مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

روانشناسی بایگانی - مجله سرگرمی ژولیت

۸۰

چشمان خود را ببندید و در ذهن، خودتان را مجسم کنید که یک روز کامل را بدون گوشی هوشمندتان سپری می‌کنید و گوشی هوشمندتان هیچ مکانی همراهتان نیست نه در محل کار، منزل و نه در مهمانی‌های دوستانه و خانوادگی؛ خودتان را در چه حالتی تصور می‌کنید: مضطرب یا بدون نگرانی؟ اصلا اگر قرار باشد به شما بگویند که مدتی بدون تلفن هوشمندتان زندگی کنید؛ می‌توانید؟ زمانی که گوشی هوشمندتان را در مکانی جا می‌گذارید چه احساسی دارید؟

 

اگر شما نمی‌توانید دوری تلفن هوشمندتان را تحمل‌ کنید و زندگی بدون وجود این وسیله برایتان سخت و حتی غیرممکن است شما نیز به موبوفوبیا گرفتار شده‌اید.

 

موبوفوبیا چیست؟! 

ترس‌ها و فوبیاها انواع مختلفی دارند؛ ترس از ارتفاع، ترس از مکان‌های تاریک و بسته و… اما همه این فوبیاها از دیرباز با انسان‌های بسیاری همراه بوده و خواهد بود. در قرن حاضر انسان‌ها با فوبیای جدیدی دست‌به‌گریبان هستند که آن‌هم ترس و اضطراب هنگام عدم دسترسی به تلفن همراه است. «موبوفوبیا» (Mobophobia) به معنای بروز استرس و اضطراب شدید هنگام عدم دسترسی به موبایل، قطع تماس، قطع ارتباط با اینترنت، تمام شدن شارژ باتری و از همه بدتر جا گذاشتن یا گم کردن تلفن همراه است. این بیماری بانام «نوموفوبیا» (nomophobia) یا (No-Mobile-Phone phobia) به معنای «ترس نبود تلفن همراه» نیز شناخته می‌شود.

  

علائم موبوفوبیا 

موبوفوبیا معمولا در اکثر کاربران تلفن‌های هوشمند مشاهده می‌شود و علائم آن را می‌توان به‌سادگی عنوان کرد؛ درصورتی‌که به گوشی هوشمندتان دسترسی نداشته باشید و دچار اضطراب، نگرانی و آشفتگی می‌شوید یا اگر مرتبا به صفحه گوشی خود نگاه می‌کنید تا هیچ تماس، پیام، هشدار و هیچ اتفاق تازه‌ای بر روی گوشی خود را از دست ندهید و در ساعات و دقایق متعدد بدون دلیل قفل گوشی‌تان را باز می‌کنید به این فوبیا مبتلا شده‌اید. علائم «موبوفوبیا» به‌نوعی به اعتیاد به تلفن‌های هوشمند نیز شباهت بسیاری دارد.

 

از علائم شاخص این اضطراب، تغییرات تنفسی، لرزش، عرق کردن، آشفتگی، سردرگمی و افزایش ضربان قلب است و البته از علائم عاطفی «موبوفوبیا» می‌توان به افسردگی، وحشت، ترس، وابستگی، اعتمادبه‌نفس پایین و احساس تنهایی اشاره کرد.

۸۱

چه کسانی به«موبوفوبیا» مبتلا هستند؟ 

آمار دقیقی از مبتلایان به این فوبیا منتشرنشده است اما می‌توان به‌سادگی آمار زیادی برای این ترس و بیماری تخمین زد، کافی است اطراف خود را به‌دقت نگاه کنیم تا متوجه شویم که بسیاری از افراد پیرامون ما بدون اینکه بدانند با این مشکل روبه‌رو هستند. نکته جالب‌توجه درباره این فوبیا این است که یک فرد عادی به‌طورمعمول در شبانه‌روز حدود ۱۱۰ بار گوشی خود را چک می‌کند درحالی‌که فرد مبتلابه موبوفوبیا حدود ۹۰۰ بار در شبانه‌روز این کار را می‌کند، ۹۵ درصد از مردم ساعات قبل خواب را مشغول پیامک زدن یا جست‌وجو در اینترنت هستند و یا از هر چهار نفر یک نفر به هنگام خواب‌گوشی خود را در حالت سکوت نمی‌گذارد. «موبوفوبیا» در مردان بیش از زنان گزارش‌شده است.

 

راه‌حل  

اگر می‌پرسید که آیا «موبوفوبیا» درمان دارد یا خیر؟ باید بگوییم بله؛ اما برای درمان آن به دنبال دارو و تجویز خاصی نباشید چراکه درمان این ترس پیش خودتان است. برای درمان و کم شدن این فوبیا باید کم‌کم فاصله خود را از تلفن هوشمندتان بیشتر کنید. می‌توانید گوشی هوشمندتان را طی ساعت معینی در اختیار داشته باشید و مابقی ساعت آن را به شخصی بسپارید تا آن را نزد خود نگه‌داشته و به شما ندهد. به‌جای پرسه زدن در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با دوستان واقعی خود به سفر و یا گردش بروید.

 

یک دوربین عکاسی بخرید و بهانه همراه بردن گوشی هوشمند برای ثبت خاطرات را از خود بگیرید. هم‌چنین می‌توانید به‌جای بازی‌های درون تلفن همراهتان با دوستانتان بازی‌های تخته‌ای و یا هوشی را انجام دهید و به‌جای چک کردن مداوم پیام‌ها و پست‌های دیگران در شبکه‌های اجتماعی کتابی را مطالعه کنید.

 

منبع: آی تی رسان

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

 

۵۹

بعضی اوقات، سیلی، سریع به انبار حافظه ما می‌خزد: انگار یک‌لحظه گذرا باشد، مثل وقتی‌که سروصدا ما را با ناراحتی از خواب بیدار می‌کند، اما دوباره زود می‌خوابیم. بعضی اوقات سیلی واقعیت آن قدر محکم است که از شدت ضربه بی‌حس می‌شویم و روزها و هفته‌ها بااحساس گیجی و پریشانی سر می‌کنیم. این ضربه هر شکلی که داشته باشد، یک‌چیز قطعی است: به ما آسیب می‌زند. انتظارش را نداریم، دوستش نداریم و به‌یقین آن را نمی‌خواهیم.

  

برای وقتی که واقعیت‌های زندگی ما را شوکه می‌کند 

آخرین باری که از واقعیت سیلی خوردید کی بود؟ همهٔ ما بارها و بارها در زندگی خود از این سیلی‌ها خورده‌ایم، همان لحظاتی که زندگی ضربهٔ محکم و دردناکی به ما می‌زند. این ضربه ما را شوکه می‌کند و به ما آسیب می‌زند. بعد از این ضربه سعی می‌کنیم روی پا بایستیم و بعضی اوقات از پا می‌افتیم. در این مطلب می‌خواهیم بگوییم چه طور می‌توانید احتمال دوم یعنی روی‌پاایستادن را بیشتر کنید. روان شناسی افرادی که نمی‌توانند با واقعیت روبرو شوند را با دقت بخوانید.

 

سیلی واقعیت شکل‌های متفاوتی دارد. بعضی اوقات مثل یک مشت خیلی محکم است: مرگِ محبوب، بیماری یا زخمی‌شدن شدید، یک تصادف وحشتناک، ورشکستگی، خیانت‌دیدگی، آتش‌سوزی خانه، سیل و طوفان و دیگر فجایع طبیعی و… . بعضی اوقات سیلی واقعیت آرام‌تر است: برق حسادتی که به ما می‌زند، وقتی متوجه می‌شویم یکی دیگر چیزی را دارد که ما می‌خواستیم داشته باشیم؛ درد تیز تنهایی که ما را می‌آزارد، وقتی‌که می‌فهمیم چه‌قدر از دیگران دورافتاده‌ایم؛ انفجار خشم و رنجشی که گرفتارش می‌شویم، وقتی‌که با ما بدرفتاری می‌کنند؛ شوک‌های تیز و کوتاهی که لرزه به تنمان می‌اندازد، وقتی دربارهٔ خودمان تأمل می‌کنیم و از آن چیزی که می‌بینیم خوشمان نمی‌آید؛ زخم‌‌های دردناکی که خنجرِ شکست، ناامیدی و طرد عاطفی به تن و جانمان می‌زند.

 

روبرو با حفرهٔ واقعیت 

بعضی اوقات، سیلی، سریع به انبار حافظه ما می‌خزد: انگار یک‌لحظه گذرا باشد، مثل وقتی‌که سروصدا ما را با ناراحتی از خواب بیدار می‌کند، اما دوباره زود می‌خوابیم. بعضی اوقات سیلی واقعیت آن قدر محکم است که از شدت ضربه بی‌حس می‌شویم و روزها و هفته‌ها بااحساس گیجی و پریشانی سر می‌کنیم. این ضربه هر شکلی که داشته باشد، یک‌چیز قطعی است: به ما آسیب می‌زند. انتظارش را نداریم، دوستش نداریم و به‌یقین آن را نمی‌خواهیم و متأسفانه سیلی فقط آغاز رنج است. آن‌چه بعداً به سرمان می‌آید خیلی بدتر است: بعد از آن‌که سیلی یک‌مرتبه بیدارمان می‌کند، با حفره‌ای دردناک روبرو می‌شویم.

 

اسم این حفره، حفرهٔ واقعیت است چون یک‌طرف واقعیتی است که داریم و طرف دیگر واقعیتی است که دلمان می‌خواهد داشته باشیم. هرچه‌قدر حفرهٔ بین این دو واقعیت بیشتر باشد، احساسات دردناک بیشتری از آن سرریز می‌شوند: رشک و حسد، ترس، یاس، شوک، اندوهِ فقدان، غم، خشم، وحشت، احساس گناه، رنجش و حتی تنفر و انزجار. با این‌که خود سیلی معمولاً به‌سرعت اتفاق می‌افتد و تمام می‌شود، حفره‌ای که ایجاد می‌کند برای روزها، هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها و حتی دهه‌ها باقی می‌ماند.

 

چرا نمی‌توانیم با واقعیت مواجه شویم؟ 

بسیاری از ما برای مقابله با حفره‌های بزرگ واقعیت بد تجهیز شده‌ایم. جامعه‌مان به ما یاد نمی‌دهد که چه‌طور آن‌ها را مدیریت کنیم. درحالی‌که باید یاد بگیریم طوری این سانحه‌ها را مدیریت کنیم که بتوانیم پس از آن رشد کنیم و رضایت‌مندی پایداری را به دست بیاوریم. وقتی با یک حفرهٔ واقعیت روبرو می‌شویم بنا به غریزه، اولین واکنش ما تلاش برای بستن آن است؛ سعی می‌کنیم واقعیت را تغییر بدهیم تا با آرزوهای ما مطابقت پیدا کند و اگر موفق بشویم حفره بسته ‌شده و حالمان خوب می‌شود. با احساس موفقیت یا آزادی، شاد، راضی یا آرام می‌شویم. بالاخره اگر بتوانیم کاری برای رسیدن به اهداف خود در زندگی انجام بدهیم که غیرقانونی و متضاد ارزش‌های اساسی زندگی‌مان نباشد و مشکل بزرگ‌تری برایمان ایجاد نکند، آن‌وقت احساس می‌کنیم که باید به‌پیش برویم و آن را انجام بدهیم.

 

اما اگر نتوانیم به آن‌چه می‌خواهیم دست پیدا کنیم، چه می‌شود؟ وقتی نمی‌توانیم حفرهٔ واقعیت را ببندیم چه‌کار می‌کنیم؟ وقتی کسی که دوستش می‌داریم می‌میرد یا محبوبمان ما را برای همیشه ترک می‌کند یا فردی که می‌خواهیم با او دوست باشیم از ما خوشش نمی‌آید یا بینایی‌مان را از دست می‌دهیم یا می‌فهمیم که دچار بیماری لاعلاج یا مزمنی شده‌ایم یا آن‌وقتی که می‌فهمیم به‌اندازه‌ای که دوست داریم، بااستعداد و خوش‌قیافه نیستیم، چه‌کار می‌کنیم؟ و از طرف دیگر چه می‌شود وقتی‌که بستن حفرهٔ واقعیت ممکن باشد، اما زمان و هزینه بسیار زیادی طلب کند؟ در این شرایط قرار است چه‌طور سر به‌سلامت ببریم؟

 

اگر حفرهٔ واقعیت کوچک باشد یا بتوانیم نسبتاً سریع آن را ببندیم، خیلی از ما می‌توانیم اوضاع را خوب اداره کنیم؛ اما هر چه‌قدر حفره بزرگ‌تر و زمان لازم برای بستن آن بیشتر باشد، دچار دردسر بیشتری خواهیم شد. به همین خاطر است که رضایت درونی بسیار مهم است. رضایت درونی حس عمیق آرامش، بهزیستی و سرزندگی است که شما می‌توانید حتی رودرروی یک حفرهٔ واقعیت بزرگ هم آن‌ها را تجربه کنید. منظورم وقتی است که رؤیاهای شما به واقعیت نمی‌پیوندد، به اهدافتان نمی‌رسید و زندگی با شما با بی‌انصافی و خشونت رفتار می‌کند.

 

این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد.

 

این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آنچه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد.

 

رضایت درونی تفاوت زیادی با رضایت بیرونی دارد. وقتی واقعیت را با آرزوهای خودمان وفق می‌دهیم، وقتی حفره را می‌بندیم، به اهدافمان می‌رسیم و به آن‌چه در زندگی از صمیم قلب می‌خواهیم، می‌رسیم و حال خوبی داریم که همان رضایت بیرونی است. رضایت مهم است. همهٔ ما دوست داریم به اهدافمان برسیم و نیازهای خودمان را ارضاء کنیم؛ اما رضایت بیرونی همیشه ممکن نیست. پس در این مقاله همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، ما روی رضایت درونی تمرکز خواهیم کرد. منظورم حس عمیق بهزیستی و آرامش است که از درون خودمان به دست می‌آوریم، نه از دنیای بیرون. خبر خوب این است که منابع رضایت درونی همیشه در دسترس‌اند، شبیه یک چشمهٔ همیشه جاری که هر وقت تشنه شدیم، می‌توانیم خودمان را از آن سیراب کنیم. بااین‌حال تمرکز روی رضایت درونی به معنای دست‌کشیدن از لذت‌ها، تمایلات، خواسته‌ها، نیازها و اهداف دنیوی نیست. منظور من این است که با این تمرکز دیگر برای رسیدن به حس بهزیستی و سرزندگی دیگر به چیزهای بیرون از خود وابسته نخواهیم بود و حتی در میانهٔ درد یا ترس یا فقدان یا محرومیتی بزرگ، می‌توانیم به حس آرامش و آسایش درونی دست پیدا کنیم.

 

روبرویی با واقعیت دردناک 

خوب حالا برای مقابله با حفره‌های دردناک واقعیت چه باید کرد؟ چه‌طور می‌توانیم با این حفره‌ها طوری مقابله کنیم که نه‌تنها آسیب کم‌تری ببینیم، بلکه رشد کنیم و به رضایت‌مندی درونی برسیم؟ برای مقابله موفق چهار اصل اساسی را باید رعایت کرد:

۶۰

اصل اول: با خودتان به مهربانی رفتار کنید 

آیا می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ حفرهٔ بسیار بزرگی بین آن‌چه می‌خواهم و آن‌چه دارم وجود دارد و درد بسیار زیادی می‌کشم. با این اوصاف می‌توانم با خودم مهربان باشم؟ بسیاری از ما نمی‌دانیم چه‌طور این کار را بکنیم؛ به مواد یا الکل یا غذا پناه می‌بریم یا به خودمان زخم می‌زنیم یا از زندگی کنار می‌کشیم. واضح است که این راه مهربانی با خود نیست؛ پس باید شیوه‌های ساده‌ای وجود داشته باشد

که از طریق آن‌ها سپری برای خودمان بسازیم تا از زخم و تیغ درد و غم در امان بمانیم.

 

اصل دوم: لنگر بیاندازید 

همهٔ این هیجانات و احساسات دردناک یک طوفان هیجانی به راه می‌اندازند. من اگر در میان طوفان به دریانوردی خود ادامه بدهم کاری از دستم برنخواهد آمد، پس چه‌طور می‌توانم لنگر بیاندازم؟ من از توجه‌آگاهی استفاده می‌کنم تا در لحظهٔ اکنون جای بگیرم و به افکار و احساسات دردناکم اجازه بدهم بدون آن که مرا بدزدند، در ذهنم آمدوشد بکنند. دربارهٔ شیوهٔ توجه آگاهی باید جداگانه و مفصل صحبت کرد.

 

اصل سوم: ارزش‌های زندگی‌تان را بشناسید 

من برای چه می‌خواهم به زندگی ادامه بدهم؟ من در مواجهه با این چالش، در مواجهه با این فقدان، در مواجهه با این بحران می‌خواهم نماد و نشانهٔ چه چیزی باشم؟ نماد ضعف و شکست و ناامیدی یا نماد وقار، خردمندی و تاب‌آوری؟ من مجبور به ناامیدی نیستم. همچنان می‌توانم به خاطر چیزی به زندگی ادامه بدهم. حتی در میان این طوفان بلا، حتی در غم ازدست‌دادن محبوبم، هنوز می‌توانم دلیلی برای روی‌پاایستادن و ادامه‌دادن پیدا کنم. من می‌توانم دست از زندگی بکشم یا دلیلی پیدا کنم که به زندگی‌ام معنا ببخشد. این اصل به ارزش‌های زندگی و اقدام متعهدانه می‌پردازد.

 

اصل چهارم: گنجتان را بیابید 

حتی در زمان رنج و درد چیزهایی وجود دارد که آن‌ها را گرامی بداریم و قدردانشان باشیم. مثلاً وقتی سالگرد مرگ محبوب خود را می‌گیریم، درد بسیاری می‌کشیم؛ اما در همان حالا افرادی وجود دارند که با ما به مهربانی و با عشق رفتار می‌کنند. آیا نمی‌توانیم قدردان این لحظات باشیم؟

 

این اصل چهارم تنها وقتی قابل اجرا است که به سه اصل قبلی عمل کرده باشیم. خطرناک است که افراد در وهلهٔ اول به دنبال یافتن گنج باشند. این‌طور افراد می‌گویند: خوب «از پشت هر ابری نور خورشید را می‌توان دید» یا «هر آن‌چه مرا نکشد قوی‌ترم می‌کند»؛ اما اگر این جملات اولین حرف‌هایی باشد که به فردی دردمند می‌زنید، آن‌ها این‌طور فکر می‌کنند که شما اصلاً نمی‌فهمید چه بر سر آن‌ها می‌گذرد. پس یافتنِ گنج آخرین اقدام است. ما نباید تظاهر کنیم که درد و رنجی وجود ندارد. این‌ها هستند و البته چیزهایی هم هستند که می‌توانیم قدردان آن‌ها باشیم؛ اما اول باید به اصل‌های یک تا سه عمل کرد.

  

منبع: سلامت نیوز

مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت

خیلی از مادران از بدغذایی فرزندشان گلایه می کنند اما بعضی از عوامل بدغذایی به خود مادر برمی گردد. یعنی مادر از زمان تولد کودک رفتارهایی می کند که به عادت های بد غذایی منجر می شود.

۴۷

 

از دو روش زیر برای شروع کردن روزتان، کدام را می‌پسندید: تا آخرین لحظه بخوابید، به سختی از تختتان جدا شده و با عجله حاضر شوید و صبحانه را در حال دویدن به سمت در خروجی بخورید. یا اینکه روزتان را با عادت های خوب صبحگاهی شروع کنید؟ من که با روش دوم موافق ترم!

بیایید با ۹ عادت سازنده برای شروع یک روز عالی آشنا شویم:

 

زود بیدار شوید

زود از خواب بیدار شدن فایده های زیادی دارد، مثلا:

  • می توانید با آرامش و به آهستگی فعالیت های صبحگاهی را انجام بدهید و از استرس‌های کمبود وقت خلاص شوید.
  • فرصت دارید تا خودتان را پیدا کنید و به چارچوب ذهنی خود شکل بدهید.
  • صبح های آرام و ساکت زمان فوق‌العاده ای برای انجام بسیاری از کارها هستند.
  • می‌توانید خودتان را برای شروع عملیِ اهدافتان آماده کنید.

زود بیدار شدن از خواب باعث می شود تا ۸ عادت دیگری را هم که در ادامه توضیح داده می شود، بتوانید تمرین کنید. این عادت ها باعث می شوند تا صبحتان را با نشاط شروع کنید و برای آغاز یک چالش بزرگ در برابر هر چیزی که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهد آماده شوید.

لبخند بزنید و مثبت فکر کنید

 

 

dddwr

 

 

به محض اینکه از خواب بیدار می شوید لبخند بزنید. تحقیقات دانشمندان نشان می دهد لبخند زدن فواید زیر را به ارمغان می آورد:

  • وقتی لبخند می زنید بدنتان هورمون هایی مثل اِندورفین ترشح می کند که باعث می‌شود احساس خوبی داشته باشید. این یعنی وقتی به محض بیدار شدن لبخند می‌زنید روزتان را با یک حس و حال خوب شروع خواهید کرد.
  • علاوه بر این، وقتی لبخند می زنید در اثر ترشح سرتونین حال و هوای شما بهتر شود.
  • لبخند باعث می شود سیستم دفاعی بدنتان تقویت شود. پس اگر روزتان را با نشاط شروع کنید و تا پایان روز لبخند را فراموش نکنید، در واقع از ابتلا به بیماری ها هم جلوگیری می کنید، مخصوصا در فصل شیوع آنفولانزا.

حتی اگر لبخند زدن در صبح برایتان مشکل است، خودتان را مجبور کنید، چرا که حتی لبخند زدنِ اجباری هم سودمند است.

وقتی از خواب بیدار می شوید، جمله هایی مثبت و امید‌بخش به خود بگویید:‌

  • دالایی لاما می‌گوید: «هر روز که از خواب بیدار می شوید با خود بگویید: خوش‌شانس هستم که امروز هم زنده ام و یک زندگی باارزش دارم، من به هیچ وجه آن را هدر نمی دهم.»
  • «امروز هم روزی است که خدای بزرگ آفریده است، بیایید قدرش را بدانیم.»

نهایتا این دو سوال را از خودتان بپرسید:

  • امروز برای چه چیزهایی سپاس گزار هستم؟
  • امروز به دنبال چه اهدافی هستم؟
  •  

تختتان را مرتب کنید

از تختتان بیرون بیایید و آن را مرتب کنید. گرثن روبین نویسنده‌ی «پروژه‌ی شادی» می گوید راه ساده‌ی شادتر بودن این است که هر روز صبح تختتان را مرتب کنید. با انجام همین کار کوچک و با نظم دادن به زندگی بیرون، می توانید باعث آرامش درون خود شوید. این کارِ بسیار ساده کمک می کند صبحتان را با نظم شروع کنید.

 

همچنین ناوال مک راون که یکی از مهم ترین فرماندهان ارتش آمریکا است، در سخنرانی خود در دانشگاه تگزاس گفته است:

«اگر هر روز صبح تختتان را مرتب کنید، اولین تکلیف روزتان را انجام داده اید. این کار به شما اندکی احساس غرور القا می کند که باعث می شود برای انجام کارهای بعدی تشویق شوید. در طول روز، وقتی یک کار تکمیل شده باشد، باعث می شود کارهای زیاد دیگری هم تکمیل شوند.

مرتب کردن تختتان این حس را در شما ایجاد می کند که حتی موضوعات کوچک هم در زندگی اهمیت دارند.

اگر نتوانید کارهای کوچک را درست انجام دهید، هیچ وقت موفق نمی شوید کارهای بزرگ را به درستی انجام دهید. اگر تصادفا یک روز بسیار بد داشتید، وقتی به خانه برگردید با یک تخت مرتب مواجه می شوید و تختی که مرتب کرده اید به شما این نوید را می دهد که فردا روز بهتری خواهد بود.

 

پس اگر می خواهید دنیا را تغییر بدهید، با مرتب کردن تختتان شروع کنید.»

 

 

دندان هایتان را مسواک بزنید و زبانتان را تمیز کنید

اغلب مردم فکر می کنند باید بعد از صبحانه مسواک بزنند در حالی که بهتر است به محض این که از خواب بیدار می شوید مسواک بزنید. وقتی که خواب هستید، لایه ای از باکتری که پلاک نامیده می شود در دهان شما ساخته می شود و لازم است بعد از بیدار شدن این پلاک ها را با مسواک زدن از بین ببرید. همچنین مسواک زدن باعث می شود یک لایه‌ی فلورایدی محافظ در برابر قندها و اسیدهایی که با خوردن صبحانه به دهان شما وارد می شوند، تشکیل گردد. در ضمن علاوه بر مسواک زدن باید زبان خود را هم تمیز کنید.

 

اینجا به ۴ دلیل برای این کار اشاره شده است:

  • نفس خوشبو: بیش تر باکتری هایی که باعث بوی بد دهان می شوند، پشت زبان قرار گرفته اند.
  • مزه‌ی بهتر غذا: با تمیز کردن زبان، می توانید مخاطی را که روی غدد زبانتان قرار گرفته اند و باعث می شوند مزه‌ی غذاها را به درستی حس نکنید، از بین ببرید.
  • محافظت از خود: تمیز کردن زبان از جذب سموم توسط بدنتان جلوگیری می کند.
  • دندان های سالم تر: فرآیند تمیز کردن زبان به داشتن دندان ها و لثه های سالم تر نیز کمک می کند. پس، بعد از صرف صبحانه، دهان خود را با آب و دهان‌شویه‌ی حاوی فلوراید شستشو دهید.
  •  
  •  

آب گرم با لیمو بنوشید

بعد از مسواک، آب نصف یک لیمو (یا یک لیموی کامل) را در یک لیوان بزرگ آب ولرم بچکانید و بنوشید. این یک ترفند سالم است که این مزایا را برای شما به همراه خواهد داشت:

  • آب‌لیمو باعث پاکیزگی و تحریک کلیه و کبد می شود.
  • چون لیمو حاوی مقدار زیادی ویتامین c است، باعث می شود بدنتان در برابر سرماخوردگی مقاوم شود.
  • نوشیدن آب‌لیمو خون را قلیایی می کند. وقتی بدن مواد قلیایی‌کننده‌ی کافی نداشته باشد و در نتیجه اسیدی باشد، این مواد را از استخوان ها و یا بافت های حیاتی می گیرد.
  • خواص آنتی‌اکسیدان لیمو از آسیب رادیکال های آزاد جلوگیری می‌کند که در نتیجه به شادابی و جوانسازی پوست کمک خواهد کرد.

من از یک نی برای نوشیدن آب و لیمو استفاده می کنم تا از مینای دندانم در برابر اسید موجود در لیمو محافظت کنم.

 

 

نرمش‌های کششی انجام دهید

انجام دادن یک نرمش صبحگاهی کمک می کند عضلاتتان را بعد از خواب نرم کنید و جریان خون به ماهیچه هایتان را افزایش می دهد. همچنین با انجام دادن تمرین ها و ژست های یوگا به مدت ۱۰ دقیقه می توانید ذهن، بدن و تنفس خود را برای روز پیش رو هماهنگ کنید.

 

مدیتیشن

 

hheww

 

 

به کمک مدیتیشن روزتان را با آرامش آغاز کنید. مدیتیشن فایده های زیادی دارد: از تقویت تمرکز و کاهش استرس گرفته تا تقویت ثبات احساسات و جلوگیری از بیماری‌های مزمن. می توانید هر روز صبح و به سادگی با تمرکزی ۳ دقیقه‌ای روی تنفستان شروع کنید، به این ترتیب:

  • در یک موقعیت مناسب و راحت بنشینید.
  • چشم‌ها را ببندید و روی تنفستان تمرکز کنید.
  • عملیات دم را در ۴ شماره انجام دهید، نفستان را به اندازه‌ی ۴ شماره نگه دارید و ظرف ۸ ثانیه آن را خارج کنید.
  • این کار را برای ۳ دقیقه انجام دهید.
  •  

یک صبحانه‌ی سالم صرف کنید

 

 

ewe

 

 

با این که بارها این را شنیده اید اما من هم تکرار می کنم: صبحانه مهم ترین وعده‌ی روز است. یک صبحانه‌ی سالم از کمی پروتئین، مقدار زیادی غلات و چربی های سالم تشکیل می شود. در صورتی که یک صبحانه‌ی سالم بخورید از این مزایا سود خواهید برد:

  • در طول روز کم تر احساس گرسنگی خواهید کرد.
  • تمرکز و دقت بیش تری خواهید داشت.
  • حذف صبحانه به اضافه وزن منجر خواهد شد.
  • انرژی بیش تری خواهید داشت.
  •  

چیزی خلق کنید

قبل از این که دریافت اطلاعات را از طریق خواندن ایمیل ها، گوش دادن به اخبار، بررسی جلسات و … شروع کنید، چیزی خلق کنید. این کار را می توانید از طریق نوشتن یک پست در وبلاگ، نقاشی کشیدن، ضبط یک ویدئو، نوشتن یک فصل از رمانتان و … انجام دهید.

روزتان را با یک حال و هوای خلاقانه شروع کنید.

کلام آخر

عادت‌های صبحگاهی شما می‌تواند منجر به یک روز عالی یا بد شود. ۹ عادت ارائه شده در این مقاله، تضمین می‌کند که روزتان را به درستی شروع می‌کنید. فراموش نکنید که با داشتن عادت‌های خوب صبحگاهی می‌توانید به بهترین شیوه زندگی کنید.

برگرفته از: daringtolivefully

در مشاغل گوناگون، افرادی پویا و خلاق حضور دارند که مورد تحسین همه هستند و پویایی این افراد هر روز بهتر و بیشتر از روز قبل می‌شود. اکثر کسانی که با این افراد برخورد دارند به حالشان غبطه می‌خورند و دنبال روش‌هایی می‌گردند تا مانند آن‌ها شوند. اولین کاری که به ذهن چنین افرادی می‌رسد، این است که صبح را زودتر از روز قبل شروع کنند.

باوجود تمام سختی‌هایی که انجام این کار دارد، آن‌ها بالاخره دست از سر رخت خوابشان برمی‌دارند اما در طول روز کسل می‌شوند. انرژی زیاد تنها از نسیم دل‌انگیز صبحگاه به دست نمی‌آید. در ادامه ۶ فعالیتی را پیشنهاد می‌کنیم که انرژی فراوانی برای پویایی و خلاقیت در کارها به شما می‌دهد.

 

۱٫صبحانه کامل و سالم بخورید

این‌که می‌گویند: صبحانه‌تان را به‌تنهایی میل کنید، درست است اما بهتر است بگوییم: صبحانه‌ سالم و کامل را به‌تنهایی میل کنید! صبحانه یکی از مهم‌ترین وعده‌های غذایی است که اکثر افراد آن را نادیده می‌گیرند. این وعده‌ی غذایی در تأمین انرژی جسمی و روحی شما نقش مهمی ایفا می‌کند.

 

vvhhuu

 

 

باوجود اینکه محدودیتی در انتخاب نوع صبحانه وجود ندارد و هر کس می‌تواند مواد غذایی با کالری بالا مصرف کند اما این را هم در نظر بگیرید کالری که شیرینی و کیک و شکلات به شما می‌دهند سریع‌تر از آنچه فکر می‌کنید توسط بدن شما مصرف می‌شوند و به پایان می‌رسند. اگر می‌خواهید صبحانه انرژی تقریبا پایداری را به شما دهد، مواد غذایی را انتخاب کنید که بیشترین میزان ویتامین و مواد معدنی را دارند.

 

۲٫ ورزش کنید

همه‌ ما خیلی خوب می‌دانیم که ورزش مزایای زیادی دارد اما نمی‌دانیم بهترین زمان برای این کار صبح است. چند دقیقه نرمش در صبحگاه، نه‌تنها خوابی که هنوز در بدنتان هست را از بین می‌برد، بلکه اکسیژن را به مغزتان می‌رساند و باعث می‌شود شما در طول روز احساس بهتری داشته باشید. اگر هم معتقدید نرمش صبحگاهی رغبت‌انگیز نیست، می‌توانید با دوچرخه به محل کارتان بروید یا با فردی دیگر ورزش کنید.

 

 

ayo

 

 

۳٫ مشکلات شخصی‌تان را در خانه جا بگذارید

 

حواس‌پرتی ازجمله مشکلاتی است که بیشتر شاغلان از آن می‌رنجند. حواس‌پرتی به دلایل گوناگونی ایجاد می‌شود که مهم‌ترین آن مشکلات شخصی است و گاهی باعث می‌شود فرد شغل خود را از دست بدهد؛ به همین دلیل عده‌ای درصدد حل مشکل برمی‌آیند. عواملی که باعث حواس‌پرتی‌تان می‌شوند را بشناسید و ورود آن‌ها را به محدوده‌ افکارتان ممنوع کنید. اگر وظیفه‌ای را که به شما سپرده می‌شود همان لحظه انجام دهید، تمرکزتان روی کار افزایش می‌یابد. بدانید که مشکلات شخصی متعلق به خانه و مشکلات کار متعلق به محل کار هستند.

 

۴٫ بیندیشید

 

همان‌طور که ورزش خستگی را از جسم‌تان دور می‌کند، مدیتیشن یا تمرکز و تفکر عمیق هم روحتان را از حالت آشفتگی خارج می‌کند. این کار سلامت روحی و حتی جسمی شما را تأمین می‌کند و باعث می‌شود برای شروع کار، جلسه، سخنرانی و هر آنچه از آن بیم داشتید، آمادگی لازم را پیدا کنید. برای این کار تنها ۱۵ دقیقه وقت بگذارید و در این زمان، به خودتان انرژی مثبت دهید.

 

۵٫ برای هرروز اهدافی داشته باشید

 

علاوه بر هدفی که هرروز برای شما تنظیم می‌شود، اهداف دیگری که خودتان تنظیم کرده‌اید، پویایی خاصی را در شما ایجاد می‌کند. فهرستی از اهداف روزانه‌تان تهیه کنید. این کار مهارت برنامه‌ریزی را در شما تقویت می‌کند و به شما می‌فهماند برای هر کار چه مقدار زمان لازم است. اهدافتان را اولویت‌بندی کنید تا بتوانید هوشمندانه کارکنید. این کار را در هنگام صبح، پیش از ورود به محل کارتان انجام دهید، چراکه محل کار روحیه‌ پرشور و حالی را که از نسیم صبحگاهی ناشی می‌شود را از بین می‌برد و مانع از تمرکز می‌شود.

 

 

gre

 

 

۶٫ تا می‌توانید از تلویزیون، لپ‌تاپ و به‌خصوص اینترنت دوری‌ کنید

 

اگر ازجمله افرادی هستید که برای مدت طولانی در اینترنت سیر می‌کنند و یا پتانسیل تماشای چند فیلم را دارند، پیشنهاد می‌کنیم کمی هم به فکر چشمان و مغزتان باشید و برای چندساعتی هم طبق میل آن‌ها رفتار کنید. شما می‌توانید به‌جای گوش دادن به موسیقی‌های تکراری، محو آواز بی‌همتای طبیعت شوید، به‌جای اینکه در اینترنت سیر کنید، کمی در پارک قدم بزنید و به‌جای اینکه فیلم ببینید، به دیدن اقوام و دوستان‌تان بروید و فیلمی زنده و همیشگی با آن‌ها در ذهن‌تان بسازید. شاید در ابتدا این کارها را بیهوده فرض کنید اما اگر تنها یک‌بار یکی از این کارها را انجام دهید، خواهید دید که تمام عمر اشتباه می‌کردید.

 

منبع:برترین ها

 

 

ddaeq

 

دولت عشق تا کنون بارها تجدید چاپ شده و بالغ بر ۳۰ چاپ از آن در مدت کوتاهی به فروش رفته اما هنوز هم به عنوان یک کتاب روانشناسی خواندنی بین مردم محبوبیت دارد.

کتاب دارای ۷ بخش است: «معجزه عشق، راه کامیابی خود را دوست بدارید، قدرت رستاخیز بخش عشق، شیوه ویژه عشق۱، شیوه ویژه عشق۲ و از دولت عشق» همچنین کاترین پاندر نامه های آموزنده و جالبی را که دریافت کرده را به متن کتاب افزوده است. آنطور که پشت جلد این کتاب نوشته، خانم پاندر به عنوان «پیشگام شیوه تفکر مثبت» شناخته شده و در این کتاب به معجزاتی که تحت تاثیر عشق الهی به وقوع پیوسته اند و زندگی را متحول و سعادتمند ساخته اند، اشاره می کند.

بخش هایی از کتاب را در ادامه می خوانید:

محبت شخصی و غیر شخصی: شاید تصور من و شما از عشق همان چیزی باشد که پولس رسول توصیف کرده است. می توانیم در محبت شخصی و غیر شخصی این خصایص را از خود نشان دهیم. در عشق و محبت شخصی می توان نسبت به افراد خانواده و خویشاوندان مهربانی و نرمش و ادب و عاطفه و تایید و تحسین و ملاحظه و ایثار نشان داد. عشق و محبت غیر شخصی یعنی توانائی کنار آمدن با مردم بدون دلبستگی شخصی و وابستگی عاطفی. برای آفرینش آگاهی و پرورش محبت غیر شخصی و نیکخواهی نسبت به همکاران و آشنایان و همه کسانی که با آنها سرو کار داریم تکرار عبارت زیر بسیار موثر و سودمند است: من بدون هیچ گونه وابستگی، همه مردم را دوست دارم و همه مردم نیز بدون هیچ گونه وابستگی مرا دوست دارند.

 

عشق در باطن شماست: شما می توانید از دولت عشق بهره مند شوید زیرا همه محبت و عشقی را که برای شفا و سلامت و توانگری و ثروت و شادمانی و سعادت نیاز دارید در باطن خود شماست. عشق الهی یکی از قوای ذهنی و معنوی خودتان است.

 

یکی از جامعه شناسان مشهور جهان در دانشگاه هاروارد قدرت محبت را مورد بررسی و پژوهش قرار داد و به این نتیجه رسید که: عشق را نیز مانند هر فضیلت دیگر ، انسان می تواند آگاهانه ایجاد کند و بپروراند.

برای رفع اختلاف زناشویی خود باید این عبارت را تکرار کنید: من از عشق الهی می خواهم که هم اکنون پیوند زناشویی ما را شفا بخشد.

 

برای حل کردن مشکلاتی که به ظاهر حل کردن آنها محال است باید این عبارت را تکرار کنید: عشق موانع به ظاهر محال را ذوب می کند و از سر راه برمی دارد. محبت غیرممکن را ممکن می سازد.

 

یک خانم منشی که علاقمند بود کار جالب توجه و پر درآمدش را حفظ کند دریافت که باید بیاموزد چگونه با بد خلقی سر صبح رئیس اش کنار بیاید از قدرت کامیابی بخش محبت آگاه شد و به تکرار این عبارت پرداخت که: همه آدمیان تجلی عشق الهی هستند. پس من به جز عشق الهی با هیچ چیز دیگر نمی توانم روبرو شوم. برای حل مشکل مالی باید این عبارت تاکیدی را تکرار کنید: عشق الهی هم اکنون مرا توانگر و دولتمند می کند.

 

راه کامیابی خود را دوست بدارید
– امی فاکس می گوید: مشکلی نیست که عشق، گره از کارش نگشاید.

– اما کورتیس هاپکینز می گوید: به راستی هرچه که از آن من و برای من است همانا از عشق لبریز است. موهبتی که در این وضعیت از آن من است همانقدر دوستم می دارد که من دوستش می دارم. موهبتی که در رابطه با این موضوع به من تعلق دارد هم اکنون مرا می جوید و پروازکنان به سوی من می اید، زیرا من این وضع را دیده محبت می نگرم.

 

– عشق الهی اکنون و اینجا به کاملترین کار خود سرگرم است. عشق الهی هماهنگی و انطباق می بخشد و برکت و نعمت می اورد. عشق الهی همه چیز را پیش بینی میکند و هم اکنون همه موهبتها و ثروتها را به وفور در در اختیار این سازمان می گذارد عشق الهی هم اکنون پیروز می شود.

 

– صحبت درباره پلیدی باعث بروز پلیدی می شود. هرچه بیشتر به شر توجه کنید بر شر می افزایید. هر عیبی را که در دیگران ببنید همان عیب یا نقصی مشابه را به زندگی خود فرا می‌خوانید. ایراد گرفتن از دیگران سبب می شود که خودتان با نفی و انکار روبرو شوید. وقتی با سرزنش و انتقادتان شیره وجود دیگری را می مکید راه می گشایید تا شیره ذهن و تن و امور خودتان مکیده شود. در واقع به پیشواز بیماری و بدبختی و اشفتگی و تنگدستی می روید.

 

– می رولند می گوید: نیکی بر نیکی می افزاید. جرات کن که باور کنی.

– اگر آن نیکویی والا را که آرزومندش هستید به سوی زندگانی خود نمی کشانید ابراز محبت را اغاز کنید . بگذارید وجودتان کانون نورانی هسته درخشان عشق شود.

– من به دیده محبت نگاهت می کنم و از تماشای کمال و بالندگی تو به وجد می آیم.

 

 

 

– چارلز فیلمور می گوید:

هر چه بیشتر از عشق سخن گوییم در آگاهی آدمی جایی ژرفتر می یابد. اگر در اندشیدن به واژه های زیبا اصرار ورزیم و واژه هایی مهرآمیز بر زبان آوریم یقین بدارید که تجربه آن عشق خدا را به عالم درون خود فرا می‌خوانیم.

 

چارلز فیلموز در کتاب توانگری خود می گوید:

به من بگویید درباره خودتان و همسایه هاتان چه نظری دارید تا دقیقا به شما بگویم که تندرستی تان در چه حال است و وضع مالی و هماهنگی زندگیتان چگونه است. اگر به انسانها عشق نمی ورزید و اعتماد ندارید به خدا نیز نمی توانید عشق بورزید یا اعتماد کنید. اندیشه عشق و نفرت به طور همزمان نمی تواند در ذهنتان وجود داشته باشد. پس هرگاه به یکی از آنها سرگرم باشید قطعا دیگری غایب است. به دیگران اعتماد کنید و اقتدار ناشی از آن عمل را صرف توکل به خدا کنید. این کار سرشار از جادوست معجزه ها و شگفتی‌ها می آفریند. محبت و اعتماد نیروهایی پویا و زنده اند.

 

آنچه که در زیر می خوانید نامه های اشخاصی است که یا در سخنرانی کاترین پاندر شرکت کرده اند یا کتاب وی را خوانده اند و این حقیقت را آزموده اند:

بانویی از اوهایو: هشت سال بود که در مدت مرخصی ام به علت مشکلات مالی به سفر نرفته بودم. تا این که تکرار این عبارت را آغاز کردم که: عشق الهی هم اکنون ثروت و شوکت می بخشد و به شیوه ای شکوهمند دولتمندم می کند.

چندی نگذشت که دوستی یک بلیط رفت و برگشت فلوریدا به من هدیه کرد. دوستی با من تماس گرفت و گفت برای ماموریتی اداری به فلوریدا می رود و از من دعوت کرد که همراهش بروم و در این مدت در آن هتل با او هم اتاق باشم. تنها پولی که من پرداختم برای غذا بود و این سفر را معجزه عشق الهی می دانم.

 

زن و شوهری از نیویورک: از روزی که کلام عشق الهی را تکرار کردیم چنان مشتری‌ها به فروشگاه مبل فروشی ما سرازیر شدند که مجبور شدیم کارمند تازه ای استخدام کنیم به راستی که از دولت عشق می توان دولتمند شد.

 

fghjj

 

 

انسان‌های نادان تمایل دارند که خود را دست بالا بگیرند، در حالی که افراد باهوش همیشه خود را دستِ کم می‌گیرند. همان‌طور که شکسپیر در نمایش‌نامه "آن‌طور که شما دوست دارید"‌، می‌نویسد که یک ابله خود را دانا فرض می‌کند و فرد دانا خود را احمق می‌بیند.

 این عقیده عمومی در یک مطالعه که در دانشگاه کورنل و زیر نظر دیوید دانینگ و جاستین کروگر صورت گرفت، به دست آمد. این پدیده به عنوان اثر "دانینگ-کروگر " معروف است. بنابراین اگر شما درباره هوش خود زیاد مطمئن نیستید، ممکن است نشانه این باشد که شما بسیار باهوش هستید یا حداقل به این اندازه متفکر هستید که پی به محدودیت‌های خود ببرید.

در این‌جا چند نشانه پنهان وجود دارد که مشخص می‌کند افرادی که این ویژگی‌ها را دارند، بیش از آن‌چه که تصور می‌کنند، باهوش هستند. دریک بائر و چلسی هاروی قبلا به بررسی این موضوع پرداخته بودند.

اگر در گذشته دروس موسیقی فرا گرفته‌اید

تحقیقات نشان داده موسیقی باعث می‌شود که مغز کودک در چند مورد رشد داشته باشد. یک مطالعه در سال ۲۰۱۱ نشان داد که نمرات کودکان ۴ تا ۶ ساله در یک آزمون هوش کلامی، بعد از چند ماه شرکت در کلاس‌های موسیقی، افزایش چشمگیری داشته است.

مطالعه‌ای دیگر در سال ۲۰۱۴ توسط گلن شلنبرگ انجام شد و این نتیجه به دست آمد که کوکان ۶ ساله‌ای که ۹ ماه در کلاس پیانو یا آواز شرکت کرده بودند نسبت به کودکانی که در کلاس تئاتر شرکت کرده بودند یا هیچ دوره‌ای نگذرانده بودند، افزایش IQ  بالایی داشتند.تحقیق دیگر شلنبرگ در سال ۲۰۱۳ نشان داد اکثر کودکانی که دوره‌ای موسیقی می‌گذرانند، بسیار موفق هستند. به عبارت دیگر در دنیای واقعی، آموزش موسیقی می‌تواند باعث افزایش تفاوت‌های شناختی شود.

اگر بزرگ‌ترین فرزند خانواده هستید

بزرگ‌ترین فرزندان معمولا باهوش‌تر هستند اما این موضوع ربطی به ژنتیک ندارد.

یک اپیدمیولوژیست نروژی به بررسی ترتیبِ تولد، وضعیت سلامتی و نمره IQ حدود ۲۵،۰۰۰ پسر جوان ۱۹ و ۲۰ ساله که بین سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۶ متولد شده بودند، پرداخت. نتیجه به دست آمده نشان داد که فرزندان اول دارای میانگین ضریب هوشی ۱۰۳ بودند، این میانگین برای فرزندان دوم ۱۰۰ و فرزندان سوم ۹۹ بود. (‌تست IQ)

نیویورک تایمز می‌نویسد یافته‌های جدید از مطالعات معتبر نشان می‌دهد که میانگین آی‌کیو فرزندان اول نسبت به خواهران و برادران خود، کمی بیشتر ولی قابل توجه است. تحقیقات نشان می‌داد که این تفاوت به خاطر عوامل زیستی نبود اما اثر فیزیولوژیکی متقابل بین والدین و فرزندان بر این موضوع تاثیرگذار است.

به این دلیل و دلایلی که گفته شد، انتظار می‌رود که فرزندان اول نسبت به دیگر فرزندان موفق‌تر باشند (‌تنها کمی موفق‌تر، نمی‌توان گفت که این تفاوت بسیار چشم‌گیر است)

اگر لاغر هستید

در سال ۲۰۰۶ دانشمندان حدود ۲۲۰۰ فرد بالغ را مورد بررسی قرار داده و از آن‌ها تست هوش گرفتند. این تحقیق که ۵ سال به طول انجامید نشان داد که هرچه افراد دورِ کمرِ بیشتری داشته باشند، از توانایی شناختی کمتری برخوردارند.

مطالعه دیگری در همان سال منتشر شد که نشان می‌داد احتمال می‌رود کودکان ۱۱ ساله‌ای که امتیاز کمتری در آزمون‌های کتبی و شفاهی به دست آوردند، در ۴۰ سالگی چاق خواهند شد. نویسندگان مطالعه عقیده دارند که کودکانِ باهوش‌تر آموزش‌ها را بهتر فرا می‌گیرند و این مسئله باعث می‌شود که جایگاه شغلی بالاتر با درآمدی بیشتر داشته باشند، بنابراین شرایط بهتری برای مراقبت از سلامتی خود نسبت به کسانی که هوش کمتری دارند خواهند داشت.

یک مطالعه اخیر هم نشان می‌دهد که در میان کودکان پیش دبستانی، کودکانی که آی‌کیو کمتری دارند، دارای شاخص حجم بدن بالاتری هستند. این تحقیق ثابت می‌کند که عوامل محیطی در این رابطه نقش مهمی بازی می‌کند. زیرا رابطه بین شاخص حجم بدن و هوش، تحت تاثیر شرایط اجتماعی و اقصادی است. 

اگر یک گربه هستید

در سال ۲۰۱۴ یک مطالعه از ۶۰۰ دانشجوی کالج آزمایشی به عمل آمد، در این تست که هوش و شخصیت را ارزیابی می‌کرد، نشان می‌داد افرادی که از نظر شخصیت شناسی به سگ شباهت داشتند، نسبت به کسانی که به گربه شباهت داشتند خوش‌برخورد‌تر بودند. افرادی با شخصیت گربه، امتیازی بالاتر در توانایی شناختی به دست آوردند.

اگر در دوران نوزادی از شیر مادر تغذیه شده‌اید

یک تحقیق در سال ۲۰۰۷ نشان داد نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌شوند، احتمالا باهوش‌تر خواهند بود.

در دو مطالعه، محققان بیش از ۳۰۰۰ کودک را در بریتانیا و نیوزلند مورد بررسی قرار دادند، نتیجه نشان داد کودکانی که از شیر مادر تغذیه کرده‌اند، البته اگر تعداد ژن اف‌دی‌ای ‌اس‌۲، برابری داشتند، ۷ امتیاز ضریب هوشی (IQ) بالاتر از دیگر کودکانی که شیر مادر نخورده بودند، داشتند. (‌این نوع از ژن‌ها در بین کودکانی که شیر مادر خورده‌اند و کودکانی که از شیر‌های دیگر تغذیه شده‌اند، به سختی به مقدار برابری می‌رسد). دانشمندان بیان می‌کنند که مشخص کردن رابطه دقیق بین اف‌دی‌ای‌اس ۲ (اسید چرب غیراشباع ۲) ، آی‌کیو و شیرمادر به مطالعات بیشتری احتیاج دارد.

اگر چپ‌دست هستید

 به نظر می‌رسد که چپ‌دستی رابطه مستقیمی با جرم و جنایت دارد و پژوهشگران هنوز درباره پاسخ این سوال ‌که چرا و چگونه تعداد افراد چپ دست در میان خلافکاران کمی بیشتر است، جوابی قطعی ندارند.

پژوهش‌های اخیر به بررسی رابطه بین چپ دست بودن و تفکر واگرا پرداخته است. تفکر واگرا نوعی از خلاقیت است که در لحظه‌ای فرد را به ایده‌های ناب و خلاقانه می‌رساند (حداقل در میان مرد‌ها)‌.  خبرنگار نیویورکی، ماریا کنیکوا در سال ۱۹۹۵دربررسی از یک مقاله می‌نویسد که در گروهی متشکل از مردان، کسانی که چپ‌دست بودند، در آزمون تفکر واگرا نتایج بهتری داشتند.

چپ‌دست‌ها افرادی ماهرتر بودند، به عنوان مثال برای ترکیب دو چیز مختلف از راهی خلاقانه و تولید وسیله‌ای جدید؛ مثلا استفاده از یک تکه چوب و یک قوطی حلبی برای ساخت خانه پرندگان. آن‌ها در گروه‌بندی فهرستی از کلمات، بسیار خوب عمل کردند.

اگر قدبلند هستید

در یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ که روی هزاران نفر انجام شد، این نتیجه به دست آمد که افراد قد‌بلند، از ضریب هوشی (IQ)بالاتری برخوردارند و در سنین کودکی و بزرگسالی پول بیشتری نسبت به بقیه به دست می‌آوردند.

پژوهشگران می‌نویسند که اوایل زندگی و سن ۳ سالگی ( قبل از  این‌که مدرسه رفتن بتواند تاثیری روی کودکان بگذارد) در تمام دوران کودکی، کودکانِ قد بلند در آزمون‌های شناختی عملکردی بهتر و قابل توجه دارند.

اگر خیلی زود خواندن را یاد گرفته‌اید

در سال ۲۰۱۲ محققانِ انگلستانی یک بررسی روی حدود ۲۰۰۰ جفت دوقلوی همسان انجام دادند. آن‌ها متوجه شدند خواهر و برادرانی که خواندن را زود‌تر یاد گرفتند، نمرات بهتری در آزمون‌های توانایی‌های شناختی به دست آوردند.

نویسندگانِ این تحقیق بیان می‌کنند که یادگیری خواندن از سن خیلی کم، توانایی کلامی و غیر کلامی (به عنوان مثال قدرت استدلال) را افزایش می‌دهد، همان‌طور که یادگیری خواندن در سن بالاتر از این توانایی‌ها می‌کاهد.

اگر بیش از حد نگران هستید

گروهی از تحقیقات نشان می‌دهد که ممکن است افراد مضطرب در مواردی خاص از هوش بیشتری نسبت به بقیه برخوردار باشند. این نتیجه از آزمایش‌های متعددی که روی اضطراب انجام شد، به دست آمد. در یک نظرسنجی محققان از دانشجویان دوره لیسانس خواستند که یک فرم نظرسنجی پر کنند. این پرسشنامه مشخص ‌می‌کرد که افراد هر چند وقت‌ یک‌بار دچار اضطراب و نگرانی می‌شوند. این‌که افراد در چه زمان‌هایی بیم‌ناک می‌شوند یا چه مواقعی به فکر‌ کردن مداوم به جنبه‌های مختلف از یک شرایط ناراحت کننده می‌پردازند، در این مطالعه مشخص می‌شد.

ادوارد سلبی در "روانشناسی امروز" گزارش می‌دهد که نتایج نشان داد افرادی که مضطرب‌تر و هراسان‌تر هستند، از هوش کلامی بالاتری برخوردارند. این در حالی است که افرادی با نگرانی و ترس کمتر، هوش غیر‌کلامی بالاتری داشتند. 

اگر شوخ طبع هستید

در یک تحقیق حدود ۴۰۰ دانشجوی روان‌شناسی یک تست هوش دادند که نشان می‌داد چه کسانی دارای توانایی استدلال انتزاعی و هوش کلامی هستند. سپس از آن‌ها خواسته شد که برای چندین کارتون، عنوان بنویسند. افرادی دیگر این عنوان‌ها را خوانده و به آن‌ها رتبه دادند.

همان‌طور که انتظار می‌رفت، دانشجویان باهوش‌تر، رتبه شوخ‌طبعی بالاتری دریافت کردند.

اگر کنجکاو هستید

در دانشگاه لندن، پروفسور توماس چامورو پرموزی مطرح می‌کند که چگونه هوش فرهنگی ( CQ) و ذهنی همیشه تشنه، افراد را کنجکاو‌تر می‌کند. با در نظر گرفتن هوش فرهنگی، این پروفسور می‌نویسد که این هوش به اندازه IQ و EQ مورد مطالعه قرار نگرفته است اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این هوش در زمانی که نیاز به مدیریت شرایطی پیچیده در دو روش عمده است، اهمیت بسیاری دارد. به طور کلی افرادی که CQ بالاتری دارند، معمولا هنگام ابهام شکیبایی بیشتری دارند.

این اختلاف ظریف، غیر‌طبیعی و روش تفکر دقیق، اساس پیچیدگی را مشخص می‌کند. علاوه بر این هوش فرهنگی، سطوح بالاترِ سرمایه‌گذاری فکری و کسب علم و دانش را در طول زمان به همراه دارد. مخصوصا در حوزه‌هایی از آموزش که نیازمند تفکر است، مانند علم و هنر.

یک پژوهش در دانشگاه گلد میس لندن نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری فکری یا این‌که مردم چگونه زمان و تلاش خود را در سرمایه‌گذاری عقل استفاده می‌کنند، نقشی اساسی در رشد شناختی ایفا می‌کند.

اگر شلخته هستید

یک مطالعه منتشر شده در "علوم روانشناختی" که در دانشگاه مینه سوتا کارلسون به ثبت رسید، نشان داد که کار کردن در یک اتاق به هم ریخته، خلاقیت را افزایش می‌دهد.

در این مطالعه از ۴۸ شرکت‌کننده خواسته شد که استفاده‌ای غیر‌عادی از توپ پینگ‌پنگ کنند. ۲۴ شرکت کننده در اتاق‌هایی تمیز و ۲۴ شرکت‌کننده هم در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کردند. کسانی که در اتاق‌های تمیز بودند پاسخ‌های جالبی ندادند اما پاسخ گروه دیگر که در اتاق‌های به‌هم ریخته فکر کرده بودند، خلاقانه بود.

بنابراین اگر شما یک انسان شلخته هستید، دفعه بعدی که به شما گفته شد مرتب باشید، بگویید که با این کار دارید خلاقیت و نوآوری خود را تقویت می‌کنید.

اگر شب‌ها بیدار می‌مانید

یک مطالعه که در "مجله رسمی انجمن بین‌المللی مطالعه تفاوت‌های فردی" منتشر شده نشان می‌دهد افرادی که تمایل دارند شب‌ها بیدار بمانند، نسبت به کسانی که صبح زود از خواب برمی‌خیزند، هوش بیشتری دارند. از این پژوهش این‌گونه نتیجه گرفته می‌شود که شواهدِ فعالیت‌های شبانه در قدیم بسیار نادر بوده و به این معنی است که افراد باهوش‌تر تمایل دارند که تا دیر‌‌وقت بیدار بمانند، زیرا آن‌ها تمایل دارند که از ارزش‌های تکاملی جدید حمایت کنند.

اگر نیازی ندارید تا همیشه به سختی تلاش کنید

این به آن معنا نیست که تنبل بودن نشانه‌ای از هوش بالا است. اما منصفانه‌ است که بگوییم افراد باهوش نیازی ندارند که همیشه به سختی کار کنند تا مانند افراد کوشا و سخت‌کوش مهارت‌های خود را تقویت کنند (‌حداقل در بعضی از زمینه‌ها). این نظریه از پژوهشی در دانشگاه واندربیلت که به مطالعه جوانان بسیار باهوش می‌پرداخت و زیر نظر روانشناسان دیوید هیمبریک و الیزابت ماینز به دست آمد.

این مطالعه روی ۲۰۰۰ نفر انجام شد. این افراد در آزمون SAT و در سن ۱۳ سالگی بالاترین رتبه را دریافت کرده بودند. روانشناسان به نتایج قابل توجهی دست یافتند. افرادی که نمراتی بین ۹۹.۱ درصد و ۹۹.۹ درصد از توانایی فکری در سن ۱۲سالگی دریافت کرده بودند، احتمال کسب دکتری، حق ثبت اختراع، انتشار یک مقاله در یک مجله علمی یا انتشار یک اثر ادبی در آینده آن‌ها سه تا پنج برابر بود. سطح بالایی از توانایی‌های فکری به شما این امکان را می‌دهد که در دنیای واقعی به موفقیت‌های عظیمی دست پیدا کنید.

آن‌ها نتیجه گرفتند با این‌که همیشه توصیه به سخت‌کوشی برای داشتن هوش بیشتر می‌شود، توانایی‌های ذاتی خاصی وجود دارند که قابل یاد‌گیری یا کسب نیست.

تمام این نتایج بر طبق نظریات علمی و در نمونه‌های آماری گسترده به دست آمده بود. نظر شما در رابطه با این موارد چیست؟ کدامیک از این ویژگی‌ها را دارید؟ و فکر می‌کنید که کدام‌یک در مورد شما صدق نمی‌کند.

منبع: زومیت

ffgkl

 

 

خیلی از افرادی که شب‌ها دیر می‌خوابند، به هیچ‌وجه حاضر نیستند از این عادت دست بکشند. این افراد از سکوت و تاریکی شب برای طرح ایده‌های خلاقانه الهام می‌گیرند و به قول خودشان، جرقه‌ی نوآوری‌هایی در ذهن‌شان زده می‌شود که در روشنایی روز محال است به فکرشان خطور کند. در این مقاله قصد داریم به مرور پژوهش‌های انجام شده پیرامون تأثیر دیر خوابیدن روی هوش و خلاقیت بپردازیم تا ببینم آیا افرادی که دیر می‌خوابند، واقعا باهوش‌تر و خلاق‌تر هستند؟

 

ghuu

 

 

هیچ حسی بدتر از این نیست که صبح خواب بمانید. شاید با داد و فریاد مادرتان از خواب بپرید، شاید هم با صدای موبایل‌تان که چون دیر کرده‌اید و از سر کار سراغ‌تان را می‌گیرند، پشت سر هم زنگ می‌خورد (البته با این فرض که شاغل باشید). بدترین قسمت قضیه اینجاست که وقتی هنوز هوش‌ و حواس‌تان سر جا نیامده، مجبورید به مادرتان توضیح دهید که چرا خواب مانده‌اید. واقعیتش این است که تا دیروقت داشتید کتاب می‌خواندید، آن هم یکی از جذاب‌ترین کتاب‌هایی که آدم دلش نمی‌آید نصفه‌ونیمه رها کند، بعدش هم مشغول تمرین تصویرسازی با نرم‌افزار اَدوبی شدید و زمان از دست‌تان در رفت.

همین که اعتراف کنید، احتمالا کامپیوترتان را تحریم می‌کنند و شب‌ها راهی جز این ندارید که زود بخوابید. سر کار هم که بروید، اوضاع بهتر از این نیست. رئیس‌تان به محض ورود یادآوری می‌کند که چوب‌خط دیرکردهای‌تان پر شده است. حالا فرض کنید صاف‌ صاف توی چشم همچین آدمی نگاه کنید و بگویید: «راستش آقای رئیس، دیشب تا دیروقت داشتم روی زندگی یه جور کرم خاکی تحقیق می‌کردم!» خلاصه هیچ‌کس حاضر نیست با شنیدن چنین توجیهاتی از خواب ماندن‌های مداوم‌تان چشم‌پوشی کند.

 

 

fghyy

 

 

اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که به زود خوابیدن عادت ندارید، بعید نیست هر چقدر هم که سرزنش‌تان کنند، باز به شب‌زنده‌داری ادامه دهید. تمام روز احساس خستگی می‌کنید و چون نمی‌توانید صبحِ اول وقت از خواب بیدار شوید، بسیاری از فرصت‌های شغلی از کف‌تان می‌روند، اما همچنان اصرار دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانید. انگار زود خوابیدن در ذات‌تان نیست.

بسیاری از افرادی که با خوابِ به موقع مشکل دارند، معتقدند هیچ کار خاصی نیست که ترغیب‌شان کند به خاطرش زود بیدار شوند، در عوض خیلی کارها هست که ارزش بیدار ماندن را دارند. این قبیل افراد ادعا می‌کنند شب‌ها ایده‌های خلاقانه به سرشان می‌زند، دیروقت که می‌شود تازه حس می‌کنند پرانرژی‌تر شده‌اند و سرشار از آرامش هستند. وقتی دلیل این همه حالِ خوب را بپرسید، احتمالا در جواب‌تان می‌گویند شب‌ها هیچ چیزی حواس‌شان را پرت نمی‌کند و به قول خودشان، جز نوری که کم‌کم از افق پیدا می‌شود و نوید صبح را می‌دهد، هیچ مانع دیگری پیش روی‌ خود حس نمی‌کنند.

 

و اما پژوهش‌هایی که از هوش و خلاقیت سرشار شب‌زنده‌دارها خبر می‌دهند

 

fgytt

 

 

 

جالب است بدانید بر اساس نتایج پژوهشی که در شبکه‌ی خبری آنلاینِ هافینگتُن پُست منتشر شد، افرادی که الگوی خواب طبیعی ندارند و در ایجاد الگوهای خواب تکاملی پیشقدم می‌شوند، باهوش‌تر هستند و ذهن بازتری دارند. در پژوهش دیگری که در دانشگاه مادرید انجام شد، پژوهشگران پس از بررسی ۱۰۰۰ دانش‌آموز دریافتند آنهایی که به دیر خوابیدن عادت داشتند و صبح‌ها دیرتر بیدار می‌شدند، نمرات بالاتری را در آزمون‌های استدلال قیاسی کسب کردند. آزمون استدلال قیاسی به‌‌طور معمول در سنجش هوش عمومی استفاده می‌شود.

 

شکار لحظه‌های ناب خلاقیت

 

hkl

 

 

به گزارش پایگاه خبری اِی‌بی‌سی سایِنس (ABC Science)، پژوهشگران دانشگاه کاتولیک سِیکرِد هارت (Sacred Heart) در میلان به نتایج درخور توجهی پیرامون تأثیر دیر خوابیدن در خلاقیت دست یافتند. در این پژوهش، از ۱۲۰ نفر مرد و زن در سنین مختلف خواسته شد خودشان را در یکی از این سه دسته جای دهند:دسته‌ی اول، افرادی که شب‌ها دیر می‌خوابند و صبح‌ها دیر بیدار می‌شوند؛ دسته‌ی دوم، افرادی که شب‌ها به موقع می‌خوابند و صبح‌ها زود بیدار می‌شوند و دسته‌ی سوم، افرادی که بین دسته‌ی اول و دوم قرار می‌گیرند. سپس این افراد در سه آزمون مختلف که به منظور سنجش سطح تفکر خلاق طراحی شده بودند، شرکت کردند. در آخر، نتایج این آزمون‌ها بر مبنای فاکتورهایی نظیر نوآوری، جزئیات، روان بودن بیان و انعطاف‌پذیری امتیازبندی شدند. پژوهشگران پس از ارزیابی نتایج اعلام کردند، افرادی که عادت داشتند شب‌ها دیر بخوابند، نمرات درخشان‌تری را در هر یک از آزمون‌ها کسب کردند. در این پژوهش مشاهده شد افرادی که شب‌ها زود می‌خوابیدند یا اینکه در حد وسط قرار داشتند، به زحمت توانستند به نمرات بالای ۵۰ دست پیدا کنند.

به گفته‌ی مارینا جامپییِترو (Marina Giampietro)، نویسنده‌ی ارشد پژوهش فوق، خلاقیت بالای افرادی که شب‌ها دیر می‌خوابند، از «رشد روحیه‌ی غیرمتعارف و قابلیت کشف راه حل‌های جایگزین و مبتکرانه» ناشی می‌شود.

بر اساس این پژوهش، افرادی که شب‌ها دیرتر از سایرین به رختخواب می‌روند، خلاق‌تر هستند. در نقطه‌ی مقابل، کارآمدی افراد سحرخیز بیشتر است. البته، همه چیز بستگی به این دارد که چطور از اوقات بیداری‌تان بهره می‌برید. افراد سحرخیز، ساعات آغازین صبح را به انجام فعالیت‌های روزمره مثل ورزش، تهیه‌ی صبحانه و آماده شدن برای رفتن به سر کار اختصاص می‌دهند. اما شب‌زنده‌دارها بهره‌ی به مراتب باکیفیت‌تری از اوقات بیداری‌شان در طول شب می‌برند و این زمان را به نوآوری و طرح ایده‌های خلاقانه می‌گذرانند.

 

اعتماد به نفس در جامعه‌ی ما کمیاب است. بله واقعیت دارد. بیشتر ما، قابلیت‌هایمان را دست کم می‌گیریم و زمان زیادی را صرف این می‌کنیم که مردم در مورد ما چه فکری می‌کنند. در این مقاله ما به شما ۷ راه برای افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس را آموزش می‌دهیم که می‌توانید با تمرین آنها، یک سر و گردن از دیگران بالاتر باشید.

 

جالب است بدانیم عزت نفسِ ما در دو وضعیت در کمترین میزان خود قرار دارد: زمانی که در کاری به موفقیت اندکی نائل می‌شویم و زمانی که عکس آن، یعنی به موفقیت‌های بزرگ دست پیدا می‌کنیم.

از این مسئله می‌توان دو نکته را دریافت:

۱. بیشتر ما شایسته‌ی اعتماد به نفسی بیشتر از آنچه اکنون در خود حس می‌کنیم هستیم.

۲. عزت نفس و اعتماد به نفس دو مفهوم ذهنی هستند و می‌توانند با تغییر طرز فکر ما تغییر کنند.

از آنجا که طرز تفکر، عامل کلیدی در تعیین میزان اعتماد و عزت نفس می‌باشد، بیایید در مورد ۷ کاری صحبت کنیم که می‌توانید همین امروز آنها را یاد بگیرید تا به اعتماد به نفسی دست یابید که سزاوار آن هستید.

 

 

v4

 

 

۱. مراقبه (مدیتیشن)

 

مراقبه یک سنت دیرپا در بسیاری از کشور‌های آسیایی مانند ژاپن و چین است، با وجود این اخیرا دامنه‌ی رواج آن به کشورهای غربی نیز رسیده‌ است. بسیاری از مدیران عامل عالی‌رتبه، رهبران کسب‌‌و‌‌کار و ورزشکاران از فواید مراقبه بهره‌ برده‌اند، چرا شما جزو این گروه نباشید؟

مراقبه به ما کمک می‌کند سطح اضطراب‌مان را کاهش دهیم، بهره‌وری خود را بالا ببریم و حتی حافظه‌مان را بهبودببخشیم. نظم و ترتیبی که در نتیجه‌ی مراقبه در ذهن به وجود می‌آید، به ما در تصمیم‌گیری بهتر کمک می‌کند، باعث می‌شود در طول روز استرس کمتری احساس کنیم و… بله، اعتماد به نفس ما را نیز افزایش می‌دهد.

 

 

۲. سخنرانی در جمع

 

خیلی از مردم می‌گویند سخنرانی در جمع از مرگ نیز ترسناک‌تر است. بنا بر گفته‌ی یک روان‌شناس این امر ریشه در اجداد ما دارد. برای میلیون‌ها سال، انسان‌ها به صورت گروهی زندگی می‌کردند تا بتوانند در برابر خطر‌هایی که جانشان را تهدید می‌کرد از خود محافظت کنند. نکته خیلی جالب این است که این موضوع علت بنیادیِ اجتماعی بودنِ امروزه‌ی انسان‌ها است.

ولی همچنین به این معناست که هر چیزی که بخواهد موجب تغییر وضعیت فعلی ما بشود و ما را از گروه جدا کند، به نظر ما فوق‌العاده خطرناک می‌آید. به همین دلیل است که ما مسحور و مجذوب سخنرانانی می‌شویم که به راحتی می‌توانند شنوندگان را در مشت خود بگیرند، چرا که این کاری است که ما هرگز توانایی انجام آن را در خود نمی‌بینیم.

هنگامی که این میل انسانی را درک کنید، می‌توانید با کار روی مهارت‌های سخنرانی در جمع، از آن در جهت منافع خود استفاده کنید. یک نقطه‌ی عالی برای شروع این است که از خودتان فیلم بگیرید و در آن راجع به موضوعات مورد علاقه‌‌تان صحبت کنید و زمانی که احساس کردید آماده‌اید، ویدئوی خود را در فضای مجازیِ قابل دسترس برای عموم آپلود کنید. یک کار خوب دیگر که توصیه می‌کنیم انجام دهید این است که در گردهمایی‌های محلی شرکت کنید، جایی که در میان گروهی از مردمی قرار گرفته‌اید که آنها را می‌شناسید و به آنها اطمینان دارید و اعلام یک سری از برنامه‌ها و معرفی برخی از افراد را شما بر عهده بگیرید. به این ترتیب می‌توانید صحبت در جمع را تمرین کنید.

 

۳. نگرش رشد

 

آیا یک سقف شیشه‌ای بالای سر شماست که پیشرفت‌تان را محدود می‌‌کند؟

این همان‌ چیزی است که کارول دوئک (Carol Dweck) نویسنده‌ی کتاب «نگرش» آن را نگرش ایستا می‌نامد. فرد دارای نگرش ایستا تنها به این دلیل به دنبال موفقیت است که بتواند به وسیله‌ی آن وجود فهم و هوش خود را اثبات کند. در حالی که فرد دارای نگرشِ رشد، از چالش‌ها استقبال می‌کند و شکست را نشانه‌ی کم هوشی نمی‌داند، بلکه به عنوان یک عامل سرعت‌دهنده برای رشد و تعالی ورای توانایی‌های فعلی می‌بیند.

روبه‌رو شدن با موانع و مشکلات برای کسی که نگرش ایستا دارد می‌تواند سبب کم شدن عزت و اعتماد به نفس شود در حالی که برای کسی که نگرش رشد دارد، این موانع تنها باعث افزایش انگیزه و اشتیاق او می‌شود.

 

 

۴. یادگیری زبان خارجی

 

 

ert

 

 

یادگیری یک زبان کار ساده‌ای نیست، به همین دلیل وقتی در آن پیشرفت می‌کنید، احساس می‌کنید پاداش زحمات خود را گرفته‌اید. من خود، زمانی را که شروع به یادگیری آنلاین اسپانیایی کردم به خوبی به یاد می‌آورم. موج هیجان و اعتماد به نفس را در وجودم حس می‌کردم. زیرا اکنون می‌توانستم با آدم‌هایی صحبت کنم که قبلا هرگز نمی‌توانستم.

اکثر ما خودمان را تنها به یک زبان محدود کرده‌ایم و همین مسئله مانند یک سقف، جلوی میزان تجربه‌هایی که می‌توانیم از فرهنگ‌های دیگر داشته باشیم، موقعیت‌های شغلی و از همه مهم‌تر، مردمی را که می‌توانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم، می‌گیرد.

ولی عملی ساده نظیر یادگیری یک زبان جدید می‌تواند سرنوشت بازی را تغییر دهد، زیرا ما اکنون می‌خواهیم به وسیله‌ی آن، شکلی از ارتباط را برقرار سازیم که تنها افراد کمی از اطرافیان ما قادر به فهم آن هستند و این یعنی قدرت.

خوشبختانه نیازی نیست برای یادگیری زبان جدید به آن سر دنیا سفر کنیم. وبسایت‌های آموزش زبان‌ زیادی وجود دارند (مانند memrise) که می‌توانید از طریق آنها همان‌ طور که راحت و آسوده در خانه‌ی خود هستید در کلاس‌های خصوصی آنلاین شرکت کنید.

یادتان باشد در دنیایی با چنین تنوع فرهنگی، هیچ بهانه‌ای برای بلد نبودن یک زبان خارجی وجود ندارد.

 

 

۵. راه‌اندازی کسب‌وکار

 

شروع یک کسب‌وکار از صفر مانند به دنیا آوردن یک بچه است و هرچه بچه‌ی شما بزرگ‌تر می‌شود شما باید علاوه بر فرزندتان از افرادی که در کنار شما از او نگه‌داری می‌کرده‌اند نیز مراقبت کنید. افرادی که برای تامین نان خانواده‌ی خود و پرداخت قبض‌های هر ماه به شما وابسته‌اند. احساس می‌کنید تحت فشار قرار گرفته‌اید این طور نیست؟

بله، شروع یک کسب‌وکار سخت است. ولی بعد از راه‌اندازی چندین کسب‌وکار اینترنتی، من به شخصه می‌توانم یکی از کارهای به شدت رضایت‌بخشی که می‌توانید انجام دهید را با شما در میان بگذارم.

هر روز صبح، وقتی با این هدف از خواب بلند می‌شوید که به کسی یا چیزی ورای خودتان خدمت کنید، دیگر اینکه مردم چه فکری در مورد شما می‌کنند کمتر و کمتر اهمیت پیدا می‌کند. حتی اگر شما به عنوان یک کارآفرین تک و تنها، کسب‌و‌کار جدیدی راه بیندازید، باید سعی کنید ورای خودتان فکر کنید، زیرا شما مشتری‌ها و کاربرانی دارید که باید به آنها بیندیشید.

 

 

۶. فروشندگی

 

 

jk;

 

 

همه‌ی ما با به نوعی کاراکتر و خصوصیات فروشندگان خودرو‌های دست دوم را می‌شناسیم. اصلا به همین دلیل است که بعضی از افراد با شنیدن کلمه‌ی فروش، نیم‌متر از جا می‌پرند. بله فروشندگی ناخوشایند و فریبکارانه به نظر می‌رسد و هنگامی که از این افراد خواسته می‌شود خودشان این کار را انجام دهند، از فکر انجامش هم معذب می‌شوند.

ولی بیایید رو راست باشیم، مهارت‌های فروشندگی به کار همه‌ی ما می‌آید، چه برای راضی کردن یک مشتری باشد یا برای گرفتن ترفیع و یا حتی برای آنکه بتوانیم دوستانمان را راضی کنیم که به جای فلان فیلم، یک فیلم دیگر را انتخاب کنند. از همه مهم‌تر، آموختن مهارت‌های فروشندگی به شما کمک می‌کند دنیا را از دیدگاه شخص دیگری نظاره کنید. وقتی شما کمتر روی خود و بیشتر روی کسی که آن سوی میز نشسته تمرکز می‌کنید، توجه‌تان کمتر به خودتان معطوف می‌شود.

 

۷. ورزش با وزنه (قدرتی و بیهوازی)

 

 

c4

 

 

اینکه ورزش کردن می‌تواند در بهبود اعتماد به نفس موثر باشد، حرف جدیدی نیست. احتمالا شما هم کلیپ‌های الهام‌بخش افرادی را دیده‌اید که بیش از ۲۰ کیلو‌گرم وزن کم کرده‌اند و زندگی‌شان به طرز شگرفی تغییر کرده است.

علاوه بر فواید آشکار، ورزش کردن در سلامت ذهن ما نیز نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. کار با وسایل ورزشی مانند دمبل و امثال آن، گردش خون ما را بهبود می‌بخشد و در نتیجه‌ سطح انرژی و شادی ما را نیز افزایش می‌دهد. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که این فعالیت‌های ورزشی می‌توانند در بهبود عملکردهای شناختی مانند تمرکز و تصمیم‌گیری نیز موثر باشند.

 

bbiukl

 

به دست‌هایش نگاه کنید تا بفهمید چه بیماری‌هایی دارد .

به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا، در اولین جلسه آشنایی، تنها نازک‌کاری‌های شخصیت کسی که می‌خواهید با او زیر یک سقف بروید نیست که از چشم‌تان پنهان می‌ماند. شما نمی‌توانید مرد یا زنی که برای اولین‌بار در مقابل‌تان نشسته را خوب بشناسید و البته نمی‌توانید وضعیت سلامت جسمش را هم ارزیابی کنید. اما نگران نباشید. برخی بیماری‌هایی که ممکن است عمر این مرد یا زن زندگی‌تان را کوتاه کند را نه با آزمایش‌های پیچیده که تنها با نگاه کردن به دست‌هایش، می‌توانید بشناسید. نگاهی به دست‌هایش بکنید؛ به بند انگشت‌هایش، با آرامی یا لرزان بودن دست‌ها، خوب نگاه کنید. متخصصان می‌گویند بیماری‌هایی که شاید همسر آینده‌تان در جلسه معارفه نتواند از آنها برای‌تان صحبت کند یا حتی دردهایی که خود او هم از وجود‌شان خبر ندارد را می‌توانید با نگاه کردن به دست‌هایش شناسایی کنید 

انگشتش بلند است؟ 

 شاید آرتروز دارد 

به انگشت حلقه کسی که به خواستگاری‌اش رفته‌اید، نگاه کنید و با مقایسه کردنش با انگشت‌های دیگر پرده از راز پنهان یک بیماری بردارید. محققان می‌گویند زنانی که‌ انگشت حلقه‌شان بلندتر از انگشت سبابه‌شان است، معمولا دو برابر بیشتر از خانم‌های دیگر با خطر ابتلا به آرتروز در زانو روبه‌رو هستند. به گفته محققان، سطوح پایین استروژن می‌تواند دلیل تغییر اندازه انگشت‌ها شود و به چنین مشکلی منجر شوند. البته محققان می‌گویند زنانی که این ویژگی را دارند احتمالا روحیات مردانه دیگری هم دارند. مثلا توانایی ورزشی‌شان بالاتر است یا بیشتر پرخاشگری کلامی می‌کنند. براساس بررسی‌های انجام شده زنانی که انگشت اشاره آنها از انگشت حلقه‌شان کوتاه‌تر است، بیشتر احتمال دارد یک شغل سنتی مردانه مانند وکالت یا مدیریت صنعتی را انتخاب کنند. همچنین زنان دارای انگشت اشاره بلندتر ممکن است در کارهای کلیشه‌ای زنانه‌تری مانند پرستاری یا معلم کودکان ابتدایی مشغول شوند. از‌سوی دیگر، داشتن انگشت حلقه بلند برای مردها یک مزیت محسوب می‌شود. آقایانی که به‌خاطر بیشتر بودن سطح تستوسترون‌شان دچار این ویژگی می‌شوند، قدرت باروری بالاتر و البته رابطه بهتری با همسرشان دارند. اما اینجا هم یک جای کار می‌لنگد. این مردهای خوش‌مشرب و پرطرفدار بیشتر با خطر ابتلا به سرطان پروستات روبه‌رو هستند. اما محققان در بررسی‌های مختلفی دریافتند که بلند بودن انگشت حلقه به نسبت انگشت اشاره در مردها فایده‌های زیادی دارد. از نظر آنها مردهایی که چنین ویژگی دارند بیشتر برای رسیدن به ثروت و قدرت می‌جنگند، ‌در ورزش پیشرفت می‌کنند، شجاع‌ترند و پدرهای بهتری هم هستند. حالا قضاوت با خودتان؛ حاضرید با مردی که این همه ویژگی مثبت دارد اما ممکن است به سرطان پروستات دچار شود ازدواج کنید؟ البته یک نکته دیگر را هم فراموش نکنید. در این تحقیق‌ها مشخص شد افرادی که اندازه انگشت حلقه آنها مشابه انگشت اشاره باشد، وفادارتر از افراد دارای انگشت حلقه بلندتر هستند؛ به‌همین دلیل اگر به‌دنبال یک همسر وفادار و سر به راه می‌گردید و حاضرید قید جذاب بودنش را بزنید، یکی از افرادی که این ویژگی را دارند را انتخاب کنید. 

دست‌هایش می‌لرزد؟ 

شاید پارکینسون دارد 

دست‌های لرزان، می‌توانند عوارض مصرف برخی داروهای خاص مثل داروهایی که برای درمان آسم یا مشکلات روانشناختی ازقبیل افسردگی تجویز می‌شوند، باشند. اما همیشه نمی‌توانیم به این مشکل تا این اندازه خوش‌بینانه نگاه کنیم. گاهی آسیب بخشی از مغز یا وجود تومور مغزی می‌تواند چنین عارضه‌ای را ایجاد کند و گاهی هم ابتلا به بیماری‌هایی ازقبیل پارکینسون با چنین عوارضی همراه می‌شود. البته بیماری‌های روانشناختی یکی از رایج‌ترین دلایل لرزیدن دست‌ها هستند. 

ناخن‌هایش رنگ عوض کرده؟  

شاید سرطان پوست دارد 

یک پژوهش هندی نشان می‌دهد که تغییر رنگ ناخن‌ها می‌تواند نشانه ابتلا به بیماری‌های کلیه باشد. تغییراتی که در ترشح هورمون‌های مختلف ایجاد می‌شود باعث این تغییر رنگ می‌شود و البته افراد کم‌خون هم اغلب ناخن‌هایی رنگ پریده دارند. اما اگر دیدید که فرد مقابل‌تان نیمی از ناخنش سیاه است یا اینکه نوارهای رنگی عمودی زیر بستر ناخن‌هایش ایجاد شده، می‌توانید احتمال ابتلایش به سرطان پوست از نوع ملانوم پنهان را هم در‌نظر بگیرید.

 دست هایش جان ندارد ؟شاید قلبش خوب نمی تپد

افرادی که دست‌های ضعیف دارند و قبل از رساندن یک‌بار به مقصد بارها آن را به زمین می‌اندازند، ممکن است به بیماری‌های قلبی دچار باشند. محققان در بررسی‌هایی ثابت کرده‌اند که ضعیف و بی‌جان دست دادن یکی از نشانه‌های ابتلا به بیماری‌های پنهان قلبی است. از طرف دیگر سردی پاها هم می‌تواند گویای بدکارکردی قلب خواستگار‌تان باشد. برخی بررسی‌ها نشان می‌دهند بیماران قلبی ممکن است به‌خاطر اختلال در گردش جریان خون که در صورت طولانی شدن قلب‌شان را بیمار می‌کند، دچار سردی انگشتان پا شوند. در صورتی که این سردی با کبودی هم همراه باشد، این افراد باید فورا به متخصص مراجعه کنند. بی‌بی‌سی نوشته است یک تحقیق نشان می‌دهد بین کاهش قدرت دست هنگام گرفتن اشیا و مرگ به‌خاطر برخی بیماری‌ها، هم علل قلبی (سکته قلبی) و هم غیر‌قلبی ارتباط وجود دارد و این احتمال در تمام کشورها و طبقات اقتصادی و اجتماعی یکسان است. از نظر پژوهشگران هر چه سرعت کاهش قدرت دست بیشتر باشد احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های مختلف بالا می‌رود. برای مثال هر پنج کیلو کاهش، احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های مختلف را ۱۶درصد و احتمال مرگ به‌علت بیماری‌های قلبی و غیرقلبی را ۱۷درصد (سکته قلبی ۷درصد، سکته مغزی ۹درصد) افزایش می‌دهد.

دست‌هایش عرق کرده؟

 شاید به  اختلال تیروئید  مبتلا  ست

اگر فردی که به خواستگاری‌اش رفته‌اید، دست‌هایی خیس از عرق دارد، می‌توانید احتمال مضطرب بودنش را به ذهن‌تان راه دهید اما اضطراب تنها عاملی نیست که دست‌ها را خیس عرق می‌کند. محققان می‌گویند افرادی که در آستانه یائسگی قرار دارند، با چنین شرایطی روبه‌رو می‌شوند و اگر کسی که برای ازدواج انتخاب کرده‌اید دچار چنین علامتی است، نباید احتمال ابتلایش به یائسگی زودرس را از سرتان بیرون کنید. گذشته از این، محققان می‌گویند این افراد گاهی هم از اختلالات در کارکرد غده تیروئید رنج می‌برند. پس اگر در روز آشنایی با فردی با دست‌های خیس مواجه شدید، به او پیشنهاد دهید که به یک متخصص غدد مراجعه کند. البته بعید نیست که چنین پیشنهادی در یک قرار عاطفی، با خشم او و طرد کردن‌تان همراه شود.

اثر انگشتش مارپیچ است؟

 شاید فشار‌خون دارد

شاید درخواست ارائه اثر انگشت در روز خواستگاری، در‌خواستی عجیب، غیرمعمول و حتی برخورنده به‌نظر برسد اما بد نیست بدانید که اثر انگشت افراد می‌تواند احتمال دچار بودن‌شان به فشارخون بالا را ارزیابی کند. به گفته محققان، کسانی که اثر انگشت‌شان مارپیچ است، دو برابر بیشتر از افرادی که اثر انگشت‌شان شبیه حلقه یا قوس‌دار است به بیماری فشارخون دچار می‌شوند. چنین اثر انگشتی به‌خاطر تغییراتی که در زمان جنینی اتفاق افتاده ایجاد می‌شود و همان تغییرات باعث می‌شوند که فرد در مراحل بعدی زندگی‌اش دچار بیماری نوسان فشارخون شود.

 

Page 1 of 212


برچسب ها
بدلیجات سوپ آرایش پیتزا جوش هویج سایت ژولیت انگشتر زیبا شکلات تلخ ماهی مجله ی زولیت قهوه حکمت تائو خواننده دندان کالری فضانورد مجله ژولیت گناه قارچ اخبار هنرمندان جوش شیرین داستان کوتاه ترانه علیدوستی انگشترنقره مریخ خواب سرطان سینه خستگی سردرد جعفری مینا آقازاده مجله تفریحی سرگرمی ژولیت موز خامه میوه سرگرمی کودک کربوهیدرات زولیت فیتنس روغن زیتون فناوری روز فشارخون تلگرام فوتبال داخلی بیوگرافی رمضان ازدواج پیاده روی المپیک عباس کیارستمی سس انگشترلطیفه ناخن دسر کودکان کلسترول گردنبند مجله س تفریحی ژولیت مرغ زیورآلات به روز خودرو کامپیوتر آشپزی ترامپ تاریخ معاصر ایران بازیگر شکر غذا سیب عسل اخباراقتصادی رژیم لاغری گوجه فرنگی فلفل نقره جات جالبیجات شیر لباس رژیم غذایی اخبارهنرمندان پوست و مو یبوست پیاز شهاب حسینی پوست گیاه شناسی اشعار مینا آقازاده بیماری قلبی اخبار مذهبی، بزرگتریت سایت تفریحی سرگرمی تغذیه کودک پوکی استخوان پوست ومو بیماری گوشت فیلم وسینما سبزیجات اخبار فوتبال داخلی، اینترنت اکران چربی گردشگری روان شناسی مطالب جالب لاغر شدن انگشتر نوشیدنی طالع بینی افسردگی فال و طالع بینی مو اخبار تکنولوژی زنجبیل سایت تفریحی سرگرمی سلامت مو سیب زمینی آنتی اکسیدان غذای اصلی اخبار فوتبالی مواد غذایی فال روزانه داعش فضا طب سنتی مجله سرگرمی ژولیت جغرافیا ویتامین پروتئین چاقی لاغری فیبر اخبار،اخبار و مطالب روز ،مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت،ژولیت فوتبال دانستنی نوزاد کلسیم دیابت فال روانشناسی کارگردان تخم مرغ کاهش وزن اخبارسلامت سینما بروزترين اخبار ايران و جهان سايت مفيد و خبري سايت اقتصادي و بازرگاني سايت سلامت و تغذيه سايت تفريحي سرگرمي استرس سلامت سلامتی نوزاد سرطان ناسا روانشناسی کودک پزشکی اخبار اخبار سیاسی ورزش، آموزش آشپزی فوتبال، تغذیه مجله تفریحی سرگرمی ژولیت، اخبار اقتصادی اخبار ورزشی اخبار ورزشی، اخبار فوتبالی، تناسب اندام ژولیت، نجوم علمی اخبار، ورزش مجله ی تفریحی ژولیت تکنولوژی کودک اخبار سلامت مجله ی ژولیت بخش سرگرمي مجله ي ژوليت سرگرمي جالبيجات خنده جک اس ام اس تاريخ جملات آرام بخش آرام روح هنر بخش فرهنگ هنر تاريخ مجله ي ژوليت فرهنگ zhuliet بزرگترين سايت تفريحي سرگرمي بخش آشپري مجله ي ژوليت بزرگتريت سايت تفريحي سرگرمي مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليت مجله ي تفريحي سرگرمي ژوليتو مجله ی تفریحی سرگرمی ژولیت ژوليت ژولیت