکیل شده و در این میان برای آنها جغرافیا و زبان اهمیت چندانی ندارد و انسان بیش از هر موضوع

دیگری مهم است.

 

نگاهی که در کنار موسیقی ریتمیک و حساب‌شده گروه می‌تواند موفقیت بزرگی را برایشان رقم بزند.

 

در نخستین آلبوم کاکو بند ملودی‌هایی از فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون جهانی به کار رفته که  می‌تواند برای آنها که در بازار موسیقی ایران به تکرار و

یکنواختی رسیده و به دنبال موسیقی‌های متفاوت هستند، نوید یک مجموعه شنیدنی را بدهد.

 

کاکو بند شیرازی هستند و تنها آلبوم کاکو بند بنام دعوت هست که جدیدآ منتشر کردن همینطور  آهنگ تیتراژ سریال آسپرین که یک سریال در شبکه خانگی

و خیلی هم طرفدار داره و اجراع کرده ، آهنگ های آلبوم دعوت بنام های : رستاخیز ، دعوت ، بهشت ، سقوط ، هرچه ببادا باد و رقص در آتش و پرواز

در قفس و سیاره من که لینک دانلود این آهنگ ها به ترتیب قرار میدیم برای دانلود یا بوصرت پخش آنلاین گوش کنید . این مقاله بروز خواهد شد.

 

آخرین اخبار از کاکو بند

 

گروه موسیقی «کاکو بند» بعد از دریافت عنوان بهترین نماهنگ نخستین جایزه «ققنوس» در تلاش است تا پایان سال جاری تازه ترین آلبوم موسیقایی

خود را وارد بازار کند.

«کاکو» خواننده و یکی از اعضای گروه موسیقی «کاکو بند» در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: خوشبختانه با حمایتی که از سوی مسوولان معاونت هنری،

دفتر موسیقی و جایزه ققنوس انجام گرفت یکی از آثار ما مورد توجه هیات داوران «ققنوس» قرار گرفت و به عنوان اثر برگزیده انتخاب شد که نتیجه این

انتخاب اجرای زنده قطعه «سیاره من» توسط من و «زولا» دیگر عضو گروه بود که خوشبختانه با استقبال خوب مخاطبان حاضر در تالار وحدت قرار

گرفت به طوری که از آن زمان تا به امروز بسیاری از مردم با اظهارنظرهای خود در فضای مجازی ما را شرمنده خود کردند.

 

کاکو بند

 

وی ادامه داد: خوشحالیم که بعد از ۱۰ سال فعالیت مستمر و شبانه روزی در موسیقی تلاش های گروه دیده شده و مردم با کارهای ما بیشتر آشنا شده اند.

ما تمام سعی و توان خود را به کار گرفته ایم که بتوانیم پله پله کارهایی را که مد نظر داریم انجام دهیم البته لازم است همین جا از برادران بوشهری که در

ساخت نماهنگ های گروه نهایت همکاری و دوستی را با ما داشتند تشکر کنم که خیلی زحمت فراوانی کشیدند. ما برای ساخت کلیپ هایمان با هنرمندان

زیادی گفتگو کرده بودیم اما این دوستان به به قدری در این مرحله با ما همراه بودند که دوست داشتیم با آنها برای ساخت کلیپ هایمان همکاری داشته

باشیم.

این خواننده و نوازنده بیان کرد: «کاکو بند» متشکل از من، زولا و آرا که عناوین هنری ما از ۱۰ سال گذشته تا کنون است و ما در این مدت فقط با این

اسم در محافل حضور داشتیم در این مدت مشغول تولید آلبومی بودیم که تصور می کنم با حال و هوای متفاوتی که دارد می تواند یکی از متفاوت ترین

آلبوم های سال‌های اخیر موسیقی کشورمان به حساب آید. «کاکو بند» با هدف ورود به بازارهای بین المللی موسیقی وارد کار شده و در این میان زبان و

جغرافیا اهمیت زیادی ندارد. در کارهای ما انسان بیش از هر موضوع دیگری برایمان اهمیت دارد، نگاهی که دوست داریم در کنار موسیقی به آن توجه

داشته باشیم.

 

کاکو بند

 

کاکو با اشاره به جزییات تازه‌ترین آلبوم موسیقایی گروه «کاکو بند» توضیح داد: تمام تلاش خود را خواهیم کرد که آلبوم تا پایان سال جاری روانه بازار

موسیقی شود. در اولین آلبوم گروه از ملودی های فرهنگ ها و قومیت های گوناگون جهانی استفاده شده که به اعتقاد من می تواند برای کسانی که دنبال

موسیقی متفاوت هستند مجموعه ای جالب توجه باشد. مجموعه ای که زبان در آن همانطور که اشاره کردم محدودیتی ندارد و همه عناصر متعلق به

جایگاهی نیست که بخواهیم این فضا را محدود به زبان و مکان جغرافیایی خاص کنیم.

 این هنرمند با تشکر از هیات داوران جایزه «ققنوس» گفت: همین که تعدادی از بزرگان موسیقی و تجربه داران این عرصه به ما اجازه دادند که محلی

برای عرضه موسیقی مان داشته باشیم لطف بسیار زیادی است که واقعا جای تشکر دارد. گروه ما آنچنان اهل صحبت نیست چرا که اعتقاد دارد هنر و

هنرمند باید با اثرش حرف بزند وگرنه می رفتیم و قبل از موسیقی سیاستمدار می شدیم. ما می خواهیم حرف های خودمان را با هارمونی و احساس بزنیم.

ما می خواهیم حرف دلمان در موسیقی مان باشد که امیدواریم به لطف خدا به این موضوع دست پیدا کنیم.

وی در بخش پایانی صحبت‌های خود با اشاره به زمان انتشار تازه ترین تک آهنگ های موسیقایی «کاکو بند» عنوان کرد: به طور حتم بعد از انتشار آلبوم

و تک آهنگ «سیاره من» برای برگزاری کنسرت نیز برنامه ریزی خواهیم کرد و امیدوارم با انتشار این آثار بتوانیم شاهد بازخورد خوبی از سوی

مخاطبان در نتیجه ۱۰ سال فعالیت در موسیقی باشیم.

 

کاکوبند در سال ۲۰۰۷ میلادی با دعوت جلال مشفق مشاور معاون هنری وزیر ارشاد از نیما و پویا صرافی‌مهر به منظور همکاری برای تولید یک اثر در

ژانر موسیقی جهانی تشکیل شد. موسیقی کاکوبند ترکیبی از احساسات شرقی و موسیقی غرب است. کاکوبند موضوع و محور اصلی آثار خود را انسانیت

قرار داده است. این گروه یکی از مقام های برتر جشنواره ققنوس را کسب کرده است.

 

کاکوبند (Kako band)، نام یک گروه موسیقی تلفیقی ایرانی است، قطعات موسیقی ساخته شده توسط این گروه و آواهای روی این قطعات معنا و

مفهوم خاصی ندارد و زبان در آن محدودیتی ندارد.
 

کاکوبند با هدف ورود به بازارهای بین‌المللی موسیقی وارد کار شده و در این میان زبان و جغرافیا اهمیت زیادی ندارد. در کارهای آن‌ها انسان بیش از هر

موضوع دیگری اهمیت دارد.[۱]این گروه احساسات ملودیک شرقی با تکنیک‌های موسیقی غرب را با محوریت موضوعات انسانی عرضه می‌کند.

[۲]اعضای این گروه اهل شیراز هستند.

 

zhuliet.com

 

 

🖌زندگینامه ی مارک یارنل


📌کشیش "مارک یارنل" مقیم یک شهر کوچک در ایالت تگزاس، به علت ورشکستگی در حال از دست دادن تمام دارایی و اموال و حتی خانه و اتومبیل شخصی خود بود. او بدنبال راهی بود تا بتواند خود را از این وضع هولناک برهاند، که توسط یکی از دوستان خود با بازاریابی شبکه ای آشنا شد. 
 
او بسیار خوشبخت بود، زیرا معرف او، حامی بسیار خردمندی بود. حامی پیمانی را با او در میان گذاشت: 
 
" این تجارت در مدت یک تا سه سال، تو را از تمام مسائل مالی موجود،می رهاند." 
 
و قول پرداخت بهای این موفقیت بزرگ را از او گرفت: 
 
" برای رسیدن به این موفقیت بزرگ، تو باید بر چهار دشمن هولناک غلبه کنی." 
 
مارک پذیرفت و کار خود را با یک لیست ۲۰۰ نفری آغاز کرد. لیستی از تمام دوستان و آشنایان که آنها را برای معرفی کار و نشان دادن مدارک، به منزلش دعوت می کرد. 
 
۸۰ نفر از دوستان نزدیک، دعوت او را نپذیرفتند. و با گفتند: "نه! علاقه ای به شنیدن ندارم" از او استقبال کردند. در واقع مارک با اولین دشمن خود روبرو شده بود. 
 
پس زدن یا Rejection 
 
او با خود گفت: مسئله ای نیست. حامی من مرا از وجود این دشمن آگاه کرده بود. من ۱۲۰ دوست خوب دیگر در لیست دارم. 
 
حدس بزنید بعد چه شد! ۵۱ نفر از کسانی که دعوت او را پذیرفتند، در جلسه معرفی کار حاضر نشدند. او با دومین دشمن خود مواجه شده بود. 
 
نیرنگ یا Deception 
 
با خود گفت: " اهمیتی ندارد. حامی من در مورد وجود این دشمن با من صحبت کرده بود. من ۶۹ دوست خوب دیگر در لیست خود دارم." 
 
فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟ 
 
۵۷ نفر از کسانی که در جلسه حاضر شدند، با گفتند: " علاقه ای به این کار ندارم" به او جواب منفی دادند و همکاری او را نپذیرفتند. او با سومین دشمن روبرو شده بود. 
 
بی انگیزگی یا Apathy 
 
مارک بدون کوچکترین واهمه ای به خود گفت: " مسئله ای نیست. باید به سراغ ۱۲ نفر باقیمانده رفت. موفقیت گمشده من، در بین آنهاست." و همه آنها پاسخ مثبت دادند و همکاری او را پذیرفتند. 
 
آیا مسائل مارک پایان یافته بود؟ 
 
۱۱ نفر از این همکاران، در زمان کوتاهی از کار خسته شدند و کار را رها کردند. این چهارمین و آخرین دشمن مارک، در راه رسیدن به موفقیت بود. 
 
ریزش یا Attrition 
 
و او تنها با یک همکار و دوست جدی، در کار باقی ماند. 
 
ولی مارک تمام بهای تعیین شده را پرداخته بود. تا امروز او به همراه تنها همکار خود، به در آمد چند صد هزار دلار در ماه رسیده اند. 
 
شاید شما در مورد "بیل بریت" یکی از موفقترین اعضای Amway شنیده باشید. 
 
با او در یکی از شبکه های تلویزیونی مصاحبه شد. در دقایق پایانی مصاحبه که در مقابل خانه مجلل او انجام می شد، از او سوال شد: 
 
" آقای بریت! این تجارت واقعاً برای شما موفقیت آمیز بوده است. 
 
راز موفقیت شما چه بود؟ 
 
او پاسخ داد: 
 
" هیچ رازی وجود ندارد! من بسادگی، طرح را برای ۱۲۰۰ نفر توضیح دادم.۹۰۰ نفر آن را رد کردند و تنها ۳۰۰ نفر با من همکاری کردند. از بین ۳۰۰ نفر، ۸۶ نفر در راه ساختن سازمان خود، قدم گذاشتند. از بین این ۸۶ نفر، فقط ۳۴ نفر بودند که جدی کار می کردند. و از بین آن ۳۴ نفر، ۱۰ نفر از من یک میلیونر ساختند. 
 
مثل مارک یارنل، بیل هم با اعداد، دست و پنجه نرم می کرد. 
 
یک درس بزرگ: 
 
موفقیت شما، در گرو تمایل شما به یافتن کسانیست که درست مثل شما، محکوم به موفقیت هستند. موفقیت برای "مارک یارنل"، عدد ۱ از بین ۲۰۰ و برای "بیل بریت" عدد ۱۰ از ۱۲۰۰ بود. آیا شما مایل هستید که ۲۰۰ یا ۱۲۰۰ نفر شما را پس بزنند تا تبدیل به یک میلیونر شوید؟ 
 
امیدوارم موفق باشید.

 

zhuliet.com

 

 

 

دونالد جان ترامپ (به انگلیسی: Donald John Trump) (متولد ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶) ابرتاجر، نویسنده، سرمایه‌گذار و مجری تلویزیون آمریکایی است.

ترامپ رئیس هیئت مدیره و رئیس سازمان ترامپ است. میزبانی برنامه‌هایی چون ریلتی شوی کارآموز ان بی سی بر معروفیت او افزوده است. ترامپ فرزند فرد ترامپ، ساختمان ساز ثروتمند است که شرکت او را از ۱۹۷۱ تاکنون در اختیار گرفته است. او دانش آموختهٔ مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است. ترامپ از چهره‌های مهم صنعت املاک و مستغلات آمریکا و یک ابرستارهٔ رسانه‌ای بوده است.

ترامپ کاندیداتوری خود برای انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری ۲۰۱۶ حزب جمهوریخواه اعلام کرده است. کمپین ترامپ مورد پوشش گستردهٔ رسانه‌ای قرار گرفته و او شاهد صعود شدید محبوبیت مردمی خود بوده است. از اواخر ژوئیه ۲۰۱۵، ترامپ به طور مستمر در صدر نظرسنجی‌های افکار عمومی برای نامزدی حزب جمهوریخواه قرار داشته است.

 

اوایل زندگی :

ترامپ در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۶ در بخش بخش کویینز در نیو یورک به دنیا آمد. او فرزند چهارم از پنج فرزند مری ان و فرد ترامپ است که در سال ۱۹۳۶ ازدواج کردند. خواهر او مرین ترامپ بری، قاضی فدرال ایالات متحده در وضعیت ارشدیت در دادگاه استیناف حوزه سوم ایالات متحده آمریکا است.مادر ترامپ مهاجری اسکاتلندی بود، که در جزیره لوییس در ساحل غربی اسکاتلند متولد شده بود.

پدربزرگ و مادر بزرگ پدری ترامپ مهاجرینی آلمانی آمریکایی بودند؛ پدر بزرگ او، فریدریش درومپف، رستوران داری موفق در دوره مهاجرت وسیع به کلوندایک بود که اسم خود را انگلیسی سازی کرده بود.

ترامپ در کتاب ترامپ: هنر توافق خود که در ۱۹۸۷ منتشر شده، به غلط ادعا کرد فریدریش  درومپف از تبار سوئدی بوده، حرفی که فرد ترامپ پیشتر سالها زده بود. ترامپ بعداً پذیرفت که تبار آلمانی دارد و در رژه آلمانی آمریکایی اشتویبن در ۱۹۹۹ در نیویورک به عنوان گرند مارشال فعالیت کرد.

ترامپ دو سال در دانشگاه فوردهام در برانکس تحصیل کرد و سپس به مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا، منتقل شد زیرا وارتون دارای یکی از تنها دانشکده‌های مطالعات املاک در دانشگاه‌های آمریکا بود. او در سال ۱۹۶۸ با مدرک کارشناسی در اقتصاد فارغ‌التحصیل شد.

سابقه کسب و کار :

ترامپ صاحب یک شرکت عظیم ساختمان‌سازی در آمریکا است و چندین هتل بزرگ به او تعلق دارد. او از چند سال پیش مجری برنامه کارآموز شده است که درآمد این برنامه در سال گذشته او را در رده پنجم بالاترین دستمزدهای تلویزیونی قرار داد. ثروت فراوان، چندین آسمانخراش، هتل و سازمان مختلف در کنار موفقیت تجاری، ترامپ را به ستاره‌ای مشهور تبدیل کرده است. وی همچنین در سال ۲۰۱۲ هزینه‌های برگزاری مراسم دوشیزه جهان را بر عهده گرفت.

او با تکیه بر موفقیت فراوان در ساخت و ساز و تلویزیون، نام «ترامپ» را بر کالاهای بسیاری زد. لباس مردانه، رستوران، بستنی، عطر، آب معدنی، مجله، زمین گلف و دانشگاه. همچنین به نام ترامپ چندین کتاب نیز نوشته که همه در مورد چگونگی موفقیت در تجارت و مدیریت است. اکثر آن کتاب‌ها نیز در لیست کتاب‌های پرفروش قرار دارند.

املاک و سرمایه‌گذاری‌های تجاری ترامپ :

برج ترامپ :

برج ترامپ -یک آسمان خراش با کاربری مختلط ۵۸ طبقه در شماره ۷۲۵ خیابان پنجم (منهتن) در میدتاون منهتن، نیویورک- توسط ترامپ و شرکت اطمینان زندگی منصفانه ساخته شد و توسط در اسکات معمار شرکت سوئنکی هیدن کانل طراحی شد. امروزه ترامپ تنها مالک آن است. خانه او، پنت‌هاوس وی همچنین دفاتر نظارت او در این برچ قرار دارند. همچنین برج‌هایی که در باکو، آذربایجان و استانبول، ترکیه به دست سازمان ترامپ ساخته شده نیز برج ترامپ نام دارد.

برج ترامپ در خیابان پنجم نیویورک

برج ترامپ در زمین سابق مغازه بونویت تلر که از لحاظ معمارانه شایان توجه بود و در ۱۹۸۰ تخریب شد قرار دارد. ترامپ به دلیل تخریب نقش برجسته‌های آرت دکو بر سردر آن، که قولش به موزه کلان‌شهری هنر داده شده بود و استفادهٔ پیمانکار از ۲۰۰ مهاجر غیرقانونی لهستانی در فرایند تعجیل شدهٔ تخریب، که برای شیفت‌های ۱۲ ساعته (اگر چیزی گرفته باشند) فقط ۴ و ۵ دلار در ساعت حقوق گرفته بودند مجادله برانگیخت.

برج و هتل ترامپ در شیکاگو

ترامپ در ۱۹۹۰ شهادت داد او به ندرت از محل ساخت بازدید کرده و از کارگران غیرقانونی که بعضیشان در آنجا زندگی می‌کردند و به عنوان «بریگاد لهستانی» مشهور بودند بی اطلاع بوده. یک شکایت طولانی مدت کارگری در ۱۹۹۹ فیصله داده شد و جزئیات آن مهر و موم شد.

برندینگ و لایسنسینگ ترامپ :

ترامپ جدا از کارهای سنتی اش در زمینهٔ املاک، هتلداری و صنایع تفریحی نام و برند ترامپ را در دیگر صنایع و محصولات تثبیت کرده است. ترامپ در بازاریابی نام ترامپ بر شمار زیادی از محصولات از جمله ترامپ فایننشال (ذر زمینه مرتگج)، فروش و اجاره ترامپ (فروش مسکن)، رستوران‌های ترامپ، بوفه ترامپ، تهیه غذای ترامپ، بستنی پارلر ترامپ، گوترامپ، مجموعه امضای ترامپ، عطر دونالد ترامپ (۲۰۰۴) گلف ترامپ، مجله ترامپ، شکلات ترامپ، خانه ترامپ، تولیدات ترامپ، مؤسسه ترامپ، کارت بازی ترامپ، غول املاک ترامپ (بازی شبیه‌سازی کسب و کار)، کتاب‌های ترامپ، مدیریت مانکن ترامپ، شاتل ترامپ، یخ ترامپ، مرتگج ترامپ، ودکای ترامپ و استیک‌های ترامپ. علاوه بر این گزارش شده ترامپ برای هر ارائهٔ یک ساعته دورهٔ آموزشی ۱٫۵ میلیون دلار دریافت می‌کند.

فوربز در سال ۲۰۱۱، ارزش ارزش براند ترامپ را ۲۰۰ میلیون دلار تخمین زد. ترامپ این ارزش گذاری را قبول ندارد و می‌گوید برند او در حدود ۳ میلیارد دلار ارزش دارد.بسیاری از ساختمان سازان برای بازاریابی خود نام ترامپ را بر اموالشان می‌گذارند.به این دلیل، ترامپ مالک بسیاری از ساختمان‌هایی که نام وی را بر خود دارند، نیست.

سرمایه‌گذاری :

در سال ۲۰۱۱ ترامپ پس از ناامید شدن از بازار املاک آمریکا به بازار بورس نیویورک حمله برد و سهامهایی از جمله در بنک آو آمریکا، سیتی‌گروپ، کاترپیلار، اینتل، جانسون و جانسون، پروکتر اند گمبل و فیسبوک را خرید. او هنگام فروش سهام در سال ۲۰۱۴، ۲۷ میلیون دلار سود کرد و از ۴۵ سهامی که خرید ۴۰ تایشان سودده بودند.

ورزش :

ترامپ زمانی مالک نیوجرسی جنرالز بود. او زمانی به عنوان مشاور مالی مایک تایسون، عمل می‌کرد.

اتهامات آزار جنسی :

در پی درز اظهارات سال ۲۰۰۵ ترامپ چند زن داستان‌های جدیدی از سو رفتار جنسی را طرح کردند که منابعی چون نیویورک تایمز و پیپل به پوشش آنها پرداختند. ترامپ و کمپین او با انکار همهٔ این اتهامات شروع به طرح شکایتی علیه نیویورک تایمز به اتهام تهمت کرده‌اند.

زندگی شخصی :

ترامپ در سال ۱۹۷۷، با مانکن اهل جمهوری چک ایوانا ترامپ، در نیویورک ازدواج کرد. این دو با هم سه فرزند دارند: دانلد، جونیر، ایوانکا ترامپ و اریک. ایوانا در سال ۱۹۸۸ تابعیت آمریکا را در حالی که ترامپ در کنارش بود، کسب کرد.این زوج در سال ۱۹۹۱ طلاق گرفتند. ترامپ در سال ۱۹۹۳ دو ماه پس از تولد دخترش به نام تیفانی با هنرپیشه‌ای به نام مارلا میپل، با او ازدواج کرد.آنها در سال ۱۹۹۹ طلاق گرفتند.

ترامپ در سال ۱۹۹۸، با ملانیا کناوس مانکن مد اهل اسلوونی ملاقات کرد.آنها در سال ۲۰۰۵ در پالم بیچ، فلوریدا، ازدواج کردند.

ملانیا در سال ۲۰۰۶ تابعیت آمریکا را دریافت کرد.در همان سال او بارون پنجمین فرزند ترامپ را به دنیا آورد. در سال ۲۰۱۱ ملانیا گفت که پسرش به هر دو زبان انگلیسی و اسلوونیایی مسلط است.

ترامپ هفت نوه دارد.

در زیر عکس های دختر بزرگ ترامپ، ایوانکا ترامپ را مشاهده می کنید:

ivanka_trump_1

ivankatrump

 

دختر بزرگ ترامپ ایوانکا، به عنوان نایب رئیس اجرایی او مشغول به کار است.

جوایز و افتخارات دونالد ترامپ :

دکترای افتخاری بیزنس (Hon. D.B.), 2012, دانشگاه لیبرتی
تالار شهرت دبلیو دبلیو ای (کلاس ۲۰۱۳)
ستاره در پیاده‌رو شهرت هالیوود
در سال ۲۰۱۵ جایزه آزادی را به خاطر کوشش مثبت در زمینه روابط اسرائیل-آمریکا دریافت کرد.
کلید شهر دورال، فلورید

http://jadide.ir/

dddwww

 

بیوگرافی امیرحسین آرمان بازیگر سینما و تلویزیون

نام:امیرحسین

نام خانوادگی:آرمان

تاریخ تولد: 1361/8/14

محل تولد:تهران

—————————

 

امیر حسین ارمان که این روزها  در سریال کیمیا در تلویزیون را در حال پخش دارد متولد ۱۴ آبان ماه ۱۳۶۱ در تهران می باشد.

 سال۱۳۸۱ بود که با شرکت در کلاس‌های مرحوم مصطفی اسکویی فن بازیگری را آموخته و سال ۸۳ بود که به‌طور حرفه‌ای وارد عرصه سینما شدم. «ازدواج به سبک ایرانی » کاری از حسن فتحی نخستین فیلمی بود که در آن نقش‌آفرینی کردم. امیرحسین آرمان درحالی از «ازدواج به سبک ایرانی» اولین کار سینمایی خود می‌گوید که نگاهی به کارهای او درهشت سال فعالیت هنری نشان می‌دهد سال ۸۵ «هدف اصلی » سال ۸۶ «صدسال به این سالها» سال ۸۷«امشب شب مهتابه» سال ۱۳۸۸ «بیداری رؤیاها» و «برف روی شیروانی داغ» سال ۱۳۸۹ در دو فیلم «یه حبه قند» و «من مادر هستم» سال ۹۰ نیز در فیلم « دوباره باهم » نقش‌آفرینی کرده است. پس از نیر در فیلمهای سینمایی “بشارت به یک شهروند هزاره سوم” / نازنین / شیفت شب / داره صبح میشه / خبر خاصی نیست (۹۳) و فیلم آنها حضور داشته است

وی همچنین در سریالهای کلاه پهلوی / سرزمین کهن / زخم / پیدا و پنهان  نیر به ایفای نفش پرداخته است و این شب ها با نقش شهریار کامفر در سریال کیمیا به کارگردان جواد افشار حضور دارد. وی در سال ۹۵ نیز در سریال پریا به کارگردانی حسین سهیلی زاده در نقش کیوان به عنوان یکی از کاراکترهای اصلی داستان به ایفای نقش پرداخته است

۳۵۵

 

شاهرخ خان (هندی:शाहरुख़ ख़ान) (زادهٔ ۲ نوامبر ۱۹۶۵)، بازیگر هندی در بالیوود است.او در دهلی‌نو، پایتخت هندوستان، متولد شد.

 شاهرخ خان
زادروز :   ۲ نوامبر ۱۹۶۵
ایندور  هند
محل زندگی : بمبئی (Mumbai)
ملیت : هندوستانی
تبار : هندی
تابعیت : هند
پیشه : بازیگر، تهیه‌کننده، مجری، مدیر تیم کریکت هند، خواننده
سال‌های فعالیت : ۱۹۸۸ تاکنون
لقب : سلطان خان (king khan)، اس آر کِی (SRK)، شاه بالیوود (Baadshah of Bollywood)
دین : اسلام – حنفی
مذهب : تسنن
همسر : گوری خان (۱۹۹۱ تاکنون)

 

۳۵۶ 

شاهرخ خان  (زادهٔ ۲ نوامبر ۱۹۶۵)، بازیگر هندی در بالیوود است

 
شاهرخ خان (هندی:शाहरुख़ ख़ान، انگلیسی: Shahrukh Khan) (زادهٔ ۲ نوامبر ۱۹۶۵)، بازیگر هندی در بالیوود است.

او در دهلی‌نو، پایتخت هندوستان، متولد شد. با نام مستعار سلطان خان و با قد ۱۷۵ سانتی‌متر، که بیش از ۵۵ فیلم و مجموعه تلویزیونی در کارنامهٔ خود دارد. اولین فیلم او یک کار تلویزیونی با نام آنی جیوس ایت توس آنس این ویچ بود.

شاهرخ خان در سال ۱۹۶۵ در یک خانوادهٔ مسلمان و پشتون در دهلی به دنیا آمد. البته پیش از او شهناز لاله‌رخ پا به این خانه گذاشته بود و پنج سال تمام تنها فرزند و دختر یکدانه پدر و مادر بود. پدر شاهرخ از فعالان استقلال هندوستان در پیشاور (پاکستان کنونی) بود که پیش از تقسیم هندوستان (جدایی پاکستان) به دهلی آمد. اصلیت خانوادگی او به افغانستان می‌رسد. مادرش لطیف فاطمه هم دخترخوانده شاه‌نواز خان از فرماندهان ارتش هند و اهل راولپندی در پنجاب (پاکستان کنونی) بود. خانواده آن‌ها وضعیت اقتصادی متوسطی داشتند اما در حال حاضر او گرانقیمت‌ترین ستاره ی سینمای هند با دستمزد افسانه‌ای است. شاهرخ خان علاقه‌مند به تحصیل و ورزش روزی می‌رفت تا به عنوان یک ورزشکار حرفه‌ای فعالیت کند و شاید کمتر کسی بداند او روزگاری کاپیتان تیم ملی کریکت هندوستان بود. اما به درخواست والدین خود در رشته اقتصاد و در دانشگاه هنسراج دهلی‌نو به تحصیل پرداخت لیسانسش را گرفت و وارد رشته فیلمسازی شد و مدرک فوق لیسانس خود را در این رشته گرفت. در سن ۱۸ سالگی در یک مهمانی با گوری چیبر دانش‌آموخته مدرن‌اسکول که در آن زمان ۱۴ ساله بود آشنا شد و این آشنایی در نهایت پس از چند سال به ازدواج ختم شد. گوری شدیداً با بازیگری وی مخالف بود و اصلاً نمی‌خواست تا شاهرخ خان در سینما پا بگیرد اما پس از موفقیت اولین فیلم وی و تکرار این موفقیت در کارهای بعدی ، آنها در بمبئی مستقر گشتند. شاهرخ خان سه فرزند دارد: پسر بزرگش آریان نام دارد و دخترش سوهانا. برای تولد فرزند سوم به نام آبرام ازیک مادر میانجی استفاده کردند.


زندگی حرفه‌ای شاهرخ خان
شاهرخ که در تلویزیون به موفقیت دست یافته بود در سال ۹۱ با یکی از دوستانش وارد بمبئی می‌شود و مورد توجه هما مالینی ستاره زن آن زمان روزگار قرار می‌گیرد هیما می‌خواهد تا او بازیگر اولین فیلمی باشد که کارگردانی می‌کند. ۱۲ سال بعد پس از آن فیلم شاهرخ خان به سوپراستار سینمای هند بدل می‌شود. نام این فیلم "دل آشناهه"بود. در ۲۵ اکتبر ۱۹۹۱ با گوری خان ازدواج می‌کند. در ومدرسه سنت کلمبا در دهلی نو برنده جایزه شمشیر افتخار می‌شود این جایزه مخصوص بهترین شاگرد بود. سال ۱۹۹۰ بهترین ستاره هند شد. در فیلمهای آدیتا چو پرا بدون خواندن فیلمنامه بازی می‌کند. زوج سینمایی وی کاجول بود.

هم اکنون شاهرخ پرطرفدارترین بازیگر بالیوودیِ جهان است و در رده‌بندی قدرتمندترین مردان جهان (سیاسی، اجتماعی) ردهٔ ۴۲ را داراست.

شاهرخ خان در سال ۲۰۰۴ از سوی مجلهٔ تایم یکی از بهترین بازیگران هند لقب گرفت. در فیلم گاهی خوشی گاهی غم، پسرش «آریان» نقش کودکی شاهرخ خان را بازی می‌کند. او در سال ۲۰۰۳، در جریان فیلمبرداری فیلم شاکتی:د پاور ستون فقراتش صدمه دید و بعداً جراحی شد. این مشکل باعث شد که او دچار مشکلاتی مانند خشونت صدا شود، و برای اینکه روی خودش فشار نیاورَد تعداد فیلم‌هایش در هر سال کم شده‌است.

  ۳۵۷

شاهرخ خان در دهلی‌نو، پایتخت هندوستان، متولد شد

   

گفتگو با شاهرخ خان

شاهرخ‌خان بازیگر مسلمان سینمای هند، یکی از سه خان بزرگ بالیوود است که در کنار عامرخان و سلمان‌خان، بیش از دو دهه است لقب بزرگترین بازیگر جوان سینمای این کشور آسیایی را به خود اختصاص داده است. این بازیگر فعالیت هنری خود را از سال ۱۹۸۸ و با حضور در مجموعه‌های تلویزیونی شروع کرد.

شاهرخ خان در گفت‌وگو با نشریه تایمز ایندیا درباره صنعت سینمای هند، حضور مسلمانان در بالیوود و دیدگاههایش درباره فیلم‌سازی صحبت می‌کند.

 از رقابت با بازیگران جوان نمی‌ترسید؟
ـ سینما جایی است که هر روز بازیگران تازه در آن از راه می‌رسند. همه ما یک روز کار هنری‌مان را شروع کردیم و بعدها تبدیل به چهره‌های مشهور شدیم. از ورود بازیگران جوان و تازه کار نباید ترسید. جلوی ورودشان را هم نمی‌توان گرفت. به عنوان یک بازیگر با سابقه، سعی می‌کنم در فیلم‌های بهتری بازی کنم تا همچنان مورد توجه تماشاگران و مردم باشم. البته فراموش نکنید که ما قدیمی‌ترها هم جایگاه خودمان را داریم و به راحتی نمی‌شود با ما رقابت کرد. نکته‌ای که بازیگران جوان باید به آن توجه کنند این است که تلاش کنند در فیلم‌های بهتری ظاهر شوند و همیشه به بزرگترها و هنرمندان قدیمی احترام بگذارند.

دوستان زیادی دارید یا ترجیح می‌دهید در سکوت زندگی کنید؟
ـ داشتن تعداد محدودی دوست خوب، خیلی بهتر از دوستان زیادی است که در کنار آدم نیستند. آدم خوش‌شانسی هستم که دوستان خوبی دارم. آن‌ها خیلی به من و خانواده‌ام نزدیک هستند و در مواقع خاص که نیازمند کمک و یاری آنها هستم، به یاری‌ام می‌‌آیند. شما در طول روز با آدم‌های مختلفی برخورد می‌کنید و با آنها همراه و هم صحبت می‌شوید، اما تعداد اندکی از آنها تبدیل به دوستان صمیمی و نزدیک می‌شوند.

 در سالهای اخیر نقش‌های متفاوتی را در فیلم‌های متفاوت بازی کرده‌اید. متفاوت بودن را دوست دارید؟
ـ این روزها همه سعی می‌کنند متفاوت باشند و شما می‌بیند که فیلم‌های کاملا متفاوتی تهیه و تولید می‌شود. من هم تلاش دارم با این روند همراه باشم. مردم و تماشاگران امروزی خواهان چیز‌های تازه و متفاوت هستند. برای من هم خیلی مهم است که در فیلم‌ها و نقش‌های متفاوتی بازی کنم.
 
با طرفدارانتان دیدار و نشست دارید؟
ـ همیشه این کار را انجام می‌دهم. به عنوان یک بازیگر باورم این است که بدون طرفدارانم هیچ چیزی نیستم. فکر نمی‌کنم تا به امروز توانسته باشم زحمات آنها را جبران کرده باشم. به آنها بدهکار و خودم این نکته را خیلی خوب می‌دانم.

اگر هنوز هم فعال هستم و بدون خستگی کار می‌کنم، به دلیل عشق و محبتی است که آنها نثارم می‌کنند. بدون تماشاگران سینما و طرفدارانم نمی‌توانستم موقعیت درجه یکی را که اکنون دارم، به دست بیاورم. شاید یکی از راه‌های مهمی که می‌توانم آنها را راضی و خشنود کنم، این است که دست از کار نکشم و در فیلم‌های بهتری بازی کنم.   

۳۵۸ 

شاهرخ‌خان بازیگر مسلمان سینمای هند، یکی از سه خان بزرگ بالیوود است

 
 بازیگران مورد علاقه‌تان کدام‌ها هستند؟
ـ آمیتاب باچان، نصیرالدین‌شاه و نانا پاتکار همیشه به آنها گفته‌ام دوست دارم به موقعیتی که آنها قرار دارند برسم. کمال حسن و راجش کانا هم در این فهرست قرار می‌گیرند. اینها اسطوره‌های بازیگری‌اند به همین خاطر وقتی رسانه‌ها و طرفدارانم از من به عنوان اسطوره بازیگری اسم می‌برند، خجالت می‌کشم. هنوز راه زیادی پیش رو دارم تا بتوانم به آنها برسم. باور خودم این است که هیچ وقت هم به موقعیت آنها نمی‌رسم.

 خیلی‌ها می‌گویند فیلم‌های هندی رویا پرداز و غیرواقعی هستند. نظر شما چیست؟
ـ من هم این چیزها را شنیده‌ام که می‌گویند فیلم‌های ما از واقعیت‌های روز فرار می‌کنند و تماشاگران برای این به دیدن فیلم‌های ما می‌آیند، که از واقعیت‌های روز خلاصی پیدا کنند و دقایقی خوش بگذرانند. اما من این را قبول ندارم. اتفاقا فیلم‌های ما خیلی واقعی هستند. ما رئیس‌جمهوری نداریم که در هواپیمای ویژه حامل خود گرفتار شود و با تروریست‌ها بجنگد، ما مردمی نداریم که با هیولاهای گوناگون فضایی مقابله کنند. پس فیلم‌هایی هم نمی‌سازیم که چنین چیزهایی را نمایش دهند. آن چه که از آن به عنوان فانتزی و رویا‌پردازی هندی اسم می‌برند، کاملا واقعی هستند.مردم ما تقریبا همان کسانی هستند که در فیلم‌هایمان به تصویر کشیده می‌شوند.

تا به حال به بازی در محصولات بین‌المللی فکر کرده‌اید؟
فکر نمی‌کنم استیون اسپیلبرگ با یک فیلم‌نامه منتظر من باشد! اصلاً فکر نمی‌کنم قرار باشد یک فیلم خارجی و بین‌المللی به من پیشنهاد شود و از من بخواهند نقش اصلی آن را بازی کنم. در کل زندگی‌ام چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. به همین دلیل، ترجیح می دهم پادشاه صنعت سینمای هند باشم. در عین حال، از این بابت که در فیلم‌های بین‌المللی بازی نمی‌کنم، ناراضی نیستم.

ما در هند بزرگترین صنعت سینمای جهان را داریم. الیته در دوران اقامت چند ماهه‌ام در نیویورک و لس آنجلس فهمیدم در فیلم‌های ما کمی اغراق وجود دارد. اگر بازیگران هندی بخواهند در محصولات بین‌المللی بازی کنند باید به سطح کار بازیگران خارجی برسند، بدون اینکه هویت و فرهنگ خود را از دست داده و فراموش کنند. حقیقت امر را بخواهید، نمی‌خواهم در فیلم‌های هالیوودی بازی کنم. ترجیح می‌دهم در یک فیلم بین‌المللی بازی کنم که قصه‌ای عمومی و جهانی دارد و مناسب حال عموم تماشاگران در همه جای دنیا است.   

۳۵۹

هم اکنون شاهرخ پرطرفدارترین بازیگر بالیوودیِ جهان است

 
زندگی خانوادگی هنرمندان هندی شباهت زیادی به همکاران غربی خود ندارد و از ثبات بیشتری برخوردار است. چرا؟
خب، ما شرقی هستیم و آن‌ها غربی. ما فرهنگ خاص خودمان را داریم و خانواده برایمان از ارزش ویژه و بالایی برخوردار است. البته نمی‌خواهم به زندگی خانوادگی همکاران غربی ایراد  بگیرم . در بین آن‌ها کسانی هستند که زندگی خانوادگی گرمی دارند. ولی به طور کل، نگاه ما مردمی که در شرق زندگی می‌کنیم، نسبت به خانواده، پدر و مادر و مسائلی از این است متفاوت است. برای مثال، رابطه پدر و فرزندی که در بین ما شرقی‌ها رواج دارد به هیچ وجه شبیه رابطه‌ای نیست که یک پدر غربی با فرزندانش دارد. من همسرم را از زمانی که هجده سالم بود می‌شناسم. او سر صحنه مجموعه‌ای کار می‌کرد که من بازیگرش بودم. سال‌هاست که در کنار هم زندگی می‌کنیم و هر دوی ما احساس می‌کنیم آدم‌های خوشبختی هستیم. دو فرزندمان هم کانون گرم خانوادگی‌مان را گرم‌تر می‌کنند.

در مدرسه و کالج چه جور آدمی بودید؟
شیطان و سرکش! در مدرسه بیشتر اوقاتم را با ورزش سر می کردم. مقررات مدرسه ای که در ان درس می‌خواندم خیلی سخت بود. با آن که قوانین مدرسه سخت‌گیرانه بود، ولی به تدریج فهمیدم خیلی خوب هستند و کمک خیلی زیادی به من کردند تا انضباط و زندگی اجتماعی را یاد بگیرم.

اگر بازیگر نمی‌شدید چه حرفه‌ای را انتخاب می‌کردید؟
شاید وارد کار تبلیغات می‌شدم و آگهی تبلیغاتی فیلم‌های سینمایی را می‌ساختم. معلمی را هم خیلی دوست داشتم. خیلی دوست دارم تعلیم بدهم و کمک کنم تا بچه‌ها چیزهای تازه ای یاد بگیرند.

بازیگری به جز شهرت چه چیز دیگری به شما داده است؟
برای چیزی حدود دو ساعت و نیم می‌توانم کنترل احساسات و عواطف مردم را دست‌های خودم بگیرم. آن ها را می‌خندانم و یا به گریه می‌اندازم. مردم در طول زمانی که مشغول تماشای فیلمی از من هستند، ارتباطشان را با دنیای بیرون قطع می‌کنند و فقط متوجه کارهایی هستند که من انجام می‌دهم. این یک موهبت بزرگ است. شما به جز بازیگران چه کسانی را سراغ دارید که بتوانند چنین تاثیر عظیمی بر روی مردم عادی بگذارند.

در گذشته بازیگران مسلمانی مثل دیلیپ کومار و مینا کومار نام‌های اصلی خود را تغییر دادند تا هویت مذهبی خودشان را پنهان کنند. اما امروزه بازیگران درجه یک مسلمان سینمای هند علناً درباره دین خود صحبت کرده و می‌گویند مسلمان هستند. آیا فکر می‌کنید فیلم‌های سینمایی عامل مهمی در این تغییر روش بوده‌اند.
البته من فکر نمی‌کنم آن‌ها نامشان را به این دلیل تغییر دادند که هویت مذهبی خود را پنهان کنند. این تغییر نام برای این بود که نام‌های هنری شان زیباتر از نام واقعی خودشان بود. بازیگران غیر مسلمانی مثل استاد جیتندرا و آشوک کومار هم وقتی بازیگر شدند، نام‌های اصلی خود را تغییر دادند و نام‌ هنری انتخاب کردند. یک زمانی، بسیاری از بازیگران با مذاهب گوناگون نام خود را تغییر داده‌ و از نام‌ هنری استفاده می‌کردند. این مثل یک عادت شده بود.

صنعت سینمای ما همیشه احترام ویژه‌ای به تمام مذاهب گذاشته و بازیگران مختلفی از مذاهب مختلف در این صنعت کار و فعالیت می کنند و شهرت و محبوبیت بسیاری هم در بین عموم تماشاگران (از هر مذهب و مسلکی که هستند) دارند. ما بازیگران مسلمان هم جزئی از این سیستم و صنعت هستیم و کمک بسیار زیادی به آن کرده‌ایم. صنعت سینمای هند به مقدار زیادی مدیون کار و فعالیت هنرمندان مسلمان هندی است. خوبی هنر این است که تمام آدم‌ها را فارغ از هر مذهب و مسلکی که دارند، جذب خود می‌کند.    

شاهرخ خان در سال ۲۰۰۴ از سوی مجلهٔ تایم یکی از بهترین بازیگران هند لقب گرفت

 
شما همیشه با احترام درباره ادیان دیگر صحبت کرده‌اید. آیا این موضوع نتیجه نصایح والدین تان است؟
بله . آن‌ها تعلیمات اسلامی را به من آموختند و گفتند همه ما یک خدای واحد داریم. به عنوان یک مسلمان، به اعتقادات مذهبی همه آدم‌های دیگر احترام می‌گذارم. همراه دوستانم به معبد می‌روم و در جشن‌های مذهبی‌شان شرکت می‌کنم.این نکته باعث می شود آن ها هم به مذهب و دیدگاه های من احترام بگذارند.

زمانی که با مشکلی مواجه می‌شوید، به سراغ چه کسی می‌روید؟
به الله پناه می‌برم. با او صحبت و راز و نیاز می‌کنم. نماز می‌خوانم و دعا می‌کنم. همیشه امیدوارم به کمک او مشکلاتم حل شود و به این مسئله ایمان دارم.

اطرافیانتان می گویند وقتی مادرتان فوت کرد، دعا و نماز را برای مدتی قطع کردید . چه عاملی باعث وحدت دوباره‌تان با خدا شد؟
مثل هر آدم داغدیده و عزاداری در آن زمان بسیار غمگین و ناراحت بودم. مادرم را که یکی از عزیزترین کسانم بود، از دست داده بودم و بابت این مسئله از دست خدا عصبانی بودم. ولی خیلی زود فهمیدم که اگر همچنان از دست خدا عصبانی و ناراحت باشم، شانس کمی برای دیدار دوباره با مادرم را خواهم داشت. اگر با خدا دوست نباشی، خبری هم از بهشت نیست. شما وقتی خیلی ناراحت هستید ممکن است از سر خشم حرفی بزنید یا کار غلطی انجام دهید، اما خیلی زود متوجه اشتباه خود شده و آن را جبران می‌کنید. خدا بهترین دوست ،یار و همدم آدم‌هاست.   

 

  فیلم شناسی شاهرخ خان

سال فیلم نقش بازیگر زن نقش مقابل نکات
۱۹۹۲ دیوانه راجاساهی دیویا بهاراتی جایزه فیلم فیر برای بهترین بازیگر مرد تازه‌وارد
۱۹۹۲ معجزه (فیلم ۱۳۴۶) سوندرسری واستاوا اورمیلا ماتندکار  
۱۹۹۲ دل می داند کاران سینگ دیویا بهاراتی  
۱۹۹۲ راجو آقا می‌شود راجو/راج ماتور جوهی چاولا  
۱۹۹۳ مایاخانوم لالیت کومار دیپاساهی  
۱۹۹۳ عموی شاه آنیل باسال نگما  
۱۹۹۳ بازیگر (فیلم۱۹۹۳) ویکی ملهوترا / آجای شرما کاجول،شیلپا شتی جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۳ ترس راهول مهرا جوهی چاولا نامزد فیلم فیر بهترین بازیگر در نقش منفی
۱۹۹۳ گاهی آره گاهی نه سونیل سوچیتراکریشنامورتی فیلم فیر جایزه بهترین اجرا از دید منتقدان
— نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۴ انجام ویجی آگنیهوتری مدوری دیکشیت جایزه فیلم فیر برای بهترین اجرا در نقش منفی
۱۹۹۵ کاران آرجون آرجون سینگ/ ویجی کاجول  
۱۹۹۵ زمانه دیوانه راهول سینگ راویناتاندون  
۱۹۹۵ گودو (فیلم) گودوبهادر منیشاکیرالا  
۱۹۹۵ اوه عزیزم! اینجاهندوستانه قهرمان دیپاساهی  
۱۹۹۵ دلشکسته‌ی شجاع عروس را می‌برد راج ملهوترا کاجول جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۵ رام می داند رام جانه جوهی چاولا  
۱۹۹۵ سه گانگی رمی سینگ  
۱۹۹۶ آقای انگلیسی، خانم هندی ویکرام/هری/گوپال مایور سونالی بندره  
۱۹۹۶ آرزو (فیلم) روپ راتوره پوجابهات  
۱۹۹۶ ارتش (فیلم) آرجون سری دوی  
۱۹۹۷ کویلا شانکر مدوری دیکشیت  
۱۹۹۷ بله قربان راهول جشی جوهی چاولا نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۷ سرزمین بیگانه آرجون ساگار ماهیما چودری  
۱۹۹۷ دل دیوانه است راهول مدوری دیکشیت،کاریسما کاپور جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۸ همشکل بابلوچودری /منو دادا جوهی چاولا،سونالی بندره نامزد فیلم فیر برای بهترین اجرا در نقش منفی
۱۹۹۸ ازاعماق دل… امارکانت ورما منیشاکیرالا،پریتی زینتا
۱۹۹۸ داره یه اتفاقایی میفته راهول کانا کاجول،رانی موکرجی جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۱۹۹۹ پادشاه راج/پادشاه توئینکل کانا نامزد فیلم فیر برای بهترین اجرا در نقش کمدی
۲۰۰۰ دل همچنان هندوستانی است آجای بخشی جوهی چاولا  
۲۰۰۰ جنون (فیلم) مکس دیاس  
۲۰۰۰ محبت‌ها راج آریان ملهوترا آیشواریا رای فیلم فیر جایزه بهترین اجرا از دید منتقدان
— نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۱ یک بار دوچهار آرون ورما جوهی چاولا  
۲۰۰۱ آشوکا (فیلم) آشوکا کرینا کاپور  
۲۰۰۱ گاهی خوشی گاهی غم راهول ریچاند کاجول نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۲ من متعلق به توام، عزیزم گوپال مدوری دیکشیت  
۲۰۰۲ دوداس دوداس موکرجی آیشواریا رای،مدوری دیکشیت جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۳ چلته چلته راج ماتور رانی موکرجی  
۲۰۰۳ شاید فردایی نباشد (فیلم) آمان ماتور پریتی زینتا نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۴ لحظه‌های جدایی دوشانت راویناتاندون با تأخیر اکران شد
۲۰۰۴ من اکنون اینجایم سرگرد رام پرساد شرما سوشمیتاسن نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۴ ویر-زارا ویر پرتاب سینگ پریتی زینتا نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۴ سرزمین مادری مهان بارگاوا گایاتری جوشی جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۵ معما کیشنلال/روح رانی موکرجی  
۲۰۰۶ هرگز نگو خداحافظ دوساران رانی موکرجی،پریتی زینتا نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۶ دان: تعقیب دوباره آغاز میشود دان/ویجی پریانکا چوپرا،ایشاکپیکار نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۷ بروهند! کبیرخان   جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۷ ام شنتی ام ام پرکاش ماکیجا/ام کاپور دیپیکا پادوکن نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۸ خداوند زوج ها را می سازد سوریندرساهنی / راج انوشکاشرما نامزدجایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۰۹ بیلو ی آرایشگر ساحرخان  
۲۰۱۰ من خان هستم رضوان خان کاجول جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۱۱ را.وان جی وان/شیکر کرینا کاپور  
۲۰۱۱ دان۲: تعقیب ادامه می‌یابد دان پریانکا چوپرا نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۱۲ مادامیکه زنده‌ام سرگرد سمر آناند کاترینا کایف،انوشکاشرما نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۱۳ قطار چنای راهول دیپیکا پادوکن نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۱۴ سال نو مبارک (فیلم هندی) چاندراموهان"چارلی"شرما دیپیکا پادوکن
۲۰۱۵ دلداده (فیلم ۲۰۱۵) راج"کالی" راندیربخشی کاجول نامزد جایزه فیلم‌فیر برای بهترین بازیگر مرد
۲۰۱۶ طرفدار (فیلم) گاراو چاندنا/آریان کانا    
۲۰۱۷ رئیس (فیلم۲۰۱۶)Upcoming release رئیس خان ماهیراخان  

 

 

 

 

ترانه علیدوستی (زاده ۲۲ دی ۱۳۶۲، تهرانبازیگر سینما و تئاتر، دوبلر[۲] و مترجم اهل ایران است.
ترانه علیدوستی در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۶، برای ایفای نقش در فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن شد.

همچنین او توانسته عناوین متعدد سینمایی از جمله جایزه بهترین بازیگر زن، پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم لوکارنو سوئیس، جایزه بهترین بازیگر زن، جشنواره فیلم آسیایی و عربی اوسیان سینه فن و سیمرغ بهترین بازیگر زن در جشنواره فیلم فجر را کسب کند.
او در جشنواره‌های فیلم وزول فرانسه ۲۰۱۴ و فیلم هانوی ویتنام ۲۰۱۲، یکی از اعضای هیئت داوران بود.[۳][۴]

او به زبان انگلیسی مسلط است و در زمینه ادبیات هم فعالیت دارد و مترجم آثار ادبی است.[۵][۶] او جایزه ادبی پروین اعتصامی را در پنجمین دوره برگزاری آن در قسمت ادبیات داستانی با ترجمه رؤیای مادرم، تألیف آلیس مونرو کسب کرد.

ترانه علیدوستی در ویژه نامه شماره ۱۰۰ ماهنامه «صنعت سینما» که نگاهی است به سینمای ایران در دهه هشتاد، به انتخاب ۱۳۰ نویسنده و منتقد سینمایی به عنوان بهترین بازیگر زن دهه انتخاب شد،[۷] همچنین در سال ۱۳۹۰، ماهنامه سینمایی فیلم او را به عنوان بهترین بازیگر زن دهه ۸۰ انتخاب کرد.[۸][۹]

 

زندگی خصوصی]

 

ترانه علیدوستی در خانه سینما

ترانه علیدوستی در ۲۲ دی ۱۳۶۲ در تهران متولد شد، پدر او حمید علیدوستی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال ایران و از مربیان کنونی فوتبال ایران است. مادر وی نادره حکیم الهی سنگ‌تراش و مجسمه‌ساز است. او ازدواج کرده و صاحب یک فرزند دختر است. پویان علیدوستی تنها برادرش بود که در چهارشنبه‌سوری سال ۸۳ او را از دست داد.[۱۰]

ترانه علیدوستی اعلام کرده که به بیماری «کلاستروفوبیا» یا «ترس از محیط بسته» مبتلا است و به همین خاطر نمی‌تواند از اتوبوس یا مترو استفاده کند[۱۱][۱۲] و یکفمینیست است.[۱۳]

فعالیت هنری]

سینما و تئاتر]

ترانه علیدوستی در دورهٔ دبیرستان مشغول تحصیل در رشتهٔ علوم تجربی بود که در کلاس‌های بازیگری امین تارخ ثبت نام کرد. سال ۱۳۷۹ از طریق همین کلاس‌ها برای بازی نقش «ترانه پرنیان» در فیلم من ترانه ۱۵ سال دارم انتخاب شد
علیدوستی بازی در عرصه تئاتر را نیز با نمایش «فنز» تجربه کرد. سال ۱۳۸۰–۱۳۷۹ یک دورهٔ فیلمنامه‌نویسی در کلاس‌های حوزه هنری گذراند. او تا سال ۱۳۸۲ در فیلمی حضور نداشت.

وی در فیلم اژدها وارد می‌شود! ساخته مانی حقیقی یکی از سرمایه‌گذاران فیلم می‌باشد.[۱۴]

تلویزیونی]

ترانه علیدوستی که تا کنون در هیچ نوع سریال تلویزیونی حضور نداشته دربارهٔ حضور نیافتن خود در سریال‌های صدا و سیما اینگونه سخن گفت: من در تلویزیون بازی نمی‌کنم. ۱۲ سال هم هست که بازی نمی‌کنم. چون معتقدم یک خیانت فرهنگی است. قبلاً هم گفته‌ام. انتخاب کرده‌ام. حتی سریال‌های سطح بالاتر ما نهایتاً دستخوش یک جهت گیری بی‌موردی در پخش می‌شوند. من کسانی را که در تلویزیون کار می‌کنند قضاوت نمی‌کنم ولی مردم حق دارند قضاوت کنند. ما در این جایگاه قرار داریم که قضاوت شویم.[۱۵][۱۶]

دوبله و صداپیشگی]

ترانه علیدوستی در انیمیشن جمشید و خورشید صداپیشه نقش «خورشید» بود.

نمایشنامه خوانی]

ترانه علیدوستی در نمایشنامه آنا کارنینا که به کارگردانی هما روستا، شنبه پانزدهم آذرماه ۱۳۹۳ در کتابخانه ملّی و در حمایت از هنرمندان مبتلا به سرطان نمایشنامه‌خوانی می‌شد، نقش «آنا کارنینا» را اجرا کرد.

همچنین این نمایشنامه خوانی بار دیگر به مناسبت چهلمین روز درگذشت هما روستا (۲۳آبان ۱۳۹۴) در کتابخانه ملی برگزار شد که این بار هم در حمایت از هنرمندان مبتلا به سرطان مراسم اجرا شد..[۱۷]

نویسندگی

 

علاوه بر سابقه اش در بازیگری، او برای نویسندگی در وبگاه شخصی اش نیز شناخته شده است. علاوه بر این، داستان‌های کوتاه و نقدهای مختلف او در مجله‌ها و روزنامه‌هایی مانند روزنامه شرق منتشر شده است. در سال ۲۰۱۰ در پی انتشار مطلبی از او در وبلاگش در حمایت از اصغر فرهادی که در دفاع از هنرمندان دگراندیش مطلبی منتشر کرده بود، وبلاگ این بازیگر سینما و تئاتر به دستور کمیته دولتی فیلترینگ، حذف شد و بدین ترتیب آرشیو این وبلاگ نیز از روی سایت بلاگفا حذف شده است.[۱۸][۱۹] به هر حال وبگاه جدید او همچنان فعال است.

ترجمه]

ترانه علیدوستی با ترجمه داستان رؤیای مادرم[۲۰] اثر «آلیس مونرو» در نوزدهمین دوره کتاب فصل، در گروه ادبیات شایسته تقدیر شناخته شد.[۲۱]

دیدگاه‌ها]

علیدوستی یکی از طرفداران جریان فمینیسم می‌باشد. وی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، در دفاع از این دیدگاه خویش نوشت:[۲۲] «اگر سوءتفاهم یا واهمه‌ای از این کلمه دارید به جای اتکا به روایت رسانه‌هایی که عمری است اخبارمان را تحریف و روند رسیدن اطلاعات به ما را مهندسی می‌کنند، از گوگل استفاده کنید. خودتان تحقیق کنید و اگر فمینیسم همان فرقهٔ عقده‌گشایانهٔ مردستیز و خانمان برانداری بود که در گوش ما خواندند، باز آن را پس بزنید.»

 

۲۵۵

 

زاده : ۱ تیر  ۱۳۱۹ تهران، ایران
درگذشته : ۱۴ تیر ۱۳۹۵ پاریس، فرانسه
ملیت : ایرانی
دانشگاه : دانشگاه تهران
زمینه فعالیت : کارگردان
عکاس ، فیلمنامه‌نویس
تهیه‌کننده ، نویسنده
سال‌های فعالیت : ۱۳۵۱–۱۳۹۵
همسر :  پروین امیرقلی (۱۹۸۲–۱۹۶۹)
فرزندان : احمد کیارستمی ، بهمن کیارستمی
والدین : احمد کیارستمی ، زهرا کیارستمی

 

زندگی نامه عباس کیارستمی:
کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. نخستین تجربه هنری او نقاشی بود او این هنر را تا پایان دوران نوجوانی همچنان ادامه داد تا آنجا که در سن ۱۸ سالگی توانست در یک مسابقه نقاشی برنده جایزه شود. وی اندکی پس از این کامیابی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد.

 

او در دانشگاه بیشتر به فراگیری نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و در هنگام تحصیل برای تأمین هزینه‌های زندگی به عنوان پلیس راهنمایی رانندگی مشغول به کار شد. کیارستمی از سال ۱۳۴۰ یعنی در دهه ۱۹۶۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در آتلیه ۷ و یکی دو مؤسسه دیگر به کار طراحی جلد کتاب، پوستر و آگهی‌های بازرگانی پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت.

 

از سال ۱۳۴۶ در سازمان تبلیغاتی نگاره به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم وسوسه شیطان ساخته محمد زرین دست بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساخته مسعود کیمیایی را او انجام داد.

 

مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را داشت به کانون رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم مسافر در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه‌گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده‌اند.

 

عباس کیارستمی کارگردان، کارگردان هنری، تدوین‌گر و عکاس بین‌المللی اهل ایران بود

 

عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده است. کیارستمی از ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶ روی هم رفته ۱۵۰ آگهی بازرگانی برای تلویزیون ایران ساخت. او تا پایان دهه ۱۹۶۰ آگهی آغاز فیلم‌هایی همچون قیصر ساخته مسعود کیمیایی و طرح کتاب‌های کودکان را انجام داد. کیارستمی در ۱۹۶۹ با پروین امیرقلی ازدواج کرد و در سال ۱۹۸۲ از او جدا شد. آن‌ها از این پیوند صاحب دو پسر به نام‌های احمد زاده ۱۹۷۱ و بهمن ۱۹۷۸ شدند. فرزند دوم او بهمن کیارستمی در سال ۱۹۹۳ در سن ۱۵ سالگی مدیر فیلم‌برداری و کارگردان شد و فیلم مستند سفری به دیار مسافر را ساخت.

 

کیارستمی از جمله کارگردانانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران در کشور باقی‌ماند. او بر این باور است که تصمیم به ماندن مهم‌ترین تصمیم او برای زندگی حرفه‌ای اش بوده است. او می‌گوید که حضور همیشگی‌اش در ایران و ملیت ایرانی اش توانایی او در ساخت فیلم را دو چندان کرده است، وی در این باره گفت:
اگر درختی را که ریشه در خاک دارد از جایی به جای دیگر ببرید، آن درخت دیگر میوه نمی‌دهد و اگر بدهد آن میوه دیگر به خوبی میوه‌ای که در سرزمین مادری‌اش می‌تواند بدهد نیست. این یک قانون طبیعت است. فکر می‌کنم اگر سرزمینم را رها کرده بودم درست مانند این درخت شده بودم. – عباس کیارستمی.

 

تصاویر عباس کیارستمی

 

دیگر فعالیت‌های عباس کیارستمی :
کیارستمی تجربه‌های متفاوتی در زمینه‌های مختلف نظیر آهنگسازی، طراحی صحنه، پوستر و لباس، تدوین و حتی بازیگری و رهبری اپرا داشته‌است، وی همچنین در زمینهٔ عکاسی طبیعت شناخته شده‌است. او به تازگی دو کتاب از ادبیات کلاسیک ایران به نام‌های حافظ به روایت عباس کیارستمی و سعدی از دست خویشتن فریاد را منتشر ساخته‌است.

 

عکاسی
نمایشگاه‌های عکس کیارستمی در ایتالیا، انگلستان، ژاپن، چین و موزه هنرهای معاصر تهران برپا شده است. در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸ میلادی، عکسی از کلکسیون عکس‌های عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد در ادامه این کار نمایشگاه دیگری از آثار کیارستمی در موزه هنر شهر امپراتوری، در قلب پکن برگزار شد.

 

تیتراژ و طراحی پوستر
به همین سادگی و یک حبه قند ساخته رضا میرکریمی نیز فیلمی بود که به خط عباس کیارستمی تیتراژ اولیه آن نوشته و به دست کیارستمی پوستر آن طراحی شده بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلمهای قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی نیز از دیگر اثرهای مورد توجه کیارستمی در طراحی بود.


کارگاه‌های آموزشی
کیارستمی در سالهای اخیر کارگاه‌های آموزشی متعددی را در شهرهای مختلف ایران و خارج از کشور برای هنرجویان برگزار کرده بود .


موسیقی
کیارستمی رهبری دو گروه اپرا را نیز در شهرهای پاریس و لندن به عهده داشت. او سابقه اجرای موفقیت آمیز اپرا زن‌ها همگی همان جورند را در جشنواره هنری فرانسه را در کارنامه خود دارد. همچنین عباس کیارستمی طراحی دکور صحنه، طراحی پوستر، بروشور و بلیت‌های کنسرت‌های مشکاتیان را انجام داده است.

 

معماری
کیارستمی داور سومین دوره جایزه معماری میر میران بود و همچنین درکنار تقوایی، بهمن جلالی و سیف‌الله صمدیان به داوری اولین مسابقه عکس فرش دست باف در ایران پرداخت. کیارستمی به همراه چند تن از معماران ایرانی نیز نمایشگاه آثار معماری هفتم را برگزار نمود.

 

داوری در جشنواره‌ها
کیارستمی در بسیاری از جشنواره‌های فیلم به عنوان داور حضور داشت که می‌توان از جشنواره فیلم کن در سال‌های ۱۹۹۳، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۵ به عنوان برجسته‌ترین آن‌ها یاد کرد. همچنین در سال ۲۰۰۵ سرپرست داوران در بخش دوربین طلایی جشنوارهٔ فیلم کن بود. او در سال ۱۹۸۵ در جشنوارهٔ فیلم ونیز در سال ۱۹۹۰ در جشنوارهٔ فیلم لوکارنو در ۱۹۹۶ در جشنوارهٔ فیلم سن‌سباستین، در ۲۰۰۴ در جشنواره فیلم سائو پائولو، در ۲۰۰۷ در جشنوارهٔ فیلم کاپالبیو به عنوان سرپرست داوران و در سال ۲۰۱۱ در جشنواره فیلم کاستندورف صربستان به داوری پرداخت.

 

عباس کیارستمی مورد تحسین مخاطبان و منتقدان سراسر جهان قرار گرفته

 

ده فیلم‌ساز برتر آسیا
کیارستمی و فیلم کلوزآپ ساخته وی، در جریان بیستمین جشنواره بین‌المللی فیلم پوسان ۲۰۱۵ در رده‌بندی برترین هنرمندان و فیلم‌های قاره آسیا، در میان ۱۰ هنرمند و اثر شاخص قاره قرار گرفتند. عباس کیارستمی در فهرست ۱۰ کارگردان برتر سینمای آسیا، پس از یاسوجیرو اوزو و هو شیائو-شین در رده سوم برترین‌ها قرار گرفته است. آکیرا کوروساوا، ساتیا جیت رای، وونگ کار وای، اپیچاتپونگ ویراستاکول، جیا ژانکه، کنجی میزوگوچی و ادوارد یانگ رتبه‌های بعدی این رده‌بندی را به خود اختصاص داده‌اند.

 

بیماری و مرگ
در تاریخ ۷ فروردین ۱۳۹۵ کیارستمی در پی شدت گرفتن مشکلات جسمی، با نظر پزشکان معالج در بیمارستان بستری شد. در تاریخ شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ خبری مبنی بر اینکه عباس کیارستمی از سرطان دستگاه گوارش رنج می‌برد منتشرشد . کیارستمی به دلایل متعدد، از جمله خونریزی داخلی، چهار عمل جراحی را پشت سر گذاشت.  در ادامه روند درمان وی رو به پیشرفت گزارش شده و طول درمان بنا به تشخیص تیم معالج برای کنترل شرایط بیماری، عباس کیارستمی در خواب مصنوعی به سر می‌برد. در ۱۵ فروردین نیز بیماری سرطان وی تکذیب شد.
کیارستمی پس از گذراندن دوره نقاهت در تهران برای ادامه درمان راهی فرانسه شد اما پس از چند روز به دلیل لخته شدن خون سکته مغزی کرد و در پاریس درگذشت.

 

جوایز و افتخارات عباس کیارستمی:
کیارستمی مورد تحسین مخاطبان و منتقدان سراسر جهان قرار گرفته و موفق به دریافت حداقل هشتاد جایزه معتبر تا سال ۲۰۱۴ شده بود .

 

فردی
جایزه روبرتو روسلینی ۱۹۹۰
جایزه سینمایی دکوورتس ۱۹۹۲
جایزه فرانسوا تروفو جشنواره فیلم جیفونی به خاطر مجموعه آثار ۱۹۹۳
جایزه پیر پائولو پازولینی ۱۹۹۵
مدال طلا فدریکو فلینی یونسکو ۱۹۹۵
دریافت نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه لژیون دونور ۱۹۹۶
برنده نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷
جایزه یادبود ویتوریو دسیکا ۱۹۹۷
برنده مدال طلای فلینی ۱۹۹۷
جایزه اسکندر طلایی، جشنواره بین‌المللی فیلم تسالونیکی ۱۹۹۹
شیر نقره‌ای جشنواره فیلم ونیز ۱۹۹۹
لوح طلایی پانوراما سینمای اروپا ۱۹۹۹
جایزه ویژه جشنواره فیلم‌های مدیترانه‌ای مون‌پلیه ۱۹۹۹
جایزه آکیرا کوروساوا جشنواره فیلم سانفرانسیسکو برای یک عمر دستاورد هنری ۲۰۰۰
جایزه ویژه از وزارت فرهنگ و هنر لبنان ۲۰۰۰
دکترای افتخاری دانشگاه اکول نرمال سوپریور ۲۰۰۳
جایزه سینمایی کنراد ولف ۲۰۰۳
نامزد عضویت مؤسسه فیلم بریتانیا ۲۰۰۵
جایزه یک عمر دستاورد سینمایی جشنوارهٔ فیلم ایسلند ۲۰۰۵
نشان افتخار پلنگ طلایی، جشنواره فیلم لوکارنو ۲۰۰۵
جایزه یک عمر دستاورد جشنواره بین‌المللی فیلم ایروان ۲۰۰۵
برنده جایزه هانری لانگلوا ۲۰۰۶
دکترای افتخاری دانشگاه تولوز ۲۰۰۷
نشان استاد بزرگ جهان، جشنواره فیلم کلکته ۲۰۰۷
جایزه افتخاری فیلمساز، جشنواره فیلم ونیز ۲۰۰۸
دریافت جام جم ۲۰۰۸
جایزه جایزه شایستگی سینمایی برای یک عمر دستاورد سینمایی جشنواره فیلم مونیخ ۲۰۱۰
دکترای افتخاری دانشگاه پاریس ۲۰۱۰
خوشه طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم وایادولید ۲۰۱۰
نشان افتخار دولت ژاپن ۲۰۱۳
نشان دکوراسیون علوم و هنر اتریش ۲۰۱۴
جایزه یک عمر دستاورد سینمایی جشنواره بین‌المللی فیلم پرتقال طلایی آنتالیا ۲۰۱۴

 

کتاب‌های عباس کیارستمی:
باد و برگ (شعر)
حافظ به روایت کیارستمی
سعدی از دست خویشتن فریاد
همراه با باد
ده (۱۰)
گرگی در کمین
جزئی از غزلیات شمس (آتش)

 

فیلم‌شناسی:

نام فیلم سال نویسنده کارگردان تدوین مدت توضیحات و جوایز
نان و کوچه ۱۳۴۹

Yes

 

Yes

 

  ۱۰ دقیقه فیلم کوتاه بر اساس طرحی از تقی کیارستمی
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان ۱۳۴۹
زنگ تفریح ۱۳۵۱

Yes

 

Yes

 

  ۱۱ دقیقه فیلم کوتاه
تجربه ۱۳۵۱ امیر نادری

Yes

 

Yes

 

۶۰ دقیقه فیلم‌نامه بصورت مشترک با امیر نادری نوشته شد
مسافر ۱۳۵۳

Yes

 

Yes

 

  ۸۳ دقیقه بر اساس نوشته حسن رفیعی (واقع‌گرایی و پیچیدگی در مقابل سادگی)
برنده مجسمه طلایی جشنواره فیلم‌های کودکان تهران ۱۳۵۳
برنده جایزه ویژه و جایزه شهر جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۳
من هم می‌توانم ۱۳۵۴

Yes

 

Yes

 

  ۳ دقیقه ۳۰ فیلم کوتاه
دو راه حل برای یک مسئله ۱۳۵۴

Yes

 

Yes

 

  ۴ دقیقه ۲۵ فیلم کوتاه
رنگ‌ها ۱۳۵۴

Yes

 

Yes

 

  ۱۵ دقیقه فیلم کوتاه
لباسی برای عروسی ۱۳۵۴

Yes

 

Yes

 

  ۵۷ دقیقه و ۳۰ ثانیه نویسندگان عباس کیارستمی و پرویز دوایی، (تضاد در دورهٔ نوجوانی)
برنده دیپلم ویژه هیئت داوران و جایزه تلویزیون ملی ایران یازدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان تهران ۱۳۵۴
برنده دیپلم افتخار جشنواره بین‌المللی فیلم مسکو ۱۹۷۷
از اوقات فراغت خود چگونه استفاده کنیم: نقاشی ۱۳۵۵

Yes

 

Yes

 

  ۷ دقیقه فیلم کوتاه
گزارش ۱۳۵۶

Yes

 

Yes

 

  ۱۱۲ دقیقه نخستین فیلم بلند عباس کیارستمی
تهیه‌کننده بهمن فرمان‌آرا
بزرگداشت معلم‌ها ۱۳۵۶

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۲۰ دقیقه فیلم کوتاه
راه حل ۱۳۵۶

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۱۱ دقیقه فیلم کوتاه
برنده جایزه اول جشنواره بین‌المللی آموزش مکزیک ۱۹۷۶
قضیه شکل اول، شکل دوم ۱۳۵۸

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۵۳ دقیقه این فیلم پس از سی سال در شهریور ماه ۱۳۸۸ در اینترنت، اکران عمومی شد
برنده جایزه جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران سال ۱۳۵۸
دندان‌درد ۱۳۵۹ داریوش دیانتی

Yes

 

  ۲۴ دقیقه فیلم کوتاه
بهداشت دندان ۱۳۶۰

Yes

 

Yes

 

  ۲۴ دقیقه فیلم کوتاه
به ترتیب یا بدون ترتیب ۱۳۶۱

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۱۵ دقیقه فیلم کوتاه
همسرایان ۱۳۶۱

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۱۷ دقیقه فیلم کوتاه (بر اساس طرحی از محمد جواد کهنموئی)
همشهری ۱۳۶۲

Yes

 

Yes

 

  ۵۲ دقیقه فیلم مستند
اولی‌ها ۱۳۶۳

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۸۴ دقیقه فیلم مستند
برنده جایزه ویژه و جایزه شهر جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۳
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۴
کلید ۱۳۶۴

Yes

 

ابراهیم فروزش

Yes

 

۷۶ دقیقه  
خانه دوست کجاست؟ ۱۳۶۵

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۸۳ دقیقه برنده جایزه ویژه هیئت داوران و لوح زرین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۵
جزو ۵۰ فیلم پیشنهادی مؤسسه فیلم بریتانیا ۱۹۸۷
نامزد پلنگ طلایی، برنده پلنگ برنزی، دریافت جایزه کنفدراسیون بین‌المللی هنر سینما، برنده جایزه فیبرشی و فیلم منتخب انجمن منتقدان فیلم جشنواره فیلم لوکارنو ۱۹۸۹
برنده جایزه ویژه هیئت داوران و لوح زرین جشنوارهٔ فیلم فجر ۱۳۶۵
برنده جایزه سینمای هنر و تجربه در دومین جشنواره برخوردهای سینمایی کن ۱۹۸۹
برنده جایزه گریفون برنزی و مدال طلای شهر جشنواره فیلم جیفونی ۱۹۹۰
برنده جام نقره‌ای و جایزه ویژه جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۰
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره سلطنتی بلژیک ۱۹۹۰
برنده جایزه سینه کید جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان آمستردام ۱۹۹۲
برنده جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم رم ۱۹۹۵
مشق شب ۱۳۶۷

Yes

 

Yes

 

  ۸۶ دقیقه  
کلوزآپ ۱۳۶۸

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۸۶ دقیقه این فیلم در سال ۲۰۱۲ توسط نشریهٔ «سایت اند ساوند» در فهرست ۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت
این فیلم در فهرست منتشر شده از سوی جشنواره فیلم بوسان در فهرست ده فیلم برتر تاریخ آسیا قرار گرفت
برنده جایزه ویژه منتقدان از جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال ۱۹۹۰
کاندید جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی و برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم فجر ۱۳۶۸
برنده جایزه آر نقره‌ای جشنواره فیلم ریمینی ۱۹۹۱
برنده جایزه ویژه بهترین فیلم و کارگردانی جشنواره فیلم دان کراکیور ۱۹۹۱
برنده جایزه شهری، جایزه مطبوعات، جایزه دانشجویان و جایزه بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم دونکرک ۱۹۹۱
برنده دیپلم افتخار و جایزه فیبرشی جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول ۱۹۹۲
زندگی و دیگر هیچ ۱۳۷۰

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۹۰ دقیقه فیلم مستند برپایه ادبیات داستانی
تدوین (عباس کیارستمی و چنگیز صیاد)
برنده جایزه بخش نوعی نگاه در چهل و پنجمین جشنواره فیلم کن ۱۹۹۲
برنده جایزه ویژه منتقدان هفدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم سائوپولو ۱۹۹۳
سفری به دیار مسافر ۱۳۷۲

Yes

 

بهمن کیارستمی   ۵۲ دقیقه  
زیر درختان زیتون ۱۳۷۳

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۱۰۳ دقیقه سه‌گانه زلزله
برنده هوگو نقره‌ای جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۱۹۹۴
نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۱۹۹۴
برنده خوشه طلایی بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم وایادولید ۱۹۹۴
برنده جایزه منتقدان بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم سائوپائولو ۱۹۹۴
برنده رز طلایی نشست فیلم برگامو ۱۹۹۵
برنده جایزه پرده نقره‌ای بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم سنگاپور ۱۹۹۵
برنده جایزه رز طلایی نشست فیلم برگامو ۱۹۹۵
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم شیکاگو ۱۹۹۶
نامزد جایزه ایندیپندنت اسپیریت بهترین فیلم خارجی زبان ۱۹۹۶
سفر ۱۳۷۳

Yes

 

علیرضا رئیسیان   ۸۴ دقیقه نامزد صدف طلایی جشنواره فیلم سن‌سباستین ۱۹۹۶
بادکنک سفید ۱۳۷۳

Yes

 

جعفر پناهی   ۸۵ دقیقه  
لومیر و شرکا ۱۳۷۴  

Yes

 

  ۸۵ دقیقه بخش شام برای یک نفر
فیلمی متشکل از ۴۱ فیلم کوتاه به کارگردانی ۴۱ کارگردان مانند میشائل هانکه، کوستا گاوراس، آلن کورنو، تئو آنگلوپولوس، لیو اولمان، آرتور پن، آندری کونچالوفسکی، اسپایک لی، کلود للوش، ژانگ ییمو، یوسف شاهین و دیوید لینچ
دربارهٔ نیس ۱۳۷۴  

Yes

 

    فیلم مستند
بخش مسیرهای پیاده‌روی
مستندی به کارگردانی ۷ کارگردان مانند کوستا گاوراس و رائول روئیز
تولد نور ۱۳۷۶

Yes

 

Yes

 

  ۵ دقیقه فیلم کوتاه
طعم گیلاس ۱۳۷۶

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۹۵ دقیقه تایم در سال ۲۰۰۹ این فیلم را بعنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر تاریخ کن نامید
برنده نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷
برنده جایزهٔ بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم بوستون ۱۹۹۷
نامزد بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم تلورید ۱۹۹۷
نامزد شاهرخ نقره‌ای انجمن منتقدان فیلم آرژانتین ۱۹۹۷
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن ملی منتقدان فیلم ۱۹۹۸
برنده جایزه ویژه جشنواره بین‌المللی فیلم استانبول ۱۹۹۹
بید و باد ۱۳۷۷

Yes

 

محمدعلی طالبی   ۷۷ دقیقه نویسندگان (عباس کیارستمی و محمدعلی طالبی)
باد ما را خواهد برد ۱۳۷۸

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۱۱۸ دقیقه جزو صد اثر برتر سینمای جهان در دهه گذشته از نگاه برگزارکنندگان جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو ۱۹۹۷
نامزد بهترین فیلم خارجی زبان جایزه مستقل اسپریت ۱۹۹۷
برنده شیر نقره‌ای و نامزد جایزهٔ شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز ۱۹۹۹
برندهٔ جایزهٔ هیئت داوران، جایزه هیئت داوران جوان و جایزه فیپرشی جشنواره فیلم ونیز ۱۹۹۹
خوشه طلایی جشنواره بین‌المللی بین‌المللی وایادولید ۱۹۹۹
برنده جایزه بزرگ انجمن منتقدان فیلم بلژیک ۱۹۹۹
نامزد بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم شیکاگو ۱۹۹۹
جایزه تماشاگران جشنواره سینمای جدید مونترال ۱۹۹۹
برنده جایزه فیپرشی جشنواره فیلم مؤلف بلگراد ۲۰۰۰
ای‌بی‌سی آفریقا ۱۳۷۹

Yes

 

    ۸۴ دقیقه مستند با ساختار داستانی که به سفارش سازمان ملل متحد در کامپالا و اوگاندا فیلمبرداری شد
برنده جایزه بهترین فیلم مفهومی جشنواره بین‌المللی فیلم والادولید ۲۰۰۱
ایستگاه متروک ۱۳۸۰

Yes

 

علیرضا رئیسیان   ۹۶ دقیقه نویسندگان (عباس کیارستمی و کامبوزیا پرتوی)
ده ۱۳۸۰

Yes

 

Yes

 

  ۸۹ دقیقه طی یک نظرخواهی که توسط فهرست مجله امپایر در سال ۲۰۰۸ از میان ده هزار سینمارو صورت گرفت، این فیلم در فهرست ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما در رده ۴۴۷ قرار گرفت
فروش ویدیویی فیلم در آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار دلار
کایه دو سینما نیز این فیلم را جزو ۱۰ فیلم برتر دهه ۲۰۰۰ معرفی کرد
نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۲۰۰۲نامزد جایزه کلوترودیس ۲۰۰۴
نامزد جایزه بهترین فیلم جامعه بین‌المللی سینه فیل ۲۰۰۴
پنج ۱۳۸۱

Yes

 

Yes

 

  ۷۴ دقیقه فیلم مستند
نامزد جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم برلین ۲۰۰۴
ده دقیقه پیرتر ۱۳۸۱  

Yes

 

     
طلای سرخ ۱۳۸۲

Yes

 

جعفر پناهی   ۹۷ دقیقه برنده جایزه هیئت داوران بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن ۲۰۰۳
۱۰ روی ده ۱۳۸۳

Yes

 

Yes

 

  ۸۸ دقیقه فیلم مستند
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره فیلم آدلاید ۲۰۰۴
جاده‌های کیارستمی ۱۳۸۴

Yes

 

Yes

 

  ۳۲ دقیقه فیلم کوتاه
فیلم منتخب بخش گفتگو جشنواره فیلم‌های مستند آسیا ۲۰۰۴
بلیت‌ها ۱۳۸۴  

Yes

 

  ۱۰۹ دقیقه فیلم ۳ اپیزودی به کارگردانی ارمانو اولمی، عباس کیارستمی و کن لوچ
نامزد روبان نقره‌ای سندیکای ملی روزنامه نگاران فیلم ایتالیا ۲۰۰۵
کارگران مشغول کارند ۱۳۸۴

Yes

 

مانی حقیقی   ۷۵ دقیقه بر اساس طرحی از عباس کیارستمی (نویسندگان مانی حقیقی و عباس کیارستمی)
فرش ایرانی ۱۳۸۵

Yes

 

Yes

 

  ۳۲ دقیقه فیلم کوتاه
بخش (کجاست جای رسیدن؟)
۱۵ اپیزود به کارگردانی ۱۵ کارگردان مانند بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، جعفر پناهی، مجید مجیدی و رضا میرکریمی
هر کس سینمای خودش ۱۳۸۶

Yes

 

Yes

 

  ۱۱۹ دقیقه بخش رومئوی من کجاست؟
شیرین ۱۳۸۷

Yes

 

Yes

 

Yes

 

۹۲ دقیقه نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز ۲۰۰۸
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره بین‌المللی فیلم روتردام ۲۰۰۹
نامزد جایزه بهترین فیلم آسیایی جشنواره بین‌المللی فیلم توکیو ۲۰۰۹
کپی برابر اصل ۱۳۸۹

Yes

 

Yes

 

  ۱۰۶ دقیقه نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰
برنده جایزه سنبله طلایی پنجاه و پنجمین جشنواره فیلم وایادولید ۲۰۱۰
برنده جایزه یورو سینما جشنواره بین‌المللی فیلم هاوایی ۲۰۱۰
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم دالاس‌فورت وورث ۲۰۱۱
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰
برنده جایزه جوانان و نامزد نخل طلا جشنواره فیلم کن ۲۰۱۰
نامزد هوگو طلایی بهترین کارگردانی جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۲۰۱۰
برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم ایروان ۲۰۱۰
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان واشنگتن دی سی ۲۰۱۱
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم سانفرانسیسکو ۲۰۱۱
برنده جایزه بهترین فیلم سال، جوایز انجمن منتقدان فیلم آنلاین ۲۰۱۲
نامزد جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه جامعه بین‌المللی سینه فیل ۲۰۱۲
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان فیلم اوفتا ۲۰۱۲
برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم گرجستان ۲۰۱۲
نامزد جایزه آفکا بهترین فیلم انجمن منتقدان فیلم استرالیا ۲۰۱۲
نامزد جایزه بهترین فیلم خارجی زبان انجمن منتقدان فیلم اوهایو ۲۰۱۲
مثل یک عاشق ۱۳۹۱

Yes

 

Yes

 

  ۱۰۹ دقیقه نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن ۲۰۱۲
نامزد جایزه بهترین فیلم جشنواره بین‌المللی فیلم شیکاگو ۲۰۱۲
نامزد جایزه بهترین کارگردانی جوایز فیلم آسیا ۲۰۱۳
برنده جایزه بهترین فیلم جوایز فیلم حرفه‌ای ژاپن ۲۰۱۳
آشنایی با لیلا ۱۳۹۱

Yes

 

عادل یراقی   ۸۸ دقیقه  
آینده دوباره پر شده ۱۳۹۲

Yes

 

Yes

 

  ۲ دقیقه فیلم کوتاه
ونیز ۷۰: آینده دوباره پر شده

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

منابع:www.golestan24.com

 

 

 

این اعجوبه مفلوج استیفن هاوکینگ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است که اکنون در دانشگاه معروف کمبریج همان کرسی استادی را در اختیار داردکه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن کاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا می کوشد تئوری معروف نسبیت را تکامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های کوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد که توجیه کننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا کهکشان های عظیم باشد.

اینشتین معتقد بود که چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری کرد اما توفیقی نیافت.

استیفن هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراکم که به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امکان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسکوپ ها یا هر وسیله دیگر تا کنون ممکن نبوده است. با وجود این استیفن هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.

کتاب جدید هاوکینگ در این زمینه که بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یک بمب صدا کرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش که براستی از کتاب او شگفتی بر انگیز تر است .

استیفن هاوکینگ در ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر دانشگاهی آکسفورد زاده شد و دوران کودکی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده کتاب های درسی مقید نمی کرد بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یک زندگی ساده در خانه ای شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب که عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برای بچه ها چنان عادی شده بود که تصور می کردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می کنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه ها ایجاد می کرد.

استیفن در ۱۷ سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز کرد و از همان زمان به فیزیک اختری و کیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می یافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام کیهان پی ببرد. سالهای دهه ۶۰ عصر طلایی کشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می کرد. بعلاوه استیفن از کودکی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دکترا را در رشته کیهان شناسی آغاز کند.

اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند بطوریکه بمرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

نومیدی و اندوه عمیقی را که پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دکترا-رویای دانشمند شدن – کشف رمز و راز کیهان – همگی به صورت کارکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا کاری بجز این از دستش بر نمی آمد که در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بی حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حکم می برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست از کار در بیاید و چه بسا که از نوع اشتباهات کتب درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود که بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود که در هر فاجعه ای بذرهای امید وجود دارد که با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد کند. و بارور شود. باید به خداوند توکل داشت و از ناکامیهایی که پیش می آید خیزگاه هایی برای کامیابی ساخت.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می کرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش بینی دو سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرا از سال ۱۹۸۵ قدرت تکلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد که مرکز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تکلم خود را از دست داد اما با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می کرد. کامپیوتر سخنگو را یک استاد آمریکایی کامپیوتر در کالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود که هرگز نسنجیده حرف نزند.

ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن که بوسیله آن رفت و آمد می کند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تکنولوژی است و با نیروی الکتریکی حرکت می کند. وی اتکای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حرکت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یک میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبک خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یک شخص مزاحم از دست بدهد در یک مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه کرده اند و به گفته خودش یکی از تاسف هایش این است که طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

یکی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف که به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیکه اجزای چهره اش بی حرکت و فاقد هرگونه واکنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.

انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هیچ وجه خودش را منزوی نکرده است. به کنسرت و پارک می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شرکت می کند. و سر به سر شاگردانش که همیشه او را سوال پیچ می کنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست که پاسخگویی را گاهی عمدا کش می دهد و در حالیکه پرسش کنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می کنند با یک کلمه بله یا نه از کامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.

این اعجوبه فاقد تحرک عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا کنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن کرده است. همچنین در صدها کنفرانس و سمینار علمی شرکت کرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. که البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز کنفرانس پخش می شود.

پرفروشترین کتاب علمی

از نکات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوکینگ یکی هم اینست که او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یک دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یکی از مهمترین انگیزه هایی بود که او را در مقابله با مشکلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت که بهترین امکانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم کند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم کم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یک دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه کفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه ۸۰ به فکر نوشتن کتاب افتاد و در سال ۱۹۸۸ کتاب معروف خود به نام ( تاریخ کوتاهی از زمان) را منتشر کرد.{بزودی این کتاب را در سایت خواهیم آورد}

در این کتاب که به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوکینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیک جدید و کیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی کرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنکه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج کند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در کتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این کتاب مزبور ۸ میلیون نسخه به فروش رفته و ۱۸۳ هفته در لیست ۱۰ کتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشکلات مادی استیفن را برای همیشه حل می کند.

کتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی که بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراکم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به کام می کشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراکم می رسد که هر سانتی متر مکعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است که نور و هیچگونه تشعشعی امکان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسکوپها این غولهای نامرئی را ردیابی کنیم.

اما استیفن هاوکینگ در کتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد که این اجرام بکلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را که از ستارگان دیگر جذب و بلع می کنند در مرحله نهایی تراکم به حالتی انفجار گونه از یک کانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست که بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند که طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می کنند. از کانال خروجی عناصر تازه در یک جهان نوزاد تزریق می شود که می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.

شاید سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوکینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد که عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است که این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی کاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر می کند پس وجود دارد.

 

 

 

 

 

اینشتین معتقد بود که چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری کرد اما توفیقی نیافت.

استیفن هاوکینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است که در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراکم که به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امکان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسکوپ ها یا هر وسیله دیگر تا کنون ممکن نبوده است. با وجود این استیفن هاوکینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شکل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلکه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با کیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش کیهان دست یافته است که در دانش فیزیک اختری و کیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشکیل خواهد داد.

کتاب جدید هاوکینگ در این زمینه که بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یک بمب صدا کرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش که براستی از کتاب او شگفتی بر انگیز تر است .

استیفن هاوکینگ در ۸ ژانویه ۱۹۴۲ در شهر دانشگاهی آکسفورد زاده شد و دوران کودکی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یک شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده کتاب های درسی مقید نمی کرد بلکه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از کلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در کتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !

پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یک زندگی ساده در خانه ای شلوغ و فرسوده اما مملو از کتاب که عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می کرد. فرانک پدر خانواده پزشک متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برای بچه ها چنان عادی شده بود که تصور می کردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می کنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتکا به نفس در بچه ها ایجاد می کرد.

استیفن در ۱۷ سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز کرد و از همان زمان به فیزیک اختری و کیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می یافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام کیهان پی ببرد. سالهای دهه ۶۰ عصر طلایی کشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می کرد. بعلاوه استیفن از کودکی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به کسب معلومات بیشتر در فیزیک و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دکترا را در رشته کیهان شناسی آغاز کند.

اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یکسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی که روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند بطوریکه بمرور توانایی هرگونه حرکتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.

نومیدی و اندوه عمیقی را که پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دکترا-رویای دانشمند شدن – کشف رمز و راز کیهان – همگی به صورت کارکاتورهایی در آمدند که در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا کاری بجز این از دستش بر نمی آمد که در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقی که در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفکر و بی حرکت ماند. خودش بعدها تعریف کرده است که آن شب دچار کابوسی شد و در خواب دید که محکوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حکم می برند و در آن موقعیت حس کرد که هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد که در بیمارستان با یک جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می کشید. پس خود را قانع کرد که اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی کشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش که هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد که از کجا معلوم که پیش بینی پزشکان درست از کار در بیاید و چه بسا که از نوع اشتباهات کتب درسی باشد!

اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود که بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود که در هر فاجعه ای بذرهای امید وجود دارد که با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد کند. و بارور شود. باید به خداوند توکل داشت و از ناکامیهایی که پیش می آید خیزگاه هایی برای کامیابی ساخت.

جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود که هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می کرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دکترای خود را بگیرد و کار مناسبی پیدا کند.

و او طی دو سال با اشتیاق و پشتکار این برنامه را عملی کرد در حالیکه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به کمک یک عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود که به پیش بینی دو سال پیش پزشکان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون ۶۱ سال داردو ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است. البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!

پیش بینی پزشکان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اکنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مکان از صندلی چرخدار استفاده می کند و قدرت تحرک از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دکمه های کامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد که اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می کند زیرا از سال ۱۹۸۵ قدرت تکلم خود را هم ازدست داده است.

در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد که مرکز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مرکز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یک شب که استیفن هاوکینگ تا دیر وقت مشغول کار بود ناگهان راه نفس کشیدنش گرفت و صورتش کبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند که این خطر برای استیفن هاوکینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد که با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز کنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد

عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تکلم خود را از دست داد اما با جایگزینی کامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می کرد. کامپیوتر سخنگو را یک استاد آمریکایی کامپیوتر در کالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش کرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار کلمه است و هر بار که استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب کلمات و فشردن دکمه های کامپیوتر به کمک دو انگشتش که هنوز کار می کنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن که هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد که به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود که هرگز نسنجیده حرف نزند.

ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن که بوسیله آن رفت و آمد می کند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تکنولوژی است و با نیروی الکتریکی حرکت می کند. وی اتکای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حرکت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یک میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبک خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یک شخص مزاحم از دست بدهد در یک مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه کرده اند و به گفته خودش یکی از تاسف هایش این است که طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !

یکی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف که به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت کودکانه اوست که بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیکه اجزای چهره اش بی حرکت و فاقد هرگونه واکنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.

انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هیچ وجه خودش را منزوی نکرده است. به کنسرت و پارک می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شرکت می کند. و سر به سر شاگردانش که همیشه او را سوال پیچ می کنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست که پاسخگویی را گاهی عمدا کش می دهد و در حالیکه پرسش کنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می کنند با یک کلمه بله یا نه از کامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.

این اعجوبه فاقد تحرک عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا کنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن کرده است. همچنین در صدها کنفرانس و سمینار علمی شرکت کرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. که البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز کنفرانس پخش می شود.

پرفروشترین کتاب علمی

از نکات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوکینگ یکی هم اینست که او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یک دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یکی از مهمترین انگیزه هایی بود که او را در مقابله با مشکلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت که بهترین امکانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم کند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم کم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یک دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه کفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه ۸۰ به فکر نوشتن کتاب افتاد و در سال ۱۹۸۸ کتاب معروف خود به نام ( تاریخ کوتاهی از زمان) را منتشر کرد.{بزودی این کتاب را در سایت خواهیم آورد}

در این کتاب که به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوکینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیک جدید و کیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی کرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنکه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج کند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در کتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این کتاب مزبور ۸ میلیون نسخه به فروش رفته و ۱۸۳ هفته در لیست ۱۰ کتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشکلات مادی استیفن را برای همیشه حل می کند.

کتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی که بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراکم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به کام می کشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراکم می رسد که هر سانتی متر مکعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است که نور و هیچگونه تشعشعی امکان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسکوپها این غولهای نامرئی را ردیابی کنیم.

اما استیفن هاوکینگ در کتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد که این اجرام بکلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را که از ستارگان دیگر جذب و بلع می کنند در مرحله نهایی تراکم به حالتی انفجار گونه از یک کانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست که بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند که طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می کنند. از کانال خروجی عناصر تازه در یک جهان نوزاد تزریق می شود که می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.

شاید سالها طول بکشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوکینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد که عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است که این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی کاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دکارت چون فکر می کند پس وجود دارد.

 

 

۲۱۷

 

باد اسپنسر(به انگلیسی: Bud Spencer) یا کارلو پدرسولی بازیگر ایتالیایی و متولد ۳۱ اکتبر ۱۹۲۹ در ناپل بود. او در روز دوشنبه مصادف با ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶ درگذشت.

باد اسپنسر
نام اصلی : کارلو پدرسولی
زمینه فعالیت : سینما
تولد : ۳۱ اکتبر ۱۹۲۹ ‏
مرگ : ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶
ملیت :  ایتالیایی
پیشه : بازیگر
همسر  : ماریو آماتو
تعداد فرزندان :  سه

 

باد اسپنسر متولد ۳۱ اکتبر ۱۹۲۹ در ناپل است

 

باد اسپنسر(به انگلیسی: Bud Spencer) یا کارلو پدرسولی بازیگر ایتالیایی و متولد ۳۱ اکتبر ۱۹۲۹ در ناپل بود. او در روز دوشنبه مصادف با ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶ درگذشت.

وی بیشتر به خاطر حضور در فیلم‌های به سبک وسترن اسپاگتی همراه با ترنس هیل شهرت دارد. وی باترنس هیل هجده فیلم سینمائی مشترک کار کرده است.

باد اسپنسر از قهرمانان ورزشی در رشته‌های شنا، واترپولو بود و توانست به المپیک‌های ملبورن و هلسینکی راه یابد. اما هیچ وقت توسط یک اسپانسر حمایت نشد. باد اسپنسر در سن ۳۸ سالگی به دنیای بازیگر روی آورد و توانست به موفقیت‌های بین‌المللی دست پیدا کند. او همچنین علاقه‌مند به حوزه نویسندگی است و در طول این چند سال که دیگر فیلم بازی نمی‌کند به این حرفه روی آورده و کتابی را نیز در ارتباط با زندگی خود نوشته است.

در ایران «باد اسپنسر» را با نام پاگنده می‌شناسند که در اصل نام یکی از فیلم‌های معروف او است.

این هنرمند قوی‌هیکل ایتالیایی دکترای حقوق دارد.

 

باد اسپنسر بیشتر به خاطر حضور در فیلم‌های به سبک وسترن اسپاگتی همراه با ترنس هیل شهرت دارد

 

زندگی شخصی «باد اسپنسر»
باد اسپنسر در سال ۱۹۶۰ با ماریا آماتو ازدواج کرد و حاصل ازدواجش با او سه فرزند بود. جوزپه (۱۹۶۱)، کریستین (۱۹۶۲) و دیامانته (۱۹۷۲). باد اسپنسر پس از ظاهر شدن در فیلم لبه تیز شمشیر، تبدیل به یک خلبان ماهر هواپیمای جت و هلیکوپتر شد.


حضور حرفه‌ای «باد اسپنسر» در شنا و واترپلو
او در سال‌های جوانی خود یک شناگر حرفه‌ای بود. باد اسپنسر اولین فرد ایتالیایی بود که توانست در کمتر از یک دقیقه مسیر ۱۰۰ متر شنای آزاد را بپیماید. او رکورد در ۵۹٫۵ ثانیه در شنای آزاد ۱۰۰ متر را در ۱۹ سپتامبر ۱۹۵۰ به دست آورد. وی بازی‌های دریای مدیترانه در سال ۱۹۵۱، برنده مدال نقره شنای ۱۰۰ متر آزاد شد.

 

 

«باد اسپنسر» به عنوان یک بازیکن حرفه‌ای واترپلو، در مسابقات قهرمانی ایتالیایی بازی می‌کرد

 

باد اسپنسر در بازی‌های المپیک سال ۱۹۵۲ در هلسینکی، فنلاند شرکت کرد و در شنای آزاد ۱۰۰ متر با وزن ۵۸٫۸ کیلوگرم در زمان ۵۸٫۹ ثانیه به مرحله نیمه نهایی رسید. وی چهار سال بعد، در المپیک تابستانی که در شهر ملبورن کشور استرالیا برگزار شد، در مرحله نیمه نهایی با وزن ۵۸٫۵ کیلوگرم، توانست مسیر ۱۰۰ متر آزاد را در ۵۹ ثانیه پشت سر بگذارد.

 

او به عنوان یک بازیکن حرفه‌ای واترپلو، در مسابقات قهرمانی ایتالیایی در سال ۱۹۵۴، زمانی که وی به عنوان یک بازیکن در تیم اس.اس. لازیو بازی می‌کرد، جایزه بهترین بازیکن واترپلوی کشور را به دست آورد، اما در سال ۱۹۵۷ از شرکت در بازی‌های حرفه‌ای شنا و واترپلو کناره گرفت. در ۱۷ ژانویه سال ۲۰۰۵، جایزه معروف به سلطان معماری شنا یا نشان طلای کایمان، توسط فدراسیون شنای ایتالیا به وی اهدا شد. باد اسپنسر در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۷، دیپلم افتخار مربیگری شنا و واترپلوی خود را از دستان پائولو بارلی، رئیس فدراسیون شنای ایتالیایی دریافت کرد.

باد اسپنسر از قهرمانان ورزشی در رشته‌های شنا، واترپولو بود

 
فعالیت سیاسی «باد اسپنسر»
در سال ۲۰۰۵، او وارد دنیای سیاست شد و به عنوان مشاور منطقه‌ای حزب فورزا ایتالیا در لاتزیو مشغول به کار شد، اما وی در این کار موفق نبود. اسپنسر اعلام کرده است: من در زندگی ام، همه کارهایم را انجام داده‌ام؛ به جز سه کار، رقص باله، سوارکار و سیاستمداری. با توجه به این که دو شغل اول برای من دست نیافتنی بودند، من خودم را به دنیای سیاست پرتاب کردم. مخالفان، اسپنسر، همیشه او را به خاطر درگیر شدن در سیاست‌های نمایشی مورد انتقاد قرار داده‌اند.


بازیگری حرفه‌ای «باد اسپنسر»
اولین حضور حرفه‌ای باد اسپنسر در دنیای سینما، بازی در فیلمی با نام روح شوهر من، برگرفته از یک داستان کمدی ایتالیایی بود که در سال ۱۹۴۹ تولید و در سال ۱۹۵۰ منتشر شد. وی در سال ۱۹۵۱ در فیلم‌های گارد پرتورین و کجا می‌روی به عنوان یک بازیگر حضور داشته است.

 

اد اسپنسر در سن ۳۸ سالگی به دنیای بازیگر روی آورد

 
فیلم شناسی «باد اسپنسر»  

نام فیلم سال انتشار نقش ایفا شده توسط باد اسپنسر
کجا می‌روی ۱۹۵۱ گارد شاهنشاهی
اژدر بشر ۱۹۵۴ مارگرینی
قهرمان زمان ما ۱۹۵۵ فرناندو
نارگیل مادر ۱۹۵۷ اسکار
وداع با اسلحه ۱۹۵۷ کارا بینیره
هانیبال ۱۹۵۹  
خدا می‌بخشد … من نه ۱۹۶۷ هاچ بسی
امروز می‌کشیم، فردا می‌میریم ۱۹۶۸ اوبانیون
فراتر از قانون ۱۹۶۸ جیمز کوپر
آس بالا ۱۹۶۸ هاچ بسی
روز پنجم صلح ۱۹۶۹ سی.پی.ال. جلینک
پنج مرد نظامی ۱۹۶۹ مسیتو
بوت هیل ۱۹۶۹ هاچ بسی
به من می گن ترینیتی ۱۹۷۰ بامبینو
دزدان دریایی بالاکی ۱۹۷۱ اسکول
هنوز هم نام من ترینیتی است ۱۹۷۱ بامبینو
چهار پرواز در مخملی خاکستری ۱۹۷۱ گادفری
تورین سیاه و سفید ۱۹۷۲ روزاریو رائو
همه راه‌ها به همین‌جا ختم می‌شود بچه‌ها ۱۹۷۲ سالود
می‌تواند اتفاق بیفتد، آمیگو! ۱۹۷۲ هیرام کوبورن
دلیلی برای زندگی، دلیلی برای مرگ ۱۹۷۲ الی سامپسون
حتی فرشتگان هم لوبیا می‌خورند ۱۹۷۳ کارلی اسمیت
پاگنده ۱۹۷۳ بازرس ریزو (پاگنده)
دو روحانی ۱۹۷۴ پدر پادری پدرو
مواظب باش، عصبانی می شیم ۱۹۷۴ بن
پاگنده به هنگ کنگ می‌رود ۱۹۷۵ بازرس ریزو (پاگنده)
انفجار جرم است ۱۹۷۷ ویلبور والش
پاگنده به آفریقا می‌رود ۱۹۷۸ بازرس ریزو (پاگنده)
بهش می گن بولدوزر ۱۹۷۸ بولدوزر
زوج‌ها و فردها ۱۹۷۸ چارلی فیرپو
کلانتر و بچه‌های ماهواره‌ای ۱۹۷۹ اسکریفو اسکات (کلانتر هال)
پاگنده به مصر می‌رود ۱۹۷۹ بازرس ریزو (پاگنده)
من برای کرگدن‌ها هستم ۱۹۷۹ تام
همه چیز برای من اتفاق می‌افتد ۱۹۸۰ اسکریفو اسکات (کلانتر هال)
بادی به غرب می‌رود ۱۹۸۱ بادی
دوست، گنج است ۱۹۸۱ چارلی او. برین
گربه و سگ ۱۹۸۲ گروهبان پارکر
جوی موزی ۱۹۸۲ جوی موزی
بمب افکن ۱۹۸۲ باد گرازیانو
پرواز به میامی ۱۹۸۳ اوریوردان با نام مستعار داگ میسون
دو مشکل ۱۹۸۴ گرگ واندر / آنتونیو د لا کوئیمبرا کرونیلاوای آزودو
پلیس‌های ویژه میامی ۱۹۸۵ استیو فارست
علاء الدین ۱۹۸۶ جنیه
مرد بزرگ (مجموعه تلویزیونی) ۱۹۸۹–۱۹۸۸ جک سلمنتی
خیلی بزرگ (مجموعه تلویزیونی) ۱۹۹۳–۱۹۹۰ جک کاستلو
سخنرانی شیطان ۱۹۹۱ جان بال وبستر
جدال قبل از کریسمس ۱۹۹۴ مؤسس
ما فرشته‌ایم (مجموعه تلویزیونی) ۱۹۹۷ اورسو
آتش بازی ۱۹۹۷ خوانندهنابینا
به حد ۱۹۹۷ الورزا
فرزندان باد ۲۰۰۰ کوئینتیرو
۳–۴ همیشگی ۲۰۰۲ بوپس
آواز در پشت صفحه نمایش ۲۰۰۳ کاپیتان پیر آدرانو
پدر روحانی(مجموعه تلویزیونی) ۲۰۰۵ پدر روحانی
مرگ کسب و کار من است، عزیزم! ۲۰۰۹ پپه
جنایات کوکو (مجموعه تلویزیونی) ۲۰۱۰ کارلو بانکی

 

 

 

Page 1 of 212


برچسب ها
سایت ژولیت قهوه ویتامین D نمک ضد آفتاب رژیم دندان شکلات تلخ آرایش و زیبایی اپل قارچ داستان ژولبت اصفهان فست فود رژیم چاقی لاغری روغن زیتون گوشی فضای مجازی ماه رمضان عشق کفش معما موز حکمت تست هوش بادمجان خندوانه مجله ی زولیت ماهی فوتبال داخلی پرسپولیس میگرن سر درد انگشتر زیبا کبد افطاری جوش سوپ آرایش خواب داستان کوتاه بدلیجات هویج پیتزا مرغ شیر زندگی بهتر سیب جعفری بازیگر زن ایرانی اینترنت موبایل اجتماعی گناه اشعار مینا آقازاده مجله ی تفریحی بیماری بخش سلامت مجله ی ژولیت منیزیم فیلم مشتری آرامش طلاق ادویه ویتامین c فلفل پوست ترانه علیدوستی مجله س تفریحی ژولیت بیوگرافی انگشترنقره فضانورد مریخ روان شناسی سیب زمینی کالری پیاز مجله ژولیت جوش شیرین اخبار هنرمندان سردرد خواننده پوکی استخوان سرطان سینه اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت مینا آقازاده زولیت خستگی فشارخون کربوهیدرات فیتنس فناوری روز تلگرام نقره جات عسل جالبیجات اخباراقتصادی تاریخ معاصر ایران گوجه فرنگی رژیم لاغری گردنبند شهاب حسینی المپیک انگشترلطیفه کلسترول پوست و مو دسر ناخن اخبار ورزشی زیورآلات به روز عباس کیارستمی رمضان بازیگر بیماری قلبی ازدواج پیاده روی مو طالع بینی سس رژیم غذایی اخبارهنرمندان آنتی اکسیدان سایت تفریحی سرگرمی یبوست گردشگری گوشت پوست ومو ویتامین مواد غذایی سبزیجات لاغر شدن نوشیدنی چربی مطالب جالب انگشتر سلامت مو تخم مرغ فال و طالع بینی غذای اصلی طب سنتی فیلم وسینما اکران افسردگی دیابت زنجبیل فضا تکنولوژی اخبار تکنولوژی مجله سرگرمی ژولیت سلامت فال روزانه چاقی فال داعش فیبر پروتئین کودک لاغری روانشناسی کلسیم سرطان سلامتی سینما کاهش وزن کارگردان اخبارسلامت اخبار سیاسی استرس آموزش آشپزی تغذیه ناسا ورزش اخبار اقتصادی نجوم تناسب اندام بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات جک خنده اس ام اس مجله ی تفریحی ژولیت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو بخش آشپري مجله ي ژوليت تاريخ جملات آرام بخش آرام روح اخبار سلامت بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت هنر فرهنگ zhuliet مجله ی ژولیت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژولیت