مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

بازیگر زن بایگانی - مجله سرگرمی ژولیت

ستاره سوئدی آسمان سینمای بین الملل که به خاطر فیلم های بینظیری همچون «کازابلانکا»، «طلسم‌شده» و «آناستازیا» مشهور است، خوشبختی را اینطور تعبیر می کند: «خوشبختی عبارتست از بدن سالم و حافظه ضعیف.»

اینگرید برگمن زاده ۲۹ اوت ۱۹۱۵ در استکهلم سوئد در فیلم کلاسیک «کازابلانکا» خوش درخشید و همین فیلم سکوی پرتابی برای برگمن شد تا برای بازی در فیلم هایی نظیر «طلسم شده» و «سفر به ایتالیا» انتخاب شود. در نهایت او هفت بار نامزد جایزه اسکار شد که برای فیلم های «چراغ گاز»، «آناستازیا» و «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» جایزه اسکار را برد. برگمن که روی صحنه تئاتر نیز بازیگری افسانه ای بود، در روز ۲۹ اوت ۱۹۸۲ در انگلستان و از سرطان سینه درگذشت.


اینگرید در سال های نخستین عمرش رنج از دست دادن مادرش که اصالتاً آلمانی بود را تجربه کرد. پدرش که عکاسخانه داشت، از علاقه او به هنر و تلاش های خلاقانه حمایت می کرد. با این وجود، او نیز در سال های نوجوانی اینگرید دار فانی را وداع گفت و در نهایت این دختربچه به عمویش سپرده شد. وی به مدرسه خصوصی می رفت و در تئاترهای متعددی بازی می کرد.

 

در اوایل دهه سی، در مدرسه تئاتر دراماتیک سلطنتی در استکهلم ثبت نام کرد و یک سال بعد ترک تحصیل کرده و وارد دنیای حرفه ای بازیگری شد. در سال ۱۹۳۴ در اولین فیلمش به نام «مونکبروگرون» بازی کرد و خیلی زود نقش های بیشتری در کشور زادگاهش بدست آورد که شامل فیلم درام رمانتیک «اینترمتزو» محصول سال ۱۹۳۶ نیز می شود. سال بعد، اینگرید با پیتر لیندستروم پزشک سوئدی ازدواج کرد که از او صاحب دختری به نام فریدل پیا شد.

 

zxd

 

دیوید او. سلزنیک، تهیه کننده فیلم های آمریکا با دیدن بازی اش در فیلم «اینترمتزو» اینگرید را استخدام کرد تا در نسخه بازسازی شده انگلیسی زبان این فیلم نقش آفرینی کند. پس از اکران موفق این فیلم در سال ۱۹۳۹ سلزنیک برای برگمن قرارداد چندساله گرفت. وی قبل از آنکه وارد هالیوود شود در برادوی کار کرد و در «لیلیوم» محصول سال ۱۹۴۰ ظاهر شد.


اولیه کار سینمایی او در هالیوود، برگمن را زنی باتقوا جلوه می داد. در فیلم «آدام چهار پسر داشت» (1941) نقش معلم سرخانه فداکاری را بازی کرد و در «خشم در بهشت» (1941) همسر وفاداری را جان بخشید. در سال ۱۹۴۲، در فیلم «کازابلانکا» برگمن برای نقش زنی که بین دو مرد (با نقش آفرینی فوق العاده هامفری بوگارت و پل هنرید) در بحبوحه جنگ گیر افتاده بود، بازی افسانه ای از خود نشان داد. کاراکتر او، ایلسا لوند، دلش را کنار می گذارد و منفعت جنبش مقاومت سیاسی را ارجح قرار داده و عشقش را ترک می کند.


با موفقیت «کازابلانکا» وی فوراً تبدیل به سوپراستاری تمام عیار شد و در فیلم محبوب اقتباسی «زنگ ها برای که به صدا درمی آیند» از کتابی به همین نام از ارنست همینگوی (۱۹۴۳) با گری کوپر همبازی شد. در «چراغ گاز» (1944) او تحسین گسترده ای به خاطر بازی در نقش همسر جوان مردی که می خواهد او را دیوانه کند دریافت کرد. اینگرید برگمن اولین جایزه اسکارش را برای همین فیلم برد که کارگردانش جورج دی. کیوکر بود.


برگمن با آلفرد هیچکاک نیز همکاری کرد و در دو تا از فیلم های او یعنی «طلسم شده» (1945) با گریگوری پک و «بدنام» (1946) با کری گرنت بازی کرد. بازی او در نقش یک جاسوس در فیلم «بدنام» بسیار تحسین شد که این نقش یکی از بهترین بازی های او محسوب می شود. استعداد برگمن در فیلم های غیر جدی تر نیز خوب بود و بیننده او را در فیلم «زنگ های کلیسای مریم مقدس» نیز دوست داشت.

 

hjk

 

برای تنوع بخشیدن به کارش، برگمن روی صحنه تئاتر برادوی رفت تا در «جوآن از لورن» بازی کند. سپس نقشی چالش بر انگیز تر بر روی پرده سینما انتخاب کرد و نقش تاریخی فیلم «ژاندارک» را زنده کرد. این فیلم و همکاری آخرش با آلفرد هیچکاک در «در برج جدی» چندان روی مخاطب و منتقدین تأثیرگذار نبود. برگمن که می خواست حرفه در حال سقوطش را احیا کند، نامه ای به روبرتو روسلینی، کارگردان ایتالیایی، نوشت و از او درخواست کرد که فرصتی برای کار کردن با او بدهد.


در زمان ساخت فیلم «استرومبولی» (1950) وی با روسلینی رابطه داشت. هر دوی آنها وقتی این رسوایی سوژه اخبار بین المللی شد، در قید ازدواج با افراد دیگری بودند. برگمن که فرزند روسلینی را باردار بود، از شوهرش طلاق خواست و او نیز ابتدا این درخواست را نپذیرفت. در نتیجه تنها چند روز مانده به نهایی شدن طلاقش، پسرش روبرتو را به دنیا آورد. خیلی زود با روسلینی ازدواج کرد، ولی آسیب جدی به حرفه و اعتبار بازیگری اش وارد شده بود.


اعتراض عمومی عظیمی نسبت به رفتار برگمن نشان داده شد و همین موضوع وجهه مقدس او را خدشه دار کرد. کارش با روسلینی در «استرومبولی» پس از اکران با مخالفت زیادی روبرو شد. چند فیلم بعدی او که با روسلینی کار کرد، همه از لحاظ گیشه ناموفق بودند. وی قبل از طلاق از روسلینی در سال ۱۹۵۶ دو فرزند دیگر آورد که دوقلو بودند و آنها را ایزابلا و ایزوتا نام نهاد.


پس از سالها دوری و احتراز از هالیوود، اینگرید با فیلم «آناستازیا» (1956) بازگشت پیروزمندانه ای به سینمای آمریکا داشت. در این فیلم او در نقش زنی بازی می کرد که عضو گمشده خانواده سلطنتی روسیه بود. به خاطر ایفای این نقش در فیلم «آناستازیا» برگمن دومین جایزه اسکارش را برد. خیلی زود نقش های بیشتری به او پیشنهاد شد که از آن جمله می توان به فیلم کمدی رمانتیک «بی ملاحظه» (1958) با کری گرنت اشاره کرد.

 

byu

 

در طول سال های بعد او روی پروژه های متعددی کار کرد و با والتر ماتائو و گلدی هان در کمدی محبوب سال ۱۹۶۹ یعنی «گل کاکتوس» کار کرد. در سال ۱۹۷۴ برگمن یک جایزه اسکار دیگر برای نقش مکملش در فیلم «قتل در قطار سریع السیر شرق» به دست آورد. این فیلم اقتباسی از رمان رازآلود آگاتا کریستی بود که آلبرت فینی، لورن باکال و شان کانری هم در آن نقش داشتند.
در همین سالها بود که او به سرطان سینه مبتلا شد، ولی به کارش ادامه داد و در عین حال با سرطان نیز مبارزه می کرد. در سال ۱۹۷۸، برگمن در درام موزیکال اینگمار برگمن با عنوان «سونات پاییزی» درخشید. وی آخرین بازی اش را در فیلم تلویزیونی «گُلدا» محصول ۱۹۸۲ ارائه داد.

 

Untitledkl;k

 

برگمن در سال ۱۹۸۲ در همان روزی که به دنیا آمده بود، در لندن و در سن ۶۷ سالگی فوت کرد. لارس اشمیت، همسر سومش که چند سال قبل از او طلاق گرفته بود، در لحظه مرگ با او بود. وی میراثی به اندازه ۵۰ فیلم سینمایی با بازی درخشان و زیبایی بی بدیل و طبیعی اش به جا گذاشت و فیلم «کازابلانکا» بزرگترین میراث اوست. دو دخترش جا پای او گذاشتند و پیا لیندستروم گزارشگر و بازیگر تلویزیون شد و ایزابلا روسلینی نیز بازیگری را در پیش گرفت. 

 

hhaq

 

روشنک عجمیان، بازیگر سینما و تلویزیون است که علاقه‌مندانش او را برای بازی در مجموعه‌های تلویزیونی همچون «کوچه اقاقیا»، «جایزه بزرگ»، «پیله‌های پرواز»، «مرد هزار چهره»، «راه در رو» و فیلم‌های سینمایی «ابراهیم خلیل‌الله» و «کتاب قانون» به یاد دارند.

به گزارش جام جم،او همچنین تجربه‌ اجرای چند برنامه و مسابقه تلویزیونی را از شبکه‌های مختلف سیما در کارنامه خود دارد. عجمیان این روزها مانند بسیاری از هنرمندان در فضای مجازی فعال است و از این طریق نیز با دوستدارانش ارتباط برقرار می‌کند. با او دربار‌ه تجربه حضورش در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و حاشیه‌های آن گفت‌وگو کردیم.
تصویر دوری از فضای مجازی سخت اما ممکن است
چقدر زمان برای حضور در فضای مجازی صرف می‌کنید؟
تقریبا سعی کرده‌ام از اعتیادم به فضای مجازی کم کنم. حتی اینستاگرامم را یک سال و نیم پیش غیرفعال کردم و تنها یک صفحه خصوصی داشتم اما به درخواست و لطف دوستان چند ماهی است که ضروری دیدم یک صفحه عمومی را دوباره راه‌اندازی کنم.
بیشتر از چه شبکه‌های اجتماعی مجازی استفاده می‌کنید؟
در درجه اول از اینستاگرام و به صورت کاربردی‌تر از تلگرام استفاده می‌کنم. فضای تلگرام برای تبادل عکس مناسب است و در بعضی از کانال‌های سینمایی و خبرگزاری‌ها برای خواندن مطالب و خبرها عضو هستم.
می‌توانید زندگی این روزهایتان را بدون فضای مجازی تصور کنید؟
خیلی به این موضوع فکر می‌کنم خصوصا با معضلاتی مثل توهین‌ها که اخیرا در این محیط رایج شده است. به نظرم مثل یک عادت می‌ماند که کنار گذاشتنش سخت ولی ممکن است. اعتیادِ قابل ترکی است که من مدتی است آن را تجربه کرده‌ام و بوضوح اثراتش را می‌بینم. با کمرنگ‌شدن این عادت همه چیز بهتر می‌شود. در گذشته که ما چنین امکاناتی نداشتیم نه‌تنها مشکلی نبود بلکه آدم‌ها به هم نزدیک‌تر بودند. امروز نزدیک بودن‌هایمان هم مجازی شده است.
امــروزه بیشتر افراد از فضای مجازی استفاده می‌کنند و حذف کامــل آن از زندگـی روزمــره ممکن است مشکلاتـــی را ایجاد کند. خصوصــا برای کسانی مثل شما که در اجتماع فعال هستند.
البته استفاده صحیح می‌تواند بهتر از کنار گذاشتن باشد. امروز فضای مجازی همه جهان را به خود درگیر کرده است و حتی مراودات کاری هم در این فضا انجام می‌شود. اگر نظرم را بخواهید می‌گویم ای‌کاش همه آن را کنار بگذاریم؛ اما در واقع ایده‌آلش این است که استفاده صحیحش را یاد بگیریم. استفاده صحیح از فضای مجازی یعنی این که فرهنگ درست استفاده کردن و زمان‌بندی برای آن را یاد بگیریم. حضور مداوم در این فضا ما را از کتاب خواندن دور می‌کند. برای من به گونه‌ای بوده است که حتی فرصت مجله خواندنم را هم گرفته، دیگر چه برسد به کتاب. به طور کلی ترجیح می‌دهم زمانی را که قرار است برای دنیای مجازی بگذارم صرف دختر و همسرم کنم.
همان گونه که گفتید مدتی صفحه عمومی‌تان را در اینستاگرام بسته‌اید. دلیل این تصمیم چه بوده است؟
به دلیل توهین‌ها، برخوردهای بد و قضاوت‌های بیجا. در این فضا تعداد زیادی از افراد وجود دارند که سرشار از کینه هستند و خودشان را خالی می‌کنند. آن زمان متوجه یک اتفاق دیگر هم شدم که مرا بشدت عصبانی و متعجب کرد و آن صفحاتی بود که فالوئر یا دنبال‌کننده می‌فروختند. این قضیه خیلی به من برخورد چون به نظرم واقعا مسخره است. رقابت در تعداد دنبال‌کننده بی‌مورد و زشت است و برای من هیچ اهمیتی ندارد. این موارد باعث شد این تصمیم را بگیرم و حتی همه اپلیکیشن‌هایــم را حذف کردم.
به نــظر می‌رسـد این اتفاقــات همچنـان هم در جریان است.
متاسفانه بله، اما در طول این مدت که صفحه‌ نداشتم خیلی پیغام دریافت کردم که می‌گفتند: چرا صفحه ندارید و با این کار به ما که دوستتان داریم توهین می‌کنید. به خاطر همین برگشتم و سعی کردم صبرم را بیشتر کنم اما هنوز هم از بعضی برخوردها می‌رنجم و حتی یک بار عکس صفحه کسانی را که توهین می‌کنند در صفحه‌ام به اشتراک گذاشتم. بعضی از این نوع واکنش من خوششان آمد و تعدادی انتقاد کردند. هنوز هم احتمال دارد اینستاگرامم همچنان بسته باشد؛ چون چیزی درست نشده است و شاید بدتر هم شده باشد.
با تمام جنبه‌های منفی‌ای که گفتید چرا هنوز در این فضا فعالیت می‌کنید؟
اول به خاطر طرفدارها و کسانی‌که در این یک و سال و نیم به من لطف داشتند و می‌خواستند صفحه‎‌ام را دوباره فعال کنم و دوم برای اطلاع‌رسانی.
پیش از شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی این نوع برخورد با افراد مشهور کمتر دیده می‌شد. چه شده که امروزه این رفتار در دنیای مجازی بروز کرده است؟
شاید به این خاطر باشد که هنرمندان و به طور کلی افراد معروف این روزها در دسترس هستند و دیگر آن جذابیت گذشته را برای مردم ندارند. حتی ابراز علاقه‌ها هم مجازی و مصنوعی شده است. در عالم واقع کمتر کسی می‌گوید از تو متنفرم اما در کامنت‌ها براحتی ابراز تنفر می‌کنند. من می‌گویم اگر کسی را دوست نداری نباید در شبکه‌های اجتماعی دنبالش کنی و اگر به او علاقه‌مندی و دنبالش می‌کنی نسبت به رفتارت با او مسئول هستی؛ خصوصا اگر آن آدم به عشق تو کار کند. نمی‌گویم همه هنرمندان این گونه هستند اما بعضی از ما واقعا به خاطر انرژی و عشق مردم در این عرصه حضور داریم ولی متاسفانه کسی از دل ما خبر ندارد و زود قضاوت می‌شویم.
در واقع می‌گویید پیام‌های مثبتی هم که در این فضا می‌گیرید حقیقی نیست و به دلتان نمی‌چسبد؟
نه این‌گونه برداشت نکنید. اغلب کسانی‌که مرا می‌شناسند یا از طریق فضای مجازی بوده است یا از تلویزیون پس نمی‌توانم بناحق بگویم که همه لطف‌ و محبت‌ها در این فضا دروغ است. مردم با عشق‌شان مرا شرمنده می‌کنند. ما مدیون این آدم‌ها هستیم. غیر از این باشد کسی مثل من که تعداد فالوئر برایش مهم نیست و مانند بعضی از همکاران دنبال‌کننده‌های میلیونی ندارد، باید بیمار باشد که دوباره صفحه‌اش را باز کند. گاهی همکاران می‌گویند بازیگر باید کلاس خود را حفظ کند و به کامنت‌ها جواب ندهد، اما من سعی می‌کنم به الطاف‌ مردم پاسخ بدهم. اما متاسفانه اقلیتِ بدرفتاری در این فضا وجود دارند که خیلی هم مانور می‌دهند و دیده می‌شوند.
و در آخر، در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
اولین قسمت سریال «دیوار شیشه‌ای» را با آقای میهن‌دوست کار کردم که هنوز ادامه دارد. دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که یکی از آنها خیلی کیفیت پایینی داشت و کار دیگر هم شهرستان بود که قبول نکردم. در کل همه ما گله داریم چراکه اوضاع کار اصلا خوب نیست.

 

 

 

 

 

به گزارش  باشگاه خبرنگاران ؛ ۷۷ سال سن و ۷۱ سال سابقه بازیگری دارد؛ اما ایستادن بر سکوی چنین افتخار بزرگی مانع از آن نشده که در فَلَـک فراموشی ما چرخ بخورد و هزارها سال نوری با سپاسگزاری‌ ما فاصله بگیرد. او این روزها به شکل غمباری مصداق نامش شده؛ ملکه رنجبر.

بانویی که نیمی از تاریخ سینمای ایران را بدرقه کرده و به اینجا رسانده است اما خاموشی جهان دور و بر، حالا با او کاری می‌کند که بگوید؛ [از بس دارو خورده‌ام خسته شدم و نمی‌دانم چرا نمی‌میرم؟ من منتظر مرگ هستم و می دانم دیگر خوب نمی شوم]

این وداع مناسبی نیست، چنین ادبیاتی از فراموش شدگی می‌آید و از بی محبتی کسانی که دوستشان داشتی و یک عمر برای آن‌ها نقش عوض کردی، اما حالا حالی از تو نمی‌پرسند.

ملکه رنجبر در شش سالگی نقش «کوزت» رمان «بی‌نوایان» را در تئاتر شهر روی صحنه برد و طی این سال‌ها در ده‌ها پروژه سینمایی و نمایش صحنه‌ای و رادیویی حضور داشت. او در تلویزیون هم برای امثال اصغر فرهادی، کیانوش عیاری، محمدرضا هنرمند، مرضیه برومند، خسرو معصومی و… جلوی دوربین رفت و بیشتر از سیصد شب با طنز سه گانه‌ی «زیر آسمان شهر» مهمان شادترین لحظات مردمش بود.

بعد از شنیدن خبرهای ناراحت کننده از ملکه رنجبر هنرمند پیشکسوت عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون به همراه دو تن از  بازیگران سینما  و تلویزیون نعیمه نظام دوست و فلور نظری به دیدارش رفتیم تا از نزدیک احوال پرس و جویای حالش شویم.

ملکه رنجبر از وضعیت جسمانی‌اش صحبت کرد، او گفت: از بیماری پارکینسون و دیابت رنج میبرم اما پسرم من را برای درمان به بیمارستان برد و تا حدودی جلوی پیشرفت بیماری گرفته شد اما خودم آنقدر ضعیف شدم که نمیتوانم به راحتی راه بروم.

وی ادامه داد: پسرم دو پرستار برایم گرفته و آنها دائم کنارم هستند. از هنرمندان قدیمی گاهی به من سر میزنند البته چهره‌های جدید هم می آیند، اما من زیاد نمی‌شناسم حتی من را بیرون می‌برند تا حال و هوایم تغییر کند.

این بانوی هنرمند با اشاره به خاطراتش از سریال «زیر آسمان شهر» افزود: شاید نزدیک به دوسال برای این سریال شب تا صبح کار میکردیم. خدا رحمت کند ملک مطیعی را. او هم خیلی برای این کار تلاش می‌کرد، خوشبختانه مردم هم بسیار راضی بودند و تشکر می کردند.

وی با تشکر از همه مردم و هنرمندانی که به دیدنش آمدند، گفت: من اوایل خیلی تنها بودم، پسرم هم ایران نبود اما به خاطر من برگشت. ما زحمت بسیاری کشیدیم امیدوارم این هنرمندان جدید قدردان پیشکسوت ها باشند  و بدانند که چقدر ما تلاش کردیم.

رنجبر از مسئولین درخواستی نداشت و بیان کرد: من نمیتوانم بگویم چیکار کنند. حقوق زیادی هم نمی‌گیرم اما از موسسه پیشکسوتان و آقای قالیباف شهردار تشکر می‌کنم. آنها به من سر می‌زنند و جویای حال من هستند. حتی یک وقتی آقای قالیباف به من گفت من نمیدانستم شما در شهرداری کار می‌کردی و همکار هستیم. من گفتم من الان بازنشسته شهرداری هستم. او هم  برایم لوحی فرستاد.

وی ادامه داد: من نمیتوانم التماس کنم هرکسی دوست دار،د می تواند به دیدن من بیاید. قدمش روی چشمم. فقط امیدوارم قدر قدیمی‌ها را بدانند نه تنها من، بلکه کسانی که برای هنر زحمت کشیدند. بعضی وقتها برخی هنرمندان یک طور خاصی به ما نگاه می‌کنند. ما فقط احترام می‌خواهیم. خیلی ها اصلا به رویشان هم نمی آورند که هنرمندی قدیمی هم هست. می‌ترسم تشییع جنازه‌ام هم نیایند ولی اگر نیایند آن دنیا با آنها قهر می کنم.

این هنرمند پیشکسوت درباره خاطراتش در  تئاتر و تلویزیون گفت: حمل بر خودخواهی نباشد، من نمایشنامه هایی بازی کردم که بعید می‌دانم هنرمندان و چهره‌های جوان  بتوانند این نمایشنامه ها را اجرا کنند. روزهای نخستین که تلویزیون افتتاح شد من، حیدر صارمی، مرتضی احمدی، تابش حضور داشتیم.

وی عنوان کرد: من را فراموش نکنید. سالهاست که در تلویزیون برنامه اجرا کردم و این تقدیرنامه هایی که دارم نتیجه ۷۰ سال فعالیتم در حوزه تئاتر و تلویزیون است.

در ادامه فلور نظری بازیگر که به دیدن ملکه رنجبر آمده بود، اظهار داشت: خانم رنجبر علاوه بر اینکه سابقه ۷۰ سال کار بازیگری را دارند اما هنرمند پیشکسوت و مورد علاقه من و مردم هستند و برای یک هنرمند چیزی مهمتر از این نیست که به او سر بزنند و این هنرمندان دوست دارند تا روزی که زنده اند به صورت تنگاتنگ با مردم در ارتباط باشند.

وی افزود: من کامنت های مردم را که در فضای مجازی برایشان فرستاده بودند و ابراز علاقه به این هنرمند داشتند، برای خانم رنجبر میخواندم ایشان بسیار خوشحال می شوند وقتی میشنوند هنوز مردم دوستشان دارند. همین احترام  برای این هنرمندان کافی است

نظری گفت: وظیفه ارشاد و خانه سینما است که از حال و وضعیت این هنرمندان آگاه باشند و ببینند چه نیازی دارند. حتی بسیاری از آنها نیاز مادی ندارند، بلکه نیاز معنوی دارند و دیدار با آنها به روحیه شان کمک می‌کند.

وی در پایان عنوان کرد: هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون متعلق به یک خانواده بزرگتری از مردم و جامعه هستند که من فکر می‌کنم. جویا شدن از حالشان در این شرایط سنی از همه چیز با ارزشتر است.





برچسب ها
بدلیجات سوپ آرایش پیتزا جوش هویج سایت ژولیت انگشتر زیبا شکلات تلخ ماهی مجله ی زولیت قهوه حکمت تائو خواننده دندان کالری فضانورد مجله ژولیت گناه قارچ اخبار هنرمندان جوش شیرین داستان کوتاه ترانه علیدوستی انگشترنقره مریخ خواب سرطان سینه خستگی سردرد جعفری مینا آقازاده مجله تفریحی سرگرمی ژولیت موز خامه میوه سرگرمی کودک کربوهیدرات زولیت فیتنس روغن زیتون فناوری روز فشارخون تلگرام فوتبال داخلی بیوگرافی رمضان ازدواج پیاده روی المپیک عباس کیارستمی سس انگشترلطیفه ناخن دسر کودکان کلسترول گردنبند مجله س تفریحی ژولیت مرغ زیورآلات به روز خودرو آشپزی سیب ترامپ تاریخ معاصر ایران بازیگر شکر غذا کامپیوتر اخباراقتصادی گوجه فرنگی رژیم لاغری عسل فلفل جالبیجات نقره جات شیر رژیم غذایی لباس پوست اخبارهنرمندان روان شناسی پوست و مو یبوست پیاز شهاب حسینی گیاه شناسی بیماری قلبی تغذیه کودک اخبار مذهبی، بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی اشعار مینا آقازاده پوکی استخوان پوست ومو بیماری فیلم وسینما اینترنت گوشت اخبار فوتبال داخلی، سبزیجات چربی گردشگری مطالب جالب انگشتر نوشیدنی لاغر شدن مو اکران طالع بینی افسردگی فال و طالع بینی اخبار تکنولوژی زنجبیل سیب زمینی سلامت مو سایت تفریحی سرگرمی اخبار فوتبالی غذای اصلی ویتامین مواد غذایی آنتی اکسیدان داعش فال روزانه فضا طب سنتی مجله سرگرمی ژولیت اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت جغرافیا پروتئین لاغری فیبر چاقی دانستنی نوزاد فوتبال کلسیم دیابت فال روانشناسی کارگردان تخم مرغ کاهش وزن اخبارسلامت سايت مفيد و خبري بروزترين اخبار ايران و جهان سینما سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي استرس سلامتی سلامت ناسا نوزاد سرطان روانشناسی کودک فوتبال، ورزش، پزشکی اخبار آموزش آشپزی اخبار سیاسی اخبار ورزشی، تغذیه اخبار فوتبالی، مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، اخبار ورزشی اخبار اقتصادی تناسب اندام ژولیت، نجوم علمی اخبار، ورزش مجله ی تفریحی ژولیت تکنولوژی کودک اخبار سلامت مجله ی ژولیت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات خنده جک اس ام اس تاريخ جملات آرام بخش آرام روح هنر بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت فرهنگ zhuliet بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت